برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

شیدایی‌ام از دعای تو!

شیدایی‌ام از دعای تو!

 

    1. v قاری: اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم، بسم الله الرّحمن الرّحیم

همانا خدا و فرشتگان

دورد می فرستند تو را

تو را درود می‌فرستند!

پیش قدم شده‌اند!

"آهای! اهالی ایمان!

دورد فرستید او را!

او را که ایمان از او دارید!

با او دارید! "

 

سلام فرستید او را

سلامی که شایسته اوست...

شایسته او، چگونه سلامی است؟!

    1. v«إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» احزاب: 56

مدیون شماییم.

اقرار می‌کنیم،

امضاء می‌کنیم،

به صد زبان و به صد دل،

فریاد می‌کنیم:

خدا که کریم است و بی‌منت می‌بخشد،

دردانه وجود تو را

تنها و تنها وجود تو را

و حضور تو را

و سایه آن خورشید تو را

بر سر تاریخ تنهایی ما

منت گذاشته است!

منتی تا بدانیم:

" تزکیه و تعلیم ما

از کاروان مهر وجود تو،

از چشمه‌سار یقین،

از چاه یوسفی ملیح،

بر مصر قحطی‌زده ما،

سوغات آمده است،

بشارت آمده است!"

اقرار می‌کنیم

منت خدا حق است

صغیر و کبیرمان!

مدیون شماییم... .

    1. v«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ»آل عمران: 164

 

تو نور و رحمتِ روشن پروردگاری!

چهل چراغ روشن بیداری!

شمع بی‌قرارهستی!

آنچه خدا در آن دمیده است

چراغی که ایزد برافروخته است!

شمع خاتِمی!

که زبانه گرفتی ... .

«يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» توبه: 32

تو بودی آن رسول حق،

سفیر هدایت،

پرده‌دار آخرین نمایش هستی،

پردة اخر تو بودی!

خورشید آخر تو بودی!

نور تا نور، در نور، با نور، تو بودی!

    1. v«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» توبه / 33

عبد خدا تو بودی!

بالاترین جایی که می‌توان بود!

عبدالله!

عبد بودی! تکیه داده به الف قامت دوست!

مبارک بود! هم‌شانگی عبد با خدا!

بر عالمیان بیدارگر بودی!

    1. v«تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰعَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِين َنَذِيرآً» فرقان : 1

سحرگاهبر در خانه‌ات آمدیم

در چشمانت دیدیم:

یک شب تا به صبح، اشک!

پیراهنی که سیلاب محبت بود!

پرسیدیم:

"تو را چه شده است، ای رسول خدا؟!

این همه اشک، از چشمانی که گناه ندارد؟!

این همه سوز، از قلبی که منزل وحی است؟!"

و تو باز گریستی، گفتی:

" بندة شاکری نباشم؟!

ممنون خدا نباشم! "

 

و گفتی که دیشب جبرئیل،

این آیات را بر تو نازل کرد!

و تو برای خیر خواهی ما!

مناجات تازه‌ای آموخته‌ای!

....

از شوق، چون ابر می‌گریستی! ... .

(با ترتیل خوانده شود):

    1. v(١٨٩)إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لأولِي الألْبَابِ (١٩٠)الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (١٩١)رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (١٩٢)رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ (١٩٣)رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (١٩٤)آل عمران

 

می‌نشستیم در محضرت!

ساعت‌ها، بی‌خوف آنکه ما را برانی!

شده بودی خدمتکار ما!

پیغمبری که هم جوابت را می‌دهد و هم غذایت را!

 

با آن چهره گشاده و مهربان،

ما چگونه می‌دانستیم به رنج آمده‌ای!

اگر امین وحی پیغامی نمی‌آورد که:

"اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد داخل اتاق‌هاى پيامبر مشويد؛ مگر آنكه براى [خوردن]طعامى به شما اجازه داده شود [آن هم] بى‏آنكه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد. ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل شوید و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، بى‏آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتار] شما پيامبر را مى‏رنجاند و[لى] از شما شرم مى‏دارد و حال آنكهخدا از حق[گويى] شرم نمى‏كند."

    1. v«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ
    2. vإِلَىٰطَعَام ٍغَيْرَنَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَامُسْتَأْنِسِينَ الِحَدِيثٍۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيّ َفَيَسْتَحْيِي مِنكُمْۖ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ ... » احزاب: 53

 

آن‌قدر راحت صدایش می‌کردیم!

داد می‌زدیم!

"آهای محمد!"

خدای در خروش آمد!

جبریل پیامی دیگر آورد:

"حبیبم محمد، پدر هیچ از مردان شما نیست!

آخرین رسول من است!

ریسمان دانه‌دانه‌های این تسبیح! "

    1. v«مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّه ِوَخَاتَمَ النَّبِيِّينَۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» احزاب: 40

 

حریص بودی حریص!

از آتش، بیشتر!

دونده بودی، دونده!

از باد، تیزتر!

طبیب بودی، طبیب!

از مادر، شفیق‌تر!

امین بودی، امین!

از آب، زلال‌تر!

 

از صبح تا به صبح!

از فلق تا شفق!

دورِ گرد طبابت تو بودی!

 

طبیبی در پی بیمار

مرهم دردهای بی‌درمان!

هم‌سفره بردگان!

دنبال تک‌تکمان دویدی!

 

ما را به هزار بهانه

به هزار ترانه

با هزار ایما و اشاره

و حتی تازیانه!

از شاخة جهل بریدی!

 

یوسف مصر وجود!

ما را گران خریدی!

جان خود را بر سر ایمانمان، در کف نهادی!

    1. v«لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» شعراء: 3

دعاگویمان بودی و ما نمی‌دانستیم!

فکر می‌کردیم این شعله ایمان تازه مسلمانی است!

 

چه می‌دانستیم، دعای تو چیست!؟

 

چه می‌دانستیم نامی که در خلوت بر لبان تو رفت!

چه شیدایی است!

از کجا می‌دانستیم؟! مگر کلام خدا را از زبان تو می‌شنیدیم؟!

    1. v«لَّا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُم بَعْضًا» نور: 63

 

نمی‌دانستیم!

هر شب، و هزاران هزار شب!

تا 70 حریق زبانه کشیده را،

از سرانگشت تا موی سرمان خاموش نکنی،

نمی‌خوابی!

 

اگر خدا نگفته بود، ما از کجا می‌دانستیم،

باران غیب ربنای توست که با ما چنین می‌کند؟

 

عجیب بود! عجیب!

وقتی به نزد تو می‌آمدیم!

خدا به نزد مان می‌آمد!

جان می‌گرفتیم!

    1. v«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» نساء: 64

قهر هم می‌کردیم!

"نمی خواهیم تو برای ما دعا کنی! "

رو برمی‌گرداندیم!

کبر می‌ورزیدیم!

ما نمی‌خواهیم به پیش خدا برویم!

    1. v«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَوَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ» منافقون: 5

رحمت بودی!

دریا بودی! دریایی دریایی!

آسمان بودی!

بالاسری بخشنده!

ابر بودی! بارنده

بر کوه و کویر

بر پستی و بلندی

رحمه للعالمین،

تو بودی... .

    1. v«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» انبیاء: 107

صدق الله علی العظیم

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد