برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

متد یک منبری خوب

نويسنده: صمد نظري

ایجاد انگیزه:

تعریف انگیزه

انگیزه عبارت است از یک محرکّ درونی که انسان را به انجام کار برمی‌‌انگیزد و یا ایجاد انگیزه‌ها چراهای رفتار هستند. آنها موجب آغاز و ادامه فعالیت می‌شوند، و جهت کلی رفتار یک فرد را معین می‌کنند.

راه‌های ایجاد انگیزه در ابتدای سخنرانی:

1. ابهامی:

یعنی در ابتدای سخن موضوع تا چندین دقیقه مخفی باشد.

2. غیر ابهامی:

یعنی در ابتدای سخن موضوع مشخص و اعلان شود.

روش ابهامی یا غیر ابهامی را می‌توان به چهار شیوه اجرا نمود:

الف) داستانی

ب)سؤالی

ج) بیان ضرورت مطلب

د) تعریف از مطلب

برای ایجاد انگیزه با روش‌های فوق، شرایطی در نظر گرفته شده که باید این شرایط رعایت شوند البته بعضی از شرایط عمومی است یعنی در اجرای تمام روش‌های فوق الزامی است و بعضی از شروط اختصاصی هر روش است.

شرائط عمومی ایجاد انگیزه:

1. ارزشمندی محتوی؛ یعنی محتوای انتخاب شده برای شروع منبر در نزد مخاطب ارزش فوق العاده داشته باشد به طوری که مخاطب را با مباحث از همان ابتدا درگیر نماید، به عبارت دیگر کلمات آغازین سخنران، هم مورد قبول مخاطبین باشد و هم جذابیت خیلی زیادی داشته باشند. مثلاً درشروع برای مخاطبین مذهبی، استفاده از کلماتی که بارمذهبی دارند، ارزش زیادی دارند و ایجاد انگیزه نمی‌کنند در حالی که اگر شروع با استفاده از کلمات انگلیسی و عبارت علمی و جدید و به روز باشد، برای آنها ایجاد انگیزه می‌کند.

2. ارتباط با موضوع بحث؛ داستان یا سوالات مطرح شده در اول منبر یا بیان ضرورت مطلب و تعریف از مطلب با موضوع اصلی منبر ارتباط تنگاتنگ داشته باشد.

3. تناسب با ظرفیت و حوصله مخاطب

4. تناسب با ادبیات و انشاء مخاطب

روش‌های ایجاد انگیزه ابتدائی:

الف) روش ابهامی:

در روش ابهامی، موضوع سخن تا زمان خاصي با توجه به شرائط مخاطب مخفی نگه داشته می‌شود. مخفی بودن موضوع، ذهن مخاطب را حساس کرده و کنجکاوی او را برمی‌انگیزد که بحث درباره چیست؟ و بدین سبب، انگیره پیگیری مطلب در وی ایجاد می‌شود.

در قرآن کریم از این روش خیلی استفاده شده است مثل ابتدای سوره شمس و ...

شرایط اختصاصی:

1. درابتدای سخرانی موضوع مشخص نشود و تا چنه دقیقه مخفی بماند.

2. مطالب سخنرانی مبهم نباشد.

3. برای مخاطب هوشمند از این روش استفاده شود.

4.خلاقیت و ابتکار در اجرای این روش لازم است.

5. از این روش غالبأ در موضوعات تکراری و غیر جذاب می‌توان استفاده کرد.

نمونه1

موضوع: شخصیت امام خمینی( قدس سره الشریف)         مناسبت: 12 بهمن             مخاطب: دبیرستانی‌ها

دیشب مشغول مطالعه کتابی بودم که اطلاعات عجیت، جالب و دردناکی داشت اما جدای از محتوای کتاب، انتهای آن چند عکس و تصویر داشت که گویاتر از نوشته‌های کتاب با آدم حرف می‌زد، وقتی یکی از عکس‌ها را که تصویر بوسه یک مرد به دست یک زن خارجی بود دیدم، یک حقیقت و پاسخ یک سؤال برایم روشن شد و آن سؤال این بود که چرا مثل امروزی مردم سر از پا نمی‌شناختند و دل‌های ایرانیان در فرودگاه مهرآباد موج می‌زد، آن تصویر ، تصویر بوسه بالاترین مقام رسمی ایران( محمد رضا پهلوی) درسال 1357 بردست ملکه انگلیس بود که با خفت و ذلت سرخم کرده بود و دست ملکه انگلیس را می‌بوسید.(1)

با دیدن این صحنه به خوبی درک کردم که امام خمیني ( ره) چه حقی بر گردن این مردم داشت و چه لطفی به آن‌ها کرده بود و چه داشت که جای پایش روی چشمان مردم این سرزمین دراین روز تاریخی بود.

آری او عزت را به ما هدیه کرد، عزتی که نتبجه ‌اش امروز آن است که به جای آن صحنه دردناک دیروز، در جهان امروز شاهدیم تمام قدرت‌های بزرگ التماس ایران را می‌کنند و حاضرند دست ما را ببوسند تا دست از انرژی هسته‌ای خلق شده توسط جوانان ایرانی احیاء شده به نفس روح خدا، امام خمینی( قدس سره الشریف)، برداریم و ما هرگز تسلیم نخواهیم شد.

1. دربار از نگاه دربار- انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

نمونه 2

موضوع: تفکر                     مناسبت: مجلس ختم                   مخاطب: عموم مردم

در مشهد جائی است به نام مدرسه عباس‌قلی خان، ظاهرا کاروان سرا بوده، قدیمي‌ها بلدند، جوان‌ها هم می‌دانند، صاحب این مدرسه یک شب قدم زنان، در زمانی که آنجا هنوز کاروانسرا بوده، به پسرش گفت:

پسرم اگر من مُردم این کاروانسرا را خراب کن و به جایش یک مدسه بساز.

پسرش گفت: برای چه؟ جواب داد: برای این که طلبه‌ها بیایند و درس بخوانند و ... تا ثوابی به من برسد.

چراغ دست پسر بود آورد پشت سر بابا، پدر گفت: چراغ خوب است نور از جلو بدهد من که نور پشت سر خود را نمی‌بینم.

پسر جواب داد: همان طور که نور پشت سر به درد نمی‌خورد کا رخوب پشت سر هم به درد نمی‌خورد.

چه حرف خوبی؟ بابا دستور داد فردا دست به کار شدند و مدرسه کنونی را بر پا کردند. چرا؟ چون با این حرف خوب پسرش چند دقیقه به فکر فرو رفت.

چه خوب است ما هم چند دقیقه تفکر کنیم، مجلس ختم باید مجلس تفکر باشد. حالا تفکر ...