برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

تعزیه: تنها هنر نمایشی جهان اسلام

 

مهدی کرباسی باف/کارشناسی ارشد فلسفه هنر/مدرسه اسلاهی هنر- قم

حادثه عاشورای محرم سال 61 هجری از حوادث‏ کم‏نظیری است که خود به تنهایی مولد فرهنگ شد. فرهنگی پویا، مولد و تاریخ ساز. تاریخی با فلسفه و جهان‌بینی استوار بر فرهنگ ایثار و شهادت که در این فرهنگ، مجموعه‌ای از رفتارهای آیینی بر محور واقعه عاشورا پدید آمد که تاریخ فرهنگ مذهبی شیعیان را با ارزش‌های عاشورایی آراسته و انسجام بخشید.

تاثیر فرهنگ عاشورا را می‌توان در همه زوایای رفتارهای زندگی روزانه مردم و در دستاوردهای آنان در حوزه تفکر اجتماعی، فرهنگی، علمی- هنری و ... مشاهده کردکه شعر و نثر و موسیقی ما؛ دیوار نگاره‌ها، نقاشی‌ها، شمایل نگاری‌ها و خوشنویسی ما؛ معماری و آرایه‌بندی‌های معماری ما به ویژه معماری تکایا، حسینیه‌ها، زیارتگاه‌ها، سقاخانه‌ها، مساجد و آب‌انبارها و دیگر موارد همه و همه تجلی‌گاه جلوه‌هایی از فرهنگ عاشورایی است.

یکی از این جلوه‌گاه‌ها را در این مرز و بوم می‌توان به قطع، هنر نمایشی تعزیه دانست. این نمایش که مضمونی عمیقا مذهبی دارد چنان در فرهنگ عامه مردم ریشه دوانید که تئاترهای مذهب‌زدایی شده و نهلیستی از صدر مشروطه تا پایان دوره پهلوی با تمام هیاهوها و ژست‌های روشنفکری نتوانست روح اصیل این نمایش آیینی را از صحنه خارج کند. چرا ملت ما هیچ‌گاه نتوانست خود را راضی کند که بر سرنوشت اسطوره‌های باستانی دل بسوزاند و در سرگذشت «اتلّو»ها اندوهگین شود چراکه هیچ‌گاه جز عاشورا و عاشوراییان را شایسته گریستن نیافته است.

 

تعزیه:

معنای تحت‌اللفظی تعزیه عبارت است از عزاداری، سوگواری و گرامی‏داشت آنهایی‏ که درگذشته‏اند. تعزیه همچنین، به‏معنای‏ شریک غم دیگران بودن و تسلیت‏گویی‏ به بازماندگان و یا عزاداری برای درگذشتگان‏ می‏باشد. ولی در صحنه نمایش‌های مذهبی، تعزیه به سنت‌ها و آداب خاصی نسبت داده می‏شودکه برخلاف‏ معنای ضمنی‏اش، لزوما دارای مضامین و آهنگ‌های غمگین نمی‏باشد. از این‏رو برخی محققین، مفهوم «شبیه‏خوانی» را معادل مناسب‏تری برای معرفی این هنر تشخیص داده‏اند.

تعزیه، یک‏ نمایش مهیج و پراحساس مذهبی است که ریشه در فرهنگ‏ و هنر این مرز و بوم دارد و در تمام دنیای اسلام، ایران تنها کشوری است که یک نمایش مذهبی را برای سنت‌های مذهبی‏ توسعه داده است. و چنان مثمر ثمر واقع شد که مورد استقبال دیگر کشورهای اسلامی نیز قرار گرفت.

این پدیده همچون دیگر پدیده‌های فرهنگی، تحت تاثیر زمینه‌ها، شرایط و ظرفیت‌های فرهنگی و ضرورت‌های اجتماعی –تاریخی پا به عرصه وجود نهاد، رشد کرد و متطور شد و دوام و بقا یافت. از زمینه‌های شکل‌گیری، سیر تاریخی، کارکرد و وضعیت موجود آن تا کثرت عناصر و مولفه‌ها، تنوع اشکال، لایه‌های معنایی متراکم، وجهه نمادین و در نتیجه قابلیت تفسیرپذیری این هنر سبب شد تا محققان از زوایای مختلف به بررسی آن بپردازند.  

تعزیه را می‌توان یکی از مصادیق جدی هنر آیینی محسوب کرد چرا که هنر آیینی زمانی بوجود می‌آید که نوعی تلازم، تعادل و همنوایی بین احساس تجربه دینی یا کنش‌ها و رفتارهای نیایش‌گرانه‌ی آدمی از یک سو و احساس زیبایی شناسانه و آفرینندگی هنرمندانه از سوی دیگر برقرار شود. محصول و مولود چنین تلازم تعامل، نوعی خاص از هنر را شکل می‌دهد که به آن هنر آیینی گفته می‌شود.

این نمایش آیینی به ‏عنوان منبعی مهم و پرمحتوا، مجموعه‏ایست کامل که دربرگیرنده تمام ابعاد هنری، فرهنگی و مذهبی می‌باشد. نمایشی که آگاهانه تمامی فنون مرتبط با تئاتر را به دقت و تناسب بکار می‌گیرد. مواردی از قبیل دکور، وسایل صحنه، صحنه‏پردازی، صحنه‏گردانی، استفاده از رنگ به شیوه کاملاً تکنیکی و آگاهانه، ارتباط با مردمانی که به‏ تماشای تعزیه می‏نشینند و به پایان ماجرا واقف هستند و نیز موسیقی-که اصلی مهم در تعزیه است و ملهم از ردیف موسیقی سنتی‏ ایرانی می باشد- همه و همه این اجزاء اولیه و تشکیل‏دهنده این‏ هنر، قابل تأمل و تفکر و بررسی است.

تعزیه نوعی شبیه‌سازی، همانند انگاری، معادل سازی، هم‌ذات‌پنداری معنوی و نوعی ابراز همدلی و احساسی به صورت عینی و مجسم و در قالب مجموعه‌ای از نمایشی جمعی است.

اگرچه نمی‌توان تاریخ دقیقی برای ظهور تعزیه در ایران یافت ولی از لابه‌لای یادداشت‏ها و سفرنامه‌های سیاحان اروپایی می‌توان سیر پیدایش و تکامل تعزیه چنین یافت که ابتدا تنها دسته‏هایی بودند که به کندی از برابر تماشاگران می‏گذشتند و با نوحه خواندن، سینه‏زدن و زنجیرزدن، حمل نشانه‏ها و عَلَم‏ها وقایع کربلا را به‏ مردم یادآوری می‏کردند. در مرحله بعدی آواهای‏ دسته‏جمعی کم‏تر شد و نشانه‏ها بیشتر. یکی دو واقعه‏خوان، واقعه کربلا را برای تماشاگران نقل‏ می‏کردند و سنج و طبل آن‏ها را همراهی می‏کردند. چندی بعد به‏جای نقالان، شبیه چندتن از شهدا را به‏ مردم نشان دادند که با شبیه‏سازی و لباس‏های نزدیک به‏ واقعیت می‏آمدند و مصائب خود را شرح می‏دادند. مرحله بعدی گفت‏وشنیدِ شبیه‏ها بود و سپس پیدایش‏ بازیگران.

در دوره صفویه، تعزیه تحول‏ نهایی خود را طی کرد و به شکل امروزی درآمد. تعزیه‏ در عصر قاجار به ‏ویژه سلطنت ناصرالدین شاه- به‏دلیل‏ مشاهدات ناصرالدین شاه در سفرهای اروپا و دیدن‏ تئاتر و نیز علاقه وافرش به این مجالس- هر ساله به تجملات مراسم تعزیه افزوده‏ شدکه البته در پیشرفت کار تعزیه و شبیه‌خوانی و نیز رونق و عمومیت آن بی‏تأثیر نبوده که‏ به‏تدریج حالت سرگرم‏کننده تعزیه بر جنبه عزاداری آن‏ غلبه کرد.

 

تعزیه و تئاتر

تعزیه به رغم داشتن کارگردان، میزانسن، دیالوگ، ریتم، اجرای صحنه و...، به مفهوم متعارف، تئاتر نیست. چراکه نمایشی از حماسه قدسیِ توأم با باورهای درونی، احساس عمیق، عاطفه مثبت و همدلی کامل میان بازیگر و تماشاگر است. در تعزیه بر خلاف تئاتر، قبل از شروع آن، همه تماشاگرانش از مضمون، شخصیت‏ها، رخدادهای آن، کاملاً آگاهند و احتمالاً به لحاظ معرفتی به هیچ چیز جدیدی نمی‏رسند، ولیکن افراد، با انگیزه و اشتیاقی وافر و وصف‏ناشدنی، ساعت‏ها با چشمانی اشکبار این واقعه مکرر و دیرآشنا را به نظاره می‏نشینند و سرنوشت قهرمانان محبوب خویش و نتایج نهایی این کارزار همیشه برپا را رصد می‏کنند.

از دیگر ویژگی‌های خاص تعزیه که آن را از تئاتر متمایز می‌کند می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: مناسبتی بودن اجرای تعزیه(محرم و صفر)، اجرای تعزیه در جایگاه‏های معین بی‏سقف مانند میدان‏ها، گذرگاه‏ها و کاروان‌سراها و نیز در بسیاری مواقع در تکیه‏ها، فعال بودن نقش مخاطبان تعزیه‏ به طوری که مخاطب به صورت شرکت‏کننده در این آیین ظاهر می‏شود، نه به صورت تماشاگری صرف و منفعل. حاضران در مجلس تعزیه باید حضور قلب داشته باشند، از سویی غم مظلومان را بخورند و بر مصایب آنان بگریند و از سوی دیگر به دشمنان آنان کینه ورزند و آنان را نفرین کنند و در برابرشان موضع بگیرند. یکی دیگر از نکات قابل توجه در تعزیه، ارائه نظر شبیه خوان نسبت به نقشش است. شبیه‌خوانی که نقش سپاه دشمن را اجرا می‌کند، مومن است.

 

 

 

 

کارکرد موسیقی در تعزیه صرفا یک عنصر تزیینی در نمایش نیست بلکه چنان با آن آمیخته است که بدون در نظر گرفتن آن، بازیگران قادر به بازی نیستند. این موسیقی چنان است که حتی بر تماشاگری هم که با آن آشنایی ندارد تاثیر خاص خود را می‌گذارد.

 

 

منابع:

باقی پور، فاطمه. مجله مقام موسیقایی . اسفند 1384 و فروردین 1385 ، شماره 47

تقیان،لاله.درباره تعزیه وتئاتر در ایران.تهران:نمایش، 1371.

سعیدی،عباس.تراژدی و تعزیه،کیهان فرهنگی،تهران: مؤسسه کیهان،1364،شماره 7، سال 2

شرف الدین، حسین. تحلیل پدیدار شناختی تعزیه. مجله شیعه شناسی . تابستان 1385 . شماره 14

همایونی،صادق.تعزیه در ایران،شیراز،انتشارات تولید، 1368،چاپ اول

چلکوفسکی،پیتر.نگاهی به جنبه‏های نمایش و ادبی تعزیه‏خوانی در ایران،مترجم،به‏آفرید،تهران:فرهنگسرای نیاوران،مهر و آبان 1357، شماره 2 و 3

چلکوفسکی،پیتر.تعزیه بومی پیشرو،ترجمهء داوود خاتمی عملی-فرهنگی،تهران،1356

عناصری،جابر.تعزیه یا نمایش حزن‏انگیز ایرانی به‏ روایت سفرنامه‏ها،سروش،تهران، 1362، شماره 202،سال 5

عناصری،جابر.شبیه‏خوانی کهن الگوی نمایشهای‏ ایرانی،مرکز هنرهای نمایشی تهران 1372

گلی زواره، غلامرضا. مجالس تعزیه، مجله کتاب ماه دین. اسفند 1380 و فروردین 1381 . شماره 53 و 54