برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

فقیه ادیب - مروری کوتاه بر زندگی علامه مولی احمد بن محمد مهدی نراقی و کتاب شریفش «مثنوی طاقدیس»

 

نویسنده: ابوذر کمال

* عالم زمانة خویش

تاریخ علمای شیعه سرشار از شخصیت‌های علمی است که با بیان شاعرانة خویش مفاهیم عمیق و پیچیدة اخلاقی و عرفانی را ماندگار کرده‌اند. یکی از این بزرگان که در قله ایستاده است علامه مولی احمد بن محمد مهدی نراقی مشهور به فاضل نراقی است. علامه خوانساری در روضات می‌گوید:«نراقى دريايى مواج و بحرى عجاج بود، در فنون معموله استادى ماهر و در علوم متبوعه استوانة كامل؛ اديبى سراينده و فقيهى برازنده... نراقى نويسنده‏اى ماهر و مؤلفى ناصح بود كه معراج السعاده او جهت خوشبختى مردمان و كشكول او به اسم خزائن مشهور است».

وی در 14 جمادی الثانی سال 1185 ق در نراق دیده به جهان گشود. دوران نوجوانی و جوانی را نزد پدر عالمش محقق نراقی، شاگردی کرد. پدری که پسرش دربارة او می‌گوید: «من إلیه فی جمیع الامور استنادی».

ذهن عالی و همت بلند مولی احمد باعث شد که در سن 25 سالگش به درجة اجتهاد برسد. وی سپس به نجف اشرف مهاجرت و از محضر اساتیدی هم‌چون سید محمد مهدی بحرالعلوم و سید علی طباطبایی استفاده کرد. چهار سال از اقامت او در آنجا نگذشته بود که پدر، وفات یافت و علامه نراقی برای ادارة حوزة علمیة کاشان و خدمت به مردم آن دیار به کاشان بازگشت.

مولى احمد نراقى جایگاه ویژه‌ای در میان علمای شیعه داراست. وى در علوم مختلف اصول فقه، فقه، حديث، رجال، دراية، رياضيات، نجوم، حكمت، كلام، اخلاق، ادبيات و شعر، ستارة درخشان و نمایان علماى زمان خود بود. وجه رشد یافته و ممتاز شخصیت علامه از دیگر فقهای زمان خود، جنبة سیاسی و اجتماعی ایشان است. کتاب «عوائد الایام» که به مبحث ولایت فقیه می‌پردازد گویای این مطلب است. وی برخلاف کسانی که ولایت فقیه را فقط در امور حسبیه و صرف موارد زکات و خمس منحصر می‌کردند، بین حکومت اسلامی و ولایت فقیه پیوند برقرار کرده و مسألة ولایت فقیه را از مقوله‌ای جزئی به بحثی اصلی و اساسی در فقه تبدیل کرد.

از بزرگترین شاگردانش شیخ مرتضی انصاری بود که در اواخر عمر علامه از محضر ایشان بهره‌مند شد. گرچه فاضل نراقی دربارة این شاگرد می‌گوید: «استفاده‏اى كه من از اين جوان نمودم بيش از استفاده‏هايى بود كه او از من برد»!

از مهمترین و مشهورترین کتاب‌هایش «معراج السعاده» است که گنجینه‌ای بی‌بدیل از نقشة راه رسیدن به سعادت حقیقی را پیش روی سالک طریق قرار می‌دهد.

وی در سال 1244 ق در شهر کاشان وفات یافت و جسد مطهرش در نجف و در کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد.

 

* گوهرهای معنوی در قالب مثنوی

«مثنوی طاقدیس» نام کتابی است که علامه نراقی والاترین حالات عرفانی و اخلاقی را در قالب شعر به مخاطبان خویش می‌رساند. طاقدیس از دو کلمة «طاق» و «دیس» تشکیل شده است. دیس یا دیز در فارسی پهلوی به معنای شبیه، مانند، نظیر و همتاست. بنابراین معنای لغوی این کلمه می‌شود: «همانند طاق». ولی مرحوم نراقی به دلیل این نام‌گذاری اشاره‌ای نکرده است و باید به حدسیات اکتفا کرد.

این کتاب که فاضل نراقی در آن با نام «صفایی» تخلص می‌کند سرشار از لطایف و ظرایف ادبی و علمی است. طاقدیس را گرچه نمی‌توان هم‌سنگ آثاری هم‌چون دیوان حافظ و مثنوی معنوی قرار داد، ولی در بین دیوان‌های عالمان بزرگ شیعه ـ مخصوصا در قرون اخیر ـ مقامی درخور دارد. وی در این کتاب مباحث عرفانی را با بیانی صریح، مستقیم، بی‌پروا و ماهرانه در قالب مثنوی به شعر درآورده و اثری کم‌نظیر از خود بر جای گذاشته است.

فقیه ادیب به شیوة مثنوی مولوی با بیان داستان‌هایی، حکمت‌های معنوی را به زیباترین شیوه‌ها استخراج کرده و به کام تشنة خواننده می‌ریزد. سخن در جزئیات این طاقدیس پرنقش و نگار بسیار است و مجال اندک.در این جا جلوه‌ای از این کتاب گران‌سنگ را نمایان می‌کنیم:

علامه در جای‌جای این کتاب با طرح مناسک و مفاهیم والای حج با شاعرانه‌ترین روش، به وقایع و داستانهای تاریخی این موضوع می‌پردازد و لطایف آن را به ما گوشزد می‌کند. به همین دلیل بسامد کلماتی هم‌چون كعبه، قربانى، منا، حضرت ابراهيم، هاجر، اسماعيل در مثنوی طاقدیس بسیار است.

شاعر عارف در این جا به داستان حفاظت خداوند از خانة کعبه توسط طیر ابابیل در برابر سپاه ابرهه اشاره کرده و می‌سراید:

شد هوا تاريك از اسپاه حق

تا بكوبد هر كه گشت از راه حق

شد عيان فوج ابابيل از هوا

اى پلنگ، اى شير، اى گرگ، الصلا

هان و هان اى پيل، ابابيل آمدت

اى سپاه كفر سجيل آمدت

وی در قیاسی زیبا و ظریف، نکته‌ای معنوی از این داستان برداشت می‌کند و حفاظت خانة «دل» از هجوم ابلیس را نیز منوط به یاری خدای تعالی می‌داند و چنین درس‌آموزی می‌کند:

اى خدا اين خانه دل هم ز توست

كرده‏اى معمارى آن را نخست

كعبه را گر كرد معمارى خليل

هست معمار دل، آن رب جليل

آن كه آنجا چشمة زمزم نهاد

اندر آنجا ديدة پرنم نهاد

...

این شاعر نازک‌اندیش سپس به داستان امر خداوند به ابراهیم برای ذبح اسماعیل می‌پردازد و از آنجا نقبی به ماجرای عاشورا می‌زند. حرکت کاروان و رسیدن به صحرای کربلا را ترسیم کرده و روح شیفتگان اباعبدالله الحسین و یارانش را چنین به اوج عقل و احساس می‌کشاند:

كربلا، نى، هم مناى ماست اين

اين سر كوى وفاى ماست اين

كشتى ما را در اين جا لنگر است

منزل ما تا صباح محشر است

وی سپس به وقایع روز عاشورا و شهادت فرزندان و یاران اباعبدالله(ع) اشاره کرده و زبان حال سیدالشهدا را در آوردن علی اصغر به میدان و شهادت طفل شیرخوار چنین می‌سراید:

با زبان حال مى‏گفت: اى خدا

در رهت آوردم اين را يك فدا

عيد قربان من است، اينم منا

من خليل عهدم و اينم فدا

چون پى قربانى‏اش بر كف نهاد

شست دشمن از كمان تيرى گشاد

...

و سپس چهرة امام حسین را در شهادت علی اکبر، ابراهیم‌وار ترسیم می‌کند:

او همى رفت و دويدش در ركاب

گفتى اسماعيل قربان با شتاب

گوييا مى‏گفت و مى‏رفتش ز پى

«ليتنى كنت فداك يا بنى‏»

...

و بدین گونه مثنوی طاقدیس با این گریزهای زیبا به وقایع عاشورا پایان می‌پذیرد.

-------------------------------------

پی‌نوشت:

در این نوشتار از مقالات زیر بهره‌مند شده‌ایم:

زندگی‌نامه ملا احمد نراقی، محمد حسین رسولی؛

کعبه و قربانی در مثنوی طاقدیس، جواد محدثی؛

مقالة مثنوی طاقدیس، رضا بابایی.