برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

فقیه مکرم، هم‌سفره خادم - مروری بر سیره رفتاری حضرت آیت الله مؤسس(ره)

 

گردآورنده: جعفر مروجی

 

مقدمه

 

آیت الله عبدالکریم حائری یزدی در حدود سال 1276ق در روستای مهرجرد از توابع یزد به دنیا آمد. پس از فراگیری مقدمات علوم در اردکان و یزد، به سامرا رفت و در حوزه درس آیت الله میرزای شیرازی شرکت جست. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و از محضر درس آخوند خراسانی بهره برد. در زمان حیات آخوند به کربلا رفت و تا سال 1332ق در آنجا بود که از همین رو به حائری معروف شد. آیت الله حائری یزدی اوائل سال 1333ق به قصد زیارت امام رضا(علیه السلام) به ایران آمد و در همه‌جا با استقبال مواجه شد. در اثنای این سفر به تقاضای بعضی از بزرگان به اراک رفت و حوزه علمیه متمایزی دایر ساخت، به نحوی که طلاب از سایر شهرها به اراک رهسپار شدند. در سال 1340ق هنگام مسافرت به قم، با اصرار شدید علما و بزرگان این شهر، در قم اقامت نمود و حوزه علمیه مهمی را بنا نهاد که پس از آن به آیت‌الله مؤسس معروف شد. حاج شیخ علی‌رغم فشارهای شدید رژیم دیکتاتوری رضاخان، در کمال متانت و بردباری و پرهیز از جنجال‌های سیاسی، به پرورش جمعی از طلاب همت گماشت و نهضت فرهنگی ـ اجتماعی وسیعی به راه انداخت. سرانجام آیت‌الله حائری یزدی در سال 1355ق زندگی را بدرود گفت و پس از تشییع مفصلی که در آن روزگار بی‌نظیر بود، در جوار مرقد حضرت معصومه(سلام الله علیها) در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.  

 

عنایت امام حسین(علیه السلام) به آیت الله مؤسس

 

ایشان می‌فرمودند: برای من اتفاق افتاد که در کربلا، در وسط هفته، خواب دیدم که کسی مرا به اسم صدا زد و گفت: شما شب جمعه خواهی مرد و من چون درس و مباحثه داشتم این مطلب را فراموش کرده بودم تا آنکه روز پنج‌شنبه، در یکی از باغات کربلا نهری بود و با رفقا جمع بودیم. در آنجا لرز کردم و غش نمودم. رفقا مرا به همان حال، با یک مرکب میآورند و در خانه، تحویل میدهند. من شب جمعه در حال غشوه بودم. در همان حال متوجه شدم که برای گرفتن جانم آمدند. دو نفر بودند یا یک نفر یادم نیست. در دلم متوسل به حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) شدم و با همان حدیث نفس عرض کردم: من از مردن حرفی ندارم و بالاخره باید مرد؛ ولی فعلاً دستم خالی است. شما از خدا بخواهید که عمری به من بدهد، بلکه یک عملی انجام دهم. پس از این توسل کسی از طرف حضرت آمد که امام حسین(علیه السلام) میفرمایند: دعا کردم مستجاب شد. مأمور قبض روح برگشت و من از غشوه به هوش آمدم و خوب شدم.

 

دوری از ظاهرسازی

 

آیت الله گلپایگانی به مناسبتی فرمود: خداوند رحمت کند آقای حاج شیخ را. روزی من و عدهای دیگر از اصحاب استفتا که حدود هفت یا هشت نفر بودیم در اندرونی در خدمت ایشان حضور داشتیم. هندوانهای در وسط گذاشته بودند و مشغول خوردن بودیم. در این هنگام آمدند و اطلاع دادند که هیئت و دستهای از تبریز آمدهاند. بعضی پیشنهاد کردند که اول بساط هندوانه را جمع بکنیم، آنگاه آنان وارد شوند. ایشان فرمودند: یعنی اینها خیال میکنند که ما ملائکهایم و چیزی نمیخوریم؟ نه! بگذارید بیایند. و همینطور شد. آنان وارد شدند و ایشان هم به آنان تعارف نمودند و آنان با ایشان ملاقات کرده و رفتند.

 

ساده‌زیستی و شدت احتیاط در صرف وجوه

 

میرزا مهدی بروجردی میگوید: مرحوم آیت الله حائری که خداوند را شاهد و گواه میگیرم مبلغی را که جهت عیال گرفتن برای آقازادهشان و شوهر دادن صبیههاشان قرض کرده بودند، در زمان فوت ایشان، چنانکه میخواستند از ترکه او بردارند، تمام کتب و اثاثیه خانه او میبایست در محل قرض‌ها برود. این بود که طلبکار محسوب ننمود و نگرفت.

 

مقام یقین و زهد آیت الله مؤسس

 

آیت‌الله العظمی گلپایگانی نقل فرمودند که آقای حاج شیخ عبدالکریم میفرمود: این پول‌ها که به دست من میرسد، با کاه تفاوتی ندارد.

 

جدیت در خدمات اجتماعی

 

هنگامی که مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری بیمارستان فاطمی را تأسیس فرمود، از نظر وسایل بیمارستانی مجهز نبود. یکی از پزشکان که از اروپا برگشته و در تهران مشغول کار بود، روی ارادتی که به معظمله داشت، بنا به دعوت ایشان به قم آمد و از بیمارستان دیدن کرد. در بدو امر، به علت نبودن وسایل و لوازم کافی در بیمارستان، آن را پیش پا افتاده تلقی کرد. هنگام خروج، دفتر آمار بیمارستان را مشاهده کرد. آمار بهبود یافتگان را که دید با کمال تعجب پرسید: آیا در آمار بیمارستان اشتباهی رخ نداده است؟ گفتند: نه! گفت: من از وضع این بیمارستان در شگفتم. از یکسو نبودن ابزار کار و وسایل مرتب و از طرف دیگر نتایج بسیار عالی و مطلوب آن؛ زیرا میزان تلفات در مدرنترین بیمارستانهای موجود با همه امکاناتی که دارند 3% است؛ ولی در اینجا با عدم امکانات، تلفات 2% میباشد. بعداً که حضور آیت‌الله حائری رسید علت را پرسید. ایشان در پاسخ به او گفتند: اولاً؛ در استخدام کارکنان، اعم از پزشک، پرستار و حتی مستخدم و دربان، نهایت دقت به عمل میآید که افرادی کاردان، مؤمن، امین و وظیفه‌شناس باشند تا کارهای محوله را به عنوان یک وظیفه مقدس مذهبی انجام دهند، نه به خاطر حقوق که دریافت میکنند و ثانیاً؛ یکی از برنامههای درمانی که در اینجا اجرا میشود، تلقین بیماران است. پس از بازدید روزانه، پرستاران در پشت اتاق بیماران با یکدیگر گفتوگو میکنند، به نحوی که مریضان صدای آنها را میشنوند و یکی از آنها از پرستاری که مریض را دیده میپرسد که حال فلانی چطور است؟ او پاسخ میدهد: الحمدلله حالش کاملاً رو به بهبود است و دکتر از وضعش اظهار خشنودی و رضایت میکرد. این عمل، اثری بسیار عمیق در تقویت روحیه آنها دارد و نتیجتاً کمک شایانی به بهبود آنان میکند. دکتر با شنیدن این مطالب از آقا، معظمله را تصدیق و تأیید نمود.

 

آیت الله مؤسس دل‌داده اهل بیت و امام حسین علیهم السلام

 

شهید مطهری میگوید: وی بسیار مرد مخلصی بوده است. از کسانی بود که شیفته پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بود. نام حسین بن علی(علیهما السلام) را که میشنید، بیاختیار اشکش جاری میشد. یکی از وعاظ، این جمله را (یعز والله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک فلاینفعک) که امام حسین(علیه السلام) آن را در عزای حضرت قاسم(علیه السلام) فرموده بودند، در محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری خوانده بود. به‌قدری این مرد گریه کرد و خودش را زد که بی‌حال شد. بعد به آن واعظ گفت: خواهش میکنم هر وقت من در جلسه هستم، این روضه را تکرار نکن که من طاقت شنیدن آن را ندارم.

 

اخلاص کم‌نظیر

 

امام خمینی راجع‌ به استاد بزرگوار خود فرمودند: جناب استاد معظم و فقیه مکرم حاج شیخ عبدالکریم یزدی حائری که از هزار و سیصد و چهل تا هزار و سیصد و پنجاه و پنج [قمری] ریاست تامه و مرجعیت کامله قطر شیعه را داشت، همه دیدیم که چه سیره‌ای داشت. با نوکر و خادم خود هم‌سفره و غذا بود. روی زمین می‌نشست و با اصاغر طلاب مزاح‌های عجیب و غریب می‌فرمود. اخیراً که کسالت داشت بعد از مغرب بدون ردا یک رشته مختصری دور سرش پیچیده و گیوه به پا کرده در کوچه قدم می زد، [با این حال] وقعش در قلوب بیشتر می‌شد و به مقام او از این کارها لطمه‌ای وارد نمی‌آمد.

 

منبع

علی کریمی جهرمی، آیت الله مؤسس، قم، راسخون، 1383.