برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

می‌شود بگویید چرا زن‌ها نباید امر به معروف کنند؟

سرکار خانم درویشی از اساتید جامعه الزهرا و بانوان موفق در عرصه تبلیغ

به کوشش: صدیقه قربانی طلبه ممتاز جامعه الزهرا

خانم رقیه درویشی از سال 57 و قبل از انقلاب اسلامی فعالیت‌های تبلیغی خود را آغاز کرد. فعالیت‌های تبلیغی ایشان ابتدا سخنرانی‌هایی بود که علیه رژیم پهلوی در مساجد و بعضی دیگر از مکان‌ها مطرح می‌کرد. گفت‌وگوی زیر با ایشان دربارة تجربه‌های تبلیغی و نکته‌های لازم صورت پذیرفته است که برای بانوان مبلغ و نیز همسران مبلغان ممکن است جالب توجه باشد.

در چه حال و هوایی پا به عرصة تبلیغ گذاشتید؟

من در سال 57 نوجوانی هفده ساله بودم و شاید خیلی زود بود که به تبلیغ بپردازم. من از سال 54 که به طور غیررسمی به کلاس‌های عقیدتی می‌رفتم اساتیدی داشتیم که به طور خصوصی به ما مباحث اعتقادی، احکام، عربی و درس‌های دیگر آموزش می‌دادند که الان دارند توی حوزه می‌خوانند، البته نه با این انسجام و با این نظم، ولی اکثر این دروس را می‌خواندیم و امروز هم می‌بینم که خیلی از این دروس را من از همان ابتدا از آن اساتید آموخته‌ام.

آن موقع استاد به ما گفت که باید سخنرانی کنید. توی آن جمع شانزده نفره من از همه کم سن و سال‌تر بودم. من یک بچة مدرسه‌ای بودم، اما دیگران فوق‌لیسانس داشتند. من پیش آنها خیلی کم می‌آوردم و هر وقت هم وارد جمع آنها می‌شدم همه‌اش می‌گفتم خدا را شکر می‌کردم که آنها من را در میان خود راه داده‌اند تا بتوانم از این بحث‌ها استفاده کنم. آن موقع که استاد گفت باید سخنرانی کنید سخنرانی کردن برای آنها عادی بود، ولی برای من خیلی دشوار بود که بخواهم سخنرانی کنم. واقعاً آن وقت‌ها من فقط می‌خواستم خودم چیزی یاد بگیرم. هنوز در فکر تبلیغ نبودم و فکر نمی‌کردم که بتوانم روزی مبلغ بشوم. ولی پس از تمرین‌هایی که در کلاس‌های خصوصی کردیم، سال 57 که شد، به سفارش استادمان به تبلیغ رفتیم.

به شهرستان‌ها می‌رفتید؟

شهرستان‌ها نه. به روستاهای اطراف.

اطراف قم؟

نه! من اهل رشت هستم. به روستاهای اطراف رشت می‌رفتم. دبیرستانی بودم. بچه‌های راهنمایی را جمع می‌کردند و من برای بچه‌های مقطع راهنمایی هر هفته کلاس اخلاق برگزار می‌کردم.

بعد در سال 59 به قم هجرت کردم. آمدم قم، به مکتب علوم قرآن، اول چهارمردان و آنجا مشغول شدم. بعد از چند وقت موقعیت تبلیغی برای همسرم پیش آمد که از قم مهاجرت کردیم. بعد هم پشت سر هم بچه‌دار شدیم که سبب شد در تحصیلم به طور کلاسیک و رسمی فاصله افتاد، ولی تبلیغ را ادامه دادم. در این بین همسرم هم خیلی کمک می‌کرد. چون تبلیغ می‌کردم ناچار بودم که با دست پر بروم سخنرانی کنم. مطالعاتم خیلی زیاد بود، به ویژه در زمینة تفسیر بسیار مطالعه می‌کردم. به هر حال، دوباره از سال 68 آمدم به جامعة الزهرا و از اول شروع کردم.

تبلیغ رفتن برای بانوان چه ضرورتی دارد؟

چرا فقط باید مردها امر به معروف کنند؟ می‌شود بگویید چرا زن‌ها نباید امر به معروف کنند؟ تمام این چیزهایی که واجب است مرد و زن نمی‌شناسد. چون بیش از نیمی از افراد جامعة ما را زنان تشکیل می‌دهند و بالاخره باید توی این عرصه هم یک سری از هم‌جنسان خودشان باشند که به کار تبلیغ بتوانند بپردازند. این را هم عرض کنم که وقتی می‌خواستم ازدواج کنم یکی از شرط‌های اولیه‌ام این بود با همسرم. چون استادم وقتی فهمیدند من می‌خواهم با یک روحانی ازدواج کنم من را منع کردند و گفتند من اجازه نمی‌دهم شما با یک روحانی ازدواج کنید. من گفتم چرا؟ گفت نوعاً روحانیان خانم‌هایشان را محدود می‌کنند و دوست دارند که فقط خانم‌هایشان بنشینند توی خانه. فکر می‌کردم استادم هرچه می‌گویند وحی مُنزل است. برای همین وقتی قضیة ازدواجم پیش آمد من ابتدائاً مخالفت کردم. وقتی که از طریق واسطه سؤال شد که علت مخالفت چیست، گفتم به این دلیل. بعد همسرم به من فرمودند که من دوست دارم اگر من یک دستی خدمت می‌کنم برای اسلام، شما یک دست دیگر باشید تا این دو تا دست با هم حرکت کند. الان حدود 31 سال از زندگی مشترکمان می‌گذرد.

بخش عظیمی از تبلیغ دین به عهدة بانوان است. به نظر شما خصوصیات یک مجلس ذکر زنانه چه باید باشد؟ فکر می‌کنید چه آسیب‌هایی این مجالس را تهدید می‌کند.

امام صادق(علیه السلام) به عده‌ای می‌فرمایند: «طوبی لکم» و سه بار این کلمة «طوبی لکم» را تکرار می‌کنند. سؤال کردند آقا خطاب «طوبی لکم» به چه کسانی است؟ فرمودند آنهایی که ما را در بین مردم زنده می‌کنند. توضیحات بیشتری که خواستند، حضرت فرمودند یعنی کسانی که مجالس ذکر و نام و یاد ما را در بین مردم برپا می‌دارند تا مردم به ما علاقه‌مند شوند. یقیناً اهل بیت(علیهم السلام) نیازی ندارند که ما به آنها علاقه‌مند شویم. اگر در ظرف دل ما عشق و محبت اهل بیت(علیهم السلام) بخواهد موج بزند تا حد زیادی از آفت‌های شیطانی ایمن خواهیم شد. لذا وقتی در این مجالس قرار است که واقعاً مجلس ذکر برگزار شود، ممکن است آسیب‌ها و آفت‌هایی هم شکل بگیرد. مثلاً ممکن است کسی مجلس برپا کند تا در بین مردم محبوب و مشهور شود. با کمال تأسف بعضی جاها می‌بینیم برخی دنبال این هستند که یکی را دعوت کنند که اسم و رسم یا صدای خوبی داشته باشد. اینها آفت است. هر چقدر هزینه و تلاش کنید این دست مجالس، مجلس ذکر نمی‌شود که روایات به آنها اشاره دارند.

بانوان مبلّغ چه شاخص‌هایی را باید رعایت کنند تا به موفقیت برسند؟

اولاً‌ رضایت خدا و دوم نظم و برنامه‌ریزی. تنها این نباشد که من بروم کلاس و سخن‌رانی کنم ولی در این میان بچه چطور بشود، شوهر چه کند، خانه و خانواده چگونه بگذرد، مهم نباشد.

چه پیشنهاداتی دارید برای اینکه مبلّغ مرد در مجالس زنانه حضور پیدا کند؟

مثل شهر قم که بانوان مبلغ بسیار هستند ضرورتی ایجاب نمی‌کند که آقایان بیایند، ولی بعضی جاها که محروم هست چه فرقی می‌کند مبلّغ آقا باشد یا خانم. وقتی که مبلّغ خانم نباشد پس ناچار باید از وجود آقایان استفاده کرد و بهتر است که آقایان توی مباحث اشتراکی سخن بگویند. مثلاً دربارة مباحث مخصوص زنان من اصلاً ضرورت نمی‌بینم و خیلی زشت به نظر می‌رسد که موبایل‌ها بلوتوث‌هایی را نقل وانتقال دهند که آقایی در جمع خانم‌ها برای اینکه بیاموزند زندگی زناشویی گرم چکونه به وجود می‌آید، بی‌پرده و بدون شرم و حیا و آن زن‌ها هم بدون شرم و حیا سؤال‌ها و جواب‌هایی را رد و بدل کنند. واقعاً آیا اسلام این اجازه را می‌دهد؟

چه شیوه‌هایی را برای تبلیغ مناسب می‌دانید؟

همیشه سعی کنید برنامه‌تان را تنظیم کنید که مثلاً ده دقیقه تا یک ربع به سؤال‌های عمومی اختصاص داشته باشد. بعد موضوع را انتخاب می‌کند. باید دید چگونه می‌شود برخی مسائل کاربردی برای یک زن خانه‌دار را اجرا کرد.

همسران مبلغان چه مسائل و دغدغه‌هایی دارند؟

حوزة علمیة قم برای همسران مبلّغان هم موقعیتی ایجاد کرده که حالا اگر نمی‌رسند مثلاً در جامعة‌الزهرا یا دفتر تبلیغات به طور خیلی وسیع و گسترده‌تر تحصیلاتی داشته باشند، یک‌سری کلاس‌های ضروری در زمینة معارف و احکام و تفسیر و مباحث اخلاقی را بگذرانند که تا اندازه‌ای دست همسر یک روحانی برای وقتی که به تبلیغ می‌رود خالی نباشد. این مسئله خیلی ضرورت دارد چون وقتی که آقایان با خانواده‌شان تبلیغ می‌روند زنان آن منطقه توقع دارند که با همسر روحانی هم ارتباط برقرار کنند و از معلومات وی بهره‌مند شوند؛ حیف است که همسر روحانی این توان‌مندی را نداشته باشد.

همچنین ما می‌توانیم با ایجاد شبکه‌های دوستی بین همکاران خودمان، مبلغان و همسران مبلغان، مشکلات و کمبودهای عاطفی ایشان را هم جبران کنیم و چقدر بهتر است که در این شبکه‌های دوستی سیر مطالعاتی داشته باشیم. برای نمونه کتاب‌های شهید مطهری را مطالعه کنیم و در جلساتی دربارة آنها با هم حرف بزنیم.