برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

هدف تبلیغ ارتقا سطح فرهنگ دینی است - حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی عیدی

 

به کوشش: علیرضا جمالی

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی عیدی روحانی موفق و مبلّغ نمونه از طرف سازمان تبلیغات اسلامی طلبة پایة هشتم قم است که به عنوان روحانی مستقر دو سال به اتفاق همسر و خانواده‌اش در روستای قلعه مرغی از توابع شهرستان بهمئی مستقر بوده است. وی متولد تهران است.

چطور شد که به تبلیغ رفتید؟

من در جلسة خواستگاری با خانمم قرار گذاشته بودم که بعد از عروسی چند وقتی را در مناطق محروم بگذرانیم. به همین خاطر سه ماه پس از مراسم عروسی اسباب و اثاثیه منزلمان را سوار کامیون کردیم و خودمان هم همراه آنها از تهران به روستای مُمدی از توابع شهرستان بهمئی استان کهکیلویه و بویراحمد رفتیم.

الان چند سال است آن جا مشغول هستید؟

دو سال ما آنجا مشغول بودیم. الان در یکی از دیگر شهرستان‌های استان مشغول تبلیغم. آنجا که ما مشغول بودیم روستایی است که از شهر تنها چهل کیلومتر فاصله دارد، ولی راه خیلی سختی دارد، یعنی کل این مسیر را باید با دنده یک و دو رفت. منطقه‌ای کوهستانی و محروم است. آنجا چهار تا شبکة تلویزیونی بیشتر نمی‌گیرد که اکثر دو شبکه هم همیشه قطع است. برق هم خیلی از وقت‌ها قطع است. به همین دلیل پس از آنکه در آن محل مستقر شدم چون دیدم آنجا نه روزنامه‌ای هست، نه هفته‌نامه‌ و گاه‌نامه و اینترنتی، به فکر افتادم که گاه‌نامه‌ای مذهبی به نام «گاه‌نامة مسجد» منتشر کنیم که البته بیشتر وقت‌ها هر ماه منتشر می‌شداین کار را به همراه بچه‌های فعال مسجدی روستا شروع کردیم؛ بچه‌هایی که بیشتر سوم راهنمایی و اول یا دوم دبیرستان بودند. از میان ده بیست نفری که داوطلب بودند پنج را گزینش کردیم که سه نفر از خواهرها و یک نفر از برادرها بودند. این گاه‌نامه با مطالبی از ایشان و گاهی خودم بسته می‌شد. بعد با کامپیوتری که خانه داشتم تایپش می‌کردم و می‌بردم شهر و آن را به هزینة شخصی به تعداد دویست تا پانصد تا چاپ می‌کردم و در روستای خودمان و روستاهای اطراف آن را توزیع می‌کردیم. هزینه‌اش شخصی بود، هرچند کوشیدیم از جایی هزینه‌اش را بگیریم اما نشد. هدفمان از این گاه‌نامه ارتقای سطح فرهنگی و فکری و دینی بچه‌های آن مناطق محروم بود.

چه پیشنهادی دارید برای طلبه‌هایی که علاقه‌مند تبلیغند و می‌خواهند ازدواج کنند و بعد به تبلیغ بروند؟

ما طلبه‌ها باید به قشر خاصی هم ازدواج کنیم؛ قشری که بدانیم به کار ما شناخت دارند و راه را می‌دانند. یعنی همان اول در انتخاب همسر باید دقت کنند. مطلب دوم این است که باید بکوشیم وظیفة طلبگی‌ خودمان را که تبلیغ است خیلی دوستانه به همسرمان بفهمانیم. فکر می‌کنم که همسران ما طلبه‌ها خیلی خوب موضوع را درک می‌کنند و از اینکه ما هم این موضوع را با آنها در میان می‌گذاریم خیلی هم خوشحال می‌شوند. آن موقع یک پای قضیه هم خودشان می‌شوند و اصرار می‌کنند که زودتر به تبلیغ برویم.

آقای عیدی تعریف شما از هویت طلبگی چیست؟

هویت طلبگی یعنی قدم گذاشتن در مسیر آموختن و آموزش دادن یا تعلیم و تعلم. طلبه‌ای درست قدم برمی‌دارد که هر لحظه امام زمان(عجّل الله فرجه) را بالای سر خود احساس کند. طلبه باید مقداری خودش را از نظر علمی تأمین کند و آن‌گاه همان را که یاد گرفته سریع انتقال ‌دهد. طلبه همیشه باید خودش را با علم روز همراه بداند تا به نیاز جامعه پاسخ دهد. پس طلبه باید یاد بگیرد خودش را در محضر امام زمان(عجّل الله فرجه) بداند و زکات علمش را بدهد، یعنی آموختن و خودسازی را که گذراند به مرحلة نشر علم وارد می‌شود.

اگر هنگام تبلیغ با کاستی‌های علمی برخورد کنید، مثلاً موضوعاتی باشد که دوست داشته باشید پیرامونش اطلاعات داشته باشید تا بتوانید در تبلیغ منعکس کنید، برای این کاستی‌های علمی که توأم با تبلیغ برای شما حاصل می‌شود چه برنامه‌ای دارید؟

چون دسترسی به اینترنت نداشتم این مسئله خیلی برایم سخت بود. از طرفی تنها نصف کتاب‌هایم را توانستم از تهران با خودم ببرم؛ چون حمل و نقل اثاثیه سخت بود. به همین دلیل، تنها منبعم برای پاسخ دادن به پرسش‌ها یا برخی اساتیدم در تهران و قم بودند که به آنها تلفن می‌کردم یا از برخی دوستانم که به کتابخانه دسترسی داشتند آن اطلاعات را می‌گرفتم.

به نظر شما چه روش‌های باعث توفیق مبلّغ می‌شود؟

فکر می‌کنم آن مبلّغی موفق است که رابطة خودش را با خدای خودش ملموس کرده باشد. کلاس‌های اخلاقی بود که آن زمان می‌رفتیم؛ کلاس آقا مجتبی تهرانی در خیابان ایران و کلاس مرحوم آیت‌الله حاج آقا مجتهدی تهرانی. آن زمان آن کلاس‌ها خیلی تأثیر گذاشت روی ما. دعاهایی که توی مفاتیح هست، مانند زیارت عاشورا و دعای توسل و نمازهای مستحبی مثل نماز امام زمان هست، خیلی به طلبه کمک می‌کند.

شاید برخی از طلبه‌ها وقتی به تبلیغ می‌روند مرارت‌ها و تلخی‌هایی آنها را بیازارد. خود ما تا هشت ماه آشپزخانه نداشتیم و نزدیک یکی دو ماه حمام نداشتیم. گاهی بعضی افراد سد راه تبلیغ می‌شدند یا کمبود و کاستی‌هایی بود که بعضی ادارات آنجا قول می‌دادند ولی کمک نمی‌کردند. حالا با این وضعیت من و همسرم آنجا چطور دوام می‌آوردیم! خیلی شرایط سخت بود! ولی این را به وسیلة آن رابطه‌ای که با خدا برقرار می‌کردیم جبران می‌کردیم، حالا چه در نماز، چه در دعاهایی که آنجا می‌خواندیم و یکی به قول‌ استاد ما که می‌گفت بهترین روضه‌ها روضه‌ای است که آدم خودش برای خودش بخواند و گریه کند، بی‌کار که می‌شدیم به یاد مصیبت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) می‌افتادیم و این رابطه را حفظ می‌کردیم و خلاصه این اشک کمک می‌کرد که یک خرده سبک شویم.

برای رفع اختلافات، گرفتاری‌ها و مشکلاتی که توی منطقه‌تان پیش می‌آمد، چه راهکاری را پیش می‌گرفتید؟

اولین کاری که می‌کردم دعوت به آرامش بود. دومین کاری که می‌کردم از ریش‌سفیدهای همان منطقه استفاده می‌کردم که هم زبان و هم محلی‌شان بودند. جلسه‌ای با حضور آن ریش‌سفیدها می‌گذاشتیم و سعی می‌کردیم که این مشکلات را حل کنیم. چون من بچة تهران بودم و مال آن منطقه نبودم، شاید کلماتی را استفاده می‌کردم که به گوش مردم آنجا آشنا نبود.

آیا انتقاد یا پیشنهادی از سازمان‌های متولی طرح روحانی مستقر یا طرح هجرت دارید یا نه؟

چه انتقادی! ما که دلمان کباب است! اگر یک وسیلة‌ نقلیه داشتم خیلی می‌توانستم بیشتر کمک برسانم و وظیفة طلبگی‌‌ام را انجام بدهم. نکتة دیگر اینکه ادارات وعده می‌دهند اما متأسفانه به عمل که می‌رسد سخت به وعده‌هایشان پایبند می‌مانند. عامة مردم یک طلبه روحانی را هم به عنوان نمایندة دین و هم به عنوان نمایندة دولت می‌شناسند. لذا اگر کم و کاستی توی روستاها از لحاظ برق‌،‌ آب، گاز و بالاخره نفت باشد به روحانی گزارش می‌دهند. برای نمونه آنجا چند وقت نفت نبود که به سراغ من می‌آمدند تا این موضوع را پی بگیرم. ما هم این مسائل را به بخشدار یا فرماندار انتقال می‌دادیم، اما متأسفانه اینها ناراحت می‌شدند که چرا این کم و کاستی‌ها را ما داریم انتقال می‌دهیم یا چرا از آنها انتقاد می‌کنیم. سه روز تمام بود که جنگل‌های بلوط توی کوه داشت می‌سوخت. ما هر روز این آتش‌سوزی را می‌دیدیم. من با بخشدار و فرماندار که تماس گرفتم این دوستان اولش که پشت گوش انداختند و بعد هم ناراحت شدند که چرا تماس گرفتیم و توبیخشان کردیم.

انتقاد دیگر این است که طلبة مبلغ کمی از لحاظ مالی باید تأمین شود تا بتواند جایزه بدهد یا برای جذب مردم و بچه‌ها به مسجد و مدرسه از آنها استفاده کند.