برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

اَبرمرد يادآور عهد نبوت

 

مهدی طهماسبی

 

 

اشاره: گوشه‌اي از شهر قم، خانه‌اي ساده دارد. اهل قلم و تحقيق است و لسان عربي‌اش شعر گونه! به عربي و فرانسوي مقالات متعددي به چاپ رسانده و اكنون نيز با مراكز مختلفي چون مجمع جهاني تقريب و مذاهب اسلامي همكاري دارد. با اينكه شيفته شهداي جنگ ماست اما چيزي به زبان خودش از آنها نمي‌يابد. مي‌گفت كاش فيلم‌هاي روايت فتح به زبان عربي و فرانسوي موجود بود. گفتم: كاش...

 

 

 

گفتگو با عبدالرحيم بوسته از كشور مراكش درباره حضرت امام و جنگ تحميلي

 

امام خمینی اَبرمرد يادآور عهد نبوت

 

 

 

*****

 

ابتدا از شما تشكر مي‌كنم كه مرا به خاطرات تلخ و شيرين آن دوران برگردانديد. خاطراتي كه در زمان پيروزي‌ها، پر از شادي و نشاط بود و در برخي شكست‌ها با حزن همراه مي‌شد. اين جنگ، چنانچه مشخص بود، جنگ عراق با ايران نبود بلكه جنگ جهان استكبار و اكثر دول عربي عليه ايران بود؛ آنان بودند كه نظام صدام را پشتيباني نمودند. عرب‌ها با توجيه دفاع از مرزهاي شرقي عالم عربي وارد اين جنگ شده بودند و بر اين اساس، از صدام حمايت مي‌كردند!

 

من در زمان جنگ، در اوان جواني بودم و تازه، فعاليت‌ سياسي‌ام را در حركت اسلامي مراكش آغاز كرده بودم. جنگ، يك اتفاق ناگهاني و تعجب برانگيز بود. در واقع، اولين چيزي كه باعث شده بود من از انقلاب ايران و ماهيت شگفت‌انگيز آن با خبر شوم، حضور حضرت امام در نوفل‌لوشاتو پاريس بود. ما سخنراني‌هاي ايشان در آنجا را پيگيري مي‌كرديم. بعد از آن بود كه از تظاهرات مردم در داخل ايران هم با خبر ‌شديم. تصوير امام را براي اولين بار در يك مجله فرانسوي با عنوان پاري‌ماچ ديدم. در اين مجله،گزارش‌هاي تصويري و تصاوير برگزيده چاپ مي‌شد و حاوي قطعات متعددي از عكس‌هاي مختلف بود. اين مجله يكي از پرتيراژترين مجلات فرانسوي در مراكش آن زمان بود. وقتي كم‌كم با انقلاب و پيام آن در حمايت از همه مظلومان عالم آشنا شديم بيش از پيش به آن و به‌ويژه حضرت امام علاقمند شده و آن را به مثابه يك گشايش در جهان اسلام دانستيم. اين نه فقط حال من كه حال بسياري از جوانان اطرافم نيز بود.

 

جنگ آمريكايي به دست عراق

 

در اين شرايط، وقتي صدام، قرارداد الجزاير را پاره كرد و پس از آن نيز جنگ را بر ايران تحميل نمود، تعجب كرديم. آن روزي كه از راديو شنيدم هواپيماهاي عراقي، فرودگاه‌هاي ايراني را بمباران كرده‌اند، غافلگير شدم؛ چون اصلاً پيش‌بيني چنين اقدامي را نمي‌كردم! فكر نمي‌كرديم كه يك دولت عربي به كشور نوپاي اسلامي كه شعارهايي چون وحدت مسلمانان راسر مي‌داد، حمله كند!

 

البته ما عراق را به‌عنوان كشوري كه نگاه‌هاي كمونيستي و قوميتي را ترويج مي‌كند مي‌شناختيم و چون با حقيقت اسلام آشنا شده بوديم و از جايگاه امت اسلامي به مسائل مي‌نگريستيم، مواضعي مخالف با جريانات كمونيستي و قوميتي داشتيم. علاوه بر آن مي‌دانستيم كه يهود در ترويج ماركسيسم در جهان عرب نقشي مهم را بازي كرده است. اكثر مؤسسان احزاب كمونيستي در مراكش، يهودي‌ها بودند! بر همين مبنا آگاهي نسبتاً ساده‌اي نسبت به عراق و كشورهاي مشابه ديگر داشتيم و با آنها مخالف بوديم.

 

انقلاب اسلامي پديده‌اي بود كه از آن تعبير به زلزله مي‌شد؛ چراكه معادلات آمريكايي و غربي در منطقه را بر هم زده بود و ضربه‌اي براي صهيونيست‌ها و اسرائيلي‌ها محسوب مي‌شد. از همين رو حتي اگر آمريكا را مستقيما آغازگر اين جنگ نمي‌دانستيم ، اين جنگ را در خدمت اهداف و منافع منطقه‌اي استكبار مي‌ديديم. حضرت امام آن توصيف و تعبير زيبا را كردند كه اين دست صدام است كه از آستين آمريكا بيرون آمده است.

 

پيگير دائم اخبار جنگ

 

از همان ابتداي جنگ، دانستم كه آينده اين انقلاب ارزشمند و مسير حركت اسلامي به نتيجه اين جنگ وابسته است؛ لذا دائماً اخبار آن را پيگيري مي‌كردم. در طول جنگ، شبي نبود كه ساعت ده و نيم شب با سختي فراوان به راديوي عربي ايران گوش ندهم. صدا به سختي شنيده مي‌شد و مجبور بودم براي دريافت بهتر به گوشه خانه بروم و هر كار مي‌توانم انجام دهم تا چيزهايي درباره جنگ و عمليات‌ها بشنوم. البته تحليل‌هاي سياسي و برخي سرودهاي انقلابي نيز پخش مي‌شدند. به اين منبع اكتفا نكردم و سعي مي‌كردم از مصادر و منابع ديگر نيز براي يافتن تحليل و اخبار جنگ، استفاده كنم؛ مثلاً بي‌بي‌سي عربي، مجله العالم دكتر شهابي و همچنين مجله طليعه كه دكتر منير شفيق و برخي متفكران مسلمان در آن قلم مي‌زدند را نيز پيگري مي‌كردم.

 

سوم خرداد يوم‌الله بود

 

از رسانه‌ها اخباري مبني بر پيروزي نيروهاي ايراني شنيده مي‌شد و باعث شد كه من حساس شوم. بعد‌ازظهر به دنبال آن رفتم تا از طريق راديوي فارسي ايران چيزهايي را بفهمم. به سختي مي‌شد صداي واضحي را شنيد. بالاخره موفق شدم و با تكبيرها و شعارهاي رزمندگان و بيان بسياري از سخنان به زبان عربي مواجه شدم ـ كه كم‌سابقه بود ـ و از ماجرا اطلاع پيدا كردم. بعد از شكسته شدن حصر آبادان و فتح خرمشهر يعني بعد از عمليات‌هاي فتح‌المبين و بيت‌المقدس، بسيار خوشحال بودم و حالتي از اطمينان قلبي در دلم ايجاد شده بود. مي‌شنيدم كه زمزمه تغيير در معادلات جنگ ايجاد شده است. ما نيز خودمان را پيروز جنگ مي‌ديديم و واقعاً حس كساني را داشتيم كه تكبيرهاي پيروزي را بر گلدسته مسجد جامع خرمشهر سر داده بودند. آن روز واقعاً يكي از ايام الله بود؛ چراكه بسياري از دل‌ها آرام گرفت و اميدهاي فراواني زنده شد و دشمنان در ضعف قرار گرفتند. بعد از آن فقط برخي تصاوير كه از تلويزيون عراقي دريافت ‌شده بودند را ديدم. آنها هميشه مواظب بودند كه هيچ تصويري از حضرت امام را منتشر نكنند! آنها خودشان را پيروز جلوه مي‌دادند؛ البته راديو بي‌بي‌سي اعلام كرد كه ايراني‌ها بر اوضاع خرمشهر مسلط شده‌اند. وجه تمايز جبهه ايراني را مي‌شد در چهره‌هاي مصمّم و نوراني جوانان ايراني شهادت‌طلب در مقابل عراقِ تا دندان مسلح ديد.

 

بعد از اين پيروزي‌ها، عده‌اي مسئله توقف جنگ را مطرح كردند و قطعنامه‌اي نيز در اين رابطه صادر شد كه امام (ره) آن را رد كردند. من نيز پيش‌تر بر اين نظر بودم كه جنگ بايد تا تنبيه متجاوز ادامه يابد و حتي به اسقاط نظام كافر و مجرم صدام بيانجامد؛ يعني همان چيزي كه حضرت امام بر آن تأكيد داشتند.

 

جنگ همزمان داخلي و خارجي

 

عمليات‌هاي ديگر مثل والفجر هشت، فتح فاو، كربلاي پنج، عمليات‌هاي جزاير مجنون و ديگر عمليات‌ها نيز چنين فشاري بر غرب و صدام وارد كردند. اين پيروزي‌ها در حالي به دست مي‌آمدند كه همه پشتيباني اطلاعاتي توسط ماهواره‌هاي غربي و تيم‌هاي جاسوسي آمريكايي و همچنين هواپيماهاي آژاكس فرانسوي از عراق صورت مي‌گرفت! جالب اينجاست كه هم‌زمان يك جبهه داخلي نيز از اول انقلاب وجود داشت؛ يعني مقابله با اغتشاشگران و تروريست‌ها درداخل. سقوط چند هواپيماي حامل سران نظامي و دولتي، انفجار مقر حزب جمهوري و شهادت شهيد بهشتي، ترور برخي شخصيت‌ها، شهادت آقايان علي رجايي و باهنر و... از جمله مسائلي بودند كه همگي براي به زمين زدن اين انقلاب انجام مي‌شدند؛ اما الحمدلله همه آن اقدامات در اين هدف ناموفق ماندند. در جنگ نيز خصوصاً بعد از رفتن بني‌صدر و افتادن كار به دست نيروهاي انقلابي، موفقيت‌هاي بسياري به دست آمد.

 

امام، آرماني بود

 

ديگران مي‌دانستند كه من به مسائل ايران علاقمندم و آنها را دائماً پيگيري مي‌كنم؛ لذا من هم از فرصت‌هاي مختلف در ميان اقوام و دوستان براي نشان دادن چهره استعمار و نماياندن حقيقت اين جنگ استفاده مي‌كردم. كدهاي بسياري وجود داشت كه نشان مي‌داد عراقي‌ها براي ضربه زدن به انقلاب و فروپاشاندن آن وارد جنگ شده‌اند. سخنان وزير خارجه عراق در لزوم رفع حاكميت ايراني از جزاير سه‌گانه، يا لزوم اعطاي استقلال به كردها و عرب‌ها، و موارد متعدد ديگر از جمله موارد مشهودي بود كه در رسانه‌ها هم مطرح شد.

 

مجله‌اي به نام شهيد، توسط جوانان مسلمان در اروپا منتشر مي‌شد و به مراكش هم مي‌آمد كه در آن علاوه بر مسائل ايران، برخي از نظريات و سخنان حضرت امام نيز مطرح مي‌شد و ما را با نگاه عميق، دقيق و عرفاني ايشان آشنا مي‌كرد. براي ما مشخص شده بود كه قوت ايمان و زكاوت ايشان و اعتقاد ايشان به گزاره «الخير في ما وقع» باعث مي‌شد تا توفيقات پي‌در‌پي براي انقلاب ايران به دست آيد و در هر مرحله و مسئله اي خود را بازسازي كند. شخصيت حضرت امام براي مردم جذاب بود. ايشان الهام بخش صداقت و پاكي و يادآور عهد نبوت و نمايانگر ابعادي روحاني و نوراني بودند. البته اين جذابيت نه براي همه مردم كه براي كساني بود كه خود نيز بهره‌اي از پاكي داشتند و به نيكي عشق مي‌ورزيدند.

 

جنگ، جنگ همه ملت بود

 

همه استكبار در كنار عرب‌هاي مرتجع در مقابل اين انقلاب ايستاده بودند و صدام را ياري مي‌كردند. عرب‌ها براي تفرقه بين مردم از عامل قوميت و مذهب استفاده مي‌كردند؛ صدام هم رسانه‌اي داشت كه چنين نقشي را بازي مي‌كرد. در همان ايام مقاله‌اي درباره اين اختلاف افكني و ماهيت آمريكايي آن استراتژي، در مجله طليعه ديدم. ما آن را كپي و توزيع مي‌كرديم.

 

يادم هست كه خبر شهادت شهيد فهميده نيز به ما رسيده بود و براي ما مهيج بود. به دست خودم كتابي رسيده بود كه تصاوير رزمندگان ايراني را داشت. ظاهراً توسط مركز فرهنگي ايران در پاريس چاپ شده بود. در آن نيز تصاوير بسياري از جوانان كم‌سن و سال وجود داشت. آن تصاوير را كه ديدم مطمئن شدم كه اين جنگ براي ايرانيان يك دفاع ملي واقعي است كه همه سنين را به ميدان آورده است. فهميديم كه اين جنگ، جنگ يك ارتش در مقابل ارتش ديگر نيست؛ بلكه جنگ مظلومانه يك ملت در برابر يك ارتش سراپا مسلح است. البته در رسانه‌هاي عراقي نقل مي‌شد كه ايران، اطفال خود را مجبور مي‌كند به جبهه بيايند و اسراي سيزده، چهارده ساله ايراني را نشان مي‌دادند.

 

جنگ، بزرگي ملت ايران را نشان داد

 

جنگ، اراده و ايستادگي ايرانيان را به دنيا نشان داد و اثبات كرد كه ايشان پاي عقيده و باورشان ايستاده‌اند. وقتي زنان حاضر مي‌شدند طلاهاي خودشان را براي اين جنگ هديه كنند؛ يعني يك ملت دارد با تمام وجود از خودش دفاع مي‌كند. اين قافله‌هاي نوجوان و جوانان دانشگاهي، اين خيل عظيم مردم، اين پاي‌مردي مسئولان كشور، اين توجه ويژه امام و ايمان به حتمي بودن پيروزي و... همه و همه نشانه‌هايي از پاي‌مردي ملتي مؤمن بود. اينها بود كه عظمت انقلاب و عظمت ملت را به جهان نشان داد.

 

در حين عمليات مسلم‌ بن‌عقيل روي يك كاغذ نام اين عمليات را كه پس از پيروزي خرمشهر انجام شد را نوشته بودم. آن زمان در ابتداي فعاليت حركت اسلامي‌مان بوديم و به ما گفته بودند به دليل مسائل امنيتي هر كسي يك اسم مستعار براي خودش انتخاب كند؛ همچنان ‌كه ديگر مجاهدان كشورها چنين اسامي داشتند. روي اسم فكر مي‌كردم كه ناگهان كاغذم را ديدم و نام «عقيل» را انتخاب اعلام كردم. آن زمان هنوز نمي‌دانستم كه برادر امام علي(ع) نيز به اين نام بوده است و داستان يار امام حسين (ع)، مسلم بن‌عقيل را نيز نمي‌دانستم. جالب اينجاست كه هنوز برخي از دوستانم مرا به اين نام صدا مي‌زنند. مدتي پيش يكي از دوستانم در بازار مراكش مرا به همين نام صدا زد! حتي برخي تصور مي‌كنند اسم اصلي من اين است.

 

به اين شهدا مديونم

 

من همواره تصورم اين است كه به شهداي اين جنگ مديونم. متاسفانه جز مطالبي كوتاه، مطالب يا كتاب‌ها و فيلم‌هايي كه زندگي و رشادت ايشان را حتي به زبان عربي توضيح داده باشد نداريم! قبلاً از اين جنگ فقط شهيد چمران را به دليل حضورش در لبنان مي‌شناختم. بنده دائماً به مزار ايشان مي‌روم و به روح بلند ايشان اداي احترام مي‌كنم. فداكاري اين شهدا باعث شد كه اين انقلاب بماند و عزت و سربلندي براي مسلمانان به دست آيد و تاريخ معاصر تغيير كند. انسان وقتي مي‌شنود كه جواناني در آن سنين چنان اقداماتي را انجام دادند و از آن معنويت عالي برخوردار بودند، در مقابل ايشان سر تعظيم فرو‌‌مي‌آورد. وقتي زندگي شهيد حسن باقري را خواندم واقعا متعجب شدم كه او چگونه در آن سن چنين توانمندي‌هايي داشته است.

 

اين نسل متمايز و استثنايي بايد شناخته و شناسانده شود. بي‌شك اقدامات آن روز آنان مبناي دستاوردهاي علمي امروز ايران شده است و افتخارات نظامي امروز را رقم زده است.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد