برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

نگاهی گذرا به یک کتاب - ادبی «کشتی پهلو گرفته» اثر «سید مهدی شجاعی»

 

محقق: امیر اکبرزاده

شاید بتوان گفت تاریخ روایت و روایت‌گری در ادبیات به قدمت خود ادبیات می‌رسد که در زمانه‌ها و ادوار ادبی مختلف با توجه به مقتضیات همان دوره ادبی و زمان و مکانی که متن ادبی در آن به «شدن» رسیده متفاوت و طبعن دارای خصوصیات ویژه‌ای‌ست. در ادبیات به شکل معمول روایت در بیان گزارش‌وار اتفاقاتی برخاسته از تاریخ و یا در قالب رخدادهای زاییده ذهن مولف به ثمر می‌نشیند. در ادبیات دینی نیز این روایت به گونه‌ای شاید متفاوت‌تر به چشم می‌خورد و دلیل تفاوت این امر در مستند بودن اتفاقات در برهه‌های تاریخی مورد نظر می‌باشد. انواع روایت و چگونگی آن با توجه به ذوق و قریحه مولف شکل می‌گیرد و این‌که مولف در صدد بیان چه مطلبی‌ست و این که هدفی که دنبال می‌کند چیست و به تبع هدف چه نوع و چه روشی را برای روایت‌گری خود برگزیده است.

کتاب «کشتی پهلو گرفته» اثر «سیدمهدی شجاعی» با توجه به نوع نگارش و روایت‌گری خاصش، کتابی قابل توجه در زمینه ادبیات داستانی‌ می‌باشد. همین‌جا به این نکته اشاره می‌کنم به دلیل مجال بسیار اندکی که در اختیار دارم صرفا اکتفا خواهم کرد به بیان تیتروار و گذرای خصوصیات، ویژگی‌ها و نکته‌های قابل تامل این کتاب.

در برخورد اول با کتاب مذکور با فصل‌بندی حساب شده و تامل‌برانگیز آن روبرو می‌شویم، کتاب در چهارده فصل تالیف شده که باتوجه با این نکته که پیرامون شخصیت والای حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شکل گرفته و محور اصلی کتاب صدیقه طاهره(سلام الله علیها) می باشد و این نکته که حضرت زهرا(سلام الله علیها) مادر بزرگوار ائمه اطهار به‌شمار می‌رود جای تفکر دارد. در فصل‌های مختلف با روایاتی متفاوت اما با دیدگاهی مشترک مواجه هستیم، وجه اشتراک تمام فصل‌ها حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. مولف که در این‌جا راوی کل نیز هست با استفاده از راویان متعدد و استفاده از زوایای روایی متفاوت در هرچه تاثیرگزارتر کردن بیان اهداف فکری خود برآمده است، این روایات با بیان روایی از زبان پیامبر اکرم(صلوات‌الله علیه) آغاز شده به حصرت خدیجه(سلام الله علیها) رسیده سپس به خود حضرت زهرا(سلام الله علیها) و بعد به امیرالمومنین و حسنین(سلام‌الله علیه) و هم‌چنین اعضای دیگر خانواده و نیز خدمه‌ی حضرت ختم می‌شود حتی درجایی راوی آسمان‌ست که خودکنایه‌ای از ملکوت اعلی‌ست. در شکل ساختاری تا حسنین روایت‌ها به صورت خطی و بیان شرح حال توسط راوی پیش می‌رود و هر از گاهی گریزی به بیان و یادآوری خاطرات مشترک با دختر، همسر و مادر می‌زند اما بعد از این‌ روایات متعدد راوی از شخص معصومین به سمت خدمه‌ی حضرت زهرا (فضه و اسما) تمایل پیدا می‌کند، در این‌جا ما با نوع دیگری از روایت مواجه می‌شویم، روایتی که به بیان خصوصیاتی بزرگ و ژرف از حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌پردازد و شخصیت دینی ایشان را به معرض نمایش می‌گذارد و حضرت را به عنوان الگویی عظیم در زمینه زندگی خصوصی و هم‌چنیم زندگی اجتماعی معرفی می‌کند.

نکته‌ی دیگری که در روایات به چشم می‌خورد حرکت از سمت روایت به دیالوگ است. در موارد بسیاری، روایت در درون خود تبدیل به دیالوگ و حتا در مواردی تبدیل به مونولوگ می‌شود، یعنی راوی کل که مولف است در گوشه‌ای از تالیف خود دست به بیان روایات و احادیث و آیات قرآن به شکل دیالوگ زده ‌است. دلیل استفاده از دیالوگ در متن روایی بزرگ و چند لایه‌ای این چنین که از وجود چندین خرده‌ روایت لایه لایه در سطح خود بهره برده، به هرچه تاثیرگزارتر شدن متن کمک فراوانی کرده است. به علاوه استفاده از روایات و احادیت و آیات با سندیت محکم و غیر قابل شبهه توانسته عمق بیشتری به روایت در سطح کلی‌اش بدهد و نیز ابعاد وسیع‌تری را پیش روی مخاطب قرار بدهد که این‌ نکته با توجه به گسترده بودن ابعاد شخصیتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عمق و تاثیر کار افزوده است.

نکته قابل توجه دیگر که در فصول پایانی به چشم می‌خورد استفاده از دو زاویه دید متفاوت در روایت است، زاویه دید نخست که راوی مجددا شخص صدیقه طاهره(سلام الله علیها) است و عروج خویش را برای مخاطب تصویر می‌کند و سیر الی ‌الله را به بیان می‌کشد و زاویه دید دیگر که راوی آسمان می‌شود و زبان به روایت خود می‌گشاید، همان‌طور که قبل‌تر اشاره شد آسمان کنایه و استعاره‌ای از ملکوت ‌اعلی‌ست. این‌جاست که ازرش و قرب حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آخرین فصل روایت کتاب که آخرین فصل روایت زندگی‌ ایشان نیز هست برای جهان و جهانیان به نمایش درمی‌آید و به گونه‌ای در لفافه از زبان خداوند عزوجل روایت می‌گردد، به عبارت دیگر شاید بتوان گفت که در فصل نهایی کتاب راوی خود خداوند است که زبان به بیان و شرح ماوقع آن برهه از تاریخ پرفراز و نشیب و اندوه‌ناک اسلام گشوده است. هرچند کتاب در کلیت خود و با کمک از خرده‌ روایات خود بارها و بارها از زبان راویان بزرگوار خویش زبان به تاریخ‌نگاری و بیان حوادث و اتفاقات تاثیرگزار در دین و اسلام و راهی که این دین نوپا درپیش داشت گشوده است.

حسی که در پایان خوانش کتاب به آن دست پیدا می‌کنیم حسی صرفا نشات گرفته از اندوه نیست بلکه روایتی‌ست از تاریخ، تاریخ صدر اسلام و همه‌ی آن‌چه در آن زمان بر خاندان پیامبر و دخترشان و حتی بر امیرالمومنین رفته ‌است. «کشتی پهلو گرفته» شاید شرح مظلومیت آل‌الله است به بیانی شعرگونه و البته تامل برانگیز...