برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

تو که باشی برای من کافیست

شعر

سرنوشت تمام عاشق‌ها

تقدیم به مقام معظم رهبری

با همان دست راستت بشکن آخرین قفل این نفس‌ها را
بال‌های شکسته می‌دانند رمز محکم‌ترین قفس‌ها را

هرچه را پیش از این نمی‌خواهم، تازه در ابتدای این راهم
ببرم هرکجا که می‌خواهی، تو نشانم بده سپس‌ها را

کاش زیبا نبود چشمانت، آه از این نابرادران حسود
پلک‌هایت ورق ورق زده است شرحی از احسن القصص‌ها را

کوسه‌ها تکه تکه‌ام بکنند باز دست از تو برنخواهم داشت
وارث ماهیان اروندم، می‌روم تا ته ارس‌ها را

درد و تنهایی و غریبی که سرنوشت تمام عاشق‌هاست
تو که باشی برای من کافی است، چه نیازی است هیچ‌کس‌ها را

زهرا بشری

 

بوی پدر

به حضرت امام خمینی(ره)


هنوز این کوچه‌ها این کوچه‌ها بوی پدر دارد

نگاه روشن ما ریشه در باغ سحر دارد

 

هنوز ای مهربان در ماتمت هر تار جان من

نیستان در نیستان زخمه‌های شعله‌ور دارد

 

نمی‌گویم تو پایان بهاری بعد تو امّا

بهار عیش ما لبخند از خون جگر دارد

 

اگر خورشید رفت این آسمان خورشید می‌زاید

اگر خورشید رفت این آسمان قرص قمر دارد

 

در این بازار عاشق‌تر کسی کز خود نمی‌گوید

همیشه مرد کم‌گو دردهای بیشتر دارد

 

مخواه از نابرادرها که یار و مونست باشند

عزیز مصر بودن یوسف من! درد سر دارد

 

دو روزی مهربانا غربت ما را تحمّل کن

می‌آید آن‌که از درد تمام ما خبر دارد 

 

قبضة تکبیر

جنگ است، فرزندانِ آرش! تیر بردارید
جنگ است، تیر از قبضۀ تکبیر بردارید

بار سفر بر دوش ما افتاد، برخیزید
برجا عصایی مانده از آن پیر، بردارید

در جاده‌ها ـ آنان که برگشتند می‌گویند
بوی حرامی می‌وزد، شمشیر بردارید

ای بیدهای سربه‌زیرِ باغِ خواب‌آلود!

از سرگذشت سروها تأثیر بردارید

ما قهرمانِ داستانِ خون و شمشیریم
آیینه‌های روبه‌رو! تصویر بردارید

بار دگر خون از زمین بر آسمان پاشید
باری، محرّم می‌رسد، زنجیر بردارید

امید مهدی نژاد

 

 

علیرضا قزوه

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد