برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
ROKNEWSPAGER ERROR: File not found: images/عکس_کتاب_0011.jpg
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

نگاه دینی به ادیان

ضرورت های دین شناسی

حجت الاسلام المسلمین باقر طالبی دارابی استاد دانشگاه ادیان قم

به کوشش: محمدرضا نظری

اشاره:

حجت الاسلام باقر طالبی دارابی یکی از روحانیونی است که هیچ گاه از هم صحبتی با او احساس خستگی نخواهید کرد و هر وقت پای صحبت های او بنشینید حرف های جدیدی را خواهید شنید. حجت الاسلام طالبی دارابی علاوه بر تحصیلات حوزوی، دکترای جامعه شناسی فرهنگ را نیز در رزومه خود دارند. حضور در چند دوره پارلمان ادیان جهان از نگاهی خاص را نسبت به ادیان دیگر داده است.

 

به نظر شما قرآن و اهل بيت (علیهم السلام) چه نگاهي به اديان دارند؟ دوستانه است یا خصمانه؟

«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً» اين آيه شايد دست‌کم موضع‌گيري قرآن در باب اديان ديگر را نشان ‌دهد. قرآن با تأکيد بر وجه اشتراک اديان، طرفداران اديان مختلف را به کلمة واحد فرا مي‌خواند. البته دربارة اينکه اهل­کتاب چه کساني هستند بحث‌هايي هست که من وارد اين بحث نمي‌شوم که اهل کتاب فقط مسيحيان، يهوديان و مسلمانان را شامل مي‌شود يا اهل کتاب مي‌تواند مصاديق ديگری هم داشته باشد و مثلاً اديان ديگر هم که کتاب دارند داخل اهل کتاب هستند یا خیر. اين کاری تفصيلي است و براي توسع معنايي اين مفهوم بايد به تفاسير و مفسران مراجعه کرد. موضع ائمه (علیهم السلام) هم واضح است. رفتار امير مؤمنان(علیه السلام) در عرصه‌هاي گوناگون حقوقي، اخلاقي و مدني بسیار شاهکار است. فرمایش‌های ایشان دربارة رعايت حقوق طرفداران اديان ديگر بسیار شهرت دارد. ماجرای آشفته شدن ایشان از شنیدن خبر کندن خلخال از پاي زن يهودي در نامه‌ای به مالک هنگام عزیمت وی به مصر مشهور است. ایشان تقسيم‌بندي آدم‌ها را ملاک عدم توجه به حقوق آنها نمي‌داند، بلکه می‌فرماید: يا برادر ديني تو هستند یا در خلقت همانند تو هستند. اين اوج حقوق بشر است. همین بیان شریف از امير مؤمنان (علیه السلام) در سال 2005 جزو اسناد سازمان ملل به حساب آمده است که جا دارد طلبه­های مبلغ اینها را بداند. از طرف دیگر، حضرت امام رضا (علیه السلام) خود پیش‌گام گفت‌وگوي با اديان و مذاهب مختلف بوده‌اند. در پاي درس امام صادق (علیه السلام)، کساني بودند که با ايشان مواجهة فکري داشتند و خود يکي از پايه‌گذاران مکاتب فقهي اهل سنت شدند. همة اينها را در کنار هم جمع کنيم انبوهی از سنت بسيار مناسب، گويا و اجرایی در مواجهه با اديان و مذاهب می‌یابیم.

در باب گفت‌وگو از ديدگاه قرآن مقالات بسیاری نوشته‌اند که جا دارد طلبه‌ها به اينها مراجعه کنند.

برخی به اديان نگاه مثبتي ندارند. دلیل این امر چیست؟ به نظر شما چرا چنان‌که بايد و شايد نتوانستيم با اديان آشنا شويم؟

انسان از ناشناخته‌ها می‌ترسد. مي‌توانم بگويم موضع‌گيري ما در قبال اديان ديگر هم به این دلیل است و هم به دلایل دیگر. در حوزة نظر يک‌سري داده‌ها و قضاوت‌هاي پيشين در ذهن ما دربارة اديان جاي گرفته است. مثلاً با شناخت جايگاه و وضعيت مفهوم خدا در آيين هندو، مسيحيت، يهوديت و اسلام و تطبيق آنها با هم درخواهیم يافت که با توجه به نوع تفسير و تحليلي که دربارة خدا، هستي، بيرون و درون آدم‌ها در اديان مختلف وجود دارد دين من چه ميزان کامل‌تر يا گويا‌تر است يا با شناخت آنها چگونه مي‌توانم اين آموز‌ه‌ها را بيشتر تبيين کنم.

يک بخشي هم موضع‌گيري‌هاي کاملاً کلامي است. طبيعي است کسي که در فرهنگی ديني زندگي مي‌کند دربارة ادیان ديگر موضع می‌گیرد. مثلاً تا همين اواخر تا چهل پنجاه سال گذشته مسيحيت ادیان ديگر را خيلي باور نداشت و هم اکنون هم در ابعاد کلامي از اديان ديگر خوف دارد. اين مرزبندي هم به خاطر اين است که هر دینی می­خواهد خودش را حفظ کنند.

سومين دلیل شايد ناشي از تجربه‌هاي زيستي ما باشد که به این امر دامن می‌زند، يعني ابعاد معرفتي ندارد، به اين معنا که جنگ‌هاي صليبي از يک سو، درگيري‌هاي بين هندوها و مسلمان‌ها در گجرات هند، درگيري در کشمير، پاکستان، اندونزي و فلسطین اشغالی، همه درگيري‌هاي ديني است. اينها در واقع تجربة زيستي بيروني است. اينها همه دست به دست هم مي‌دهد تا نگاه منفي به اديان پيدا کنيم. البته شايد چهارمين دلیلی که بتوانم بگويم نگاه آموزه‌اي است، يعني از دل دين‌ها آموزه‌هايي دربارة ادیان دیگر وجود دارد.

آيا رشد تکنولوژي ارتباطات و اطلاعات براي ما که در حوزة تبليغ هستيم يک تهديد است يا فرصت؟

بايد اين قضيه را به لحاظ معرفتي براي خودمان حل کنيم که اين يک تهديد است يا يک فرصت. اگر ما اين را به صورت تهديد صرف ببينيم هرگز نمي‌توانيم از آن استفاده کنيم و از سوي ديگر اگر فرصت محض هم بدانيم از رسالت خود غافل خواهیم شد. به نظر من در اين فضا حداقل فرصت‌ها بيش از تهديد است.

مبلّغ مي‌تواند از اين ابزار استفاده کند و پيام خودش را برساند، همچنین مي‌تواند پيام ديگران را هم دريافت کند و با دريافت آن پيام و نقد و بررسي آن پيام راهکار جديدي براي پيام خودش داشته باشد. بنابراين در عصر اطلاعات چيزي که مهم است پيام و راه ارائة آن است. اما براي شناخت پيام چه باید کرد؟ يکي از ابزارش به نظر من آشنایی با کامپيوتر و اینترنت است. در گام دوم یک مبلغ بايد زبان خارجی را ياد بگيرد و یک طلبه حداقل يک زبان بايد بداند. بنده در بسیرای از کنفرانس‌هاي بين‌المللي که شرکت می‌کنم می‌بینم معمولاً مبلّغان اديان ديگر به چند زبان دنیا بلد هستند حرف بزنند ولي معمولاً سخنرانان رسمي ما در کنفرانس­های بین المللی حتی به انگليسي که پيش پا افتاده‌ترين زبان دنياست هم بلد نيستند حرف بزنند و بايد کسي کنارشان بايستد و ترجمه کند. حالا اين مبلّغ چنانچه بخواهد حتی در يک کوره روستا هم فعاليت کند باز بايد زبان بداند؛ به خاطر اينکه در آن روستا جواني هست که زبان بلد است و با اينترنت سر و کار دارد و چه بسا پيامي از ادیان دیگر گرفته که مبلغ آن پیام را مشاهده نکرده است.

ادیان جهان با فضاهای جدیدی به نام جنبش‌هاي نوپديد ديني یا عرفان های نوظهور مواجه هستند. مبلغ در برابر این جنبش‌ها چه تدبیری باید اندیشد؟

در ایران به درست یا غلط به يکي از پديده‌هاي بسيار مهم که از دل سنت‌هاي ديني و سنت‌هاي بشري بيرون آمده می‌گویند: عرفان‌هاي نوظهور. مبلّغ باید خودش را بري و بي‌نياز از مصاحبت با جواني نداند که احتمالاً‌ به يکي از اين گرايش‌ها پيوسته است. منتها پيش از اين بايد در این زمينه به مطالعاتی بپردازد. بايد يک مرکز علمي با تأکيد بر شناخت علمي و آگاهانه دربارة اين پديده‌ها براي طلبه‌ها شکل بگیرد. پرسش اصلي به نظرم در ايران اين بايد باشد که چرا اين‌ها رشد پيدا مي‌کنند. پاسخ اصلي چيست؟ اساساً ظرف جوان ايراني چه قابليت و چه توانايي دارد که اين مظروف در آن جا مي‌گيرد، هرچند با توطئه باشد. اين جوان چه نيازي دارد که به سراغ کتاب‌هاي امثال کريشنا مورتي می‌رود. اصلاً چند طلبه هستند که الان کتاب «جهان هولوگرافيک» را خوانده­اند و مي‌دانند چيست؟ در سال 77-78 بود در همين قم بنده به خانه يکي از دوستان مبلغ رفتم. دیدم روی دیوارهای کوچه يک سري شعارها به انگليسي همراه با يک سري علایم نوشته شده بود. به دوستم گفتم این علامت‌ها چیست؟ گفت نمي‌دانم اين مال آب و فاضلاب یا شرکت گاز است، مدت‌هاست اينجا نوشته شده. مي‌دانيد آن‌ علامت‌ها چه بود؟ آنها علایم و شعارهاي شيطان‌پرستي در قم بود، نه در بالا شهر بلکه در پايين شهر قم. همان کلة بز که الان معروف‌ترين نماد شیطان‌پرستی است.

آیا علاوه بر آشنايي با اديان مي‌توانيم شيوه‌هاي تبليغي آنها را هم بيابيم؟

باید دید آنها برای سخنراني چه ابزاری به کار می‌بندند. بسیاری از آنها که در همایش‌ها و سخنرانی‌ها شرکت می‌کنند می‌کوشند از ابزار نو برای بیان مقصودشان استفاده کتند و برای نمونه سخنراني‌شان را با تصوير همزمان براي مخاطب نشان مي‌دهند. باید دید آنهابرای تبليغ مثل سخنراني‌هاي داخل معبد، برگزاري فستيوال‌ها، نشست‌هاي سالانه، مناسبت‌ها چگونه رفتار می‌کنند. آنها از ابزار تکنولوژيک بیشتر استفاده مي‌کنند و سمعي بصري‌تر هستند ولی ما همچنان مدل سنتي خودمان را داريم و همچنان سخنراني‌هايمان يک طرفه است.