برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

امير عشق، هميشه امير مي‌آيد

شعر غدیر و مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام)

به انتخاب: ابوذر کمال

 

مرتضي اميري اسفندقه

 

صداي كيست چنين دلپذير مي‌آيد؟

كدام چشمه به اين گرمسير مي‌آيد؟

صداي كيست كه اين گونه روشن و گيراست؟

كه بود و كيست كه از اين مسير مي‌آيد؟

چه گفته است مگر جبرييل با احمد؟

صداي كاتب و كلك دبير مي‌آيد

خبر به روشني روز در فضا پيچيد

خبر دهيد:‌كسي دستگير مي‌آيد

كسي بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست

به دست‌گيري طفل صغير مي‌آيد

علي به جاي محمد به انتخاب خدا

خبر دهيد: بشيري نذير مي‌آيد

كسي كه به سختي سوهان، به سختي صخره

كسي كه به نرمي موج حرير مي‌آيد

كسي كه مثل كسي نيست، مثل او تنهاست

كسي شبيه خودش، بي‌نظير مي‌آيد

خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت

خبر دهيد به ياران: غدير مي‌آيد

به سالكان طريق شرافت و شمشير

خبر دهيد كه از راه، پير مي‌آيد

خبر دهيد به ياران:‌ دوباره از بيشه

صداي زنده يك شرزه شير مي‌آيد

خم غدير به دوش از كرانه‌ها، مردي

به آبياري خاك كوير مي‌آيد

كسي دوباره به پاي يتيم مي‌سوزد

كسي دوباره سراغ فقير مي‌آيد

كسي حماسه‌تر از اين حماسه‌هاي سبك

كسي كه مرگ به چشمش حقير مي‌آيد

غدير آمد و من خواب ديده‌ام ديشب

كسي سراغ من گوشه‌گير مي‌آيد

كسي به كلبه شاعر، به كلبه درويش

به ديده‌بوسي عيد غدير مي‌آيد

شبيه چشمه كسي جاري و تپنده، كسي

شبيه آينه روشن‌ضمير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول

امير عشق هميشه امير مي‌آيد

به سربلندي او هر كه معترف نشود

به هر كجا كه رود سر به زير مي‌آيد

شبيه آيه قرآن نمي‌توان آورد

كجا شبيه به اين مرد، گير مي‌آيد؟

مگر نديده‌اي آن اتفاق روشن را؟

به اين محله خبرها چه دير مي‌آيد!

بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است

به عرصه‌گاه قيامت اسير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولي

هنوز از دهنش بوي شير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول

امير عشق، هميشه امير مي‌آيد...

-----------------------------------------

سیدرضا مؤید خراسانی

 

باز تابيد از افق روز درخشان غدير

شد فضا سرشار عطر گل ز بستان غدير

موج زد درياى رحمت در بيابان غدير

چشمه‏هاى نور جارى شد ز دامان غدير

شد غدير خم تجليگاه انوار خدا

تا در آنجا جلوه‏گر شد نور مصباح الهدى

آفرينش را بود بر سوى آن سامان نگاه‏

ما سوى‌الله منتظر تا چيست فرمان اله

ناگهان ختم رسل آن آفتاب دين پناه‏

برفراز دست مى‏گيرد على را همچو ماه

تا شناساند به مردم آن ولى الله را

«وال من والاه» خوانَد، «عاد من عاداه» را

اى غدير خم كه هستى روز بيعت با امام‏

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محكم شد شريعت و ز تو نعمت شد تمام‏

ما بياد آن مبارك‌روز و آن زيبا‌پيام

از ولاى مرتضى دل را چراغان مى‏كنيم

با على بار دگر تجديد پيمان مى‏كنيم

خط سرخى كز غدير خم پيمبر باز كرد

باب رحمت را ز اول تا به آخر باز كرد

بر جهان ما سوى حق راه ديگر باز كرد

از بهشت آرزوها بر بشر در باز كرد

از غدير خم كمال شرع پيغمبر شده است

مهر اين فرمان به خون محسن و اصغر شده است

اين خدائى روز، بر شير خدا تبريك باد

بر تمام انبيا و اوليا تبريك باد

يا امام العصر اين شادى تو را تبريك باد

چهارده قرن امامت بر شما تبريك باد

سينه‏ها از داغ هجران داغدارت تا به كى

چون «مؤيد» شيعيان در انتظارت تا به كى

-------------------------------------

محمدعلی ریاضی یزدی

 

گیرم که آفتاب جهان ذره‌پرور است

این بس مرا که سایة مهر تو بر سر است

دولت به کام و محنت گردون حرام باد

تا ساغرت بگردش و تا می به ساغر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می‌کنی؟

امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان خجالت دونان چه می‌کشی؟

ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول

الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه‌ای که موشّح به نام اوست

زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس

زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب

در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی

چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیة مباهله این مهر و ماه را

جانها یکی و جلوة جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال

وجه خدا و جلوة الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او

از جای کندن درِ سنگین خیبر است

با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم

با برق تیغ، صاعقه‌ای بر ستمگر است

جز راه او بسوی خداوند راه نیست

یعنی که شهر علم نبی را علی، در است

بر تارک زمان و مکان، تاج افتخار

در آسمان فضل، درخشنده اختر است

قبرش درون دیدة آدم که چشم او

در خاک هم به نور جمالش منوّر است

آوازش از ورای زمانها رسد به گوش

تصویرش از فراز افق‌ها مصوّر است

کمتر ز ذرهّ‌ایم و فزون‌تر ز آفتاب

ما را که خاک پای علی بر سر افسر است

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم

وز هرچه گفته‌اند و شنیدیم برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام

حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد

شاخ نبات خواجة شیراز و شکّر است

------------------------------------


 

آستان رفیع دعا

شعر عرفه و روز نیایش

 

محمود ژولیده

 

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایم کرد

به دامن جبل‌الرحمه پا به پای حبیب

به آستان رفیع دعا رهایم کرد

چه فرصتی که به همراه کاروان حسین

مسافر سفر دشت نینوایم کرد

ز سعی مروه و سعی صفا عبورم داد

به طوف حج حقیقی، دل‌آشنایم کرد

چه منتی که در این روز معرفت، اربـاب

به خوان نعمت العفو خود گدایم کرد

منی که هیچ نبودم به شی مذکوری

به حب فاطمه شایستة ثنایم کرد

...

ز گریه حوله احرام دلبرم خیس است

صدای نالة ارباب مبتلایم کرد

همه به حال دعای حسین می‌گریند

نوای یارب زینب پر از نوایم کرد

...

علی اکبر و طعم فرازهای دعا

به شیوه‌های دعا خواندن آشنایم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگند

حسین بود که دلداده خدایم کرد

همان حسین که با جلوه کرامت خود

کرم نمود و صدا سوی خیمه‌هایم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمی‌آیم

ز درد با که بگویم که کربلایم کرد

خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید

حسین عاقبت از عشق خود فنایم کرد

------------------------------------

محمدحسن فرحبخشیان(ژولیدة نیشابوری)

 

دلت را خانة ما کن، مصفّا کردنش با من

به ما درد دل افشا کن، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده‌ای ای دل، کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

بیفشان قطرة اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره‌ای اخلاص، دریا کردنش با من

اگر درها به‌رویت بسته شد دل برمکن بازآ

درِ این خانه دق‌الباب کُن واکردنش با من

به من گو حاجت خود را، اجابت می‌کنم آنی

طلب کن آنچه می‌خواهی، مهیّا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک وبد را، جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزیِ امروز، ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور، تأمین فردا کردنش با من

به قـرآن آیة رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی، مشو نومید از رحمت

تو توبه‌نامه را بنویس، امضا کردنش با من