برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

فصلی برای حضور

فصلی برای حضور

سیری در اندیشه­ها و تجربه‌های تشکیلاتی آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی

سعید احمدی فرد شربیانی

دانش‌آموخته حوزه علمیه قم

دوران پس از مشروطه برای جامعه دین‌دار که آن روز اکثریت مطلق جامعة ایران را تشکیل می‌داد، دورانی سرشار از غربت بود. متدینین که تمام سرمایه خود را برای به ثمر رساندن مشروطه به میدان آورده بودند، خود را همچون انسانی غارت‌زده می­دیدند که در آستانه ورشکستگی است. منورالفکرانی که در مجلس شورای ملی گرد هم آمده بودند تا مدافع حریم آزادی و عدالت باشند، رفیق دزد و همراه قافله بودند. آنان که به نام ملت و ملیت بر کرسی نمایندگی تکیه زده بودند، خود زمینه حضور دیکتاتور وابسته­ای چون رضاخان پهلوی را فراهم ساختند. رضاشاه که با مأموریت اجرای پروژه تجدد بر سر کار آورده شده بود، تجدد را به سبک انگلیسی آن دنبال می­کرد؛ تجددی که تنها برای بی‌حیثیت کردن ملت کارایی داشت و کیست که نداند تجدد اسم رمزی برای اسلام‌ستیزی بود؟

سال 1304 آغاز سلطنت پهلوی بود. سیدنورالدین شیرازی در همین سال از دیار نجف روانه شیراز شد. اولین رویارویی سید با رضاخان، دو سال بعد و پس از ابلاغ قانون نظام اجباری اتفاق افتاد. ثمره این رویارویی تبعید سید به بوشهر بود. تجربة بعدی، تبعید به تهران بود. در سال 1315 و در مخالفت با قانون متحدالشکل شدن لباس، سید برای بار دوم تبعید شد. توقف یک‌ساله سید در پایتخت، زمینة آشنایی‌اش را با اقتضائات سیاسی در دنیای جدید فراهم ساخت. از این پس بود که مبارزه سید شکل جدیدی به خود گرفت. مبارزة سخت و منفی جای خود را به رویارویی­های مدنی داد. آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی، عالم پرنفوذ منطفه فارس، در سال 1316 حزب برادران شیراز را تأسیس کرد. روشن بود که تأسیس چنین تشکلی از سوی چنان شخصیت متنفذی، تنها با دغدغه­های دینی انجام پذیرفت. او هرچه می­گفت و هرچه می­کرد، از همین موضع بود و بس. روزگاری که دین و باورهای دینی، آماج حملات منورالفکران قرار گرفته بود، مؤمنان باید گرد هم آمده و کاری می­کردند. تأسیس حزب برادران، بستر مناسبی برای این منظور بود. اگرچه مبارزه او در میدان فکر و اندیشه نیز تحسین‌برانگیز بود، بنیان‌گذاری حزب برادران از جنس دیگری بود. آیت‌الله مرد عمل بود. مروری بر گذشته این تشکل اسلامی تجربه گران‌بهایی را پیش روی کسانی قرار خواهد داد که با گرایش‌های دینی، سودای کار تشکیلاتی را در سر می‌پرورانند.

 

مرام‌نامه حزب

از جمله اسنادی که با استفاده از آن می­توان راهبردها و برنامه­های حزب برادران را شناسایی کرد، مرام‌نامه حزب است. این متن ارزشمند که در دوازده بند تنظیم شده، گویا توسط خود آیت‌الله شیرازی یا تحت نظارت ایشان نگاشته شده است. دیگر سند ارزشمند، شرحی است که حزب دربارة مرام‌نامه نوشته است. تمامی این متون بازتاب اندیشه­های تشکیلاتی آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی است که در تحلیل بنیان‌های فکری این اقدام تشکیلاتی می­تواند راه­گشا باشد. نوشتار حاضر با ذکر منتخبی از این مدارک، مروری بر اهم اندیشه­های تشکل یاد شده خواهد داشت.

  

ملیت و دیانت

اولین اصل مورد تأکید در مرام‌نامه، حفظ وحدت ملی و توسعه مذهب حقه جعفری است. البته دغدغه­های ملی‌گرایانه اعضای حزب نیز ناشی از گرایش­های دینی ایشان بود. ایران در آن زمان در معرض چندپارگی قرار گرفته بود و برخی نویسندگان نیز با تعلقات شووینیستی (میهن‌پرستی افراطی)، آتش‌بیار معرکه تفرقه شده بودند.

«زمزمه­هایی در این اواخر به گوش می‌رسد که تجزیه‌خواهی عاصمه ایران را هوس می­کند. اگرچه خود این هدف با اسلامیت و تشیع ایرانیان از قبیل خیال‌های محال است».

استعمار، پیش از این با اجرای نقشه تجزیة امپراطوری عثمانی، منافع خود را در آشفته‌بازار مناطق عثمانی به دست آورده بود. کشورهای کوچک بی‌آنکه توان عرض اندام داشته باشند، تسلیم اراده انگلیسی­ها بودند و این بار نوبت ایران بود. در این دوره مردم متدین بیش از همه نگران حضور اشغالگران انگلیسی­ بودند؛ اما روشن‌فکران حتی آن‌هایی که به اصطلاح ناسیونالیست بودند، آرزوی چنین حضوری را داشتند. انضمام توسعه مذهب حقة جعفری، تأکید دیگری بود تا سمت و سوی دغدغه­های حزب را نشان دهد. اما چگونه می‌توان پیوست توسعه مذهب به وحدت ملی را توجیه کرد؟ پرسش مذکور در سالنامه حزب برادران که مشتمل بر شرح مرام‌نامه است، به میان آمده و نویسندگان آن درصدد پاسخ‌گویی برآمده­اند. حزب برادران هیچ‌یک از عوامل مرسوم را برای وحدت کارگشا نمی‌داند؛ نه زبان، نه قومیت و نه حتی نژاد، چنان قابلیتی را دارا نیست که همه ملت را حول محور واحدی یک‌پارچه سازد. مذهب تنها عاملی است که در مسیر یک‌پارچه‌سازی همه مردم کارآمد خواهد بود. و تنها مذهب است که توان آن را دارد که ملت را تا پای جان در دفاع از میهن نگاه دارد. شواهد تاریخی نیز گویای همین است. در دوره صفویه عاملی که این سلسله را در برابر ابرقدرت عثمانی توانمند ساخت و امکان استقلال سیاسی را برای ایران فراهم کرد، تنها پای‌فشاری صفویه بر عنصر تشیع بود.

«به اسم مذهب جعفری از امپراطوری عثمانی در حدود چهارصد سال قبل جدا شده­ایم و به همین عنوان میدان‌های جنگ را به غلبه و فتح و پیروزی کامل سپری کرده­ایم و به همین عنوان با زبان‌ها و نژادهای مختلف که داریم با هم متحد هستیم و به همین عنوان است که به هریک از افراد ایران القا شود، جان در راه آن می­دهند؛ پس وحدت دینی و مذهب جعفری در ایران، مهم­ترین جهاتی است که می‌تواند ایران را حفظ کند و به تعالی و ترقی برد».

البته سخن گفتن از وحدت ملی بدون ارائه برنامه­، گزافه­گویی است. در نظر حزب، رژیم حاکم سیاسی موظف است مرکز یعنی تهران را تمام ایران نینگارد و از ایرانی بودن برای غیر پایتخت‌نشینان نیز سهمی قائل باشد. وقتی شهرهای پیرامون خود را جزئی از ایران ندانند، بدیهی است که اهالی آن یا مهاجرت به مرکز را انتخاب می­کنند یا به خارج از ایران روانه خواهند شد یا آنکه دست به ادعاها و اقدام­های جدایی‌طلبانه خواهند زد. بنابراین یکی از برنامه­های حزب به این شرح است:

«حفظ مرکزیت ایران با رعایت آنکه قطعات مملکت از همه شئون اجتماعی بدون امتیاز برخوردار باشند».

در توضیح این مهم چنین توضیح می‌دهند که:

«بی‌انصافی و بی‌خیالی و بی‌مبالاتی اهالی مرکز و زیاد از حدِ تشریفات، اهمیت دادن به مرکز تا جایی که گفته شود باید ایران خراب شود تا مرکز آبادان گردد، این خیال خام (تجزیه ایران) را نزدیک به عمل می­کند و فشار مرکز به اطراف و محرومیت­های استان‌ها و شهرستان‌ها در حدی است که اگر به تجزیه نرسد، به فرار از آن و متفرق شدن به اطراف و خروج از ایران رسیده و می­رسد».

 

تحول فکری در شئون ملی

خرافه‌زدایی در آن روزها یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های موسوم به تجدد بود و تبدیل به بیت‌الغزل تمامی نوشته­ها و خطابه‌ها شده بود. آیت‌الله نیز زیرکانه با این فریادها هم‌نوا شد؛ اما پیش از هر چیز خواستار مبارزه با خرافه­های سیاسی شد؛ همان باورها و هنجارهای دروغین که زمینه سلطة اقلیت اشرافی را فراهم ساخته بود. بر همین اساس یکی از اهداف حزب چنین ترسیم شد:

«از شمار افکندن امتیازاتی که بر اثر خرافات و تعصبات جاهلانه در ادوار گذشته ایجاد شده و پابرجا کردن امتیازاتی که موافق با طبع و عقل باشد».

و چه خرافه سیاسی بالاتر از نظام سلطنت؟ این در حالی است که هیچ‌یک از روشن‌فکرانِ مدعی خرافه‌زدایی، نه تنها گامی برای شالوده‌افکنی این باور مذموم برنداشتند، بلکه خود در خدمت آن نیز بودند. امثال آیت‌الله بودند که تا پای جان بنای ناسازگاری با این نظام خرافی را داشتند. جای بسی تأمل است که چگونه مردم پذیرای چنین ساختار سیاسی نابخردانه‌ای شده‌اند؟ سید، فقدان تحول فکری را مایه این پذیرش می‌داند. مردم تحول سیاسی را خواهانند بدون اینکه تحولی در اندیشه و شیوه اندیشیدن آن‌ها رخ دهد. از نظر ایشان، مشروطه نیز از همین رو به سر منزل مقصود نرسید؛ بلکه به ضد خود تبدیل شد.

«هنوز سنخ فکری مردم ایران بعد از مشروطه تغییر نکرده و به همان نحوی که سابق بر این، جامعه به حکومت نظر داشته به همان نحو نظر دارد. این است پایه و اساس عقب‌ماندگی... علاج چیست؟ تحول فکری در شئون ملی که فکر جامعه عوض شود و حکومت خودش را بشناسد».

در شرح مرام‌نامه حزب، چند راهکار برای به وقوع پیوستن تحول یاد شده طرح شده است.

اول: عدالت‌محوری احزاب    

«پشتیبانی و طرف‌داری برادران از ضعفا و درماندگانی که به واسطه نفوذهای غیرمشروع از حقوق حقه اجتماعی و فردی محروم شده‌اند».

برای یک حزب اسلامی، حمایت از کسانی که ناتوان از بازستانی حقوق خود هستند، مهم‌ترین دغدغه است و حزب برادران، تحت اشراف آیت‌الله شیرازی، برای خود جز این هدفی نمی­دید. نظام حزبی عدالت‌محور می­تواند دید مردم و حکومت را نسبت به یکدیگر تغییر دهد.

    

دوم: تعمیم و توسعه فرهنگ

«ما می‌گوییم که همراه تعلیمات اجباری عمومی، تعلیم قانون اساسی و مقررات مذهب نمایند». بسیاری از مردم از حقوق خویش آگاهی ندارند تا آن را از حکومت مطالبه کنند. اگر حکومت همان اندازه که نگران آگاهی‌های طبیعی و ادبی و ریاضی مردم است، آگاهی­های مدنی آن‌ها را نیز به آن‌ها انتقال می­داد، آن‌گاه مردم می‌فهمیدند که هیچ‌یک از مصوبات مجلس، بدون نظارت هیئت علمای طراز اول هیچ ارزش قانونی ندارد. از جمله خواسته‌های حزب چنین است:

«اجرای قانون اساسی به ویژه اعتبار نظارت علمای طراز اول از اهم خواسته­های حزب اسلامی و مردم متدین است».    

سوم: تبلیغات و نشریات

رسانه و مطبوعات رکن بی‌بدیل جامعه است که می­تواند میان حکومت و مردم نقش واسطه را ایفا کند. اما آیت‌الله شیرازی نشریات روزگار خود را چنین نمی­دید. نقشی این‌چنینی هنگامی برای رسانه قابل تصور است که مردم به مطبوعات و نشریات اعتماد داشته باشند. مردم به مطبوعات و روزنامه­های آن روز بی­اعتماد بودند؛ چراکه:

«روزنامه­ها از ابتدای روز در ایران یک ماسک بی­دینی و لاابالی­گری و بی­حقیقتی به خود زدند که [این باعث شد] همة افراد جامعه که اکثر آن را متدینین تشکیل می­دهند، به نظر بی­حقیقتی و حقارت به آن‌ها نظر نمودند».

روزنامه­ها آلوده به ریا و فریب و دروغ شدند و یک‌جانبه درصدد حفظ منافع حاکمان برآمدند. از نظر آیت‌الله شیرازی، وابستگی مالی، آنان را به چنین وضعی دچار کرده است. بایسته است که ارتزاق مالی روزنامه­ها از حاکمیت قطع شود و در عوض احزاب عدالت‌محور پشتیبانی آن‌ها را برعهده گیرند.

«روزنامه­ها با مصارف هنگفتی که دارند اگر بخواهند با صحت عمل قیام به وظیفه نمایند، باید متکی به حزب سیاسی باشند تا اینکه از تملق، پوزش و پشت‌سرهم‌اندازی مصون بمانند».

 

حضور روحانیون

در فضایی که رضاخان به مدد اندیشه­های الحادی و قلم‌های آلوده کمر همت بسته بود تا جامعه را از حضور روحانیون محروم سازد، برای حزب برادران حضور روحانیون تبدیل به یک برنامه شده بود. جامعه اسلامی، بی­حضور روحانیون ممکن نیست؛ چراکه:

«جامعه بدون روحانیت به منزله یک نفر انسان بی­قوای دماغیه است که ممکن است هر دو دست و هر دو پای او برای سعادت، حرکت و سکون داشته باشند. جامعه بدون روحانیت به هر تقدیری که برای او تمدن فرض شود، توحش است به صورت تمدن».

خطای فاحش ستیزندگان با روحانیت این بود که گمان برده­اند که نهاد روحانیت در جهان تشیع نیز مانند روحانیت مسیحی است؛ در حالی‌که فاصله میان این دو فرسنگ‌هاست. نمی­توان برای روحانیت شیعه همانی را تقدیر کرد که در غرب برای نظام کلیسا رخ داد. روحانیت شیعه موظف است که در سیاست و اجتماع حضوری فعال داشته باشد و این امر برآمده از نهاد فقه شیعه و شریعت اسلام است.

«در دیانتی که به دست نصاراست، به واسطه نداشتن مقررات ملکی و مملکتی و قوانین مدنی و قضایی، وجهی ندارد که مربوط به سیاست باشد؛ اما در اسلام روحانیت او عین سیاست اوست. اما در مذهب شیعه، جهت قوه مقننه که حاکم بر همه قوای اجتماعی است، مخصوص فقیه جامع‌شرایط صاحب فتواست. چنین مذهبی دارای مقررات و قوانینی است که هیچ‌کدام از افراد متدین به او نمی­توانند از سیاست کناره گیرند تا چه رسد به علما و روحانیون».  

ایده ولایت فقیه که در جای‌جای فقه شیعه قابل مشاهده است، فقیه را ملزم به حضور فعال در عرصه­های گوناگون اجتماع می­کند. حزب اسلامی نیز علاوه بر آنکه زمینه این حضور را فراهم می­سازد، باید در مواضع و عملکردهای خود چشم و گوش خویش را معطوف به فتوای فقیه عادل کند؛ زیرا جز این راهی برای مشروعیت حزب و فعالیتش وجود ندارد. قرار گرفتن مجتهد ژرف‌اندیشی همچون آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی در رأس حزب برادران شیراز نیز از همین رو بوده است.

 

سخن آخر

به نظر می­رسد ورود شخصیتی روحانی مانند آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی در مناسبات و تشکیلات حزبی، برخاسته از دغدغه­های دین‌دارانه ایشان بوده است. ایشان تحزب را نه مانند برخی فعالان حرفه‌ای سیاست به عنوان یک اصل می‌دیده است، و نه چون بعضی از هم‌روزگاران خود از آن دامن می­کشیده است. در نظر آن عالم ربانی، فعالیت‌های حزبی تنها می‌تواند ابزار خوبی برای تحقق آرمان‌های ملی و مذهبی باشد.

 

منبع

1- محمد باقر وثوقی، حزب برادران شیراز، تهران، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388.

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد