برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

مبلغ ونگاه او به ترجمه قرآن (2) - ترجمه‌؛ راهکارها و آسیب‌ها

حجت الاسلام والمسلمین استاد سیدمحمدرضا صفوی
در شماره قبل موضوع ترجمه  و مباحث مرتبط با آن را مورد بررسی و تحلیل قراردادیم. بخش پایانی این موضوع را پی می‌گیریم.
مطالعة ترجمة قرآن بدون قرائت خود قرآن چه آسیب‌ها و مزایایی دارد؟
مطالعة ترجمة قرآن ثمرات و مزایای خود را دارد؛ چه همراه قرائت قرآن باشد یا نه. چنان‎که ترجمه‌ای که خوانده می‌شود گویای مطالب قرآن و بیان مقصود باشد طبعاً حقایقی از قرآن تا حدودی که ترجمه منعکس کرده، دریافت می‌شود و خواننده به وظایف الهی خویش آشنا می‌گردد. از باب مثال هرگاه ترجمة آیه 12 سورة حجرات را بخواند دریابد که غیبت از محرمات الهی است و همسان مرده‌خواری است: «و یکدیگر را غیبت نکنید آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد گوش برادر مردة خود را بخورد! پس آن را ناپسند می‌ دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.»
و اگر ترجمة آیة 183 سورة بقره را بخواند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید روزه بر شما مقرر شده است، چنان‌که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شده بود، باشد که پروا پیشه کنید.» درمی‌یابد که روزه از واجبات الهی است و در ادیان پیشین نیز واجب بوده و ثمرة آن تقوا‌پیشگی است.
و اگر کسی ترجمة آیة 22 سورة انبیاء را بخواند: «اگر در آن دو (آسمان و زمین) خدایی جز خداوند بودند قطعاً هر دو تباه می‌شدند» به روشنی در می‌یابد که خدا شریکی ندارد و حقیقتی واحد این جهان را اداره می‌کند.
بله، گاهی در ترجمه کاستی یا خطایی دیده می‌شود یا وافی به مقصود نیست که به همان اندازه خواننده را از حقیقت دور می‌کند. از باب مثال، اگر این بخش از ترجمة آیة 11 سورة نساء را بخواند: «(تقسیم سهام ارث) پس از انجام وصیتی است که متوفی بدان وصیت می‌کند.» چنین برداشت می‌کند که واژگان آن‎گاه مالک سهم خودشان می‌شوند و حق دارند آن را تصرف کنند که وصیت متوفی را انجام داده باشند، در حالی که در آیة شریفه سخن از انجام و عمل به وصیت نیست. آنچه آیة شریفة «من بعد وصیة یوصی بها أو دین» بیان می‌کند این است که سهم‎الارث به مقدار وصیت تعلق نمی‌گیرد.
اما نخواندن متن قرآن نیز آسیب‌هایی دارد، چه ترجمه خوانده شود و چه نه و آن، محرومیت از سخن گفتن با خدا و شنیدن کلام خدا و دیدن نور الهی است. از امام صادق(ع) حکایت شده که فرمود: «لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه و لکنّهم لا یبصرون؛ به راستی خداوند در کلامش برای مردم جلوه‌گر شده است ولی آنان نمی‌بینند.»1
باید دانست که آنچه کلام خداست همان متن قرآن است و ترجمه هرچه باشد و از هر کس باشد کلام بشر است و نمی‌تواند کلام خدا باشد.
و اگر شخص آشنا به لغت عرب و ادبیات عرب است طبعاً ممکن است با خواندن متن قرآن به نکاتی دست یابد که در ترجمه منعکس نشده است.
 آیا تدبر در ترجمة قرآن همان حکم تدبر در قرآن را دارد؟
لابد منظور از «حکم» فواید تدبر و نتایج آن است. اگر مقصود این است باید گفت اهدافی که خداوند برای تدبیر در قرآن مفروض داشته مختلف است در مواردی آن هدف از تدبر در ترجمه هم حاصل می‌شود و بر فراز اهداف جز با تدبر در متن قرآن تأمین نمی‌شود. آیة 82 سورة نساء، مردمان را به تدبر در قرآن فرا می‌خواند: «أفلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً؛ آیا در قرآن نمی‌اندیشند؟ و اگر آن از نزد غیر خدا می‌بود در آن ناسازگاری و ناهمگونی بسیاری یافته بودند.» در این آیه بیان شده، نبود اختلاف و تضاد و ناهمگونی دلیل الهی بودن قرآن است و این، یعنی نبود تضاد، نبود هماهنگی می‌تواند هم در محتوای آیات قرآن فرض شود و هم در عبارات و الفاظ آن.
دریافت نبود تضاد و اختلاف از حیث محتوا تا حدود زیادی از ترجمه(به فرض صحت و دقت آن) نیز تأمین می‌شود. لذا تدبر در ترجمه نیز تأمین‌کنندة این هدف است.
ولی ترجمه بدون اختلاف و تضاد در عبارات و جملات از حیث بلاغت و فصاحت، شیوایی و رسایی و زیبایی نخواهد بود، هر چند دقیق و ظریف و زیبا باشد.
حقیقت و هدایت‎گری قرآن، مربوط به محتوای آیات است و ترجمه نیز بیان محتواست. لذا دریافت حقانیت قرآن و هدایت‎آفرینی آن نیز تا حدودی از ترجمه‌ها پذیرفتنی است.
قرآن معجزة الهی است و اعجاز قرآن ابعاد گوناگونی دارد. برخی از ابعاد آن با خواندن ترجمه نیز معلوم می‌شود. از جمله ابعاد اعجاز قرآن اعجاز علمی آن است، مانند بیان زوجیت برای گیاهان: «اولم یروا إلی الارض کم أنبتنا فیها من کل زوج کریم؛2 مگر به زمین نظر نکرده‌اند که بسیار گیاهانی که در جفت‌هایی زیبا هستند در آن رو مانده‌ایم.» و مانند بیان وجود جاذبه در جهان هستی و نگاه‎داشت آسمان‌ها به وسیلة آن: «خلق السماوات بغیر عمد ترونها؛3آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که آنها را ببیند آفرید.» و نیز پیش‌گویی‌های قرآنی مانند: «غلبت الروم فی أدنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون؛ رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان دیری نمی‌یابد که پیروز می‌گردند.» دریافت این‎گونه معجزات با تدبیر در ترجمه‌ها هم کم‌وبیش معلوم می‌شود، ولی اعجاز بیانی قرآن جز با تدبر در متن آیات دست‌یافتنی نیست.
فهم نکته‌ها و ظرافت‌های بیشتر نیز در گرو دقت در متن قرآن است و غالباً با تدبر در ترجمه به دست نمی‌آید.
مهم‎ترین ترجمه‌های فعلی را چگونه ارزیابی می‎کنید؟ در این میان، ترجمة قرآن بر اساس المیزان را چگونه می‎یابید؟
ترجمه‌هایی که در دو سه دهة اخیر عرضه شده غالباً ترجمه‌هایی متین و تا حدودی دقیق است. در میان آنها ترجمة آقای دکتر سید علی موسوی گرمارودی، دکتر سید جلال‌الدین مجتبوی، حضرت آیت‎الله مشکینی و دکتر بهاء‌الدین خرمشاهی که در وفاداری به نثر معیار مناسب‌ترین است، ترجمة کاظم پورجوادی به دلیل روانی آن، شیوایی و پیراسته بودنش از کروشه‌ها و پرانتزهای آزار‌دهندة ترجمه‌ای مناسب و خوش‌خوان است و ترجمة جناب آقای دکتر امامی به لحاظ متن ادیبانه برای دوستداران چنین متونی مناسب به نظر می‌رسد.
ترجمة قرآن بر اساس «المیزان» هم در این میان، به دلیل ابتنای بر تفسیر گران‎سنگ «المیزان» و نیز به دلیل رساندن مفاهیم آیات و بیان ارتباط آیات و مجلات و نشان دادن و پیوستگی آیات، ترجمه‌ای مناسب به نظر می‌رسد.
آیا ترجمه‌های موجود برای استفادة عموم کافی است یا آنکه ترجمه نیز باید متناسب با قشرهای مختلف مردم تولید ‌شود؟
ترجمه‌های موجود می‌تواند قشرهای زیادی از جامعه را پوشش دهد ولی کافی نیست. همان دلیلی که ضرورت اصل ترجمه را اقتضا می‌کند ضرورت تألیف ترجمه‌هایی برای قشرهای گوناگون را ثابت می‌کند؛ ترجمه‌ای متفاوت برای کودکان، نوعی دیگر برای  نوجوانان و به طرزی خاص برای جوانان به ویژه تحصیل‎کرده‌ها و خصوصاً دانشگاهیان چه در اصل بیان و چه در شکل و اندوه و صفحه‌آرایی ضرورت دارد.
 همان طور که مستحضرید طلاب به دلیل آشنایی اجمالی با الفاظ عربی به هنگام مراجعه به آیات قرآن، ترجمه‎ای بدوی به ذهن‌شان می‌رسد که گاه همان را در مقام سخنرانی و ارائه مطلب عرضه می‎کنند و حتی برداشت خود را نیز به آن می‎افزایند. آسیب‌های چنین روشی چیست و چگونه می‌توان از آن جلوگیری کرد؟
به نظر این‎جانب راه حلی ندارد. همین قدر می‌دانم که ترجمه و تفسیری که عالمانه نباشد بی‌هیچ تردید حرام است. خداوند می‌فرماید: «قل إنما حرّم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن... و أن تقولوا علی الله ما لا تعملون؛
 بگو جز این نیست که پروردگارم کارهای زشت را آنچه از آنها که آشکار است و نیز آنچه که نهان است حرام کرده است... و نیز اینکه می‌گویید بر خدا آنچه را که نمی‌دانید.» و خداوند دربارة پیامبرش فرمود: «و لو تقوّل علینا بعض الاقاویل لأخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه بالوتین؛4 اگر او (پیامبر) برخی از سخنان را بر ما بسته بود قطعاً ما دست راستش را می‌گرفتیم. سپس رگ جگرش را می‌بریدیم (نابودش می‌کردیم).»
منظور از عالمانه بودن و به اساس علم بودن برخوردار بودن از ابزار ترجمه و تفسیر و به کار بستن آنهاست که عبارت است از تسلط بر زبان و ادب عرب. از آن رو بر این باورم که راه حلی ندارد که کمتر کسی است خود را عالم نداند.

پی‌نوشت:
1. بحار الانوار، ج89، ص107.
2. سورة شعرا، آیه5.
3. سوره لقمان، آیه10.