برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

گامی نو در تبلیغ چهره به چهره

 

 

به کوشش: ایمان رضائی منش

حجت‌الاسلام سيد محسن سجاديان، ده دوازده سالي است به حوزة علمیه آمده و اکنون پس از رسیدن به مقطع خارج در مؤسسة امام خمینی رشتة کلام اسلامی می‌خواند. حجت‌الاسلام مرتضي اسدي هم طلبة سطح دو حوزة علمیه است که به گفته خودش در کنار فعالیت‌های تبلیغی به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی هم علاقه‌مند است. آقای سجادیان در سال 1383 برای بار نخست به تبلیغ رفت. البته آن موقع شیوة تبلیغ وی بر پایة منبر رفتن بود. آقای اسدي گویا نخستین گام فعالیت تبلیغی خود را مشاورة مذهبي و تبليغ چهره به چهره می‌داند. این دو مبلغ در رمضان امسال در تهران شیوه‌ای تازه بنا نهادند که بر اساس همین روش مشاوره است. گفت‌وگوی زیر را به منظور تبیین بیشتر روش این دو پی گرفتیم.

تفاوت سبک کنونی شما با سبک تبلیغ سنتی چیست؟

سجادیان: سبک قديمي و سنتي هواداران خودش را دارد. باید در نظر داشت هر قشر و صنفي توي مسجد نمي‌آيد و معمولاً هر کسی پاي منبر نمي‌نشيند. بی‌تردید منبر اثرگذار است، ولي تأثیر آن بیشتر براي قشر خاصي است. باید در نظر داشته باشیم که اهمیت تبلیغ به دلیل رساندن پيام الهي و قرآن و اهل بيت (علیهم السلام) است. اگر مردم سراغ مبلّغ نمی‌آیند، مبلغ نباید بی‌کار بنشیند. راه‌اندازی خيمه‌های فرهنگي از این دست ترفندهاست که ارتباط مبلغ با مخاطب را تسهیل می‌کند. این خیمه‌ها در مراکز برپا می‌شود که رفت‌وآمد مردم بسیار است. برخی از افراد که به این خیمه‌ها سر می‌زنند می‌گویند که نخستین بار است که از نزدیک با روحانیان هم‌صحبت می‌شوند.

تفاوت اساسی این شیوه با شیوة سنتی این است که در شیوة سنتی سخنران متناسب با چيزي سخن می‌گوید که خودش تهيه کرده اما در این سبک مخاطب سراغ مبلغ می‌آید؛ مخاطب است که از مبلغ می‌پرسد و مبلغ باید مطالب را آن طور که مخاطب می‌پرسد تهیه کند.

مبلغ در این شیوه با تکثر مخاطب چگونه کنار می‌آید؟

سجادیان: البته مخاطب‌ها فرق مي‌کنند. همان‌گونه که فرموده‌اند: «کلمّ الناس علي قدر عقولهم.» هر مخاطبي که مي‌آيد متناسب با او باید برخورد کرد. البته در این شیوه ممکن است برخی از مخاطبان را نتوانیم اقناع کنیم. مخاطبان را باید دسته‌بندی کنیم و البته باید به توانایی خود مبلغان هم توجه کنیم. ولي به صورت کلي برخورد کريمانه و رحيمانة يک روحاني بايد با همه یکسان رعایت شود.

اسدي: ببينيد در شیوة تبلیغ مبتنی بر منبر، مبلغ پس از سخنراني از مخاطب فاصله می‌گیرد، هر چند ممکن است چند شبهه در ذهن مخاطب به وجود آمده باشد. به نظر این آفت تبلیغ سنتی است. ولی ما در اين تجربه‌ای که در سبزه‌ميدان تهران پشت سر گذراندیم تازه متوجه شديم چه عطشي به روحاني در میان مردم وجود دارد. واقعيت اين است که مردم به روحانيان اقبال دارند. اين‌گونه نيست که بي‌احترامي کنند. وقتي کسی نزد مبلغ می‌آید و جواب سؤالش را می‌گیرد گذشته از تشکر و قدرداني، با روحانيان هم صمیمی می‌شوند.

تبلیغ چهره به چهره مسائل خودش را هم دارد. برای نمونه، هم‌کلام شدن با نامحرم و فهمیدن برخی از رازهای زندگی دیگران. آن هنگام شاید مبلغ به ناچار در گودالی مشکلات بیفتد که مخاطب خود در آن غوطه‌ور است. شاید چهره به چهره شدن با برخی از مخاطبان سبب شود که برخی حرف‌ها پشت سر مبلغ گفته شود؛ چه باید کرد با این دست مشکلات؟

سجادیان: البته همین طور است. مردم وقتي مي‌آيند سراغ يک روحاني بعضي از اسرارشان را که حتي به پدرشان، مادرشان و همسرشان هم نمي‌توانند بگويند و نگفته‌اند برای او برملا می‌کنند. در حقیقت، روحاني را محرم اسرار خود مي‌دانند و از روحانيان هم توقع دارند. اين باعث مي‌شود که روحاني خود در درجة اول آن مقدمات مسائل اخلاقي و اسلامي را رعايت کند. وقتي مبلغ به مخاطب مي‌گويد در قرآن آمده که نباید به نامحرم خيره شد اين روحاني خودش نمی‌تواند از این دستور سربپیچد. ما وظيفه داريم که اخلاق اسلامي را در مشاوره کردن را رعايت کنيم. برخی وقت‌ها زن و شوهر جوانی به ما مراجعه کرده‌اند و خواسته‌اند که کمی از آداب زناشویی را برایشان توضیح دهیم. این طور مواقع امکان ندارد که به چشم زن جوان زل بزنیم و مسائل ریز را برایش تبیین کنیم.

ببینید وقتی از تبلیغ چهره به چهره می‌گویید باید به لوازمش هم پایبند باشید. یکی از مهم‌ترین لوازم این کار رعایت حال مخاطب و توجه به نیاز او برای هم‌کلام شدن و ادامة آن است. برای نمونه، برخی از مخاطبان نمی‌پسندند که مبلغ موقع سخن گفتن سرش را به پایین بیندازد، یا اینکه برخی دوست ندارند در هنگام سخن گفتن از اصطلاحات مرسوم میان طلبه‌ها بشنوند و به اصطلاح دوست دارند با کسی هم‌کلام شوند که امروزی سخن می‌گوید. به نظر شما این لوازم را چگونه می‌شود رعایت کرد؟

سجادیان: پاسخ به این پرسش دو بُعد دارد: یک بُعدش آن است که باید به احکام شرعی هنگام تبلیغ توجه کرد و مواظب بود که از آنها سرپیچی نشود، اما دربارة اینکه برخی از مخاطبان می‌خواهند که هنگام گفت‌وگو با آنها راحت باشیم و مثلاً به چهره‌شان نگاه مستقیم کنیم به شرايطی که اقتضا می‌کند با آنها برخورد می‌کنیم. برای نمونه من به برخی از خانم‌ها که چندان حجاب خوبی نداشتند دلیل این را می‌گویم که چرا سرم را پایین می‌اندازم و خیلی با آنها راحت حرف نمی‌زنم. به آنها می‌گویم که اگر شما حجابت را رعایت می‌کردی بهتر می‌توانستم با شما هم‌کلام شوم. در حقیقت مشکل را می‌اندازم به گردن خودشان که موازین را رعایت نمی‌کنند.

اسدي: زبان بدن يک نوع کمک حال براي ارتباط است. ممکن است لحن سخن گفتن، نوع نگاه کردن،‌ حتي نشستن، يا تکيه دادن من هنگام گوش دادن به حرف‌هاي مخاطب روی ارتباط من با مخاطب تأثیر بگذارد. اينها براي مخاطب پيام دارد. پس من بايد هنر داشته باشم بتوانم از زبان بدنم خوب استفاده کنم. البته به کار بردن این هنر باید در چارچوب شریعت باشد. قديم‌ها حاج آقا که توي مسجد مي‌نشست و مثلاً قرار بود خانمي به او مراجعه کند، زودي مي‌دويدند يک استکان نعلبکي پر از چاي براي حاج آقا مي‌آوردند. بعد ديگر حاج آقا خودش شروع مي‌کرد با اين استکان چاي ور می‌رفت و صحبت‌هاي حاج خانم را هم گوش مي‌کرد و خرده خرده اين چاي را مي‌خورد. به ظاهر حواسش به چاي و استکان بود، ولی گوشش با آن خانم بود. این نمونه‌ای است از هنر استفاده از زبان بدن در قالب چهارچوب‌هاي شرعي که با وجود آن حواس مخاطب هم پرت نمی‌شود و براي او سوء تفاهم شکل نمی‌گیرد که حرفم را گوش نمي‌دهد. البته مدد و عنايت خدا و توجه معصومان (علیهم السلام) هم بسیار کمک مي‌کند.

سجادیان: دربارة چگونگی لحن کلام هم لطيفه‌هايي گفته‌اند که طرف با رفيقش از حاج آقا طرز ذبح کردن گوسفند را پرسيدند. حاج آقا همان اصطلاحات طلبگي را گفت. او به رفيقش گفت حاج آقا دارد تعقيبات مي‌خواند بيا برويم بعد بياييم. البته از آن طرف هم باید مراعات کنیم که چنان عرفی و چاله‌میدانی هم حرف نزنیم که از شأن روحانی و مبلغ به دور باشد.

اسدي: متأسفانه بعضي‌ها انگاری قسم خورده‌اند که وقتي اين لباس را بر تن کردند جوري رفتار کنند که به راحتي نشود با آنان ارتباط برقرار کرد. مردم هرگز این گونه رفتار را نمی‌پسندند. این جلوة خوبي هم ندارد. وقتي مردم اين موانع را مي‌بينند، سرد مي‌شوند و گاه همین سبب می شود از روحانی پرهیز کنند. مي‌گفت دانشجویی توي يکي از کشورهاي اروپايي درس مي‌خواند و سال‌ها آنجا زندگي مي‌کرد. يک روز آمد ايران و رفت قم پيش يکي از علما تا سؤال شرعي بپرسد. پرسید: آقا ما آنجا توي دانشگاه يا خوابگاه که هستيم دستشويي‌هايمان رو به قبله است چه کار بايد بکنيم؟ آن آقاي مسئله‌گو گفت: «عند الجلوس کمي ميل بفرماييد!»‌ اين دانشجو شاکي بلند شد و در را کوبيد و رفت پیش همراهش. همراهش سبب ناراحتی‌اش را از او پرسید. گفت: مي‌گويد من از او مسئلة شرعي مي‌پرسم او مرا مسخره می‌کند و مي‌گويد: وقتي نشستي يک کم از آن بخور!

کسي که مي‌خواهد کار تبليغي به شیوة چهره به چهره را پیش بگیرد از جهت شرايط جسمي و روحي چگونه باید باشد؟

سجادیان:از نظر روحي و رواني مبلغ باید در سطح شایسته‌ای باشد. البته براي هر کاري اين شرايط مهم است. آدم هر کاري را مي‌خواهد انجام بدهد بايد آمادگی آن را داشته باشد.

اسدي: روحاني سنگ صبور است، چه بخواهد چه نخواهد. روايت داریم که پيغمبر (صلّی الله علیه و آله) توي مسجد نشسته بود و فلان عرب باديه‌نشين آمد و به قولي پايش را جلوي پيغمبر دراز کرد و بعد سرش را گذاشت روي زانوي پيغمبر و گفت خوابم مي‌آيد و مي‌خواهم بخوابم. اصحاب غضبناک شدند ، ولی پيغمبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود: کاري نداشته باشيد! حالا اگر‌ توي خيابان يکي بيايد بگويد حاج آقا ده دقيقه اين بچة من را مثلاً نگه دار، واقعاً ما باید ظرفيتش را داشته باشیم.

به هر حال، گاهی پیش می‌آید يکي مشاورة خانوادگي می‌خواهد. اين قطعاً به حوصلة بيشتري نياز دارد. توي اين بحث‌ها بايد شجاعتي داشته باشيم که اگر شرايطش را نداریم به دیگری ارجاعشان بدهیم.گاهی مراجعه کننده‌اي به سراغتان می‌آید که کارش طول مي‌کشد. مثلاً با زنش دعوايش شده و زن از شوهر قهر کرده است. آمده و راهکار مي‌خواهد و مي‌خواهد دردش را بگويد. اين قطعاً طول مي‌کشد. اگر من حوصله ندارم واقعاً باید شجاعت داشته باشم و او را به دیگری راهنمایی بکنم. چون به هر حال او آمده جواب دين را از من بپرسد. حرفي که من براي او مي‌زنم يعني دين اسلام اين را مي‌گويد. خب چرا با بي‌حوصلگي باشد.

بعد انقلاب اين اتفاق افتاده که طلبه‌ها بيشتر از آنکه فقط بخواهند نمايندة دين باشند نمايندة دين و دولت هستند. شاید کسی به روحانی مراجعه کند و دربارة خدا و پيغمبر شکايت و انتقاد نداشته باشد، بلکه از شرايط موجود گله داشته باشد. با این دست مخاطبان چگونه می‌شود رفتار کرد؟

سجادیان: بستگی دارد. گاه طرف از روی غرض‌ورزی این دست پرسش‌ها را می‌پرسد و گاه با گوش کردن به شبکه‌های ماهواره‌ای به شبهه‌ای رسیده و نمی‌تواند آن را حل کند. در هر حال، آدم بايد ببينند طرف چه وضعیتی دارد. اگر واقعاً قصد فهمیدن دارد با بضاعت‌مان به او پاسخ می‌دهیم اما اگر تنها غرض‌ورزانه دارد برخورد می‌کند سعی می‌کنیم که با تسامح از کنارش بگذریم تا توان‌مان را برای پرداختن به پرسش‌های دیگران از دست ندهیم.