برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

خیر کثیر - گذارشی از کتاب امام صادق علیه السلام ومذاهب اربعه

مجموعة هشت جلدی امام صادق علیه‌السلام و مذاهب چهارگانه اهل‌سنت یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین آثار در حوزة تاریخ تحلیلی اسلام و حیات علمی ـ سیاسی امام صادق (علیه السلام) است. اسد حیدر، نویسندة کتاب، دانشمند فرهیخته و مورخ توانمندی بود که محضر شماری از عالمان برجستة حوزة نجف چون محمدحسین کاشف‌الغطاء، سیدمحسن حکیم و نیز آیت‌الله خویی را درک کرده بود. او در کسوت روحانیت نبود، اما به دلیل موقعیت علمی و قدرت تحقیقی فراوانش، همواره مورد احترام بود. در ایران، کتاب زندگانی امام حسین وی بسیار مورد وثوق و مراجعة اهل فن است.

قرار است این مجموعة هشت جلدی در زمستان 1390 در اختیار خوانندگان قرار گیرد. آنچه خواهید خواند گزارشی است تفصیلی از این کتاب به بهانة سالروز میلاد ششمین شهسوار آفرینش، امام صادق (علیه السلام).

ویژگی‌های کتاب

این کتاب درواقع دایرة‌المعارف کوچکی دربارة سه قرن اول اسلام در تاریخ، فقه، حدیث و سیاست اسلامی و به طور خاص شیعی است. نگارنده کوشیده به منزلة یک پژوهشگر شیعی به نقد، بررسی و تحلیل تاریخی موضوع مورد نظر خود بیندیشد و از عقاید شیعی در برابر خرده‌گیری‌ها و انتقادهای وارده، عالمانه دفاع کند. او در این کتاب از حوزه‌ای که با توجه به عنوان کتاب بایستی به آن ملتزم می‌بود، در بسیاری از اوقات فراتر رفته است. لذا عرصة سخن را گاهی فراخ گرفته تا بتواند از مواضع شیعه در زمینه‌های گوناگون اعتقادی، کلامی، سیاسی، اخلاقی، علمی و فقهی دفاع کند. پوشیده نیست که این گسترش چنان‌که می‌تواند ضعفی برای این کتاب تلقی شود، از نگاهی دیگر می‌تواند از محاسن آن نیز باشد.

محتویات کتاب

جلد نخست کتاب با بررسی دسیسه‌های امویان چه در دوران خلافت خلیفة سوم و چه دوران پس از او و توطئه‌های آنان در رواج دشمنی با اهل‌بیت آغازمی‌شود که به دوران امام صادق (علیه السلام) می‌رسد. سپس به شرح روابط و مواضع امام صادق با خلفای اموی و عباسی و حکام و والیان آن‌ها می‌پردازد. در نقد بخاری، نگارنده یادآور این حقیقت می‌شود که جو جمود و عدم تحمل نقد این کتاب، به هیچ‌وجه با اصول و قواعد بحث عالمانه مناسبت ندارد. از جمله انتقاداتی که نویسنده به این کتاب دارد، نقل نکردن حدیث از بسیاری از علما و راویان نظیر امام صادق است؛ در حالی‌که گاه از کسانی حدیث نقل شده است که به تصریح ائمة حدیث اهل‌سنت، دچار ضعف مذهب، متهم به دروغ‌گویی یا در زمرة خوارج بوده‌اند. مذاهب چهارگانه و علل پیدایی و انتشار آن‌ها و نشان دادن این حقیقت که برتری معنوی، تنها عامل انتشار و گسترش یک مذهب نبوده، از دیگر مباحث این کتاب است. اسد حیدر توضیح داده که چگونه دست‌های قدرت، فقیهی را به اوج عزت سوق می‌داده‌اند و فقیهی دیگر را به گوشة انزوا و فراموشی. به اعتقاد نویسنده عوامل تفرقه در میان فرقه‌های اسلامی، بیشتر سیاسی بوده‌اند تا دینی. برای اثبات این سخن به دخالت‌هایی اشاره می‌کند که قدرت‌های سیاسی نظیر معاویه، مأمون، منصور و متوکل در تأثیرگذاری و بلکه خلق نزاع‌های فکری انجام داده‌اند.

 

جلد دوم به برخی دیگر از ابعاد زندگی امام صادق (علیه السلام(، از جمله مشکلات موجود در عصر آن حضرت اختصاص دارد. نویسنده در ذیل این مباحث به بررسی سیاست‌های حکومت اموی در زمان آن امام و چگونگی منجر شدن این سیاست‌ها به انقلاب‌های مردمی و استفادة بنی‌عباس از این امور برای براندازی بنی‌امیه و تشکیل حکومت عباسی پرداخته و این پندار باطل را که قیام علیه دولت اموی، تلاش موالیان و غیرعرب‌ها برای احیای مجد عجم بوده، رد می‌کند. در ادامه نویسنده موضع‌گیری‌های امام صادق (علیه السلام) در هر دو عصر اموی و عباسی و تحلیل آن‌ها را و نیز موضع‌گیری‌های ایشان در قبال جریان‌های فکری منحرف را یادآور می‌شود. یکی دیگر از ابعادی که نویسنده به کمک آن سعی در شناساندن امام صادق دارد، معرفی امام باقر (علیه السلام) است به عنوان پدر بزرگوار ایشان و پایه‌گذار حرکتی که امام صادق (علیه السلام) آن را به اوج شکوفایی خویش رساند. همچنین در این جلد، زندگی، شخصیت، آراء و موضع‌گیری‌های مالک ابن انس بررسی شده است. نویسنده در ذیل این فصل به بررسی بسیاری از روایاتی که در مدح یا ذم وی نقل شده می‌پردازد و صحت بسیاری از آن‌ها را به چالش می‌کشد و به این نتیجه می‌رسد که پیدایش بسیاری از این اخبار، چه دربارة مالک ابن انس و چه دربارة دیگر ائمة اهل‌سنت، حاصل جو رقابت و برتر‌ی‌طلبی همراه با تخاصمی است که در آن دوران میان فرقه‌های اسلامی وجود داشته است. اسد حیدر سپس به بررسی اصول مذهب مالکی به صورتی انتقادی می‌پردازد. یکی از مسائلی که برای نویسنده اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته، روابط مالک با حکومت عباسی است. پس از یک دوره کوتاه عزلت و انزوا، روابطی تنگاتنگ و نزدیکی میان دو طرف برقرار شد؛ امری که به اعتقاد نویسنده، تأثیر بسیاری در گسترش و رواج مکتب وی داشته است. نویسنده به این ارتباطات، نقدهای بسیاری دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، سکوت مالک در قبال ظلم‌های بنی‌عباس است. مسئلة دیگری که بحث‌برانگیز است، موضع مالک در مسئلة تفضیل است که بعد از خلفای سه‌گانه، قول به تساوی دیگر مردم و از جمله علی (علیه السلام) نموده است؛ امری که با موضع‌گیری سه امام دیگر اهل‌سنت نیز مغایر است. برخی گفته‌اند این مسئله گرایش‌های اموی مالک را آشکار می‌کند؛ حال آنکه به اعتقاد نویسنده، این مسئله بیش از آنکه گرایشی اموی محسوب شود، باید گرایشی عباسی قلمداد گردد. سیر تدوین حدیث از دیگر مطالبی است که نویسنده به آن توجه داشته است. به اعتقاد وی، شیعیان نخستین کسانی بوده‌اند که به تألیف و تدوین علوم اهل‌بیت همت گماشته‌اند. از این‌رو تشیع را باید مذهبی ریشه‌دار در صدر اسلام دانست. به مناسبت بحث تدوین، مؤلف به معرفی کتب حدیثی اهل‌سنت، نظیر صحاح سته می‌پردازد. انتقادی که وی به برخی از این کتب، به خصوص صحیح بخاری و صحیح ترمذی دارد، این است که در عین اشتمال بر احادیث افراد ناصبی، کذاب و ضعیف که به دشمنی با آل رسول معروف بوده‌اند، خالی از احادیث اهل‌بیت است. اعتقاد شیعه دربارة صحابه و نسبت‌هایی که به شیعه در این باره داده می‌شود، از دیگر مسائل مطرح شده در این کتاب است.

جلد سوم شامل مباحثی همچون سابقة مدرسة امام صادق، امام صادق و تابعان و امام صادق (علیه السلام) و شاگردان آن حضرت و مسائلی نظیر آن می‌شود. در این جلد نگارنده به این واقعیت اشاره کرده است که بسیاری از کسانی که امروزه دربارة شیعه اظهارنظر کرده یا دست به تألیف زده‌اند، به اقوال کسانی استناد جسته‌اند که خالی از تعصبات نبوده‌اند؛ چراکه در دوره‌ای می‌زیسته‌اند که تعصبات مذهبی در اوج خود بوده است. از جملة این افترائات، اقوال مستشرقینی است که خاستگاه‌هایی غیراسلامی برای شیعه، همچون ریشه‌های یهودی، زردشتی یا پیدایش شیعه بر اثر بدعت‌های عبدالله ابن سبا در نظر گرفته‌اند. در ادامه، نویسنده برخی دیگر از شاگردان امام صادق (علیه السلام) را معرفی می‌کند و به دیدگاه عامه دربارة مرتبة علمی و وثاقت آن‌ها و برخی تهمت‌هایی که به بعضی از آنان نظیر مؤمن‌الطاق و هشام ابن حکم زده می‌شود، می‌پردازد. کتاب با بررسی فرق اسلامی در دوران امام صادق ادامه می‌یابد. خوارج، معتزله، مرجئه، جبریه و غُلات از فرقه‌هایی هستند که در این کتاب به مواضع امام صادق در مقابل آن‌ها اشاره شده است. در ادامه، ادعای حصر اجتهاد به ائمة چهارگانه مطرح شده است؛ امری که خود ائمه، مدعی آن نبوده‌اند. اسد حیدر متذکر می‌شود که عمل به مذاهبی غیر از مذاهب چهارگانه، برخلاف آنچه پنداشته می‌شود، تا قرن هفتم ادامه داشته است تا اینکه در این عصر از طرف حکومت، انحصار اجتهاد در چهار مذهب فوق اعلام شد. بررسی زندگی امام شافعی، مناقب، زندگی علمی، استادان و شاگردان، کتب و آثار، نظریات و آراء، حوادث و وقایع دوران او، روابط وی با علویان، احادیث و مذهب فقهی او، طعن‌های وارد شده به او، تشیع امام شافعی و چگونگی انتشار مذهب او، فصل آخر جلد سوم این کتاب را تشکیل می‌دهد.

جلد چهارم نیز مباحثی را همچون موضع‌گیری‌های امام در قبال غلات، زنادقه و دهریون دربردارد. زندگی امام احمد ابن حنبل و فراز و نشیب‌هایی که وی در دورة خلفای عباسی از مأمون تا متوکل طی کرده و موضع‌گیری او در قبال مسئلة خلق قرآن، حیات علمی، استادان و شاگردان، کتب و آثار، فقه حنبلی و پیروزی اهل حدیث بر معتزله، از دیگرمواردی است که در جلد چهارم کتاب آمده است.

اسد حیدر، در جلد پنجم به کتاب استاد ابوزهره دربارة امام صادق می‌پردازد و به برخی مطالب آن نقدهایی وارد می‌کند. در ادامه، ایشان به مسئلة اختلاف فتوا در میان فِرَق مختلف اسلامی اشاره می‌کند و آن را امری اجتناب‌ناپذیر و انکارنشدنی در میان فِرَق گوناگون اسلامی و از جمله فِرَق چهارگانه اهل‌سنت می‌داند. اسد حیدر برای نشان دادن این موضوع، کتاب صلات، طهارت و ابواب مختلف آن و آرای فقهی شیعه و فِرَق اهل‌سنت را اجمالاً بررسی می‌کند تا نشان دهد که آنچه شیعه به آن ملتزم است، در بسیاری از موارد با آنچه اهل‌سنت به آن معتقدند، یکسان است و تفاوت در برخی جزئیات، منحصر به شیعه نیست؛ بلکه خود اهل‌سنت نیز در موارد بسیار، با یکدیگر در فتوا اختلاف دارند.

در جلد ششم، پس از اتمام بحث‌های فقهی مربوط به نماز، به برخی کتاب‌های نوشته شده علیه شیعه و تهمت‌های وارد شده به آن، فرقه‌سازی‌های کاذب در شیعه و استناد فرقه‌های خیالی به آن، که بیشتر آن‌ها بر خیال‌پردازی‌ها و افسانه‌سرایی‌های به دور از حقیقت متکی است، و نیز نقش مستشرقان در دامن زدن به چنین جوی، می‌پردازد. در نهایت به بررسی راویان شیعی که تدوین حدیث در شیعه مدیون آن‌هاست می‌پردازد و موارد بسیاری را از خودِ آن‌ها یا شاگردانشان نقل می‌کند که در صحاح اهل‌سنت از آن‌ها حدیث روایت شده است.

جلد هفتم به جریانات فکری در زمان ائمة چهارگانة اهل‌سنت و زمان امام صادق(علیه السلام) و برخورد و جمود و تعصبی که در قبال برخی جریان‌ها نظیر شیعه و معتزله وجود داشته، می‌پردازد. در ادامه نویسنده به مسئلة بدعت و چگونگی استفاده از این واژه از سوی عده‌ای خاص و به خصوص حکومت اشاره کرده و توضیح داده که چگونه گاه دامنة استفاده از آن چنان گسترده می‌شده است که جز عده‌ای معدود از فرقه‌ای خاص از آن ایمن نمی‌مانده‌اند. برای نمونه به بحث خلق قرآن اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه دخالت حکومت در یک بحث علمی، آن را به فاجعه‌ای سیاه در تاریخ اسلامی بدل می‌کند. داستان‌پردازان و افسانه‌سرایی‌های آنان در اسلام و نقشی که این داستان‌سرایی‌ها در دامن زدن به اختلافات میان مسلمانان داشته، از دیگر مطالبی است که مؤلف آن را بررسی کرده است.

جلد هشتم نیز به برخی مسائل همچون رابطه میان تشیع و مکتب اعتزال و نیز بررسی این ادعا که تصوف برخاسته از تشیع است و نقد این مدعا اختصاص دارد. این جلد بازگشت مجددی دارد به زندگی ائمة مذاهب چهارگانه و علاوه بر آن‌، بررسی اولاد و احفاد امام صادق (علیه السلام) و نیز مذاهب منتسب به آن‌ها نظیر مذهب اسماعیلیه را در بردارد.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد