برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

بهترین جهت های سازندگی را نهج البلاغه داردحجت الاسلام والمسلمین استاد رستم نژاد

به کوشش: ایمان رضائی منش

ملاک‌های مطالعه در شرح نهج‌البلاغه از نظر شما چیست؟

نهج‌البلاغه ابعاد گوناگون دارد؛ از اعتقادات تا مباحث سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و تاریخی را در برمی‌گیرد. از این‌رو، نخست باید بر اساس سرفصل‌های مختلف نهج‌البلاغه تعریفی مشخص ارائه کرد تا آن‌گاه ملاک مطالعه در شروح نهج‌البلاغه روشن شود. کسی که می‌خواهد نگاه تاریخی را پی بگیرد طبعاً باید به سراغ شروحی برود که با نگاه تاریخی به نهج‌البلاغه پرداخته‌اند، مثل شرح ابن ابی‌الحدید که تنها شرحی است که از نگاه تاریخی نوشته شده است. از آن سو، اگر بخواهد در مسائل اعتقادی و کلامی نهج‌البلاغه غور و بررسی کند باید به شرح ابن میثم نظر بیندازد که ترجمه هم شده است. آن کس هم که در پی کاویدن نهج‌البلاغه از نظر مسائل اجتماعی و سیاسی است و می‌خواهد مباحث حکومتی را در آن بیابد باید به سراغ «شرح فی ظلال نهج‌البلاغه» مغنیه برود. البته همة این شرح‌ها عربی است. اگر در شروح فارسی جست‌وجو می‌کنیم جامع همة شرح‌ها شرح «پیام امام» آیت‌الله مکارم است که پانزده جلد دارد و الان هم دوازده جلدش منتشر شده و یک جلد دیگر آن هم در دست چاپ است. احتمالاً امسال هر پانزده جلدش منتشر خواهد شد.

با توجه به اینکه رویکردهای متفاوتی در شروح نهج‌البلاغه وجود دارد اولویت با چه نوع رویکردی است؟

با توجه به شرایط امروز، بهترین نگاه رویکرد اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است. البته شایسته است همة این مباحث را به مسائل اخلاقی پیوند زنیم، یعنی اخلاق اجتماعی، اخلاق سیاسی و اخلاق مدیریتی. اساساً نهج‌البلاغه کتاب تربیت و اخلاق است. لذا به نظر من برای روزگار ما نگاه به مباحث اجتماعی و سیاسی به ضمیمة اخلاق بهترین رویکرد است. افزون بر این، نهج‌البلاغه به مسائل تاریخی نیز اشاره دارد و هر چند سیدرضی تقدم و تأخر تاریخی را رعایت نکرده، با نگاه به قراین می‌توان مطالب تاریخی زیبایی را از کلمات امیرمؤمنان(علیه‌السلام) استخراج کرد.

روشن است که برای ورود به هر موضوع علمی مثل شرح بر نهج‌البلاغه باید روشی را برگزید؛ یا به صورت موضوعی یا روش‌های دیگری. پیشنهاد شما چیست؟

این به فرد برمی‌گردد، یعنی نمی‌شود نسخة واحدی برای همه نوشت. افرادی هستند که تا حدودی با نهج‌البلاغه آشنایی دارند؛ برای اینها روش موضوعی بهتر است. اما افرادی که می‌خواهند با نهج‌البلاغه آشنا شوند باید نخست حکمت‌های نهج‌البلاغه را به ترتیب بخوانند که واقعاً هر حکمتی مطالب بسیار دارد.

با توجه به شرح‌هایی که نوشته شده انسان می‌تواند خیلی چیزها را بفهمد، ولی کسانی که اندکی با نهج‌البلاغه آشنایی دارند بهتر است به صورت تخصصی به سراغ مباحث موضوعی بروند.

مبلغان بهتر است به سراغ چه موضوعاتی بروند؟

نهج‌البلاغه برای هر طایفه‌ای سخن دارد؛ از فیلسوفی چون ابن سینا که می‌گوید: «ما قط فیلسوف إلا علی» تا آن عارفی که به اوج عرفان رسیده و از آن سوی تا آن عامی که از هیچ خبر ندارد. لذا مقتضای حال را مبلغان باید رعایت کنند. ایشان باید ببینند مخاطبانشان در چه جایگاهی قرار دارند و مخاطبانشان چه کسانی هستند، اما به طور غالب در سطح متوسط جامعة ما مهم‌ترین مسائل برای گفتن مباحث اخلاقی به ضمیمة اجتماعی است.

شهید مطهری در کتاب «سیری در نهج‌البلاغه» دربارة مرحوم عالم ربانی حاج میرزا علی آقای شیرازی اصفهانی دو سه صفحه تعریف می‌کند که ایشان چقدر با نهج‌البلاغه آشنا بود و چه عظمتی داشت تا آنجا که می‌گوید ایشان با نهج‌البلاغه زندگی می‌کرده و با نهج‌البلاغه نفس می‌کشیده است. شهید مطهری می‌گوید با همة اینها من ادعا نمی‌کنم که او به همة عوالم نهج‌البلاغه آگاه بوده است. ایشان دربارة میرزا علی آقای شیرازی اصفهانی می‌گوید که او تنها متخصص در برخی از دنیاهای نهج‌البلاغه بود و آنچه او در آن تخصص داشت در او عینیت خارجی یافته بود.

شهید مطهری در ادامه می‌گوید: نهج‌البلاغه چندین دنیا دارد: دنیای زهد و تقوا، دنیای عبادت و عرفان، دنیای حکمت و فلسفه، دنیای پند و موعظه، دنیای ملاحم و امور غیبی. دنیای سیاست و مسئولیت‌های اجتماعی و دنیای حماسه و شجاعت. این همه را که نام می‌برد باز هم سه نقطه(...) می‌گذارد. واقعاً عرصه‌های نهج‌البلاغه متعدد است. همین‌ها خود یک سیر مطالعاتی است.

به هر حال، بهترین جهت‌های سازندگی را نهج‌البلاغه دارد، به‌ویژه در بُعد اخلاق مدیریتی که امروزه ما بسیار به آن نیازمندیم و بسیار هم از آن غافلیم.

با توجه به تأکید شما بر رویکرد اجتماعی و اخلاقی، اگر بخواهیم خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌ها را دسته‌بندی کنیم ترجیحاً از کجا باید آغاز کنیم؟

این امری واقعاً تخصصی است. حتی آنجا که نهج‌البلاغه از سیاست حرف می‌زند با اخلاق آمیخته است و آنجا که از فلسفه حرف می‌زند و عالی‌ترین مباحث فلسفی را مطرح می‌کند، در همان جا هم مباحث اخلاقی را پیش می‌کشد. البته نمی‌توان خطبه‌ها و رساله‌ها و حکمت‌ها را از هم جدا کرد؛ در نهج‌البلاغه همه چیز با هم آمیخته است، مثل خود قرآن. نهج‌البلاغه فرزند قرآن است. اگر قرآن مسئله‌ای تاریخی بیان می‌کند، به مباحث مبدأ و معاد و نکات اخلاقی هم اشاره می‌نماید. برای نمونه، قرآن در بیان حکمی مانند قصاص که تنها مسئله‌ای جزایی است به مسئلة اعتقادیات، اخلاقیات، یا گاهی مدیریت، سیاست و حکومت نیز اشاره دارد. نهج‌البلاغه نیز همین‌گونه است. می‌شود گفت خطبة متقین و نامة 53 نهج‌البلاغه نیز چنین است. بنابر این در پاسخ به سؤال شما به نظر می‌رسد که چون کار تخصصی است، یک متخصص برای رسیدن به اندیشة جامع امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در یک موضوع باید کل نهج‌البلاغه را در نظر بگیرد. اگر بحث موضوعی شد دیگر انحراف پیش نمی‌آید؛ چون اگر برای نمونه کسی دربارة زهد در نهج‌البلاغه تحقیق کند، ممکن است همة حرف‌های امیرمؤمنان(علیه‌السلام) را در ارتباط با زهد به صورتی انحرافی تفسیر کند، بدین صورت که گویی حضرت علی(علیه‌السلام) می‌خواهد آدم‌ها به غار بروند و آنجا زندگی کنند، در حالی که اگر دیگر کلمات حضرت را در کنار هم بگذارند آدم از همة آن مطالب آن اندیشة جامع را استفاده می‌کند.

یکی از موضوعات بسیار مهم که در روایات هم به آن اشاره شده حفظ اسرار آل محمد(علیهم‌السلام) است. آیا در نهج‌البلاغه نیز مطلبی هست که در گفت‌وگو با عموم مردم باید آن را پوشاند؟

قطعاً چنین است؛ زیرا نهج‌البلاغه کتابی نیست که یک مؤلف آن را به صورت مدون بنویسد. نهج‌البلاغه واگویه‌های امیرمؤمنان(علیه‌السلام) است در جنگ یا سکوت یا هنگام ایستادن در محراب عبادت مسجد کوفه، خطبه‌خوانی‌های نماز جمعه و ... این کتاب از خطبة شقشقیه تا مباحث مختلف را دربردارد و در همة میدان‌ها سخن گفته است.

گاهی مطالبی در نهج‌البلاغه وجود دارد که به نوعی می‌تواند باعث سوءاستفادة دیگران شود. حتی بعضی از مباحث این‌گونه نیست و مباحث تخصصی فقهی است که طبعاً به درد عموم نمی‌خورد. حتی مباحث تخصصی طبی نیز در نهج‌البلاغه دیده می‌شود که به علوم بین رشته‌ای مربوط است. آقای تیجانی در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید من چند موضوع از نهج‌البلاغه را استخراج کردم و از دانشگاه سوربن دکترا گرفتم. آن چند عنوان چیست؟ فضاشناسی، گیاه‌شناسی، حیوان‌شناسی و....

پس نهج‌البلاغه مسائل تخصصی و فوق تخصصی دارد که شاید به درد عموم مردم نخورد. بلاغت رعایت مقتضای حال است. همین عبارات امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در اولین خطبة نهج‌البلاغه را شخصی مثل ابن سینا شرح می‌کند. این خطبه را نمی‌شود برای عموم مردم گفت، مانند آنجا که می‌فرماید: کسی که برای خدا وصفی قائل شود، برای او حدی قائل شده، کسی که حد قائل شود او را محدود و کوچک کرده است.

شواهد آن موارد اختلاف‌انگیز هم در نهج‌البلاغه وجود دارد؛ مواردی که اگر آدم بخواهد توضیح بدهد زیاد می‌شود.

یک موردش را اشاره می‌فرمایید؟

آنجا که خطاب به عایشه می‌فرماید تعبیری دارد که خیلی‌ها از تفسیر آن فرومانده‌اند.

نهج‌البلاغه ترجمه‌های گوناگون دارد. با توجه به سطوح مختلف مخاطبان، چه ترجمه‌هایی مناسب است؟

من به این ترتیب می‌گویم: یکی ترجمة انصاریان، دیگر ترجمة شیروانی، دیگر ترجمة امامی و آشتیانی. این سه به ترتیب یا نزدیک به هم در اولویتند و خوب هستند.

چه ویژگی‌هایی در این ترجمه‌ها دیده‌اید؟

بسیاری از ترجمه‌های جدید ناظر به ترجمه‌های قبل هستند، در صورتی که نقدها و نظرهای بسیاری دربارة آن ترجمه‌ها در کتاب‌ها، مقالات و همایش‌ها مطرح شده است. آقایان حسین انصاریان و شیروانی انصافاً روان نوشته‌اند. می‌دانید که برخی از کلمات امیرمؤمنان(علیه‌السلام) به دلیل فصاحت و بلاغت کلام امام نکته‌هایی دارد که وقتی به فارسی برمی‌گردد طبعاً مشکلاتی می سازد. این ترجمه‌های روان تا حد زیادی این مشکلات را برطرف کرده‌اند و بعضی جاها با توضیح بیشتر و خارج از متن ترجمه، مانند فیض‌الاسلام در پاورقی یا در خود متن در داخل پرانتز آن مشکل تعقید را هم تا حد بسیاری حل کرده‌اند. بنده فیض‌الاسلام را مترجم نمی‌دانم. فیض‌الاسلام تا حد بسیاری از ترجمه پیش‌تر است و به‌گونه‌ای شرح نهج‌البلاغه است.

اگر کسی بخواهد سیری برای مطالعه در شروح نهج‌البلاغه یا ترجمه‌ها شروع کند، چه پیشنهادی دارید؟

کتاب شرح فارسی اندک است. اگر بخواهیم سیر مطالعاتی تعریف کنیم مجبور هستیم شرح عربی را بگوییم و شروح عربی هم خوشبختانه در یک میدان قدم نزده‌اند؛ نگاه بعضی‌ها نگاه تاریخی است، نگاه برخی اعتقادی و کلامی است و نگاه برخی اجتماعی. از این رو، کمتر به ابعاد دیگر توجه کرده‌اند. این سیر مطالعاتی مانند سیر مطالعاتی در کتاب‌های تفسیری نیست تا چارچوب مشخصی داشته باشد. تخصص­ها، رویکردها، اختیارات و امکانات همه می‌تواند فضا را دگرگون و نسخه‌ها را متعدد کند. با وجود این، اگر بخواهیم ساده‌ترین شرح، نه ترجمه، برای فارسی‌زبانان را معرفی کنیم همین «پیام امام» تألیف شده زیر نظر آیت‌الله مکارم شیرازی است که آخرین شرح نهج‌البلاغه نیز هست. اما شرح علامه محمدتقی جعفری در دنیایی فلسفی و عرفانی است که عموم نمی‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. کسی که بخواهد کمی عمیق‌تر نهج‌البلاغه را بخواند باید به سراغ شرح ابن ابی‌الحدید یا شرح آقای خویی برود که البته آنها عربی یا بسیار مفصل هستند و برای هر فردی میسر نیست که به آنها مراجعه کند. از این رو، شرح «پیام امام» که به فارسی روان امروزی نوشته شده به بسیاری از مباحث امروزی نظر دارد و شبهات امروزی را هم از نگاه نهج‌البلاغه تا حد فراوانی پاسخ می‌دهد. ویژگی‌های این شرح مانند تفسیر نمونه است.