برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

هنر ياد تو بود

 

    1. اللهم صل علي محمد و آل محمد
    2. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 

و خدا نيز، سخن را با نام خويش آغاز می‌کند تا اين‌چنين عشق و عاشق و معشوق يگانه شوند:

    1. بسم الله الرحمن الرحيم

 

ما در بهشت بوديم

مَلك بر سجده‌مان مأمور

قدم‌هايمان بر عرش و نگاهمان بر ملكوت

ما حاملان اسماء خدا و ساكنان بهشت برين بوديم

    1. «وَ قُلْنَا يَئَادَمُ اسكُنْ أَنت وَ زَوْجُك الجَْنَّةَ وَ ُكلا مِنْهَا رَغَداً حَيْث شِئْتُمَا» بقره:35.

تا آنكه خطا نموديم و فرمان نبرديم

هبوط يافتيم و تلخي ندامت چشيديم

و تا زماني نامعلوم در زمين،‌ اين سرزمين زحمت و رنج،‌ مستقر شديم

 

    1. «فَأَزَلَّهُمَا الشيْطانُ عَنهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كانَا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطوا بَعْضكمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكمْ فى الأَرْضِ مُستَقَرٌّ وَ مَتَعٌ إِلى حِينٍ» بقره:36.

 

و آنگاه از مصيبت فراق او،‌ آه كشيديم.

و اين،‌ اول باري بود كه تصوير آن صورت بي‌مثال را به ياد آورديم

و چنين بود كه هنر پديد آمد و آن ياد تو بود

«وَ اذْكُر رَّبَّك كثِيراً وَ سبِّحْ بِالْعَشىّ‏ِ وَ الإبْكرِ»آل عمران:41.

 

در آسمان خاطره‌هامان نشاني از كلماتي پرنور كه آن‌ها را بر عرش كبريايي‌ات ديده بوديم، مي‌جستيم  

(مكث) در ندامت و غم دوري‌ات بر صفحه جانمان نقشي از تو و آن كلمات كشيديم

و اين‌گونه بود كه ما را بدين هنرآفريني، بخشيدي!

    1. «فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلِمَتٍ فَتَاب عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب الرَّحِيمُ» بقره:37.

در دوران دوري او

و عصر فراقمان

هرگاه نامت را مي‌شنيديم

موسيقي جانمان بود

و قلوبمان، كه تنها يادگاران آن دوران آشنايي بود، مي‌لرزيد

گر از اهل ايمان بوديم:

    1. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَت قُلُوبهُمْ وَ إِذَا تُلِيَت عَلَيهِمْ ءَايَتُهُ زَادَتهُمْ إِيمَناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكلُونَ» انفال:2.

تو آه‌هايمان را دوست داشتي

و هنر را كه زاييده اين مصيبت فراق بود.

پس به زمين و زمان فرصت دادي تا قابلة نقش‌آفرينيِ ما باشد و تو خود هردم دستي پرنغمه بر چنگ دل ما مي‌زدي

 

«كلا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ

فَمَن شاءَ ذَكرَهُ

وَ مَا يَذْكُرُونَ إِلا أَن يَشاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ المَْغْفِرَةِ» مدّثر:54 ـ56.

 

ليك ما در مقام نقش‌آفريني نمي‌توانستيم محمل خوف و حزني بيدادگر باشيم

از خويش بيرون شويم و در سياهي شب دست و پا زنيم

در بند منفعت‌ها و غرض‌ها و همه آن‌ها كه بذر هنر را، مي‌خشكاند، بميريم

پس چنين گفتي كه براي وصل و حضوري آن‌چنان که بايد، از هدايتي كه فرومي‌فرستم تبعيت كنيد

 

    • «قُلْنَا اهْبِطوا مِنهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنى هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاى فَلا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ» بقره:38.

 

در ميان همه اين هاديان كه فرستادي

حسين

او كلمه‌اي است كه تنها بدين وصف پايان پذيرد

و خدای مهربان من!

گفتي برايمان که اين همان كلمه‌اي است كه در هنگامه توبه‌مان، ما را بدان بخشيدي!

 

    • «فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلِمَتٍ فَتَاب عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب الرَّحِيمُ» بقره:37.

 

آن مثل اعلي

و آن نماد يك آهِ پر معرفت انساني

كه با تار و پود بومِ زيباي خويش يكي شده بود،

به آغوشي پرمهر و كريمانه‌ات،‌ پذيرفتي

و چنين بود كه دانستيم

شهادت هنر مردان خداست.

و چه زيبا و عاشقانه مصيبت فراق آن هنرمند را،

با يك «ارجعي» تسلی بخشيدی.

 

    • «يَأَيَّتهَا النَّفْس الْمُطمَئنَّةُ ارْجِعِى إِلى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً

فَادْخُلى فى عِبَدِى وَ ادْخُلى جَنَّتى» فجر:27ـ30.

صدق الله العلي العظيم

                                                                                                

 

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد