برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

گزارشی از یک کتاب تاریخی

تاریخ امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نوشته شیخ عباس صفائی حائری(ره)
گردآورنده: حسین فروغی
«تاریخ امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)» عنوان کتابی است تألیفِ مرحوم شیخ عباس صفایی حائری. ایشان در مقدمة کتاب آنچه را قرار است خواننده از روایت تاریخی او دریافت کند چنین بیان فرموده است: «من در مقام بیان کلمات، معجزات، اولاد و ازدواج‌های آن حضرت نیستم، بلکه درصدد روشن کردن حقایق و پرده‌برداری از کارهای منافقان هستم... آنان که تا توانستند فضایل آن حضرت را مخفی نمودند بلکه آن فضایل را به دیگران نسبت دادند. آنان کوشیدند تا نور خدا را خاموش نمایند ولی سنت الهی بر آن است که حق را همچون آفتاب تابان نماید.»
و بعد هم اطمینان می‌دهدکه: «در بحث، از تعصب کناره گرفته و خدا را در نظر داشته‌ام و مقصود من حق و حقیقت بوده است.»
مدارکی را هم که برای تألیف کتاب از آنها استفاده نموده این‌گونه بر می‌شمارد: «مدارکی که مورد استفاده قرار داده‌ام کتاب‌های تاریخی قدماست، مانند کتاب‌های ابومخنف،کلبی، نصر بن مزاحم، ابوبکر جوهری و جمعی از مورخان و محدثان که در شرح نهج‌البلاغه ابن ‌ابی‌الحدید معتزلی از آنها مطالبی نقل شده است.»
 اگرچه مرحوم صفایی حائری تاریخ زندگانی امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در زمان حیات شریف پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله وسلم) را به تفصیل در کتاب دیگری با نام«مجاهدات» بیان فرموده است، در این کتاب که به شرح ماجرای زندگانی حضرت پس از رحلت نبی اکرم(صلّی‌الله علیه و آله) اختصاص دارد نیز به مناسبت‌هایی به آن حوادث اشاره می‌فرماید. از آن‌ جمله است ماجرای غدیر، اعطای فدک به صدیقة طاهره(سلام‌الله علیها) و رشادت‌های امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در جنگ‌های صدر اسلام.
این کتاب در دو جلد به زیور طبع آراسته شده است: در جلد اول، پس از سه مقدمه که به اجمال به ذکر جریان بیماری پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله) و حوادث پیش از وفات ایشان اشاره دارد، در سه مقصد به حوادث پس از رحلت نبی اکرم(صلّی‌الله علیه و آله) می‌پردازد. جریان تجهیز رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله) به دست امیرمؤمنان(علیه السلام)، سوزاندن در خانة حضرت و غصب فدک، حوادثی است که در مقصد اول این کتاب به آن پرداخته شده است. در پایان این مقصد نیز به اندازه‌ای که روشنگر باشد شبهاتی را از ابن ‌ابی‌الحدید نقل کرده و پاسخ داده است.
 مقصد دوم کتاب، بیان رخ‌دادهای شورایی است که پس از مرگ خلیفة دوم تشکیل شد. سخنان امام با اهل شورا و احتجاج ایشان به جریان غدیر و فضیلت‌هایی که از رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله) دربارة ایشان نقل شده از خواندنی‌ترین‌هایِ این مقصد است.
جلد اول کتاب با مقصد سوم تمام می‌شود. در این قسمت مرحوم صفایی به نقل حوادث دوران خلافت عثمان و حرکت مردم به سمت مدینه و محاصرة خانه و کشته شدن او می‌پردازد.
در بخشی از جلد اول این کتاب آمده است: «ابن ‌ابی‌الحدید معتقد است که امام از خلفا راضی شده است  و اعتراضات و شکایات امام را توجیه می‌نماید که مصلحت در این بود که علی(علیه‌السلام) خلیفه نشود و خداوند صحابه را به این امر ملهم نمود. او می‌گوید: اصحاب ما تمام این سخنان (شکایت‌های حضرت از خلفا) را حمل بر این می‌کنند که او خلافت را از باب افضلیت و احقیت حق خود می‌دانست و این سخن درست است و قسم به جان خودم که ظاهر این الفاظ همان است که امامیه می‌گویند و به گفتة آنان ظن حاصل می‌شود و لکن دقت در احوال، این ظن را باطل می‌کند... او می‌گوید: ما کلام امیرالمؤمنین را بر آنچه مقتضای بزرگی و آقایی و دین محکم اوست حمل می‌کنیم که از آنچه از خلفای گذشته دید، چشم‌پوشی نموده...»
جلد دوم کتاب در دو فصل نگارش شده است و نقل و تحلیل دو جنگی را بر عهده دارد که بر حضرت تحمیل شد: جنگ صفین و جنگ جمل.
در آغاز بخش اول از جلد دوم، نویسنده پس از جمع‌بندی نتایج دوران خلافت خلفای پیشین و نقل چگونگی به خلافت رسیدن امیرمؤمنان(علیه‌السلام) اولین سخنرانی حضرت پس از خلافت را نقل و نکات شیرین و زیبایی از امیرِ کلام  بیان می‌کند.
پس از این مقدمه دلایل شروع جنگ جمل را به اختصار می‌آورد و گفت‌وگوهای حضرت و طلحه و زبیر را از روی مدارک متقن تاریخی بازگو می‌کند.
در بخش دوم نیز با ذکر بخش‌هایی از نامه‌های معاویه در جریان‌های مختلف برای امیرمؤمنان(علیه‌السلام) و دیگرانی مثل عمرو عاص و عبدالله ‌بن ‌عمر فرستاده شخصیت او را تحلیل کرده و به این سؤال پاسخ داده که آیا اصلاح بین علی(علیه‌السلام) و معاویه ممکن بود یا خیر؟
 در همین‌باره آمده است: «معاویه پس از آنکه به کمک عمرو عاص، اهل شام را به جنگ برانگیخت، خیالش از هر جهت راحت شد. نامه‌ای نوشت و به وسیلة جریر که چند ماه او را پیش خود نگه داشته بود برای امام نوشت: من مثل طلحه و زبیر نیستم؛ آنها با تو بیعت کردند اما من با تو بیعت نکرده‌ام و شامیان هم مثل بصریان نیستند؛ آنها به فرمان تو درآمدند، ولی اهل شام از تو اطاعت نکردند، اما شرف و خویشاوندی تو در میان قریش، انکارپذیر نیست...»
کتاب با نقل بخش‌هایی از سخنرانی سوزناک و حزن‌آور حضرت پس از جنگ صفین پایان می‌یابد: «حضرت می‌فرماید: زیان ندیدند آنها که رفتند و خون‌هایشان در صفین ریخت و نماندند و این سختی‌ها را ندیدند و اندوه‌ها نخوردند...کجایند برادران من؟ آنان که حق را سپردند و بر آن پای فشردند؟ کجاست عمار؟ کجاست پسر تیهان؟ کجاست ذوالشهادتین؟ ...آن‌گاه محاسن خویش را به دست می‌گیرد و گریه می‌کند و بر برادرانی که قرآن می‌خواندند اندوه می‌خورد؛ آنان که در راه قرآن و عمل به واجب می‌کوشیدند و آن را برپا می‌داشتند، دین را زنده و باطل را نابود می‌کردند، به رهبر خود اطمینان داشتند و از او پیروی می‌کردند.»
نویسنده احتمال می‌دهد که «شاید این آخرین خطبه‌ای است که مردم از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) شنیدند. این روزی بود که حضرت مردم را به منظور جنگ با معاویه بیرون فرستاد و یا مهیای حرکت کرد و هفته‌ای طول نکشید که ابن ملجم او را از دنیا، اهل عراق و کوفیان راحت کرد.»
از ویژگی‌های مهم این کتاب ساده و روان بودن قلم آن است که با توجه به جامع بودن نقل‌ها و دقیق و عالمانه بودن ارجاعات نویسنده، در میان کتاب‌های تاریخی به زبان فارسی ممتاز می‌نماید. این کتاب تاکنون توسط انتشاراتی‌های مختلف و در شکل‌های گوناگون چاپ شده است، اما شاید بهترین چاپ آن توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران به همت و ویرایش واحد تحقیقات آن مسجد مقدس منتشر شده باشد که هم‌اکنون نوبت‌های متوالی از نشر آن می‌گذرد.