برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

گاه اشک... - بررسی روایت «أنا قتیل العبرة»

نویسنده وپژوهشگر: حسین فروغی

«و هرگاه خواستی اباعبدالله الحسین(علیه السلام)را زیارت کنی، در این اوقات غسل کن، پاکیزه‌ترین جامه‌های خود را بر تن کن و بر در قبة مطهر آن حضرت رو به قبله بایست و به رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) و امیرمؤمنان و حضرت فاطمه و امامان حسن و حسین و دیگر امامان(صلوات الله علیهم اجمعین) سلام کن، پس داخل شو و نزد ضریح مقدس بایست، پس بگو: "اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و صلّ علی الحسین المظلوم الشهید الرشید، قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ و أسیر الکربات صلوة نامیة زاکیة مبارکة..."»

مرحوم شیخ عباس قمی در «مفاتیح الجنان» این زیارت‌نامه را در بخش زیارات مخصوص اباعبدالله الحسین(علیه السلام) از شیخ مفید و سید بن طاووس نقل فرموده و ورود آن را برای روز اول ماه مبارک رجب و شب نیمة شعبان و چهار زمان دیگر می‌داند.1 از شیخ طوسی نیز شبیه به این زیارت، در اعمال روز اربعین نقل شده است.2 در این زیارت‌نامه‌ها، سیدالشهداء(علیه السلام) با صفتی ممتاز خطاب شده؛ صفتی که بسیار در مراثی و روضه‌خوانی‌ها به کار می‌رود: «قَتِيلُ الْعَبَرَاتِ».

بنابر کتب روایی نخستین کسی که این صفت را برای معرفی حضرت استفاده کرد، خود ایشان بوده است، بدون آنکه این کتب به زمان صدور آن اشاره‌ای کرده باشند. با تردید می‌توان پذیرفت که حضرت در راه حرکت از مکه یا کربلا این جمله را فرموده باشد.

این صفت در قالب دو بیان از حضرت نقل و ضبط شده است: «انا قتيل العبرات‏»3 و «أنا قتيل العبرة، لا يذكرنى مؤمنٌ إلاّ استعبر.»4 «قتیل» بر وزن فعیل در اینجا به معنای مفعول(کشته شده) است.5 «عبرة» به فتح اول به معنای جاری شدن اشک است و گاهی به خود اشک هم اطلاق می‌شود.6

وجوه مختلفی را در معنای این کلام بیان کرده‌اند:

1. «مصیبت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) به قدری عظیم و دردناک بوده است که جا دارد در هر مصیبتی که پیش می‌آید، نامی از او برده شود و هرغمگینی که بخواهد گریه کند به یاد او گریه کند و در حقیقت این روایت نیز به این معنا اشاره دارد که تنها کشته‌ای که شایستگی دارد تا به نام و یادش هر مجلس و محفلِ عزاداری، آراسته و هر چشمی مرطوب شود، سید و سالار شهیدان است.»

این گروه برخی از روایت‌ها را دلیل بر گفتة خود آورده‌اند که از خاندان عصمت و طهارت نقل شده است: «اگر کسی از شما خواست برای مصیبت یا غمی که به او رسیده است گریان باشد یاد سیدالشهداء را نیز در خاطر آورد تا در ثواب اشک بر او شریک باشد.» یا روایت معروفی که حضرت صادق(علیه السلام) به ریان بن شبیب فرمودند: «اگر خواستی گریه کنی، بر غم‌های جدم حسین بن علی گریه کن.»7

شاید توجه به این دست از روایت‌ها بوده که از روزگار قدیم، رسم بر این بوده که در مراسم ترحیم اموات، از مصیبت‌های حضرت اباعبدلله(علیه السلام) هم ذکری می‌شود.

2. «گریه بر مصیبت‌های سید و سالار شهیدان باعث به اوج رسیدن صفت رحمت می‌گردد و قلب فرد گریان را رقیق می‌کند. این بهترین راه برای تقرب و نزدیکی به خداست. در حقیقت‌، این اشک بر غم حضرت است که باعث نجات بسیاری از آتش دوزخ می‌گردد. او کشتة اشکی است که به واسطة آن بسیاری وارد بهشت می‌شوند.» این گروه نیز برای اثبات بیان خود مؤیداتی از روایات آورده‌اند.

در روایتی آمده است: «هر كس از روى رحمت بر ما و براى آنچه به ما رسيده بگريد، پيش از روان شدن اشكش، رحمت الهى او را فرا می‌گیرد و اگر قطره‌‏اى از اشكش در جهنم بيفتد، چنان آتش آن را خاموش مى‏‌كند كه گرمايى براى آن نمى‌‏ماند.» روایات بسیاری به این معنا اشاره دارند.8

3. «روایت مظلومیت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) به اندازه‌ای جان‌سوز است که عارف و عامی، مسلمان و مسیحی و دوست و دشمن را برای او گریان می‌کند.» با توجه به این برداشت باید روایت را این‌گونه معنا کرد: «من کشته‌ای هستم که برای هرکس گوشه‌ای از غم‌های من بیان شود برای من گریان خواهد شد.»9

نتیجه

تعلیل اول و دوم نیز بدون وجه نیست و بر آن مؤیدات روایی می‌توان یافت، اما به نظر می‌رسد بیان سوم بسیار نزدیک‌تر و دقیق‌تر به معنای روایت باشد؛ زیرا در قسمت دوم از روایت دوم به این نکته تصریح شده است که «هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر اینکه گریان می‌شود.» (البته باید توجه داشت که ذکر مؤمن در این روایت از باب مصداق تام است نه محصورٌ فیه؛ زیرا اثبات شیء نفی ما عدا نمی‌کند.)

ویژگی دیگر معنای سوم آن است که دو معنای دیگر را نیز در بر می‌گیرد. اگرچه در تأیید این تعلیل نیز روایات بسیاری وجود دارد، مصادیق عینی خارجی این روایت نیز مؤید خوبی بر رجحان این معناست.

 

 

 

 

 

________________________________________

1. مفاتیح الجنان، ص771.

2. تهذيب الأحكام، زيارة الأربعين، ج6، ص113.

3. «من كشتة اشك‌هايم.»

4. «من کشتة اشکم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر اینکه اشک در چشمانش می‌آید.»

5. «فَعِيلٌ بمعنى مفعول ...يُحَوَّل مَقْتول إلى قَتيل»(لسان العرب، ج1، ص161)

6. «عَبْرَةُ الدَّمْعِ: جَرْيُه. و الدَّمْعَةُ نَفْسُها: العَبْرَةُ أيضاً.» (نک: المحیط فی اللغه؛ قاموس قرآن)

7. «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌طَالِبٍ فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ.»(الإقبال بالأعمال الحسنة، ج‌2، ص545)

8. «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ‌ع دَمْعَةً حَتَّى تَسِيلَ عَلَى خَدِّهِ بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فِي الْجَنَّةِ غُرَفاً يَسْكُنُهَا أَحْقَاباً وَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ حَتَّى تَسِيلَ عَلَى خَدِّهِ فِينَا لِأَذًى مَسَّنَا مِنْ عَدُوِّنَا فِي الدُّنْيَا بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فِي الْجَنَّةِ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ مَسَّهُ أَذًى فِينَا فَدَمَعَتْ عَيْنَاهُ حَتَّى تَسِيلَ عَلَى خَدِّهِ مِنْ مَضَاضَةِ مَا أُوذِيَ فِينَا صَرَفَ اللَّهُ عَنْ وَجْهِهِ الْأَذَى وَ آمَنَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ سَخَطِهِ وَ النَّارِ.»(کامل‌الزیارات، ص100)

«و ما بكى أحدٌ رحمة لنا و لما لقينا إلّا رحمة الله قبل أن تخرج الدمعة من عينه، فإذا سئلت دموعه على خدّه، فلو أنّ قطرة من دموعه سقطت فى جهنم، لأطفئت حرّها حتى لايوجد لها حرّ.»

9. مرحوم مجلسى در معناى اين جمله مى‏‌فرمايد: منظور اين است كه «هيچ مؤمنى به ياد من نمى‏افتد مگر اينكه گريه مى‌كند يا بغض، گلوى وى را مى‏گيرد.»(بحارالانوار، ج110، ص356)