برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

شیوه‌های مطالعه و پژوهش در موضوع امامت

 

آیت الله سیدکمال حیدری
مدرس سطح عالی حوزه علمیه قم
نقش اصلی مبلغ چه در عرصة سخنرانی بر منبر و چه در عرصه‌های دیگر، رساندن محصولات علمی حوزه‌های علمیه به عوام مردم است و مبلغ باید واسطه‌ای بین تولید کننده و مصرف کنندة معارف باشد.
ممکن است برخی از مردم در برابر معارف دینی عوام نمایند، ولی به دیگر دانش‌ها عالم باشند. برای نمونه، پزشک به مسائل فقهی عوام است، ولی به علم پزشکی آگاهی دارد و فقیه به علوم پزشکی عوام است و به مسائل فقیه آگاهی دارد. از این رو فقیه به پزشک نیازمند است، همان‌طور که طبیب به فقیه نیاز دارد. از امام باقر(علیه‌السلام) پرسیدند: آیا ممکن است یک عالم، جاهل باشد؟ فرمودند: بله. او عالم به آن چیزی است که می‌داند و جاهل است به چیزهایی که نمی‌داند.
در مورد مباحث امامت در زمان ما دو مقام وجود دارد: مقام اول آشنا کردن شیعیان با فرهنگ اعتقادات امامیه است. مثلاً شیعیان می‌پرسند امام معصوم است یا نه؟ عصمت امامان بعد از امامت شکل می‌گیرد یا پیش از آن هم معصوم بوده‌اند؟ در این جا باید با روایات معتبر شیعه و قرآن به آن پرسش‌ها پاسخ دهیم، حال چه اهل سنت این روایات را بپذیرند یا نه.
مقام دوم مناظره با طرف مخالف و غیر شیعه است. یک دسته از ادله را می‌توان برای اقناع شیعیان به کار برد و یک دسته از ادله هست که برای مناظره با غیر شیعه به کار می‌رود. بین این دو امر بسیار خلط می‌کنند و دلایلی را که به اقناع شیعیان مربوط است در مقام مناظره به کار می‌برند و بالعکس. مبلغان دینی باید دقت کنند بین این دو امر خلط نشود.
وظیفة مبلغ این است که مخاطب خود را بشناسد که جزو گروه اول است یا دوم. اگر نوع مخاطب برایش مشخص شود باید به مرحلة دوم منتقل شود؛ بداند منابع و مصادری که می‌توان در امر اول و دوم از آنها بهره گرفت کدام است.
مصادری که می‌توان در امر اول از آن بهره برد، قرآن و روایات و کتاب‌های کلامی است که برای اثبات عقاید ما نوشته شده است، مانند کتاب‌های عقایدی امامیه که برای مناقشه بر مخالف نوشته نشده است. منابع دیگری که برای امر اول و اثبات معتقدات شیعه برای شیعیان از آنها استفاده می‌کنیم قرآن و روایات در «اصول کافی» و کتاب حجت «بحارالانوار» است. همچنین از میان کتب اساسی دیگر می‌توان به برخی رسائل شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی اشاره کرد. متأخران نیز کتب بسیاری در این باب نوشته‌اند. برای نمونه، علامه طباطبایی و شهید مطهری در باب امامت مباحث خوبی مطرح کرده‌اند و همچنین آیت‌الله خرازی در کتاب «بدایة‌المعارف» مباحث خوبی در باب امامت نوشته است. به عبارت دیگر، مبلغان بایستی به سمت آثار بزرگان علم بروند، نه اینکه هر کتابی را که در اختیار دارند مطالعه کنند. حضرت علی(علیه‌السلام) فرمود:
«خذوا من کلّ علم لبابه و دعوا قشوره فإنّ العلم کبیر و العمر قصیر؛
از هر علمی خمیرمایه و اساس آن را بیاموزید؛ چون علوم زیاد و عمر کم است.»
برای نمونه، اگر بخواهید حکمت متعالیه یاد بگیرید تنها باید به سراغ آثار ملاصدرا بروید.
در امر دوم که مقام مناظره با مخالف است باید به مصادری مراجعه کرد که مخالف آنها را می‌پذیرد. در این‌باره باید به سه نکته توجه کرد:
یکم آنکه نباید به هر کتابی مراجعه کرد که در نزدشان هست؛ چون کتاب‌های آنان از نظر اعتبار مختلف است و اگر از مصدر درجه سوم استدلال کنیم آن را رد می‌کنند. برای نمونه، اگر به کتاب «فرائدالسبطین» متعلق به علی بن محمد حموینی استناد کنیم می‌گویند این شخص به تشیع متهم است و اگر به فخر رازی استناد کنیم می‌گویند او علم حدیث نمی‌دانسته است. این مسئله در نزد ما نیز وجود دارد؛ زیرا مثلاً در «مستدرک‌الوسائل» روایاتی وجود دارد که مقبول ما نیست. پس باید به نزد کتب معتبره در نزد خود اهل سنت رفت.
دوم آنکه آنان هر روایتی را که در کتب معتبرشان هست قبول ندارند، بلکه تصریح می‌کنند که تنها حدیثی معتبر است که در «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» وجود دارد ولی هر مطلبی که در دیگر کتب معتبر هست پذیرفته نیست. در نزد ما نیز این گونه است. برای نمونه، بر مبنای مرحوم خوئی همة روایات «اصول کافی» صحیح نیستند و برخی از آنان ضعیف‌السند است.
سوم آنکه اگر روایت معتبری را از کتاب معتبری نقل کنیم، تفسیر ما از آن روایت حجت نیست و ممکن است طرف مقابل تفسیر دیگری ارائه دهد. برای احتجاج با مخالف باید به سراغ روایات معتبر در کتاب‌های معتبری رفت که تفسیر آن با مبانی ما سازگار است و این روایات وجود دارد ولی به پژوهش و دقت فراوان نیاز هست.