برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

میراث صادقین(علیهماالسلام) - مقدمه ای بر اصول فقه

نویسنده و پژوهشگر: محمد احمدی فیروزجایی

طلبه سطح سه حوزه علمیه قم  

چیستی اصول فقه

اصول فقه در حقیقت مهم‌ترین علمی است که مقدمة فقه به شمار می‌رود.1شهید مطهری با بیان اینکه اصول فقه «علم دستور زبان استنباط» است این علم را «علم دستوری» و به «فن» نزدیک‌تر می‌داند تا به علم. یعنی در آن از یک سلسله «باید»ها سخن می‌رود نه دربارة یک سلسله «است»ها.2

در باب زایش اصول فقه و نخستین نویسندگان آن سخن بسیار است اما علم اصول از دیدگاه شیعه از بیانات و روایات ائمه(علیهم السلام) سرچشمه می‌گیرد.

آیت‌الله سبحانی دربارة تاریخچة اصول فقه می‌نویسد: «ریشه‌های علم اصول در کلمات امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) و دیگر پیشوایان معصوم شیعه وجود دارد. حتی محدث بزرگوار شیخ حر عاملی کتابی به نام «الفصول المهمه فی الاصول الائمه» تنظیم کرده که بسیاری از قواعد اصولی در احادیث منقول در آن مندرج است. پس از وی تألیف دیگری به نام «اصول آل‌الرسول» به وسیلة سید محمد هاشم خوانساری نگارش یافته که مبرهن می‌سازد بسیاری از قواعد اصولی در روایات خاندان اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده است.3

اما اصول در ادامه مسیرش تا به امروز مراحل مهم و حساسی را گذرانده است. مرحوم صدر تحول اصول را در ضمن سه مرحله شرح می‌دهد: عصر تمهید و زمینه‌سازی که با ابن ابی‌عقیل و ابن جنید و شیخ مفید و سید‌مرتضی آغاز و با ظهور شیخ به پایان می‌رسد، عصر علم پس از صد سال و با سید مکارم ابن‌زهره و ابن ادریس آغاز و به محقق حلی و علامه حلی و... تا شیخ بهایی ختم می‌شود که این دوره علم فقه و اصول شکوفا می‌شود و دیگر عصر کمال علم است که با ظهور وحید بهبهانی آغاز شده و تا امروز ادامه می‌یابد.

نباید از نظر دور داشت که علم اصول به معنای واقعی، سیر تطور و هویت یافتن را گذرانده است. در اصول اولیه و ابتدایی مباحث کاملاً عام مطرح بوده و به تدریج در سیر تحول این علم مباحث مرتبط و نامرتبط زیادی افزوده گشت و برخی از مباحث آن حجم بیش از حدی پیدا کرد. از یک دورة زمانی هم با ورود مباحث فلسفی به اصول فقه بر فربهی این علم افزوده شده و سرشار از اصطلاحات فلسفی شد. اما باز در طی گذشت زمان و به فراخور حال محققان در حرکتی دائمی بسیاری از زواید پیراسته شد و اصول فعلی به‌گونة تکامل یافته ظهور کرد.

اصول شیعه و اهل سنت

علم اصول فقه شیعه، همچون خود فقه، به علت پیروی از وحی بسیار بیشتر از اصول اهل سنت توسعه پیدا کرد؛ چراکه فقهای اهل‌سنت، باب اجتهاد را بسته و فقهای اربعه(مذهب‌های چهارگانه) را خاتم مجتهدان و استنباط‌گران دانستند. بدین ترتیب، مسئلة استنباط در میان آنها به رکود و جمود رسید و همچون علم فقه از رشد و حرکت باز ایستاد. اما شیعیان افزون بر عقیده به انفتاح باب اجتهاد، به حرمت تقلید ابتدایی از مجتهد میت معتقد بودند. بنابراین در همه عصرها علمایی هستند که بر اساس واجب کفایی به استنباط احکام از منابعش می‌پردازند.

اصولی در برابر اخباری

مناقشات اخباری‌ها و اصولی‌ها از مهم‌ترین مسائل و مناقشات تاریخ علم اصول است. اخباری‌ها در مقابل اصولیان که به حجت‌های اربعه تمسک می‌کردند، کتب اربعه را مطرح کردند و کتاب و عقل و اجماع را کنار گذاشتند.(6) در زمانی که اخباری‌ها کتب اصولیان را با کهنه و انبر ورق می‌زدند، علامه بهبهانی در برابرشان قد علم کرد و اصول را جانی دوباره بخشید. از این رو علامه بهبهانی را مجدد علم اصول می‌نامند. ایشان به قدری در این مسیر محکم و استوار ایستاد که حتی نماز خواندن پشت سر علمای اخباری را جایز نمی‌دانست.

اشکال مهم در اصول فقه                               

اصول فقه علی رغم توسعه و دقت و ظرافت در طرح مباحث، دارای نظامی برای کیفیت ورود و خروج در مسئله و روش ارائة مباحث نبوده است. از طرف دیگر بسیاری از مسائل علم اصول در جایگاه اصلی خود قرار نگرفته‌اند. این امر موجب به وجود آمدن مشکلاتی در تحریر محل نزاع و استدلال بر مطلوب شده است. علمای اصول با وجود اهتمام خاص هر مسئلة مهمی را که به نوعی با فقه و استدلال مرتبط بود در علم اصول طرح کردند که این موجب تنوع زیاد از حد و تفریع عجیب مسائل اصولی را رقم زد.

 

1. شهید مطهری، اصول فقه(کلیات علوم اسلامی)، چاپ 24، انتشارات صدرا.

2. همان.

3. عیسی ولایی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، نشر نی.

4. اصول فقه(کلیات علوم اسلامی).

5. آیت‌الله محسن اراکی، سخنرانی در همایش رابطه‌های اصول و فقه با علوم انسانی.

6. علی صفایی حائری، درآمدی بر علم اصول و جایگاه فقه و شئون فقیه، انتشارات لیلة القدر.