برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

طلبگی یعنی... تعهد به تبلیغ معارف و مذهب اهل بیت (علیهم السلام) به جهانیان - حجت الاسلام والمسلمین عبدالله دوسو

 

به کوشش: علیرضا جمالی

عبدالله دوسو از کشور ساحل عاج، متولد سال 1970 میلادی است که به گفتة خودش تقریباً‌ سیزده سال از اقامتش در ایران می‌گذرد. او در پی ارتباط با حوزة علمیة ساحل عاج و ارتباط با کارکنان سفارت جمهوری اسلامی ایران با جمهوری اسلامی آشنا شد و در اواخر سال 87 میلادی برای ادامة تحصیل برای اقامت در ایران درخواست کرد و این‌گونه به حوزة علمیة قم پا نهاد.

از چه زمانی به تبلیغ مشغول شدید؟

از سال 92 میلادی که مستبصر شدم به بعد تبلیغ را آغاز کردم؛ هم کاروان‌های تبلیغی راه انداختیم و هم مدرسة علمیه تأسیس کردیم.

بیشتر در چه مناطقی تبلیغ کرده‌اید؟

غیر از ساحل عاج در چند منطقة ایران هم تبلیغ رفته‌ام؛ مناطقی مانند گرگان، سنندج، بوشهر و چند بار هم تهران و اصفهان.

شما چه تعریفی برای طلبگی دارید؟

طلبگی یعنی سرباز بودن برای امام زمان (عجّل الله فرجه)، یا تعهد به تبلیغ معارف و مذهب اهل بیت (علیهم السلام) به جهانیان. تبلیغ مذهب اهل بیت (علیهم السلام) و سرباز بودن انسان برای امام زمان (عجّل الله فرجه) مقدماتی می‌خواهد و این مقدمات ایجاب می‌کند که ما طلبه بشویم، یعنی معارف اهل بیت (علیهم السلام) را یاد بگیریم. دانستن این معارف، نیازمند به دانستن مقدماتی است که آموزش آنها تنها در حوزة علمیه ممکن است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمين‏» یعنی هیچ حرفی در این جهان بهتر نیست از حرفی که مردم را به سوی خداوند دعوت می‌کند. از بهترین کارهای انسان این است که انسان دیگران را به سوی خداوند و پیامبر(صلّی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) دعوت کند و از این رو، برای رسیدن به آن هدف باید طلبه شد تا دستمان از اطلاعات پر شود.

فکر می‌کنید شاخصه‌های موفقیت یک مبلّغ در مناطقی مثل مناطق شما که هم مسلمان شیعه وجود دارد و هم مسلمان سنی، چه چیزهایی است؟

اولاً اینکه آن چیزی که ما می‌خواهیم برای دیگران تبلیغ کنیم باید در وجود خودمان شکل بگیرد. در ساحل عاج غیر از هم‌زیستی مسلمانان شیعه و سنی نوعی هم‌زیستی و مجاورت میان مسلمانان و مسیحیان هم وجود دارد. تقریباً چهل درصد از ساکنان ساحل عاج مسیحی هستند و بعضی‌ها هم حتی بی‌دینند. پس ما وقتی که می‌خواهیم مذهب اهل بیت (علیهم السلام) را به آنها برسانیم باید این همه قشر را در نظر بگیریم، یعنی باید کاری کنیم که اولاً‌ آنها که بی‌دین هستند بفهمند که دین‌داری یعنی چه و دین‌داری چه تأثیری در زندگی انسان می‌گذارد و به تفاوت‌های دین‌داری و ملحد بودن پی ببرد. دین‌داران هم به دسته‌های متعددی تقسیم می‌شوند و برخی از این دین‌داران مسیحی هستند و ما باید به غیر مسلمان‌ها نشان دهیم که دین اسلام بهتر است از ادیان دیگر و بالخصوص مسیحیت که در مناطق ما بیشتر هستند. در اسلام هم مذاهب متعددی هست که باید به آنها نشان بدهیم که مذهب تشیع بهتر از تسنن است. پس آن چیزی که می‌تواند ما را در این فرازها موفق بدارد این است که این مذهب اهل بیت (علیهم السلام) و تعالیم و معارف ایشان در وجودمان نقش ببندد. شاخصة مهم موفقیت این است که همان‌گونه که حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «کونوا لنا دعاة صامتین» یا «بغیر ألسنتکم» یعنی با رفتار، کردار و مظاهر تبلیغ کنید. بعضی‌ها دنبال منطق نیستند و فقط دنبال رفتار هستند. بعضی‌ها هم احساساتی هستند و بعضی‌ها یعنی تحصیل‌کردگان تنها دنبال استدلالات منطقی هستند پس ما باید به همة شاخصه‌ها برای موفقیت در زمینة تبلیغ مسلح بشویم.

دربارة شبهات و سؤالات جدید که پیش می‌آید، با توجه به اینکه از مرکز فاصله دارید، چه می‌کنید؟

اولاً ما باید سعی کنیم ارتباط‌مان قطع نشود، یعنی روز به روز باید با مراکز اسلامی در تماس باشیم تا بدانیم چه مسائلی در صحنه رقم می‌خورد.

آیا همسرتان هم به شما در تبلیغ کمک می‌کند؟

بله! کاملاً ایشان خیلی کمک می‌کند. نه تنها ایشان حتی خانواده‌ و پدر و مادرش همه پشتیبان ما هستند.من دو بار با ایشان به تبلیغ رفته‌ام. یادم هست که در سال 2009 با هم به تبلیغ رفته بودیم. شبی بنده را به سخنرانی دعوت کردند. وقتی که بنده داشتم صحبت می‌کردم ایشان هم در بین خانم‌ها نشسته بود و مسائلی را که خانم‌ها بیشتر به آن توجه می‌کردند متوجه شده بود و آن مسائل را روی کاغذ نوشته و به بچه داده بود تا به من بدهد که روی منبر نشسته بودم. آن موقع واقعاً به درستی فهمیدم که باید سخنرانی‌ها به کدام سمت کشیده شود.

برای بهتر شدن روش‌های تبلیغ و برطرف شدن مشکلات چه پیشنهاداتی دارید؟

بله یعنی اولاً‌ انتقادات زیاد داریم که من به دو چیز اشاره می‌کنم: مسیحیان در تبلیغ خودشان روش‌های خوب به کار می‌گیرند و مذهب و دین خودشان را تبلیغ می‌کنند. مثلاً‌ یک مسیحی از ایتالیا که نه زبان ما را بلد است و نه فرهنگ ما را می‌شناسد بدون هیچ مقدمه‌ای می‌آید از پایتخت رد می‌شود و به روستایی دورافتاده می‌رود که حتی ماشین به آن نمی‌رسد. او با خانواده‌اش می‌رود آنجا و با مردم می‌نشیند و زبان ما را یاد می‌گیرد و در زندگی روزمره‌شان شرکت می‌کند تا وقتی که جزو جامعه قرار گرفت تبلیغ دین خودش را شروع کند. او با این اوصاف می‌داند مشکل مردم کجاست، مشکل اجتماعی، مشکل روان‌شناختی و مشکل اقتصادی چیست. وقتی که مشارکت می‌کند و بعد‌ مذهب خود را ارائه می‌دهد کاملاً مردم می‌توانند قبول کنند. اما مسلمانان و به خصوص شیعیان اصلاً به این مسائل توجه نمی‌کنند. وقتی که مبلغّان می‌روند یا امکانات مالی ندارند که به مناطق دوردست برسند یا اصلاً بعضی‌ها انگیزه ندارند.

حمایت مادی سازمان فرهنگ و ارتباطات هم ناچیز شد. گاهی از ما برای تبلیغ دعوت می‌کنند که ما حتی کرایة ماشین که با آن به شهر برسیم نداریم. وهابی‌ها حتی کاروان‌های تبلیغی دارند و به همة روستاها می‌روند. برای اینکه مردم بتوانند اسلام را یاد بگیرند باید امکاناتی در دست باشد. مبلغ در هنگام تبلیغ برای پاسخ گفتن به پرسش‌های مبلغان باید با مراکز اسلامی در ارتباط باشد که این خود به امکاناتی نیاز دارد که ارتباط با صحنة تبلیغ را وصل نگاه می‌دارد، اما چون مثلاً جامعة المصطفی برای هر مقطع تحصیلی فقط یک حق سفر رفت و برگشت گذاشته، یعنی دورة لیسانس یک بار می‌توانم بروم و برگردم، دورة کارشناسی ارشد نیز همین طور، تقریباً هر پنج سال طلبه می‌تواند یک بار برود و برگردد و این برنامة سازمان ارتباطات که قبول کرده بودند به بچه‌ها بلیت بدهند متوقف شده است و سال گذشته اصلاً‌ بلیت ندادند. الان بلیت ما از ایران به ساحل عاج یک میلیون و شش‌صد و سی هزار تومان است.

حرف‌ ما این است که سازمان ارتباطات، جامعة المصطفی و حتی خود حوزة علمیه قم این مسئلة تبلیغ را باید جدی بگیرند. پیش از اینکه تشیع در ساحل عاج رواج پیدا کند وهابی‌ها خیلی تنبل شده بودند و به فارغ‌التحصیلان خودشان کمک نمی‌کردند. اما وقتی حرکت تشیع در سال 92 در ساحل عاج و بعضی مناطق افریقا شروع شد مراکز وهابیت در عربستان سرمایه‌گذاری را از سر گرفتند تا مردم به سوی تشیع نگروند.