برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

انسان و سازمان

بررسي  روشهاي جذابيت براي حضور نخبگان در تشکل‌ها

ميثم کريماني

مقدمه

در یک نگاه عمیق و ریزبینانه به سازمان‌ها درمی‌یابیم که همة تشکل‌ها و سازمان‌ها خواه تشکل اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی و دینی، همگی بر مدار یک محور اساسی و واحد در گردشند و هیچ سازمان و تشکلی یافت نمی‌شود، مگر آنکه به نوعی بر مدار آن هدف کلی تشکیل شده و به خاطر آن هدف ادامه حیات می‌دهد و آن هدف چیزی نیست جز «انسان». بله، انسان تنها هدفی است که مدار اصلی تمام تشکل‌ها وسازمان‌ها است. شاید بخواهید دلیل این ادعا را بدانید. شاید برخی با خود بگویند که ما بسیاری از سازمان‌ها را می‌شناسیم که هدف آنها چیزی غیر از انسان است. ممکن است برخی گمان کنند که این سخن هم گزاف و بیهوده نیست. اما اگر عمیق و خردمندانه بیندیشیم، خواهیم فهمید که در واقع مدعای ما کاملاً به حق و عمیق است. برای توضیح این مطلب باید به اهداف و غایات و انواع آن اشاره‌ای بنماییم. اهداف به طور کلی به دو بخش تقسیم می‌شود: 1ـ اهداف بی‌واسطه یا مباشر، 2ـ اهداف با واسطه.

 

اهداف بی‌واسطه یا مباشر اهدافی هستند که یک تشکل به خاطر آن تشکیل شده و یا محصول مستقیم آن سازمان است و در مقابل، اهداف با واسطه آن اهدافی هستند که با کمک یک واسطه یا چند واسطه با هدف بی‌واسطه مرتبط می‌شوند و در حقیقت خود، غایت هدف بی‌واسطه محسوب می‌شوند و در واقع هدف هدف یا غایت غایت هستند. در حقیقت اهداف دارای مراتب هستند که برخی اهداف نزدیک محسوب می‌شوند و برخی متوسط و دور. به نمودار زیر دقت کنید:

 

 

 

 

اهداف نزدیک، هدف مباشر یک تشکیلات محسوب می‌شود و هدف متوسط، غایتی برای هدف نزدیک است و هدف دور هم غایت هر دو محسوب می‌شود. برای آنکه بتوانیم این تقسیم را به خوبی درک کنيم، مثالی بیان می‌نماييم: محصول مستقیم (هدف بی‌واسطه) یک شرکت خودروسازی تولید انواع خودرو می‌باشد. تا به حال به این نکته دقت کرده‌اید که این شرکت، انواع خودرو را به چه منظور تولید می‌کند. شاید بگویید برای تولید درآمد و کسب سود. اگر چنین پاسخی در ذهن شماست باید به شما بگویم که چندان راه را درست نرفته‌اید و البته باید گفت چندان بی‌جا هم نیست، ولی کاملاً به هدف نزده‌اید. پاسخ اصلی این است: «برای رفع نیازی از نیازهای انسان». اگر خوب دقت و تأمل کنید و با چشمی تیزبینانه بنگرید، به خوبی می‌فهمید تمام تشکل‌ها و سازمان‌ها به نوعی با نیازهای انسانی روبه‌رو هستند و در واقع به طور مستقیم یا غیر مستقیم برای رفع نیازهای انسان تلاش می‌کنند و نیازهای انسان سبب شده که وي دست به ایجاد تشکیلات برای رفع انواع نیازهای خود بزند و در حقیقت نیازهای انسان، مرکزی است که تشکل‌ها بر محور آن تشکیل شده‌اند.

 

جایگاه انسان در تشکل‌ها یک جایگاه محوری است. همان طور که تشکل‌ها بر محور نیازهای انسان تشکیل شده‌اند، گرداننده یا نیروی کار تشکل‌ها نیز انسان‌ها هستند.

 

اقسام نیروها در تشکل‌ها

حال که بحث از نیروی کاری به میان آمد، نیازمندیم تا اشاره‌ای به دسته‌بندی نیروها نیز بنماییم. مطمئناً در هر تشکلی سطوح مختلفی از نیرو‌ها مشغول به فعالیت هستند: 1ـ نخبگان و فرهیختگان، 2ـ غیر نخبگان و نیروهای عامی. بدون شک در هر تشکیلاتی نیروهایی وجود دارند که علم و اطلاعات و توانایی‌های آنان از دیگر افراد بالاتر و بیشتر است و منظور از نخبگان همین گروه هستند.

 

ضرورت وجود نخبگان در تشکل‌ها

یک تشکیلات وقتی می‌تواند بالنده و موفق باشد که بتواند از تمام استعدادها در راه پیشرفت خود استفاده نماید. از جمله گروه‌هایی که یک تشکیلات و سازمان ضرورتاً باید از آنها استفاده نماید، گروه نخبگان و فرهیختگان جامعه است. نخبگان با توانایی‌های ویژة خود می‌توانند به رشد و بالندگی یک تشکل سرعت ببخشند و باید گفت اصولاً تشکلی موفق است که بتواند به‌جا و به‌موقع از توانایی‌های نخبگان کمال استفاده را ببرد. از آنجا که دنیا دنیای رقابت و سبقت‌گیری است، آن تشکیلاتی که از استعدادها بیشترین بهره را می‌برد، می‌تواند قدم‌های بلندی برداشته و گوی سبقت را در این میدان مسابقه و رقابت عظیم از دیگران برباید.

نخبگان به دلیل داشتن برخی از خصوصیات کارکرد‌های ویژه‌ای نیز دارند، کارکرد‌هایی همچون:

 طراحی و ایده‌پروری: نخبگان معمولاً دارای ذهنی طراح و ایده‌پرورند و این خصوصیتی است که یک تشکل در شرایط مختلف به شدت به آن نیاز دارد. ای بسا تشکل‌هایی که با طرح‌ها و ایده‌هایی کوچک اما مفید و راه گشا از بن‌بست‌های بزرگی راه به در بردند و از موانع گذشتند و این گذشتن را مدیون طرحی و یا ایده‌ای از ذهنی طراح و ایده‌پرور هستند.

2ـ علم و اطلاعات وسیع و روزآمد: علم و اطلاعات کلید اصلی رشد و پیشرفت است و می‌توان گفت که در دنیای امروز هر که دارای علم بیشتر، دقیق‌تر و روزآمدتر باشد، از دیگران جلوتر است. تشکل‌ها نیاز اکیدی به مسألة علم و اطلاعات دارند. آن تشکلی می‌تواند به رشد دست پیدا کند که هر چه بیشتر بتواند از علم در جهت اهداف خود استفاده نماید و علم و اطلاعات وسیع، مهم‌ترین خصوصیتی است که می‌توان آن را در نخبگان یافت.

3ـ توان مدیریت و سازماندهی: از جمله خصوصیاتی که در نخبگان وجود دارد، توان سازماندهی و مدیریت است که این خصوصیت نیاز پایه‌ای و اصلی یک تشکیلات است. یک تشکیلات بدون سازماندهی و مدیریت درست، دچار از هم پاشیدگی و اضمحلال می‌گردد. از این رو به این خصوصیت نخبگان بسیار نیاز دارد.

چنین خصوصیت‌هایی برای اینکه بفهماند یک تشکیلات چقدر به انسان‌های نخبه و توانایی‌های آنان نیازمند است، کافی است. اما اینکه ما چگونه بتوانیم به جذب نخبگان بپردازیم و از توانایی‌های آنان بهره ببریم، امری است جداگانه و بحثی مفصل می‌طلبد.

 

راهکارهای جذب نخبگان

حال که نیاز یک تشکل به نیروهای نخبه برای ما ثابت شد، از چه طریق می‌توان نیروهای نخبه را به تشکیلات جذب نماییم. در اینجا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌نماییم:

 

الف. حاکم بودن اصول اخلاق تشکیلاتی

آنچه که بیشترین اثر را در جذب افراد به سمت یک تشکل دارد، حکومت اخلاق در آن تشکیلات است. اگر در تشکیلاتی فضای برادری و برابری و صمیمیت به دور از دروغ و دغل و ریا حاکم باشد، آنگاه چنین فضایی بیشترین جذابیت را برای نخبگان و البته غیرنخبگان دارد فطرت انسان بالطبع اخلاق نیکو را می‌پسندد. لذا به خلق خوش جذب می‌شود. مهم‌ترین استدلال بر این نکته را از قرآن کریم آیة 159 سورة آل عمران می‌توان برداشت کرد:

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ؛

به سبب رحمت خداست که تو در برابر امت خود نرم‌خو شدی، چرا که اگر درشت خوی و بداخلاق بودی، آنان از اطراف تو پراکنده می‌شدند. پس از ایشان درگذر و برای آنان آمرزش بخواه و با آنان در امور مشورت کن و آنگاه که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن که خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد».

از این آیة شریفه نکاتی چند می‌توان برداشت کرد که تمام آنها نکاتی تشکیلاتی است:

1. در ارتباط با نیروها، نرم‌خویی و اخلاق نیکو مهم‌ترین عامل جذب است و درشت خویی و بدخلقی در حوزة ارتباطات انسانی عامل فرار و پراکندگی است. « لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛

2. از خطاهای آنان تا آنجا که ممکن است، باید درگذشت و این از آثار اخلاق نیکوست که خود باعث جذب و ایجاد محبت و علاقه است. «فاعف عنهم»؛

3. نه تنها باید از خطاهای آنان درگذشت بلکه بایست از آنان حمایت نیز کرد، «واستغفر لهم». البته این حمایت به حق و در مسیر حق و به خاطر حق است، نه حمایت از خطای آنان، بلکه حمایت از آنان در مسیر اصلاح است. یک حمایت مطلق نیست، حتی در صورتی که به خطای خود ادامه می‌دهند.

باید به این نکته توجه نمود که ملاک در حوزة ارتباطات انسانی، رحمت و مهربانی در مسیر حق و به خاطر رضای حق است و این یعنی در راه حق و به خاطر رضای او با نهایت مهربانی افراد را به راه حق جذب کن که این بهترین عامل جذب افراد به مسیر حق است.

4. در ارتباط با نیروها نه تنها باید از آنان درگذری و حمایت کنی، بلکه به خاطر اعتلای حق در برخی تصمیم‌گیری‌ها از آنان نیز مشورت بخواه که این نکته آثار روانی بسیار زیادی دارد و در جذب و ابقای آنان در مسیر حق بسیار مؤثر و مفید است، «وشاورهم فی الامر». از جمله آثاری که می‌توان برای امر مشورت نام برد، این‌هاست: 1ـ با مشورت گرفتن از افراد، آنان احساس مفید بودن می‌کنند و این احساس بر علاقة آنان به تشکیلات می‌افزاید. 2ـ اگر مشورت آنان اعمال هم بشود، آنان خود را در تشکیلات و برخی موفقیت‌های آن سهیم می‌دانند و این نکتة بسیار دقیق و مؤثری در ایجاد علقة شدید به تشکیلات است.

 

ب. احساس مفید بودن

مهمترین احساسی که باعث می‌شود نخبگان به چیزی جذب شوند، احساس مفید بودن است. نخبگان اگر بدانند به تخصصشان در جایی بیشتر نیاز دارند، به آنجا جذب می‌شوند. اگر آنها احساس کنند تخصصشان گره از کاری نمی‌گشاید و نیازی به آنها احساس نمی‌شود، خیلی زود دچار احساس بی‌مصرفی و پوچی می‌شوند.

 

ج. ایجاد جذابیت

 یکی دیگر از عواملی که می‌تواند باعث جذب نخبگان شود، راهکار ایجاد جذابیت در تشکیلات است. اگر نخبگان احساس کنند فعالیت در تشکیلاتی به رشد علمی و تجربی آنها کمک می‌کند و راه را برای رشد آنها هموار می‌نماید، احساس می‌کنند که فعالیت ایشان در آن سازمان امتیازی است که نباید آن را از دست بدهند و این ایجاد جذابیت، راهکار بسیار مهمی در جذب نخبگان است.

 

د. فراهم کردن امکانات مادی و معنوی

آنچه برای نخبگان اهمیت فراوان دارد، نداشتن دغدغة معاش است آنچه که فکر هر فردی را از تمرکز بر فعالیت کاری‌اش باز می‌دارد، دغدغة معاش است و نخبگان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اگر تشکیلاتی بتواند امکانات مادی و معنوی خوبی برای نیرو‌های خود فراهم نماید، زمینة جذب نخبگان زیادی را فراهم نموده است.

آنچه که برای جذب نخبگان به یک تشکیلات بسیار اهمیت دارد، جمع این عوامل است. به همین جهت اگر تشکیلاتی قصد جذب نخبگان را داشته باشد، بهتر است تلاش نماید تا تمام این عوامل را به کار بندد و هر چه عوامل فوق بیشتر فراهم گردد، جذابیت نیز بیشتر خواهد شد و توان جذب نیز افزایش خواهد یافت.

 والسلام

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد