برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

معرفی کتاب 17-18

                

معرفی کتاب سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام

ذوب شدن در کورة ایدئولوژی

سیدمحمدحسن خرسند

بنیان‌گذاران حزب توده چه کسانی بودند؟ ایدئولوژی ابتدایی سازمان چه بود و چگونه رنگ مارکسیست به خود گرفت؟ عضوگیری چگونه صورت می‌گرفت؟ کتاب‌های مطالعاتی سازمان چه بود؟ آیا سازمان پس از انقلاب، براندازی نظام را دنبال نمی‌کرد؟ رجوی کیست؟ اولین تصفیة فیزیکی سازمان چه زماني به وقوع پیوست؟ و در نهایت، دلایل فروپاشی سازمانی با این پیشینه چه بود؟ اینها بخشی از سؤالاتی است که پاسخ آن را می‌توان در 58 فصل کتاب سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام (خلاصه دورة سه جلدی) کاری از مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی یافت.

مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، در سال 1367 به منظور پاسخ‌گویی به انبوه پرسش‌ها دربارة علل وقوع انقلاب اسلامی و زوایای پنهان تاریخ معاصر بنیان نهاده شد و کتاب‌هایی چون سیاست و سازمان حزب توده، خاطرات ایرج اسكندری (دبیر اول حزب توده)، حزب رستاخیز، اشتباه بزرگ و ایران در دو دهه واپسین حكومت پهلوی را منتشر کرده است.

سنگ‌بنای حزب توده بر اساس قیام مسلحانه گذاشته شد: «حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدی نیک‌بین، در جلساتی که بین خود داشتند، به این نتیجه رسیدند که با سرکوب خونین قیام 15 خرداد، باید با رژیم شاه به مبارزة مسلحانه پرداخت و برای پیشبرد چنین مبارزه‌ای، به صورت حرفه‌ای و تشکیلاتی، وجود یک سازمان مسلح ضرورت دارد» (ص 11).

سازمان، سازماندهی منظم تشکیلاتی را در دستور کار خود قرار داد و از این رو جوانان با احساسات پاک مذهبی جذب این سازمان شدند؛ اما مرکزیت سازمان به تدریج ایدئولوژی خود را به مارکسیسم تغییر داد: «در وضعیت جدید، سازمان با طرح این موضوع که "ما در کلیت امر، اسلام و قرآن و نهج‌البلاغه را پذیرفته‌ایم؛ ولی در مورد متون مربوط به مبارزه ضعف داریم" به تدریج آموزش‌های مذهبی ـ در مقاطعی ـ حذف و بعد به طور کلی قطع گردید».

پس از انقلاب اسلامی نيز مشی مبارزه با حاکمیت را در پیش گرفت: «کاملاً معلوم بود که "سازمان مجاهدین خلق" به فعالیت آزاد سیاسی آشکار و قانونی و حزبی نمی‌اندیشد؛ بلکه برنامه‌های دیگری در سر دارد و تدارک سلاح و مهمات و خانه تیمی در جهت همان برنامه‌هاست».

ازدواج مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی از نقاط عطف این سازمان محسوب می‌شود. مهدی ابریشمچی، شوهر سابق مریم پس از این «انقلاب ایدئولوژیک» می‌گوید: «...نور این حرکت ایدئولوژیک به همه‌مون تابید. تو همین کوره‌ای که (رجوی) می‌گفت، لااقل از کنارش رد شدیم. خیلی چرک و کثافتمون ذوب شد، ایدئولوژیمون براق شد... حمد و سپاس خدای را که تمامی ما مجاهدین را توسط مسعود و توسط مریم به این راه رهنمون شد که بی‌شک اگر نبود، ما راهی جز ضلالت و گمراهی نداشتیم».

در بخشی از این کتاب، نخستین موضع‌گیری امام خمینی (ره) را دربارة سازمان می‌خوانیم: «تمام حرف‌هایشان از قرآن بود و از نهج‌البلاغه، تمام حرف‌ها... این آمده بود که مرا بازی بدهد و من همراهی کنم با آنها. من هیچ راجع به ]تأیید[ اینها حرف نزدم. همه حرف‌هایشان را گوش کردم؛ فقط یک کلمه را که گفت: "ما می‌خواهیم قیام مسلحانه بکنیم"، گفتم: نخیر؛ شما نمی‌توانید قیام مسلحانه بکنید؛ بیخود خودتان را به باد ندهید».

به نظر می‌رسد در این کتاب بسیاری از اضافات دوره سه جلدی حذف شده است. اگر می‌خواهید با سیر تاریخی سازمان مجاهدین آشنا شوید، این کتاب را از دست ندهید.

 


 

معرفی کتاب زندگی و مبارزه نواب صفوی

سرباز شیرصولت اسلام

سیدمحمدحسن خرسند

سیدهادی خسروشاهی به سال 1317 در تبریز متولد شد و فعاليت‏هاي سياسي خود را از سال 1332 پس از آشنايي با آيت‏الله كاشاني، آيت‏الله طالقاني و شهيد نواب صفوي، آغاز کرد. مجموعة حركت‏هاي اسلامي معاصر، اسناد نهضت اسلامي ايران، مجموعه آثار استاد علامه طباطبائي و ترجمة امام علي صداي عدالت انساني و همچنین صدها مقاله در نشریات ایران و عربی، از جمله آثاري است كه استاد با دغدغة مسائل جهان اسلام در تهيه و تأليف آن کوشیده است.  

سیدهادی خسروشاهی در این کتاب دربارة نواب می‌نویسد: «به نظر این‌جانب در تاریخ معاصر با هیچ شهادتی و شهیدی در هیچ‌کجای جهان اسلام این‌چنین غریبانه برخورد نشده است».

در لابه‌لای فصل‌های این کتاب می‌توان ناگفته‌هایی از زندگی و مبارزات رهبر گروه فدائیان اسلام را یافت. فصل‌هایی که هرکدام سرگذشتی ویژه دارد: مقاله‌ای که خسروشاهی آن را چند روز پس از شهادت نواب در یک مجلة عربی در لکنهو هند چاپ کرده، متنِ بازجویی از نواب صفوی پس از ترور رزم‌آرا، آخرین سند به‌جامانده از نواب، نخستین اعلامیه دربارة رضاخان و... و یا خاطرات عزت‌العزیزی: «ما با هم نماز می‌خواندیم و من همواره حس می‌کردم خروش او و نماز او کمتر از غرش وی در سخنرانی‌اش نیست، با این فرق که این‌بار خروش در خشوع و بندگی بود».

یک خبرنگار پاکستانی پیش از بازداشت و اعدام نواب صفوی موفق به ملاقات با وی در مخفی‌گاهش در حومة تهران می‌‌شود: «از او پرسیدم: آقا! نظر شما چیست، با این فرقه‌گرایی و ضعف و تشتتی که گریبان‌گیر مسلمانان شده است، چه باید کرد؟ ناگهان نواب صفوی آرام و متین به خود لرزید و سراپا ایستاد و گفت: باید با هم برای اسلام کار کنیم و هرآنچه جز جهادمان در راه سرفرازی اسلام باشد، فراموش کنیم...» (ص276).

در یکی از اسناد این کتاب که مقاله‌ای منتشرشده‌ا‌ی است از نواب در روزنامة منشور برادری، چنين آمده است: «تا یک سرباز شیرصولت در سربازخانه اسلام باقی است، پیروزی دشمنان ایران محال است». و سیدمجتبی نواب صفوی خود یکی از سربازان شیرصولت اسلام بود.

مجموعة مقالاتی که استاد خسروشاهی در طول نیم قرن گذشته به مناسبت سالگرد شهادت نواب صفوی و یاران او، بیشتر در روزنامة «اطلاعات» و سپس در هفته‌نامة «بعثت» منتشر می‌کرد، ابتدا در کتابی با عنوان یادواره شهید نواب صفوی و سپس با اضافاتی در مطالب، اسناد و عکس‌ها در 22 بخش از سوی انتشارات اطلاعات در 464 صفحه به چاپ رسیده است.

 


 

معرفی کتاب خاطرات عزت‌شاهی

شهری بر فراز آوار

سیدمحمدحسن خرسند

محسن کاظمی با نثر روان و بی‌پیرایه خود و با تحقیق‌های بسیار در اسناد و مدارک، کتاب‌هایي چون خاطرات احمد احمد، خاطرات مرضیه حدیدچی، خاطرات جواد منصوری و خاطرات عزت‌شاهی را به منبعی برای پژوهشگران تاریخ انقلاب تبدیل کرده است.

اگر محسن کاظمی به تدوین «خاطرات عزت‌شاهی» همت نمی‌گماشت، شاید هنوز هم عزت‌الله مطهری ناشناس باقی‌ مانده بود: «سلام آقای کاظمی. عکسی را که خواسته بودید فرستادم، سلام من را به آقای عزت مطهری برسانید و بفرمایید من قدر شما را در زندان ندانستم. بعد از زندان با زحمات شما و شکنجه‌هایی که دیدید، آشنا شدم. امیدوارم من را ببخشید» (سند شماره 54). اما اکنون کتاب بیستمین چاپ خود را پشت سر گذاشته است.

اسمش را در سال 63 به عزت‌الله مطهری تغییر داد. پدرش قاشق‌فروش بود، اما خود از جهاد و مبارزه مسلحانه سر درآورد.

مبارزه را از آشنایی با هیئت‌های مؤتلفه اسلامی آغاز می‌کند، به سازمان حزب‌الله می‌پیوندد و در نهایت عضو سازمان مجاهدین می‌شود. به ظاهر، سال‌ها مخالفت با رژیم پهلوی و 15 سال زندان، از او انسانی بی‌عاطفه ساخته است. اما محسن کاظمی سخنی جز این دارد: «چند بار دیگر تأثر عمیق و قلبی عزت را شاهد بودم. هنگامی که عکس دختربچه‌ای را که در درگیری مأموران با او کشته شده بود و نیز عکس نظافتچی هتل شاه‌عباس را که در اثر انفجار بمب کار گذاشته شده از سوی او و تیمش جان باخته بود به دستش دادم، دستش لرزید، اشک در چشمانش حلقه زد و سکوت طولانی و معنی‌داری نمود. آخر او بعد از گذشت بیش از سی‌سال برای اولین‌بار بود که تصویر قربانیان حوادثی را می‌دید که گذر زمان جوشش احساسات آن هنگام را سرد کرده بود» (ص 17).

اینها بخش‌های فراموش‌ناشدنی زندگی عزت‌شاهی است. اما او لحظات دیگری هم در یاد دارد. لحظاتی ماندگار برای همیشه: «گلوله‌های رگبار دوم به من اصابت کرد و دو سه بار فریاد زدم: حسین آمدم، حسین آمدم، که منظورم امام حسین (ع) بود. در همین دم و نفس‌های آخر بود که احساس سبک‌بالی و بی‌وزنی می‌کردم... در آن لحظه واقعاً شهادت برایم معنا می‌شد» (ص150).

اما با شهادت‌ نیافتن عزت‌شاهی، دیدار با شکنجه‌ها و شکنجه‌گران گوناگون آغاز شد: «در آنجا دیدم عده‌ای در صف جلوتر از من ایستاده‌اند. جالب اینکه بعضی‌ها قبل از اینکه نوبت‌شان برسد در همان پشت در، خودشان را خراب می‌کردند. برخی هم گریه می‌کردند. محمدی از طبقة بالا داد زد: آقای حسینی رفیقت را فرستادم تحویلش بگیر! خارج از نوبت بفرست استراحت کند! در اینجا بود که فهمیدم خارج از نوبت برنامه‌ای برایم در نظر گرفته‌اند. حسینی فرنج را از سرم برداشت. نگاهی کرد. من هم نگاه کردم: دراکولا بود!» (ص 278).

پیوست‌ها و اسناد این کتاب گاه جذابیت‌های ویژه خود را داراست: «گلسرخی پس از خواندن شعری، دفاعیه خود را در دادگاه بدوی چنین آغاز کرد: "ان الحیاه عقیده و جهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولاحسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست ـ لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آن‌گاه به سوسیالیسم رسیدم... می‌توان در این تاریخ از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان برکف برای خلق‌های محروم میهن در این دادگاه محاکمه می‌شویم"...».

خاطرات عزت‌شاهی کتابی خواندنی است و به تعبیر رهبر انقلاب، «شهری بود که از زیر آوار درآمد».

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد