برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

دانشی برای فهم علم - نگاهی اجمالی به علم درایةالحدیث

نویسنده وپژوهشگر: محمد احمدی فیروزجایی

مقدمه

علم درایه چندان در بین علوم رسمی حوزوی شناخته شده نیست، اما در واقع از علوم ابزاری برای هر خطیب و مبلغی محسوب می‌شود. همان‌طور که شهرت دارد همواره مبلغ در پی «قال الباقر و قال الصادق(علیهما اسلام)» گفتن است. درایه علم بحث کردن در همین «قال الباقر و قال الصادق(علیهما السلام)» هاست. در حقیقت، دانش درایه برای هر خطیبی ضروری به نظر می‌رسد. اجتناب ورزیدن از نسبت دادن دروغ به معصوم(علیه السلام) مهم‌ترین دلیل برای ضرورت آموزش این دانش است.

تعریف در لغت و اصطلاح

درایه در لغت، از «درء الشیء به» آمده است. درایه شناختی است که انسان آن را با یک سری مقدمات و تدبیر به دست می‌آورد.

شیخ بهایی علم درایه را چنین تعریف می‌کند: علمی که در آن از سند، متن و چگونگی تحمل حدیث و آداب نقل آن بحث می‌شود. این تعریف به دو بخش ناظر است:

یکم. سند حدیث: بخشی از علم درایه به سند حدیث با نگاهی اجمالی و «من‌ حیث‌المجموع» می‌پردازد. در این بخش به احوال اجمالی راویان از لحاظ صفات توجه می‌شود تا در نتیجه اعتبار و عدم اعتبار حدیث مشخص شود؛

دوم. متن حدیث: پرداختن به متن حدیث از حیث صراحت در مقصود و اجمال آن است.

 

موضوع علم درایه

می‌توان موضوع علم درایه را صحت و سقم حدیث به طور کلی بیان نمود، گرچه تعبیرات علما در این‌باره گوناگون است.

 

تاریخ نگارش درایة‌الحدیث

شهید ثانی اولین نویسندة شیعه است که کتابی با موضوع درایه دارد. ابن‌العودی شاگرد شهید ثانی در این‌باره می‌گوید: «و هذا العلم لم‌یسبقه أحد من علماءنا إلی التصنیف فیه.» اما تاریخ این علم در میان اهل سنت قدیمی‌تر بوده و قاضی ابومحمد رامهرمزی، نخستین تصنیف را در قرن چهارم قمری تألیف کرده است.

 

علت اهمیت درایة‌الحدیث

درایة‌الحدیث پژوهش حدیث از منظر متن و سند است. بنابراین از دو منظر اهمیت دارد. دلیل اول این است که درایه به معنای نقد و بررسی حدیث، هدف پالایش و بررسی احادیث را به عهده دارد تا از جعل احادیث در امان باشد.

دلیل دوم اهمیت درایه به جایگاه مهم آن در مقدمات اجتهاد است. آیت‌الله نجفی مرعشی در این مورد می‌گوید: علم درایه از برترین علوم اسلامی است که مقدمة علم رجال محسوب شده و هر دو از مهم‌ترین علوم حدیثی به شمار می‌روند که استنباط احکام پیرامون آنها می‌چرخد.

 

اصطلاحات در علم درایه

نظری هر چند اجمالی به کتبی که در این علم تألیف شده‌اند، این مهم را می‌رساند که علم درایه از علوم کثیرالاصطلاح به شمار می‌رود و هر بخش آن، اصطلاحات گوناگونی برای نیل به مطلوب دارد.

مؤلف کتاب «درس‌نامة درایةالحدیث» ضمن تقسیم اصطلاحات این علم به دو بخش درون‌حدیثی و برون‌حدیثی آنها را این‌گونه باز می‌شناسد:

یکم. اصطلاحات درون‌حدیثی: اصطلاحاتی که به خود حدیث برمی‌گردد، مانند تعریف حدیث و مترادف‌های آن، متواتر، واحد، صحیح و حسن.

دوم. اصطلاحات برون‌حدیثی: هر اصطلاحی که در علم‌الدرایة و نزد محدثان به کار می‌رود، مثل صحابه، تابعین، مخضرم و...

در علم درایه برای تحمل حدیث نیز اصطلاحات مختلفی است که هر کدام به نوع خاصی از تحمل اخبار توسط راوی اشاره دارند، همانند:

املاء: وقتی انسان کلامی را بر دیگری ارائه می‌کند تا او بنویسد، در عربی «املاء» یا «املال» می‌نامند. به حاصل درس‌هایی که استادان برای شاگردان خود املا می‌فرمودند، «امالی» می‌گویند. از مهم‌ترین امالی‌ها، امالی شیخ طوسی و امالی شیخ صدوق است.

قرائت بر شیخ: راوی، روایات کتاب را بر استاد می‌خواند و استاد به آن گوش می‌دهد که صرف سکوت استاد دلیل تأیید روایت است.

اجازه: استاد به شاگرد اجازه می‌دهد، روایات یا کتاب را نقل کند. اجازه‌نامه‌ها حلقة اتصال علمای متأخر و متقدم است.

 

دورنمایی از روش و کلیات علم درایه

اقسام خبر

در بخش خبر ضمن تقسیم و تعریف ابتدایی خبرها به متواتر، واحد، مستفیض و عزیز، برای خبر متواتر سه قسم تواتر لفظی، تواتر معنوی و تواتر اجمالی و برای خبر واحد اقسامی همچون صحیح، مصحح، حسن، قوی و موثق و ضعیف شمرده و تعریف کرده‌اند.

مستفیض به حدیثی اطلاق می‌شود که از خبر واحد فراتر باشد ولی به حد تواتر نرسد. عزیز هم خبری است که در هر طبقه دو نفر آن را روایت کرده باشند.

 

اعتبار خبر

در بخش اعتبار خبر مواردی همچون قرائن صحت خبر در نزد قدما، اسباب ضعف روایات، حجیت خبر واحد و حجیت روایات بحث می‌شود.

علما برای عمل به خبر بر قرائنی تکیه می‌کردند، همچون وجود روایت در یکی از اصول اربع‌مئه، ذکر یک حدیث در یک اصل به دو طریق، وجود حدیث در یکی از کتاب‌های مشهور که مؤلف آن امامی بوده و علما بر آن تکیه می‌کردند، مانند «کتاب الصلوة» سجستانی.

اسباب ضعف روایت عواملی است چون: وجود فرد متهم به کذب در سلسلة سند، وجود راوی اهل وضع و جعل حدیث، روایت کنندة اهل خطا و اشتباه یا تصریح محدثان به فسق شخص و ...

اما در باب عمل علما به روایات نیز می‌توان چهار گروه را پیدا کرد:

بسیاری از علما به روایات صحیحه در هر مرتبه‌ای از صحت که باشد و روایات حسنه و موثقه عمل می‌کردند و در مقام تعارض برای هیچ کدام رجحانی بر دیگری قائل نمی‌شدند؛

دسته‌ای دیگر همچون امام خمینی و شیخ انصاری علاوه بر آن به روایات ضعیفه ـ اگر مشهور باشد ـ عمل می‌کردند؛

دستة سوم علمایی‌اند که به موثقات نیز عمل نمی‌کردند، مانند شهید اول و ثانی و فخرالمحققین.

دستة چهارم فقط به صحیحة اعلایی عمل می‌کردند، مثل مؤلف «معالم» و «مدارک».

 

اقسام مشترک و ضعیف حدیث

مصنفان علم درایه، اقسام و اصطلاحاتی برای حدیث‌های مشترک و ضعیف به کار برده‌اند، اصطلاحاتی همچون مشهور، متفق، غریب، مرفوع، روایةالاقران، مقبوله و... برای مشترک حدیث و اصطلاحاتی چون مرسل، مضمر، مضطرب، مهمل، مجهول و مقلوب و... برای احادیث ضعیف. این اصطلاحات نزدیک به پنجاه عنوان را شامل می‌شود و برای هر یک به تفصیل سخن رانده شده و برای آنها مصادیقی ذکر شده است.

 

جرح و تعدیل

در کتاب‌های درایه بخشی نیز به جرح و تعدیل احادیث اختصاص یافته است. جرح و تعدیل به این معنا که به وسیلة چه الفاظی می‌توان وثاقت راوی را سنجید و چه نشانه‌هایی وجود دارد که اگر بر راوی منطبق باشد، دلیل بر وثاقت او خواهد بود.

برای اثبات وثاقت راوی راه‌هایی چون تصریح معصوم، قول علمای رجالی و جمع‌آوری قراین همچون زیادی روایت از او وجود دارد. برای نمونه، علامه بحرالعلوم، وثاقت محمد بن خالد برقی را با قراین به دست آورده است.

الفاظ دال بر تعدیل همچون ثقه، عدل، عین، حجت، وجه، حافظ و ضابط که برخی صریح در توثیق و تعدیل هستند و برخی صراحت ندارند نیز از دیگر راه‌ها در مبحث جرح و تعدیل هستند.

با این حال قواعد عام دیگری نیز هست که به وسیلة آنها می‌توان راویان ثقه را در ضمن یک قاعدة کلی و عمومی شناسایی کرد. البته نظریات در این موارد زیاد بوده و باید دید مبانی رجالی هر فقیه چیست. در ذیل به بعضی از این قواعد عام توثیق اشاره می‌شود:

یکم. راوی از مشایخ اجازه باشد، مثل سهل بن زیاد بنابر توثیق علامه بحرالعلوم؛

دوم. راوی از وکلای ائمه باشد، مثل ابراهیم بن محمد همدانی؛

سوم. اکثار روایت، مثل سهل بن زیاد بنابر توثیق شیخ انصاری؛

چهارم. نقل مشایخ از راوی، مثل محمد بن ‌اسماعیل بن میمون؛

پنجم. روایت قمیین از راوی مثل اسماعیل بن مرار بنابر توثیق علامه بهبهانی و...

همچنین اگر خواسته باشند راوی را از وثاقت خارج کنند الفاظی به کار می‌برند که به آنها الفاظ قدح و جرح می‌گویند؛ الفاظی مثل: «مضطرب‌الحدیث»، «ضعیف»، «ضعیف فی الحدیث»، «غال»، «کذوب»، «وضاع»، «فاسدالمذهب»، «لم یکن بذلک» و... از الفاظ جرح و قدح به شمار می‌روند.

در پایان این مباحث نیز در کتاب‌های درایه بحثی به اختلاف و تعارض علمای رجالی مثلاً در ثقه بودن و... پرداخته است.

 

منابع

محمد حسن ربانی، دانش درایةالحدیث.                                                                           

دکتر سید رضا مؤدب، درس‌نامه درایةالحدیث.

عبدالهادی مسعودی، وضع و نقد حدیث.