برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

دانشمند شناخته شده، سیاست‌مدار ناشناس - نگاهی کوتاه به سیره سیاسی اجتماعی شیخ اعظم

 

 

 

محقق: سیدعلی آقایی

با وجود محدوديت تحميلي دشمنان اسلام، تلاش‌هاي طاقت‌فرسا و مخلصانة‌ فقيهان وارسته و عالمان خداترس و عابد، فقه جعفري را پویا نگاه داشته است. شیخ مرتضی انصاری دزفولی(1281- 1214ق) از مهم‌ترین این فقیهان وارسته است. وی از بنیان‌گذاران تفکر فقهی معاصر شیعه به شمار می­آید. ابتکار علمی، نبوغ فکری، وارستگی معنوی و کمالات و فضایل اخلاقی، از ویژگی­های برجستة این شخصیت کم نظیر است. گوشه­ای از ابعاد خصوصی و اجتماعی زندگی این رادمرد حوزة فقاهت در زیر می‌آید:

الف) بعد علمي

نظرات علمی شیخ انصاری چه در روزگار خودش و چه پس از آن تازگی دارد. شیخ را باید نقطة ثقل مباحث علمی در فقاهت دانست. آیت‌الله شبیری دراین‌باره اعتقاد دارد: «از وفات شيخ حدود يک قرن و نيم مي‌گذرد اما در طول اين مدت تمام افکاري که در مجامع علمي و حوزه‌هاي شيعه مطرح و مدار بحث بوده است يا سخنان شيخ بوده يا از ايشان الهام گرفته شده است و با تمام تبادل فکري و اصلاحات علمي که صورت گرفته، همچنان آرای شيخ در مقام اول است و اين مطلب قابل انکاري نيست.»1

ب) زهد

زندگي قبل و بعد رياستش بر عالم تشيع هيچ فرقي نداشت و زهد او در دزفول و نجف يکسان بود. ميرزا حبيب‌الله رشتي از شاگردان خاص شيخ نقل کرده که با شيخ در سفر بوديم، در روز سوم غذايي براي خوردن نداشتيم، خواستيم مقداري ماست بخريم که طبق عرف بايد دوتومان مي‌داديم، اما فروشنده به کمتر از چهارتومان راضي نبود. شيخ هم سه‌تومان پيشنهاد داد که فروشندة مذکور قبول نکرد. شيخ با آن وضع مزاجي نان خشک در آب مي‌زد و ميل مي‌کرد، وقتي ما اعتراض کرديم فرمود: «نَفس من بر من فقط به اندازه يک تومان حق داشت نه بيشتر!» و اين در حالي بود که سالانه بالغ بر دویست هزار تومان به دستش مي‌رسيد.2

ج) مقام فقرا

تاجري متدين از حلال‌ترين درآمد خود، پولي را براي شيخ فراهم کرده بود. زماني که خدمت شيخ آمد، عرضه داشت اين پول از خمس نيست که شما امساک کنيد. از پاک‌ترين درآمد خود جدا کرده‌ام تا در اين سن کهولت در آسودگي باشيد. شيخ در جواب فرمود: «حيف نيست عمري را به فقر گذرانده‌ام، در اين آخر عمر خود را غني کنم و نام من از طومار فقرا محو و در آخرت از مقام آنها باز بمانم؟»3

د) امانت، نه طعمه

زعامت برخلق را مسئوليتي بس خطير مي‌انگاشت و در تحمل بار سنگين آن سوز و گدازها به درگاه الهي داشت. بارها ديده شد که در حرم گريه مي‌کرد که خدايا اين مسئوليت سنگين است و تو بايد مرا از لغزش‌ها نگه داري و همواره راهنمايم باشي... در همين راستا هميشه می‌کوشید مناصب را به اهلش واگذارد. يک‌بار شخصي از عدول نجف براي خداحافظي خدمت ايشان رسيد. به شيخ گفتند: اين آقا از شما اجازه مي‌خواهد براي سهم امام. شيخ اجازه نداد. آن فرد پرسيد: آيا مرا عادل نمي‌دانيد؟ شيخ فرمود: «چرا، ولي از زماني که اطلاع دادند مي‌خواهي به شهرت بازگردي، ريشت را از سابق بلندتر کرده‌اي! کسي که گرفتار هواي نفس است تا در ميان مردم مورد توجه باشد، من چگونه مي‌توانم اختيار بيت‌المال را به او بدهم؟»4

هـ) سیاست‌مدار زیرک

اود از مناطق شيعه‌نشين شمال هند است که بين سال‌هاي1273-1135قمری گروهي از سادات شيعه بر آن حکومت مي‌کردند. وثيقة هندي يا موقوفة اود يا خيرية هند، پول وقفي بود که از اين شهر به کربلا و نجف مي‌آوردند و زير نظر علما به مصرف طلاب مي‌رسيد. انگليسي‌ها پس از نابود کردن اين سلسله در1273قمری(1858میلادی) و سرکوب وحشيانة شیعیان اود، پول موقوفه را براي نجف به‌خصوص شيخ مي‌فرستادند ولی شيخ از قبول آن امتناع مي‌کرد. پس از مدتي چون راه نفوذ در شيخ را محال ديدند به بهانة اينکه مجتهدان پول را به فقراي طلاب نمي‌دهند، خود به‌طور مستقل در دفتري مشغول به تقسيم پول شدند. شيخ انصاری که از همان ابتدا نيت شوم انگليسي‌ها را در نفوذ مرموز به حوزه‌ها دريافته بود از قبول اين موقوفه که حق طلاب بود، سرباز زد و ديپلماسي لندن را در دست‌يابي به اغراض پليدش ناکام کرد.5

بعد از این جریان، سفير بريتانيا در بغداد دو سال انتظار کشيد که خدمت شيخ مشرف شود تا به خیال خود از این طریق بتواند شیخ را نرم نماید، اما هيچ‌گاه اجازة ملاقات نيافت. روزي در بيابان از دور جمال شيخ را مشاهده کرد و گفت: اين مرد يا عيسي بن مريم است يا نایب خاصش!6

و) دغدغة اصلاح

شیخ به سرنوشت جامعة اسلامي شيعي روزگار خويش بسيار توجه داشت و برای رفع مشکلات مردم می‌کوشید. وی به فکر مصالح امت اسلامي بود و برای ارتقای سطح آگاهي‌هاي جامعه و ايجاد زمينة رشد و تعالي فکري و اخلاقي حتي براي دولت‌مردان هم مي‌نوشت. شيخ در جواب درخواست صدراعظم ايران مبني بر دادن فتاواي خود به دولت، بر حاشية کتاب «جامع عباسي» فتاواي خود را می‌نوشت.7

ز) پاسخ رندانه

مانجکي زرتشتي در سفر خود به ايران، از شيخ سؤالاتي کرده بود و ایشان را با القابي چون «فخرالمجتهدين»، «ملاذالمسلمين»، «جناب مستطاب حقايق و معارف»، «حجت‌الاسلام»، «سرکار شريعت‌مدار»، «شيخ‌الفقهاء» و... ستوده بود. شيخ در پاسخ به اين سؤال که برخي مسلمانان دختران وجيهة زرتشتي را فريب داده‌اند و آنان را مسلمان کرده‌اند و با ايشان ازدواج نموده‌اند درحالي‌که اصلاً راضي نيستند، نوشته بود: «مکرر نوشتيم که اذيت ذمي و اخذ مال آنها غير از وجوه مقرره در شريعت مطهره حرام است... اسلام به جبر قبول نيست اما دعوي جبر هم مسموع نيست خصوصاً بعد از عقد نکاح.»8

شيخ به‌درستي دريافته بود که اين شخص تحت لواي بررسي وضعيت زرتشتيان، در حقيقت براي مأموريت استعماري خود می‌خواهد زرتشتيان را تحریک نماید و دستور شبکة اطلاعاتي بريتانيا را اجرا کند. شيخ با پاسخ مدبرانه خود سعي نمود جدا از بیان حقايق، بهانه‌ای به دست آنها ندهد.

این اشارات هرچند کوتاه، ذهن هر آدم منصفی را به این سو می­کشاند که شيخ انصاري را بايد قهرماني بزرگ در عرصة سياست قلمداد کرد. کارنامة حيات شيخ را هرگاه ورق بزنيم اين تاريخ‌ساز تشيع، هميشه آرام، صبور، ايثارگر، اصولي، سرسخت، بردبار، پردوام، کم‌خرج، درد‌آشنا و رنج کشيده است و حکم چشمه‌اي را دارد که آرام اما پيوسته از درون مي‌جوشد و گام‌ها و کيلومترها آن‌سو به نهري خروشان مبدل شده و همه‌ جا را خرم مي‌نمايد.


پی نوشت:

 

1مصاحبه با آيت الله سيد موسي شبيري زنجاني، ابعاد شخصيت شيخ انصاري، 1373ش، دبيرخانه کنگره بزرگداشت دوستمين سالگرد ميلاد شيخ اعظم انصاري، قم، صص5-6.

2علي ابوالحسني، تراز سياست، جلوه‌هايي از سياست و مديريت شيخ انصاري، چاپ اول، 1383ش، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران، ص42-43.

3مرتضي انصاري، زندگاني و شخصيت شيخ انصاري، 1339ش، ناشر مؤلف، اهواز، ص86.

4راز سیاست، ص39-40.

5ضياء الدين سبط شيخ، زندگينامه استادالفقهاء شيخ انصاري، چاپ دوم، 1373ش، دنا، قم، صص139-140.

6همان، صص140-141.

7تراز سياست، صص132-133.

[1]همان، صص110-113.