«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

همسفر طف - کعبه‌ای در کنار کعبه‌ای دیگر

محقق: محمد جواد مقدمی شهیدانی

 

مدینه دیگر برای مخالفان حکومت نامشروع و نوپای یزید بدجوری ناامن شده بود؛ آنقدر ناامن که حتی کسی مثل ابن‌زبیر خبیث هم مجبور شده بود از آنجا خارج شود. گرچه ناامنی تمام دلیل نیست؛ اما امام حسین(عليه السلام) آهنگ رفتن می‌کند. مقصد معلوم است؛ مکه. جایی که چند صباحی دیگر مملو از حضور پرشور مسلمان‌ها از سراسر کشور وسیع اسلامی می‌شود و فرصت خوبی مهیاست برای اینکه حضرت تکلیف الهی‌اش را در راهنمایی و هدایت مردم انجام دهد.
***
27 رجب است، کاروان حسینی از مدینه راهی مکه شده است؛ یعنی کعبه‌ای در راه زیارت کعبه‌ای دیگر است. کعبه دلهای آسمانی‌هایی از جنس کربلا و عاشورا، در پهنه اعصارکاروان‌سالار قافله عشق است. تا چندی دیگر چونان کبوتران واله و شیدا بر گرد خانه خدا به گردش درآیند و بروند بالا به مقام قرب خدا. ره‌توشه‌ای دارد این کاروان باخود...کوله باری از معنا و راز همراه می‌برد انگار... .
***
کاروان شهادت، خورشیدی همراه دارد به نام حسین(عليه السلام) و ماهی به نام عباس(عليه السلام) و ستارگانی در تلألو از جوانان بنی‌هاشم و شیعیان عاشورایی و خاتون‌هاي حرم که گوهرهایی پیچیده در پرده عفاف را مانندند که سرآمدشان آفتابی‌ست در حجاب، حسینی دیگر است در آینه تأنیث؛ زینب(عليها السلام).
***
هنوز به مکه نرسیده‌اند، عبدالله بن‌مطیع راه بر حسین(عليه السلام) می‌بندد و می‌پرسد: کجا می‌روی؟ و پاسخ می شنود: «به سوی مکه می‌روم». عبدالله با امام حرفی دارد انگار: «خدا برای تو خیر بخواهد و ما را فدای تو کند. به مکه که رسیدی همان‌جا بمان و از آنجا بیرون مشو. تو سید و سالار عرب هستی، حجازیان کسی را همسنگ تو نمی‌دانند. اگر در مکه بمانی مردم گروه گروه از هر کوی و برزن به سوی تو خواهند آمد. مبادا به کوفه بروی. کوفه شهر شومی است. در آنجا پدرت کشته شد، به برادرت خیانت شد... اگر تو کشته شوی به خدا ما همگی دربه‌در می‌شویم».
***
سوم شعبان است، روز ولادت حسین(عليه السلام). امروز کاروان حسینی وارد مکه می‌شود. انگار امروز تولدی دوباره برای حسین(عليه السلام) است. او به حرم که می‌رسد، آیه شریفه‌ای را زمزمه می‌کند: «و لما توجَّهَ تلقاء مدیَنَ قال عسی ربّی أن یَهدیَنی سواء السَّبیل».
سفر «مدین» برای موسی(عليه السلام) سفر رسالت بود و سفر «مکه» برای حسین(عليه السلام) سفر شهادت! پیامبری از آنجا به سوی فرعونیان برانگیخته شد و امامی از اینجا برای مبارزه با یزیدیان برخاست.
***
مکه حالا دیگر کم‌کم از مردمان ممالک اسلامی پر می شود. فرصتی پیش آمده است که امت و امام(عليه السلام) دیداری تازه کنند؛ آنها از مسائل و مشکلات سرزمین خویش بگویند و مطلب علمی و دینی و اجتماعی خود را بپرسند و در پرتو هدایت مستقیم امام حسین(عليه السلام) ساعت‌ها و روزهایی را تجربه کنند.
امام(عليه السلام) در مسجد الحرام اقامه جماعت داشت، در مسجد می‌نشست و با مردم به گفت‌وگو می‌پرداخت. هم مردمان را وعظ و ارشاد می‌کرد و هم گزارش‌هاي مسافران اسلام ـ از گوشه و کنار ـ را می‌شنید. کعبه دل‌های مسلمانان، چهار ماه و پنج روز در کنار خانه خدا می‌ماند؛ کعبه‌ای در کنار کعبه‌ای دیگر.
***
خبر مخالفت حسین(عليه السلام) با حکومت نامشروع یزید، در مکه پخش می‌شود. این اتفاق می‌تواند آبستن خطرات فراوانی برای دستگاه ظالم یزید باشد. باید تدبیری کرد برای مبارزه با اقدامات حسین(عليه السلام). امام(عليه السلام) از چنگ یزید و مزدورانش در مدینه گریخته است و به نقطه کانونی اجتماع مسلمین روی آورده، در حرم امن الهی سکونت گزیده است و دیگر دسترسی به او آسان نیست!
یزید ابن‌عباس را واسطه می‌کند تا مگر خون انقلابی خدا را از قیام باز دارد. کوشش ابن‌عباس با همه وعده و وعیدهای یزید به جایی نمی‌رسد. ثارالله عزمش را جزم کرده است برای عمل به تکلیف الهی. ستون خیمه حکومت جور به لرزه درآمده است.
 ***
بعد از سقط‌شدن معاویه، نامه یکی پس از دیگری روانه محضر نواده رسول خدا، حسین(عليه السلام) می‌شود و بیشتر از کوفه می‌رسند. آقا تا به حال جواب مثبتی مبنی بر قیام یا حرکت به سمت کوفه نداده‌اند؛ اما بالاخره تکلیف می‌شود که حسین(عليه السلام) پاسخی با نامه‌های شیعیان کوفه بفرستد. مسلم، پاسخ واضح و پیغام صریح و منادی فریاد «هل من ناصر» حسین(عليه السلام) به کوفیان است.
***
تصمیم شومی گرفته شده است؛ ترور نواده پیامبر(صلي الله و عليه و آله) و خلیفه خدا در حرم امن الهی که حتی حیوانات هم در آنجا امنیت دارند! یزید شوم‌صفتی‌اش را خوب نشان می‌دهد. او تصمیم گرفته کعبه‌ای را نابود کرده، کعبه‌ای دیگر را بی‌احترام کند. انگار کاروان بار دیگر باید آهنگ رفتن کند... .

منابع:
1. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی.
2. پیشوای شهیدان، سید رضا صدر.
3. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان.