«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

نخل و آیینه

بررسی نمادهاي آیین نخل آرایی در یزد

ذهنیت پاک و معنوی به هنرمند این امکان را میدهد تا درونیات واحساسات آدمی را به کمک صورتهای تمثیلی انتقال دهد و از آنها نقوشی با بار معنایی ایجاد نماید. در ورای طرحهای هنرمندانه بر روی ظروف، فرشها، پارچهها و سایر وسایل میتوان به عمق اعتقادات و باورهای معنوی رسید؛ باورهایی که با زیبایی درونیاش به ذهن کمک میکند تا از کثرتها و آزردگیهای ذهن رها گردد و به وحدتی منظم و بیانتها برسد.

نخل به منزلة خیمهگاه حسینی، شایستگی دارد که از نقوش تمثیلی برای بیان و انتقال احساسات و اعتقادات مذهبی بهره جوید. نقش شیر، شمشیر، خورشید، نهر روان، بارگاه مقدس حسین بن علی(علیهما السلام) و حضرت عباس(علیه السلام)، سرو، شاخههای سرسبز گیاهان و آینههای بلند و شمعهای روشن، بازگوکنندة ذهنیتهای پاکی است که از پرتو عشق به مقدسات سرچشمه میگیرند و با اتصال به باورهای پاک دینی در فرهنگهای بشری ماندگار شده است.

هیبت عظیم نخل با پوشش سیاه، سبز و گاه ترکیبی از هر دو کاملاً پوشش داده میشود. بر روی پوشش ضخیم آن، خنجرها و دشنههای فلزی و گاه چوبی نصب میگردد تا نشانی از تیرهای بلا بر بدن شهدای کربلا و زخمهایی باشد که بر پیکر مقدس امام حسین(علیه السلام) و یارانش فرود آمدند.

دشنهها با مهارت خاصی بهوسیلة طناب بر دیوارة داخلی نخل بسته میشود. گاه در حد فاصل میان شمشیرها و خنجرها سپر یا سنج بسته میشود.

آینههای تمام قد و بلند که اکثراً نذری مردم است، پیشانی نخل را میپوشاند. بزرگترین آینه در وسط قرار میگیرد و بقیه در اطراف آن جای دارند. شاید بتوان آینه را تمثیلی از تجلی و بازتاب حقیقت خداوندی بر دلهای پاک عزاداران و شیفتگان حسینی یا نمودی ازنورانیت وجودی شهدای کربلا دانست. شاید از نگاهی دیگر آینه میخواهد شکوه خیل عظیم عزاداران را به هنگام بلند کردن نخل در خود بنمایاند تا عاشقان حسینی کثرت خویش را در آینه ببینند و ابهت مراسم در پیش چشمانشان دو چندان گردد و به قول عطار، سیمرغوار به سیمرغ حقیقت پیوند خورند.

اما از منظری دیگر میتوان گفت آینه در اصل همان سپرهای دفاعی به نام «چهار آینه» بوده است که در جنگها استفاده میشده و نمادی تزیینی بر پیشانی یا جبهة جلویی نخل نصب میشده است و بعدها به مرور جای خود را به آینه داده است، گرچه هنوز هم بر بدنة برخی نخلها، سپرها دیده میشوند.

در توضیح چهار آینه باید گفت که این سلاح ماهیتی هندی ـ ایرانی داشته است که از چهار قطعة فلز بزرگ شفاف ساخته میشده و قطعات بزرگ آن، برای پوشاندن سینه و پشت و قطعات کوچکتر به منظور حفاظت پهلوها به کار میرفته است. این آینه با آستر پارچهای از جنس مخمل ابریشمی یا نقوش گلدار تزیین میشده است.

چهارآینه از قرن 16 تا 19 میلادی(10 تا 13 هجری) به دست فلزکاران ماهر ایرانی در تبریز، اصفهان، شیراز، یزد و هرات ساخته میشده است و صفحات آن را با خطوط اسلیمی و برگ مو و برگمانند، تذهیب صفحات قرآن کریم، کندهکاری و حاشیه و میان صفحات را با آیات قرآنی و نام ائمه(علیهم السلام) و شعارهای تشیع با خطوط نسخ و نستعلیق طلاکوبی و نقرهکوبی میکردهاند.

از دیگر تزیینات نخل بزرگ محرم، آذینبندی آن با پارچههای معمولاً گرانبها و رنگارنگ است. در گذشته پارچة مخمل گلدوزی شده و ترمه، زینتبخش نخلها بود و امروزه علاوه بر آن، پارچههای رنگارنگی که مردم نذر میکنند، بر نخلها بسته میشود. گاهی نیز نوارهای باریکی از پارچهها بر بخش مشبک نخل بسته میشود که این تنها مفهوم طلب حاجت و گرفتن مراد را دارد.

بر بلندترین بخش نخل و در دوسوی آن بیرقهایی به رنگ سبز، سیاه یا سرخ نصب میشود که بر این بیرقها جملات «یاحسین»، «یا ابوالفضل»، «یا ثارالله» و «یا ابا عبدالله حسین» به چشم میخورد.

بر روی برخی ازعلامتهای حلقهای که بر بلندای نخلها نصب میشود و به علم «شدّه» مشهور است، پارچههای رنگین آویزان میشود. این پارچهها نیز از پارچههای نذری است که مردم حاجتمند برای گرفتن حاجت خود از صاحب نخل، نذر میکنند.

با توجه به اینکه برخی نخل را تمثیلی از حجلهگاه حضرت قاسم یا حضرت علی اکبر(علیهما السلام) میدانند شاید بتوان گفت تزیینات پارچهای که بر نخل یا علم آویزان میشود نمادی از تزیینات حجلهگاه نودامادان کربلاست، به ویژه اینکه در برخی محلات، زنان بر پشت بامها، هنگام نخلبرداری بر بدنة نخل نُقل میریزند و شاخههای گل میاندازند و برخی بدنة نخل را با گلاب عطر میافشانند.

علی بلوک باشی در کتاب «نخلگردانی» تزیینات پارچهای بر علمها را اینگونه توجیه کرده است: «...دور این حلقه، رشتههای پارچهای لولهای که داخل آنها را با پنبه پر کردهاند، میآویختند. طول این رشتهها تقریباً به اندازه سه چهارم طول دسته است. در منتهی الیه دسته میلهای است که علمکش آن را به هنگام کشیدن علم در داخل شکاف یک استوانة چوبی که با شال یا کمربندی روی شکمش بسته است قرار میدهد و با دو دست، دستة علم را به طور اُریب با بدن خود میگیرد و میچرخاند. به هنگام چرخش علم رشتههای پارچهای چتروار از هم باز شده و حول محور خود میچرخند.»

این علم را صورتکی نمادین از نوعروسی از بستگان یزید میدانند که در ورود اسیران کربلا به شام در برابر آنان آمد و رقصید. چرخاندن علم را هم بیانگر رقص او پنداشتهاند. رشتههای علم را هم نماد گیسوان زنی میانگارند که امام حسن(علیه السلام) را مسموم کرد.

شاخههای سبز درختان مقدس سرو، خرما و شمشاد از تزیینات دیگری است که بدنة نخل با آن آراسته میشود. تمام عناصر مقدس در فرهنگ ایرانی جایی بر نخل دارند. شمشاد گیاه مقدسی است که در تمام مراسم مذهبی اقلیت زرتشتی جایگاه دارد، به ویژه در مراسم مربوط به درگذشتگان. رسمِ گذاشتن شاخههای درخت شمشاد بر سر قبر مردگان هنوز در بین مردم یزد دیده میشود؛ آیینی که به احتمال زیاد از آریاییهای قدیم و هندوها اقتباس شده است.

به هر حال زیباترین و مقدسترین پدیدههای مادی در فرهنگ ایرانی با عناصر معنوی و اعتقادی در هم میآمیزد و از این پیوند مقدس عنصری خلق میشود که میتواند تمثیلی عینی بسیاری از وقایع و رویدادهای بزرگ عاشورا باشد و به کمک آن بسیاری از حرمتهای عاشورایی را در قالب این پیکرة نمادین با زبانی ساده و جذاب به نسل امروز منتقل کرد.