برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

شهادت انتخاب است، نه هدف

 

 

 

گفتاری از مرحوم علی صفایی حایری

«حسین آمد تا کشته شود، تا شفیع ما باشد، تا آبروی ما باشد. حسین آمد تا با خون خود، نهال دین را آبیاری کند. قتل او، شهادت او به نفع اسلام بود».

این دو تحلیل به این گونه، همان رضایت به قتل حسین است و خشنودی از شهادت اوست. این دو توضیح به این گونه، با این جمله‌های زیارت عاشورا ناسازگار است «یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ».

قطعا وجود امام، برای دین پر ثمرتر و برای یزید خطرناک‌تر است.

این درست است که مرگ او مجاهد می‌سازد، اما باید دید زندگانی او، هم بیشتر و هم بهتر سازندگی ندارد؟

صرف این که کسی جانشین او هست و خداوند دیگری را معین کرده، از بزرگی مصیبت نمی‌کاهد.

آن جایی که مرگ عالم جانشین ندارد؛ «اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیءٌ». وجود امام، جگر گوشه رسول، نور چشم فاطمه و ادامه علی، برای یزید و دستگاه اموی آن قدر خطرناک و ضرر آمیز بود که یزید با تمام وجودش برای نابودی او کوشش‌ها کرد و تا خونش را نریخت آرام ننشست. این است که شخصیت حسین را پیشوای دیگر پر نمی‌کند. بوسه‌های رسول بر چهره حسین نقش دارد و جای پای حسین بر دوش رسول، چشم‌ها و حافظه‌ها را با خود گواه دارد.

مصیبت فقدان حسین، این نور بزرگ و این خون خدا، بزرگ‌تر از آن است که ما می‌فهمیم. جایی که از دل سنگ، خون عبیط، خون تازه می‌چکد و تمام هستی مصیبت می‌گیرد، چه می‌توان گفت جز همان که گفته‌اند: «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ».

بدون شک شهادت و شفاعت، همراه حرکت حسین هست و رسول صلی الله علیه و آله و رسولان پیشین به این‌ها گواهی داده بودند و از این‌ها سخن گفته بودند. آری این شهادت، انتخاب حسین است و این شفاعت نتیجه کار عظیم او. شهادت انتخاب است، نه هدف. و شفاعت نتیجه است، نه مقصد.

تمام مطلب در همین نکته نهفته است که انتخاب با هدف فرق دارد گاهی انسان کاری را انتخاب می‌کند و هدفش چیز دیگری است. همین طور اثر با هدف تفاوت دارد. کسی که در راه اطاعت گام بر می‌دارد، به کرامت‌ها و قدرت‌ها می‌رسد در حالی که خودش آن را نمی‌خواهد و در حالی که هدفش جز قرب حق نبوده است. من هنگامی که چراغ را روشن می‌کنم تا راه را بیابم ناچار در کنار روشنایی حرارت هم به دست می‌آید، در حالی که هدف یافتن راه است نه گرمای چراغ. شفاعت همراه این انتخاب بزرگ هست و شههادت بهترین انتخاب است، در حالی که رضایت به مرگ و به شهادت او هم در کار نیست. فقدان او بزرگ‌ترین مصیبت است که شفق را غمگین کرد و سنگ‌ها را به خون نشاند.

******

محبت به خاطر دنیا و محبت به خاطر حاجت، این خاصیت و این آثار وحدت و شفاعت و همراهی را ندارد، چون این چنین محبتی ولی ررا خرج کردن و او را به خاطر عروسک‌ها زیر پا گذاشتن است و این طبیعی است که آدمی محبوب را فدای محبوب‌تر می‌کند و کسی که محبوب‌تری دارد در واقع با آن به وحدت رسیده و آن را مدار زندگی ساخته و معیار گرفته است. محبتی که از آن معرفت به اولویت برخاسته باشد، ولایت را می‌سازد و حب و بغض و لعن و سلام را جهت می‌دهد که: «اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ». اساس این محبت در این نکته است که ولی از من به من آگاه‌تر و از من به من مهربان‌تر است و همین درک، اضطرارابه حجت و ولی خدا را شکل می‌دهد ّ «لمن والاکم و عدو لمن عاداکم».

اساس این محبت در این نکته است که ولی از من به من آگاه‌تر و از من به من مهربان‌تر است و همین درک، اضطرارابه حجت و ولی خدا را شکل می‌دهد. چون با دگرگون شدن تلقی انسان از خودش و استمرارش، تلقی انسان از جهان و حکومت و مدیریت متحول می‌شود که اهداف حکومت از پاسداری و پرستاری به آموزش و بینش و بیّنات می‌رسد و قلمرو حکومت از درون و سطح خانه و جامعه به تمامی هستی و تمامی عوالم گسترده می‌شود. این هدف و این قلمرو، معیار انتخاب حاکم را به عصمت یعنی آزادی و آگاهی و روش انتخاب او را به تعیین الهی گره می‌زند.

پس حقیقت محبت از خواستن‌های طبیعی شروع و غرایزی جدا می‌شود و آثار محبت در این صورت گسترده خواهد شد و به ولایت، به تبعیت، به وحدت و اتحاد و به همراهی و شفاعت خواهد رسیدکه شفع به معنای جفت و همراه، در برابر وتر و تن‌هاست و این همراهی و وحدت در گرو آن محبت برخاسته از ولایت است.

منبع:

عاشورا

چهل حدیث از امام حسین

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد