«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

مجلس مولودی را در تسخیر خود درآورید - مهارت مولودی‌خوانی از زبان مداح اهل‌بیت(ع) حاج‌ غلامرضا سازگار

 

مهدی منتظری

مولودی خوانی از هنرهای یک مداح می باشد. هنر مولودی خوانی دارای ظرافت‌هایی است که بدون درک یک استاد زبده و زانو زدن در رابر او نمی‌توان به آنها پی‌برد. بر آن شدیم تا برای آشنایی بیشتر با فضای مولودی‌خوانی در خدمت مداح و شاعر اهل‌بیت علیهم‌السلام حاج میثم سازگار باشیم و سؤالاتی در مورد مهارت مولودی‌خوانی بپرسیم.

کسی که مولودی می‌خواند برای شروع مجلس موفق به چه نکاتی باید توجه کند؟

مولودی‌خوان نخست باید بر مجلس مسلط شود. هر مجلسي يک حکمي دارد. شرکت‌کنندگان در مجلسی از شنیدن شعری متأثر می‌شوند و شرکت‌کنندگان مجلس دیگر از شنیدن همان شعر هیچ تأثیری نمی‌پذیرند. همان‌طور که پزشک به همة مريض‌هایش کپسول آنتي‌بيوتيک نمي‌دهد مداح هم بايد به مخاطبش توجه کند و او را بشناسد. گاهی مداح برای مستمعان آزادمنش و ولايي عاشق می‌خواند که همان «بسم الله» را بگويد مجلس با او خو می‌گیرد، اما جایی دیگر همان مداح می‌خواند و همهمة مجلس پایان نمی‌پذیرد. مداح این‌گونه مجلسی را باید با مهارتی خاص آغاز کند و شتاب نکند تا مجلس آرام شود. منظورم از اینکه می‌گویم مجلس نخست باید در تسلط مداح و مولودی‌خوان در بیاید، این است.

برای آنکه مداحان بر مجالس بتوانند تسلط لازم را پیدا کنند چه ابزار و راه‌هایی موجود است؟

گاهی این کار با به کار بردن یک جملة لطيف ممکن می‌شود؛ لطيفه‌ای خنده‌دار که خارج از ادب نباشد. من اين هنر را از آقاي علي انساني مي‌ديدم که با اينکه مجلسي از گريه خسته می‌شد و مردم خيلي گريه می‌کردند مجلس را مي‌دادند به ایشان تا انساني مجلس را آرام کند. چيزي مي‌گفت که گل لبخند به چهره‌ها بنشیند. به قول آقاي حسام «خنده تلمبة گريه است». آن وقت، مجلس را به آتش مي‌کشد.

گاهی در مجلس مولودي‌خواني همه نوع آدمي شرکت می‌کند. زمانی آقايي توي زندان يزد منبر مي‌رفت. خب در آن زندان قاچاق‌فروش بود، ‌دزد بود، مال مردم‌خور بود، خلاصه پرونده‌شان پر از خلاف بود. آن منبری بالای منبر که رفت گفت: صلوات بفرستيد. صلوات که فرستادند، گفت: «چيه؟ من هم از شما، من هم مثل شما؛ شما لو رفتيد من لو نرفتم.» در آن لحظه يکي گفت: «براي سلامتي حاج آقا صلوات بفرست!» آن آقا با همان جمله آن مجلس را قبضه کرد. بعد دو تا لطيفه گفت. بعد هم گريه‌اي مفصل از آنها گرفت.

وقتی پزشک مي‌خواهد قرص بدهد اول فشار مريضش را مي‌گيرد. ما بايد فشار مستمع را بگيريم. ببينيم فشارش روي چند است. باید دید اصلاً ممکن است براي او خواند و آن وقت چه جوري بايد خواند؛ لطيفه بگوييم، بخندانيمش یا نه. گاهي کسي مي‌رود منبر و با مهارت يک یا دو دقيقه سکوت مي‌کند تا مردم سؤال برايشان پيش بيايد که اين آقا چرا سکوت کرده است.

از زندگی اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد تسخیر کردن مخاطب نمونه‌ای بفرمایید

هنر تسخیر مخاطب را بياييم از حضرت زينب ياد بگيريم. دم دروازه کوفه وقتي که مي‌خواست صحبت بکند امکانات پخش صدا نيست. مستمع هم مخالف است. دشمن است. اين جمعيت براي سخنراني گوش دادن نيامدند. آمدند تماشا کنند. هياهو کنند. وليکن با آن زبان ولايي‌اش وقتي مي‌گويد اسکتوا، ساکت مي‌شوند اين سکوت را چه قدر مي‌تواند نگه دارد. ببينيد اين هنر است. حالا او عالمه غير معلمه است. چه هنري بي‌بي به خرج دادند. تا اين سکوت نشکسته بود فرمود: درود بر خدا و پدرم پيغمبر. تمام چشم‌ها دو تا شد مي‌گويد پدرم. مگر اين دختر پيغمبر است. با همين جمله وضع مجلس را عوض مي‌کند. خب حالا با حضرت زينب وضع مجلس را عوض کرد. چه قدر مي‌تواند به همان صورت نگه‌دارد؟ اين جاست که بايد در تيررس خودش مستمع را قرار بدهد. يا اهل الکوفه يا اهل الختل و الغدر و المکر أتبکون؟ فلا رقأت الدمعه. مي‌بيني از اين طرف اسکتوا مي‌گويد با زبان ولايي‌اش ساکت مي‌کند. اما سکوت طول نمي‌کشد و فوراً طوفانی از جملات راه می اندازد. درود بر خدا و پدرم رسول الله. مردم تعجب مي‌کنند مگر اين دختر پيغمبر است. سومي يا اهل الکوفه. بعد ديگه مستمع ساکت مي‌‌ماند ديگه تا آخر خطبه را مي‌خواند. که زلزله مي‌افتد توي کوفه از گريه. يک مداح بايد اين هنرنمايي را داشته باشد. هنر قبضه کردن مجلس.

چه تکیه‌کلام‌هایی از این دست به نظرتان می‌رسد؟

من يک وقت مي‌گويم هر که مي‌خواهد پاي منبر ما حرف نزند يک صلوات بفرستد. بعد مي‌گويم: صلوات را فرستاديد، حالا مرد است و قولش. قول داديد که پاي منبر ما حرف نزنيد. باز هم آنهايي که مرد هستند و خوش‌قولند يک صلوات بفرستند. به هر حال، مداح باید خودش ببيند که از چه راهي می‌تواند هنر دروني خودش را ظاهر کند. ببیند چه قرصي باید به اين مستمع بدهد. مثلاً گاهي از اوقات يک قصه یا حديث کوتاه این کارکرد را دارد. البته مداحان بدانند که گاهی برخی مجلس‌ها هستند که به هیچ ترفند و هنری آرام نمی‌شوند. آنجا ديگر نباید کوشش بیهوده کرد؛ باید دو شعر مناسب خواند و مجلس را جمع کرد.

رعایت چه مسائل دیگری سبب موفقیت مولودی‌خوان می‌شود؟

بعضی از مردم به ما سلام می‌گویند و انتظار دارند که ما هم پاسخشان را بگوییم. نباید فراموش کنیم که مردم به خاطر امام حسین (علیه السلام) است که به ما سلام می‌کنند؛ ما از خودمان چیزی نداریم. من دیدم بعضی از مداح‌ها با اینکه از خواندن هم افتاده‌اند اما مردم دستشان را می‌بوسند؛ چرا؟ برای اینکه آن روزی که می‌خواندند، مؤدب و مردم‌دار بودند و جلوی پای یک بچه بلند می‌شدند و سلام می‌کردند. امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: ادب این است که انسان از خانه که بیرون می‌رود هر کسی را که می‌بیند از خودش بهتر بداند و خودش را از او کوچک‌تر ببیند و پایین‌تر.

نکتة بعدی این است که بداند چقدر بخواند و ظرفیت مستمع را بسنجد و او را خسته نکند. گاهی از اوقات بعد از واعظ، مستمع می‌خواهد برود که بلندگو را می‌دهند به من تا چند تا شعر بخوانم. من اول می‌گویم: آقایان اگر من سه دقیقه بیشتر خواندم بلند شوید بروید. یکی از واعظان می‌گفت: من در عرض سه دقیقه مسئله می‌گویم، حدیث می‌گویم و روضه هم می‌خوانم. این است که باید بداند چقدر، کِی، کجا و چگونه بخواند؛ تمام اینها را باید بداند. جایی جمعیت پنج نفرند. در این مجلس اگر به اندازة جایی داد بزنیم که ده نفر حضور دارند آن مجلس خراب می‌شود. گاهی شعری جلوی عالمی خوانده می‌شود که او آن را می‌فهمد، اما نمی‌شود این شعر را در مجلسی دیگر خواند که مستمعش عامی است.

همچنین باید رعایت کند قدری بخواند که مخاطب تشنه بماند و بگویند چرا کم خواند.

در مجلس مولودی‌خوانی حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) به چه نکاتی باید توجه کرد؟

ابتدا با چند بیت یا یک رباعی که اسم حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) در آنها آمده است مجلس را شروع کنیم. وقتی مجلس با ذکر چند صلوات آرام شد با شعری شروع کنم که برای مردم گیرا باشد و همه بفهمند. من زمانی قصیدة «علی و دنیا»ی شهریار را جلوی رهبری انقلاب خواندم. وقتی خواندم آقا از این شعر تعریف کردند و فرمودند شعر قوی‌ و خوبی است، اما امروز شما شعر خودت را برای جامعه بخوان. چون شعر شما را جامعه می‌فهمد. منظورشان این بود که آن شعری به درد مردم می‌خورد که بفهمند. حتی تفسیر قرآن را اگر مردم نفهمند روی منبر چه می‌توان گفت.

             چون که با کودک سر و کارت فتاد                                            پس زبان کودکی باید گشاد

             آن که علمش هندسه گیتی کند                                               چون به کودک می‌رسد تیتی کند

بعد از رباعی و صلوات مثلاً با حرارت این ابیات را بخواند:

                                            از مکه پیدا شد گلی                  در شوره‌زاری سنبلی

                                           آمد خوش الحان بلبلی                 چند آشیان زار و زغن...

قصیده را باید چگونه خواند؟

قصیده‌ را باید واضح و با حرارت بخواند؛ کلام به کلام، با حرارت و با دست و چشم کار کند تا بتواند مستمع را نگه دارد. بعضی مداح‌ها مؤدب می‌ایستند، سر را هم پایین می‌اندازند و می‌خوانند! مداح باید چشمش هم بخواند، ابرویش هم باید بخواند، دستش هم باید بخواند، گردنش هم بخواند؛ به یک جا نگاه نکند. همة حاضران در مجلس را باید ببیند. اگر جایی ایستاده که مستمع پشتش قرار گرفته، یک لحظه بچرخد آنها را هم به حساب بگیرد. اینها از موارد کلیدی است.

خواندن چه اشعاری در ولادت امام صادق (علیه السلام) برای مخاطب مناسب است؟

مضمونی که مصادف بودن ولادت امام صادق (علیه السلام) را با پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) تداعی کند. شعری را انتخاب کند که حتماً ابیات آن به این مصادفت به خوبی اشاره کرده باشد.

خيزيد دو آيينه ي توحيد ببينيد
در مشرق يک صبح، دو خورشيد ببينيد
دو مطلع الانوار درخشيد، ببينيد
در عيد نبي بار دگر عيد ببينيد
عيـد دگـري بـاز دل از خلــق ربــوده
چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده1

دیگر آنکه ببینید مستمع کیست؛ اگر مستمعان از علما هستند شعری باید خواند که بحث علم و معرفت در آن با ولادت امام صادق (علیه السلام) گره خورده باشد، مانند این شعر:

زهی به مکتب درست که درس ایمان داد                                       بزرگ‌مردی چون جابر بن حیان داد

زراره داد و ابوحمزه داد و حمران داد                                          هشام داد و ابان داد و ابن نعمان داد

یا برای نمونه بخواند:

رجال کفر چو بودند در طریق ضلال                                            به دشمنی خدا و کتاب عترت و آل

به تیغ نطق هشام بر زبانشان شد لال                                            زبان برید از آنان به تیغ استدلال

شراره زد سخنش بر روان اهل غرور                                           ز نور علم تو چون بود سینه‌اش پر نور

اما گاهی مستمع عادی در مجلس نشسته که نمی‌داند هشام و ابان و ابن نعمان چه کسانی هستند. با او باید مثلاً از فضایل امام صادق (علیه السلام) و دربارة احادیث و آوازة علمی گفت.

بحث امامت حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) بلافاصله بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در یک روز است. این مجلس باید چگونه اداره شود؟

اگر می‌خواهند دربارة امام زمان (عجّل الله فرجه) حرف بزنند، به مدح ایشان و امامت ایشان بپردازند، اما شادی را بگذارند برای فردا شبش، تا شام شهادت «یحزنون لحزننا» و بعد از آن «یفرحون بفرحنا» صدق کند. با وجود این باید توجه کنند که در شب شادی هم نباید چنان ابراز شادی کنند که بی‌احترامی شود؛ چون در عین حال شام غربت امام عسکری (علیه السلام) هم هست.

دربارة مولودی‌خوانی نکته‌ای دیگر هم به جا مانده که به آن اشاره نفرموده باشید؟

در مجلس مولودی‌خوانی آن کسی که مولودی می‌خواند ابروهایش نباید در هم باشد؛ زمانی دارد روضه می‌خواند و باید حال حزن به خود بگیرد، زمانی هم باید طوری قیافه بگیرد که انگاری در سامراء است و قنداقة امام زمان (عجّل الله فرجه) را دارد می‌بیند. من دیده‌ام بعضی‌ها مولودی هم که می‌خوانند قیافه‌شان روضه‌خوانی است. دیگر آنکه لباس مولودی‌خوان باید شاد باشد. اگر لباس شاد نپوشد، در خواندنش خیلی اثر می‌گذارد. دیگر اینکه به سبک مصیبت نخواند، بلکه باید به سبکی شاد بخواند.

پی‌نوشت:

1-      این شعر در سرویس کتیبه فیش ولادت حضرت رسول آمده است