برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

مبلغ و نگاه او به ترجمه قرآن (1)

حجت الاسلام والمسلمین استاد سید محمد رضا صفوی
ترجمه قرآن از جمله ابزار‌های اولیه ارتباط با این کتاب آسمانی است.نگاه علمی و متقن به این ابزار در برداشت‌های صحیح از قرآن بسیار اهمیت دارد.این موضوع در گفتگوی با استاد صفوی متخصص علوم قرآنی و مترجم قرآن مورد بررسی قرار می‌گیرد.
ویژگی‌های ترجمه مطلوب چیست؟
لابد منظور، ترجمه قرآن کریم است. وقتی ترجمه قرآن، مطلوب است که تا حد امکان با اصل برابر باشد. ترجمه، بازگردان متنی به زبان دیگر است. از این رو، برابری و انطباق با متن اصلی، هویت ترجمه است و اگر جز این باشد، مجازاً و مسامحةً، ترجمه نامیده می‌شود.
وقتی ترجمه با متن برابری می‌کند و بر آن منطبق می‌شود که ویژگی‌های متن اصلی را به همراه داشته باشد. از این رو، نخست باید در ترجمه قرآن، ویژگی‌های قرآن را دریافت. سپس با آن ویژگی‌ها به ترجمه‌ پرداخت تا ترجمه‎ای مطلوب به دست آید. البته برخی ویژگی‌ها، دست‌نیافتنی است که طبعاً مستثنا خواهد شد، از جمله اعجاز بیان قرآن. هیچ ترجمه‌ای نمی‌تواند این ویژگی را با خود داشته باشد؛ چرا که آن کار خداوند است و بس.
قرآن در آیات متعددی، خود را معرفی می‌کند. برای نمونه، به صراحت می‌گوید که قرآن، مُبین و آیاتش، بینات است: «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ»،1«تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ»،2 «بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»،3«وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ»4 و «وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ».5
از این رو، باید ترجمه مطلوب، روشن و روشنگر باشد و حقایق قرآن را به مخاطبان، آشکارا بنمایاند. در چندین آیه، چنین آمده است: «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ».6در این آیه بیان شده است که خداوند، قرآن را برای یادآوری ـ که مقدمه آن، فهمیدن و دریافتن است ـ آسان کرده است. بنابراین، به گونه‌ای باید ترجمه تدوین شود که فهم آن برای مخاطبان، آسان باشد و بتوانند به سهولت، حقایق و معارف آن را درک کنند.
قرآن به اذعان دوست و دشمن، سخنی زیبا، دل‌نشین و شیواست. طبعاً ترجمه، نه در حد قرآن، ولی تا حد امکان باید شیوا، زیبا و دل‌نشین باشد. از آنچه گذشت، به روشنی درمی‌یابیم که ترجمه‌های لفظ به لفظ نیست؛ زیرا نمی‌تواند مطالب قرآن را به روشنی بیان کند و فهم این‌گونه ترجمه‌ها، برای عامه مردم، آسان نیست. نه تنها از شیوایی و زیبایی و دل‌نشینی به دور است، بلکه بسیار گنگ و ناموزون است و هیچ مخاطبی را جذب نمی‌کند.
ترجمه‌هایی که در سه دهه گذشته، به جامعه قرآنی عرضه شده، غالباً گامی به جلو برداشته است و ترجمه‌های تحت‌اللفظی را منسوخ کرده و به صورت نثر معیار، یعنی برابر با ادبیات زبان مقصد، ارائه شده و تا حدودی رضایت مخاطبان را فراهم آورده است. با وجود این، تا رسیدن به نقطه مطلوب، فاصله داریم.
پیشنهاد ما برای نزدیک شدن به ترجمه مطلوب، ترجمه مبسوط است. مقصود آن است که ترجمه به گونه‌ای تدوین شود که مطالبی را که آیات شریفه، با توجه به ویژگی‌های الفاظ و عبادات و قراین پیوسته، گویای آن است، بیان کند. در ترجمه مبسوط، پیوستگی آیات، ارتباط جملات و متعلقات افعال، آشکار می‌شود. تفصیل این نوع ترجمه، فرصتی دیگر می‌طلبد و در این نوشتار نمی‌گنجد.
از جمله ویژگی‌های ترجمه مطلوب، پیراسته بودن آن از خطا و لغزش در بازگردان معانی واژه‌ها، ساختار صرفی و جایگاه نحوی آن‎هاست که باید گفت غالباً ترجمه‌ها، متین و با دقت و ظرافت نگارش شده‌اند، ولی خطاها و لغزش‌های آنها نیز کم نیست. پیشنهاد ما این است که نقدی جامع‎الاطراف و مستند بر ترجمه‌های موجود نوشته شود تا آیندگان با توجه به آن‎ها، ترجمه‌ای بی‎خطا یا کم خطا، تدوین کنند. به امید آن روز.
از جمله ویژگی‌های ترجمه مطلوب، در نظر گرفتن مخاطبان ترجمه است که بدون توجه آن، هدف‌ ترجمه تأمین نمی‌شود. از مهم‎ترین ویژگی‌های ترجمه مطلوب، حفظ امانت‎داری، یعنی انعکاس معانی و مفاهیمی است که الفاظ و عبارات قرآن، گویای آن است. متأسفانه، برخی ترجمه‌ها و نیز بسیاری از تفسیرها، وقتی ظاهر روشن از آیات قرآن را با باورها و عقاید مکتبی و مذهبی یا شخصی خویش، در علوم مختلف ناسازگار می‌بینند، به گونه‌ای آن را تأویل می‌کنند و آیات شریفه را از ظاهر آن منصرف می‌سازند. در این باره، سخن بسیار است و گِله‌ها، فراوان. به امید روزی که قرآن، امام و پیشوای همگان باشد و نیز جهان و مفسران و قرآن‎پژوهان بدان‎جا روند که قرآن آ‎ن‎ها را می‌برد، نه قرآن را بدان‎جا بکشند که خود می‌خواهند. امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) درباره حضرت مهدی موعود (عج) می‌فرماید: «یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی؛ اندیشه‌ها را به قرآن باز می‌گرداند، آن‎گاه که قرآن را به سوی اندیشه‌ها کشانده باشند».7

 با توجه به موضوعیت، الفاظ قرآن در فهم آیات ترجمه، چه ضرورتی دارد؟
موضوعیت الفاظ قرآن در فهم آیات، سخنی است، و ضرورت ترجمه، سخنی دیگر. ضرورت ترجمه، در نیاز مسلمانان غیر عرب، به کتاب آسمانی خویش و آشنایی آنان با حقایق وحی ریشه دارد. آن‎ها می‌خواهند بدانند کتابی که آن را کتاب آیین خویش دانسته‌اند، چه مطالب و حقایقی دارد. از این رو، ضروری است که کتاب آسمانی برای آن‎ها ترجمه، و در اختیارشان گذاشته شود.
«موضوعیت الفاظ در فهم آیات»، به این معناست که باید مترجم و مفسر، در ترجمه و تفسیر خویش، کاملاً واژه‌های قرآنی و خصوصیات و جایگاه آن را بشناسند؛ زیرا انتخاب واژه‎ای در میان واژه‌ها، هم معنا و مشابه و نیز نحوه چینش آن و دیگر خصوصیات، در شناخت مراد الهی نقشی به‎سزا دارد.
در نتیجه، ترجمه برای کسانی تدوین می‌شود که زبان عرب و ادبیات آن را نمی‌شناسند یا آشنایی کافی ندارد. این گروه که مخاطبان ترجمه هستند، از الفاظ قرآن، برداشتی ندارند و برای آنها، موضوعیت از حیث فهم، معنایی ندارد و ترجمه‌ها برای آنها تدوین نمی‌شود و مترجمان و مفسران با الفاظ قرآن سر و کار دارند.
شاید مراد از سؤال این است که آیا با توجه به موضوعیت الفاظ در فهم آیات، ترجمه امکان‌پذیر چیست؟ به نظر ما جواب مثبت است؛ زیرا مفروض بر این است که مترجم، الفاظ و ادبیات عرب را کاملاً می‌شناسد و آنچه را از الفاظ و کلمات، با خصوصیاتی که دارند، دریافت کرده است، را در قالب زبانی دیگر می‌ریزد و به مخاطبان آن زبان ارائه می‌کند.

 تفاوت ترجمه و تفسیر چیست؟
ترجمه، منعکس کردن مراد و مفاد استعمالی کلمات و جملات آیات شریفه، و تفسیر، ارائه مراد جدّی از آیات قرآن کریم است. تفاوت اساسی، در توجه به قراین ناپیوسته خلاصه می‌شود، یعنی در ترجمه، تنها به قراین پیوسته توجه، و در تفسیر، علاوه بر آن، قراین ناپیوسته نیز در نظر گرفته می‌شود. برای نمونه، اگر بخواهیم آیه شریفه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (مائده: 1)8  را ترجمه کنیم، معنای واژه‌ها را با مراجعه به لغت‌نامه‌های معتبر می‌شناسیم و معادل‌های زبان مقصد را می‌یابیم و به ساختار صرفی کلمات، توجه می‌کنیم. آن‎گاه به ساختار نحوی کلمات، توجه می‌شود و قراین پیوسته را نیز در نظر می‌گیریم. مثلاً می‌گوییم، ایفاء مصدر «اوفا»، به معنای وفا کردن و از عهده کاملاً برآمدن است، و «اوفوا»، صیغه امر است که حاکی از وجوب است. عقد «به معنای پیمان و قرار، و جمع آن عقود، دارای الف و دوم جنس است و به مشمول و عموم، دلالت دارد. بر این اساس، آیه شریفه را چنین ترجمه می‌کنیم: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به تمام پیمان‌ها و قراردادها، آن‎گونه که باید، وفا کنید».
تمام این مراحل، در تفسیر آیه، پیموده می‌شود و علاوه بر آن، به قراین ناپیوسته که دیگر آیات قرآن از موارد مسلّم آن است، ـ یعنی به آیاتی دیگری که درباره عقدها و قراردادها آمده است ـ رجوع می‌شود. شاید در آن‎ها مطلبی باشد که مایه تغییر جزئی یا کلی آیه مورد بحث شود. برای نمونه، به گونه‌ای روشن، آیه «احل الله البیع و حرم الربا» یا «حرمت علیکم امهاتکم و اخواتکم» و نظایر آن، برخی قراردادها را تحریم کرده و به رسمیت نشناخته است. طبعاً این گونه آیات سبب می‌شود «العقود» در معنای کلی و شمول خود نماند و به اصطلاح، تخصیص بخورد. بر این اساس، در تفسیر «اوفوا بالعقود» بیان می‌شود که اهل ایمان موظف‌اند به همه قراردادهای خود وفا کنند، مگر قراردادهای ربوی و عقد ازدواج با محارم سببی و نسبی و رضاعی و... .
حاصل اینکه «العقود» به معنای «همه قراردادها و پیمان‎ها» ترجمه شده است به جز پیمان‎های ربوی و مانند آن، که با توجه به دیگر آیات یا هر آنچه قراین ناپیوسته، مانند روایات به دست می‌آید و این کار، تفسیر به شمار می‌آید. البته طبعاً در مواردی که قراین ناپیوسته یافت نشود، ترجمه و تفسیر یکسان می‌شود. برای نمونه، ترجمه و تفسیر آیاتی مانند «اِن الله علی کل شیء قدیر»، یکسان است.
به این نکته نیز باید توجه داشت که بسیاری از آنچه تفسیر نامیده و در کتاب‌های تفسیری آورده می‌شود، هرچند مطالب ارزشمندی است، تفسیر آیات به شمار نمی‌آید. مثلاً درباره‌ «اِن الله بکل شیء علیم» بحث شود که علم خدا چگونه است؟ عین ذات است یا زاید به ذات است؟ قدیم است یا حادث؟ از این رو، امثال این مباحث، تفسیر این آیه به شمار نمی‌آید. مانند اینکه کسی درباره جمله «خورشید ساعت شش طلوع می‌کند»، از حجم خورشید سخن بگوید و از فاصله آن با زمین بنویسید و اجزای تشکیل‎دهنده خورشید را باز گوید و در نحوه عمل نورافشانی آن حرف بزند. هیچ یک از مورد‎ها، تفسیر جمله یاد شده نیست. تفسیر قرآن، یعنی دریافت مراد الهی از آیات قرآن، بر پایه ادبیات و قراین پیوسته و ناپیوسته.

آیا ترجمه را می‌توان تفسیری چکیده نامید؟
از بحث پیشین، پاسخ این سؤال معلوم می‌شود. چه بسا ترجمه آیه‎ای، تفسیر آن نیز باشد و در مواردی، ترجمه تفسیر به حساب نیاید. تفاوت در وجود قراین ناپیوسته و نبود قراین ناپیوسته است. به هر حال، ترجمه، چکیده تفسیر به شمار نمی‌آید.

آیا اساساً ترجمه بدون تفسیر قابل تصور است؟
اگر تحلیل‌های لغوی واژه‌های قرآنی و تحلیل‌های صرفی و نحوی و بلاغی قرآن را از مسائل تفسیری به شمار آورید، طبعاً ترجمه بدون تفسیر ممکن نیست؛ یعنی برای ارائه ترجمه، تحلیل‌های یاد شده ضروری است، ولی اگر بر این باور باشیم که تحلیل‌های یاد شده تفسیر نیست ـ که به نظر این‎ جانب، حق نیز همین است ـ ترجمه بدون تفسیر، نه تنها قابل تصور است، بلکه تقریباً از این نظر، به ترجمه ربطی ندارد؛ زیرا ترجمه، بازگردان معانی واژه‌ها و جملات با توجه به قراین پیوسته درونی و بر اساس ادبیات عرب است و دین، نیازمند تفسیر آیات نیست. از این رو، اگر فرض شود کسی هیچ تفسیر نمی‌داند، می‌تواند ترجمه‌ای دقیق از آیات قرآن را ارائه دهد. به همان مثال گذشته باز می‌گردیم: اگر کسی از آیاتی، نظیر «حرم الربا» یا «حرمت علیکم امهاتکم...» بی‌خبر باشد، می‌تواند به گونه‌ای، جمله «اوفوا بالعقود» را دقیق ترجمه کند.
پی‌نوشت

 1. شعرا: 2؛ قصص: 2؛ زخرف: 2؛ دخان: 2.
2. حجر: 1.
3. شعرا: 195.
4. بقره: 99.
5. یونس: 15.
6. قمر: 17 و 22 و 32 و 40.
7. .نهج‌البلاغه، خطبه 138.
8. مائده: 1.