برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

به بهانه روز رسانه ملی - دیگر خانه من دژ تسخیرناپذیر نیست

محقق: حسن طاهری

 

دیگر خانه من دژ تسخیرناپذیر نیست

«خانه من دژ تسخیرناپذیر من» این شعاری است که قرن‏های قرن بشر با آن زیسته و بر اساس آن تعاملات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خود را تنظیم کرده است. شعاری که در برنامه‏ریزی‏ها و مقاومت‏ها و صادرات و واردات اندیشه و فرهنگ، هرگونه‏ نژاد و آیینی را تحت تأثیر جدی خود قرار ‏داده است.
این شعار از آغاز قرن بیستم، رفته‌رفته رنگ و رو باخته و بدون هوادار، تنها در قاب طلایی موزه‏ها جای گرفت و سرانجام در ظهور فناوري‏های دیجیتالی همچون اینترنت و موبایل و آی‏پد، به یک شوخی نوستالژیکی تبدیل شده است.
رسانه‏ها و به‌خصوص تلویزیون، همچون نمایندة تام‌الاختیار صاحبان فرهنگ و اندیشه‏ای که از همة مرزها و حصارها و دژهای نفوذناپذیر عبور کرده باشند، مخاطبان خود را به همان چیزی دعوت می‏کردند که چند دهة بعد، به پدیده‏ای با عنوان «جهان‏سازی» یا «گلوبازیسیون» شهرت یافت. این جهانی‏سازی تا چه اندازه‏ای با ایدئولوژی نسبت داشته و دارد؟ و آیا چنین حادثه‏ای از مکاتب و اندیشه‏های دارای ایدئولوژی منتج شده است؟ نقش چنین رسانه‏هايي، به ویژه تلویزیون، در انتقال و گسترش و تثبیت این نوع ایدئولوژی چیست؟
این پرسش‏ها مجموعه‏ای از پاسخ‏های گوناگون را می‏طلبد که جای آن در این نوشتار نیست. آنچه آشکارا در ذات رسانة تصویری، همچون تلویزیون در مراحل اولیة مواجهه با آن، می‏شود دریافت، دو عنصر «تفریح و سرگرمی» و «دسترسی همه جانبه و سریع به اطلاعات» است. این دو عنصر، بهانه‏ای است برای میخکوب شدن در برابر جعبة جادو و بر حسب عادت روزانه، همنشینی و انس با آن.
در عناصر ذاتی رسانه‏ها، کارشناسان سه ویژگی مهم و اصلی را عنوان می‏کنند: «معلم، راهنما و نگهبان»
این سه ویژگی در هر رسانه‏‏ای با هر انگیزه و نگاهی وجود دارد. رسانه‏ها ذاتاً چه بخواهند و چه نخواهند، با این سه ویژگی، مبلّغ و گویای نوع نگاه، انگیزه، ایده‏های فلسفی فکر صاحبان و خالقان آثار خود هستند. نگاه تقلیدی در سیاق و تکنیک تولید و ساخت آثار و به‌تبع آن، تکرار نسخه‏های رسانه‏ها در دیگر کشورها، گواه تأثیرات جدی این سه ویژگی است.
در میان اَبَرکمپانی‏های رسانه‏ای، پنج شرکت و بنگاه چند ملیتی وجود دارد که تولیدات و محصولات متنوع آنان محدوده‏ای را شکل می‏دهد از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. تولید فیلم، روزنامه، انتشارات، اداره باشگاه‏های ورزشی و هتل، تولید هواپیما و خودرو و اسباب‏بازی، شبکه‏های ماهواره‏ای، تولید سلاح، وسایل ورزشی و پوشاک و صدها محصول دیگر، گوشه‏ای است از نوع فعالیت این کمپانی‏ها که علاوه بر در دست داشتن نبض بسیاری از رسانه‏های دنیا، تنها مراکز رسمی و اصلی برای تقلید در تولید آثار رسانه‏ای دیگر کشورها چه در تکنیک و چه در محتوا نیز به شمار می‌روند.
کمپانی‏های «تایم وارنر»، «والت دیسنی»، «نیوز کورپوریشن»، «وایا کام» و «برتلزمان» پنج غول رسانه‏ای تولیدکننده‏ای هستند که نسخه‏های اصلی تولیدات رسانه‏ای دنیا را تنظیم می‏کنند. آیا این نسخه‏ها فقط در ظاهر، تکنیک و سیاق ساخت آثار، صادر می‏شوند؟ آیا این رسانه‌ها بدون توجه به انگیزه و اعتقادات بیننده و مخاطب خود آثار را تولید می‌کنند؟
هارولد لسوال، کارشناس برجستة دائره‌المعارف علوم اجتماعی در آمریکا، پاسخ شگفت‏آوری به این پرسش مي‌دهد که گویای حقیقت پنهانی و در پس پردة صاحبان رسانه و غول‏های چند ملیتی است. او می‏گوید: «ما باید ناآگاهی و نادانی توده‏ها را در نظر بگیریم. نباید به آسانی فریب جزم‌اندیشی دموکراتیک را بخوریم و تسلیم شویم. اینکه "انسان‏ها بهترین داور و دادرس منافع خود هستند" یک شعار بیشتر نیست. انسان چنین نیست و نفع او در آن است که او را کنترل کنیم».
این اعتراف کارشناس آمریکایی نشان می‏دهد که رسانه‏ها و به دنبال آن صاحبان رسانه‌ها، به صورت جدی در پی کنترل انسان‏ها هستند. یک بررسی و تأمل کوتاه در آثار رسانه‏ای، می‏تواند این اعتراف هارولد لسوال را ثابت کند.
در کتاب‌های مقدس سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام، داستان موسی و سامری با تفاوت‏های اندکی نقل شده است. در حقیقت دو جبهة اهورایی و اهریمنی یا خدایی و شیطانی، در این دو شخصیت و دعوت آنان به کیش خود، در قالب ادبیات کلاسیک جهان به بشر منتقل شده است.
گرگورگوئالس، استاد مدرسه طراحی رُدآیلند و محقق تاریخ هنر و فلسفة دین، بهتر دیده تا نامی را که برای رسانه انتخاب می‏کند، گوسالة سامری باشد. او  رسانه را چنین نام نهاده است: گوسالة طلایی الکترونیکی.
بدون شک گوسالة طلایی جدید سامری، بشر را به همان ایدئولوژی صاحب خود فرا می‏خواند.
تأکید بر حیات و ادامة تأثیر رسانه‏های تصویری، به‌خصوص تلویزیون، برای انتشار ایدئولوژی و تفکرات، آن‌ هم به منظور یک‌دست شدن مطالبات، فرهنگ جهان، تغییر ذائقه‏های بومی. فرهنگی و قبیلگی و منطقه‏ای، امروزه در میان کارشناسان رسانه‏ای و علوم اجتماعی، مورد اختلاف است. عده‏ای بر این باورند که با ظهور فناوري‏های جدید و به ویژه آشنایی انسان با محصولات دیجیتالی، همچون آی‏پد و موبایل و اینترنت، عملکرد و تأثیر رسانه‏های کلاسیک و سنتی، همچون تلویزیون و موبایل، چون دهه‏های پیش نیست. آن‏چنان که بشر امروز با فراموشی عقاید و سنن و آداب خود، «پایان ایدئولوژی» را رقم زده و به آشتی با فناوري و صنعت روی آورده ‏است.
در برابر این دیدگاه، برخی معتقدند رسانه، رسانه می‏ماند و هیچگاه از بین نمی‏رود؛ همچنان‌که ایدئولوژی و عقاید و سنن از بین نرفته‏اند. میزان تأثیر هر رسانه‏ای بنابر اقتضائات زمان و مکان، در هر منطقه‏ و جغرافیا و فرهنگ، پایدار و ماندگار خواهد ماند. بر همین اساس روزنامه و تلویزیون پس از ظهور اینترنت در دهة 80، همچنان مشتریان و هواداران خود را حفظ کرده و هنوز در منازل بیشتر انسان‏ها جای دارند. این را نمی‏شود نادیده گرفت. آیا اسبِ مزرعه، با اختراع تراکتور و کمباین به باغ‌وحش رفت؟
در چنین وضعیت آشفته و دگرگونه‏ای، نقش رسانه‏هاي دولتی و مورد حمایت حکومت‏ها چه خواهد بود؟ آیا بدون رقابتی شدن بنگاه‏های رسانه‏ای مدافع یک ایدئولوژی، با یک تقسیم وظیفه و هدف و مخاطب، اين رسانه‌ها می‏توانند در برابر غول‏های رسانه‏ای دنیا مقاومت کنند؟
دغدغه‏ها و هشدارها و فریادهای برخی از معتقدان عرصة فرهنگ میهنی و آیینی، خود گواه آن است که رسانة ملی به صورت جدی باید تدبیری نیک بیندیشد و طرحی نو دراندازد.

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد