برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

ايران در اندونزي الهام‌بخش است

 

 

ياسر عسگري/عليرضا كميلي

 

 

اشاره: عمار فوزي، طلبة اندونزيايي سطح دكتراي فلسفة مدرسة عالي امام خميني قم و عضو كانون همكاري دانشجويان اندونزي خاورميانه و حومه است كه سابقة حضوري طولاني‌مدت در ايران دارد. وي جواني روشن‌فكر و فعال است كه تحليل‌هاي خوبي را از وضعيت اندونزي ارائه مي‌دهد. با ما همراه باشيد و نكاتي را كه در گفت‌وگو با ايشان مطرح شده، بخوانيد.

 

 

 

ايجاد دو جريان اسلامي

 

در سال 1928 ميلادي يك جريان اسلام‌گرا در اندونزي به نام نهضت‌العلما و به دست فارغ‌التحصيلان حوزه اهل‌سنت در مدينه تأسيس شد. البته الان در ايران هم از ارتباط با آنها استقبال خوبي شد و آقاي احمدي‌نژاد هم در سفرش به اندونزي، از مركز اين نهضت بازديد كرد. رسالت اصلي اين گروه، احياي مجدد اسلام محمدي است. 20 سال بعد از تأسيس اين گروه، يك جريان تجددگراي اسلامي ايجاد شد؛ چراكه برخي مانند احمد دحلان، جريان نهضت‌العلما را سنتي مي‌دانستند. لذا جريان جديدي را پايه‌گذاري كردند تا به اصلاح‌گري دست بزنند و نام خودشان را «اسلام محمديه» گذاردند تا به اسلام ناب محمدي بازگردند. البته اينها مقداري گرايش‌هاي وهابي هم دارند.

 

از همان زمان، مسلمانان اندونزي به دو شاخه تقسيم شدند: پيروان نهضت العلما و پيروان اسلام محمديه! و تا حالا هم اين تقسيم‌بندي حفظ شده و دو گروه اصلي و بزرگ اندونزي، همين‌ دو گروه هستند كه نه تنها در اجتماع كه در سياست نيز مؤثر بوده‌اند. نقطة عطف اين تحولات در سال 1997 و به دست يكي از رهبران جريان اسلام محمديه به نام «امين رئيس» آغاز شد كه جرياني رفورميستي و اصلاح‌طلب بود.

 

عالِم آمريكايي!

 

عبدالرحمن واحد، رهبر كنوني نهضت‌العلما است كه يك دوره رئيس‌جمهور اندونزي نيز بوده است. البته ايشان يكي از حاميان صهيونيزم و اسرائيل است به طوري كه در سال 2003 جايزة شيمون پرز به ايشان اهدا شد. گرچه مخفيانه بود؛ اما رسانه‌ها متوجه شده و آن را منتشر كردند. زماني كه او رئيس‌جمهور بود، ارتباط اقتصادي اندونزي با اسرائيل خيلي تقويت شد.

 

آمريكا و نفوذ اقتصادي در اندونزي

 

سوهارتو 23 سال در اندونزي حكومت كرد در آن زمان از نظر اقتصادي، اندونزي تقريباً رتبة اول جنوب شرق آسيا را داشت كه به همين دليل، ملقب به شير جنوب شرق آسيا شد. سوهارتو فقط به بهانة دو اقدام كوچك، يعني خريد دو جنگندة سوخو از روسيه به خاطر اينكه آمريكا اف چهارده را تحريم كرده بود و ساختن مسجد در بوسني، مورد غضب آمريكا قرار گرفت. آنها شروع به تضعيف پايه‌هاي اقتصادي اندونزي كردند كه امروزه نيز مشكلات فراواني پيش روي اندونزي وجود دارد و تبعات بحران اقتصادي كه در جنوب شرق آسيا شكل گرفت، هنوز هم محسوس است. در اندونزي كسي بدون اجازة آمريكا حق كاري ندارد و حتي اينك اسنادي منتشر شده كه نشان مي‌دهد انقلاب 1965 اندونزي كه منجر به حذف سوكارنو و روي كار آمدن سوهارتو شد نيز با همكاري سي‌آي‌اي انجام شده است! البته در نهايت خود او هم به دست سازمان جاسوسي آمريكا سرنگون شد. زماني كه امين رئيس، رئيس مجلس شد براي هماهنگي به آمريكا رفت.

 

دورة تكثير احزاب

 

دوره جديد اندونزي را مي‌توان از سال 1997 دانست. تا قبل از آن فقط سه حزب دولتي، ناسيوناليست و به اصطلاح اسلام‌گرا وجود داشت كه افرادش بايد مورد تأييد دولت مي‌بودند. اما با شروع اين دوران، آزادي داده شد و احزاب و رسانه‌هاي بسياري ايجاد شد. در زمان سوهارتو به دليل خفقان موجود، كسي جرئت اعتراض به بي‌بند و باري‌هاي جنسي رايج را نداشت؛ ولي پس از آن، اين موضوعات مطرح و قوانيني در اين باره تصويب شد.

 

اينك حدود 46 حزب فعال در اندونزي وجود دارد كه سه تاي آنها احزاب مسيحي‌اند كه در دورة قبل اجازة فعاليت نداشتند. 12 درصد جمعيت اندونزي مسيحي است كه اينك به شدت فعال شده‌اند. 85 درصد مسلمان‌اند و مابقي هم هندو و بودايي و كنفوسيوسي‌اند.

 

آزادي حداكثري و جريانات انحرافي

 

البته الان آزادي به حدي است كه هر كس هركار بخواهد مي‌تواند انجام دهد تا حدي كه برخي ادعاي مهدويت و نبوت كرده‌اند!! مثلاً فرقه احمديه الان طرفداران زيادي دارند. برخي جريانات جديد الحادي مورد حمايت عبدالرحمن وحيد هستند. ايشان شخصيتي هستند كه در بيشتر مسائل، نقطة مخالف را اتخاذ مي‌كنند، مثلاً در ماجراي فلسطين،‌ طرفدار اسرائيلي‌ها شدند! يا در باب مسائل جنسي طرفدار آزادي جنسي شده‌اند و گفته‌اند: بي‌بند و بارترين كتاب، قرآن است!! ايشان چون پسر يكي از علما بودند، كه رهبر نهضت‌العلما بود، براي اين مسئوليت انتخاب شدند. از دل سنت‌گرايي اين جريان، بسياري از ليبراليست‌ها درآمدند كه يكي از آنها طلبه‌‌اي به نام عبدالله اولي‌الابصار است كه شعار اسلام پيشرو را مطرح كرد و مباحثي مانند پلوراليزم و سكولاريزم را در قالب اسلامي عرضه نمود!

 

بنيادي در اندونزي هست كه مركزش در هونگ‌كونگ قرار دارد و كار اعطاي بورسيه به دانشجويان براي اعزام آنها به آمريكا را به عهده دارد. آنها به يكي از دوستان من كه رئيس دانشكده‌اي بود، گفته بودند در صورتي‌كه يك سخنراني دربارة ليبراليزم در دانشكده‌تان برگزار كنيد، براي بازسازي ساختمان دانشكده از شما حمايت مالي جدي خواهيم كرد.

 

شيعة خاتمي!

 

بعد از روي كار آمدن محمد خاتمي در ايران، در اندونزي جرياني به نام شيعة خاتمي ايجاد شد كه نشان دهندة شدت اثر گذاري ايران بر اندونزي است. سازمان سيا اعلام كرده كه دو ميليون نفر شيعه در اندونزي وجود دارد كه البته آمارهاي رسمي خيلي كمتر از اينهاست. رويش و تقويت تشيع از زمان انقلاب اسلامي ايران آغاز شد. البته قبلاً تعدادي از شيعيان اسماعيلي و زيدي از يمن به شرق جاوه آمده بودند؛ اما شيعيان اثني‌عشري اندك بودند كه توسط برخي از طلاب درس‌خوانده در ايران گسترش يافتند.

 

الهام‌بخشي ايران در اندونزي

 

خود من برخي درس‌هاي ديني را مي‌خواندم كه تحت تأثير شنيدن خبر حادثة طبس در روزنامه كامپست، علاقه‌مند شدم به ايران بيايم؛ چون حس كردم يك حادثة غيبي رخ داده است و كم‌كم به شيعه علاقه‌مند شدم و تازه متوجه شدم كه برخي اطرافيانم شيعه هستند اما مذهبشان را علني نمي‌كردند. همان‌جا مخفيانه، كتاب تحريرالوسيله امام را خواندم. بعد كه تصميم گرفتم به ايران بيايم؛ چون دولت مستقيماً اجازه نمي‌داد، به سنگاپور و از آنجا به مالزي رفتم و ويزا گرفتم و به ايران آمدم. حتي برخي روزنامه‌ها، انفجارات زمان انتخابات اندونزي را به بحران انتخابات سال 88 ايران مربوط كردند كه اين امر گرچه بي‌پايه بود، اما نشان دهندة اوج الهام‌بخشي ايران در آنجاست! شيعيان اندونزي هنوز استعداد داشتن يك رهبر واحد را ندارند. شيعيان حزب سياسي هم ندارند؛ اما نيروهاي خوبي از آنها به احزاب ديگر نفوذ كرده‌اند.

 

اصلاح‌طلباني كه دروغگو از آب درآمدند!

 

حركت اصلاح‌طلبي كه آغاز شد شعار خودش را مبارزه با فساد و تبعيض قرار داد، به همين علت مردم از آنها استقبال كردند؛ ولي كم‌كم مردم ديدند كه آنها فقط به فكر منافع خودشان هستند؛ بنابراين از آنها رويگردان شدند. در دورة اول رياست جمهوري بر سر عبدالرحمن وحيد توافق شد؛ اما دو سال نگذشته بود كه امين رئيس، كه رئيس مجلس بود، به او اعتراض كرد و مجلسيان او را معزول كردند. در انتخابات بعد، جريان ملي‌گرا روي كار آمد و خانم مگاواتي سوكارنو، دختر سوكارنو رأي آورد. تا اينكه در سال 2004 حزب دموكرات رأي آورد كه مورد حمايت آمريكا بود و مردم اين را مي‌دانستند؛ اما به علت فشارهاي شديد اقتصادي، ديگر اين مسائل و اسلامي بودن يا نبودن براي‌شان اولويت نداشت. اولويت نخست مردم معيشت بود و چون آنها شعار اصلاحات اقتصادي مي‌دادند، رأي آوردند.

 

هنوز هم وضعيت تقريباً همان‌گونه است و اعتماد به احزاب اسلامي كم شده كه بيشترين آراء را حزب امانت ملي به رهبري امين رئيس كسب كرده كه در رتبه ششم قرار دارد. البته حزب رفاه ملي (PKS) كه متشكل از فارغ‌التحصيلان عربستاني است كه البته اسمي از اسلام در عنوان خود نياورده، توانسته موفقيت چشم‌گيري را كسب كند و در رتبه هفتم قرار بگيرد. اينها با حزب حاكم ائتلاف و در شكل‌دهي دولت مشاركت كرده‌اند.

 

در زمان رياست جمهوري عبدالرحمن وحيد، به شيعيان، تعرض فيزيكي مي‌شد و برخي خانه‌هاي ما را آتش زدند و مساجد ما را مورد هجوم قرار دادند؛ ولي نگاه به شيعه در حزب حاكم فعلي، معتدل‌تر و مثبت است. الحمدلله الان برخي از فارغ التحصيلان قم از جمله آقاي سيد عبدالرحمن عليدروز كه در مؤسسه آقاي سبحاني بوده‌اند، عضو پارلمان اندونزي‌ هستند.

 

سفري پر بركت

 

روي كار آمدن احمدي‌نژاد براي ما خيلي خوب بود و سفر ايشان به اندونزي، بدون اغراق، اثري رؤيايي داشت! روحية مردمي و لباس سادة ايشان، باعث شد تا در دل مردم اندونزي نفوذ كنند و بسيار مورد توجه قرار گيرند. ولي متأسفانه در جريانات پس از انتخابات، هم چهرة ايران و هم آقاي احمدي‌نژاد، مقداري مخدوش شد. مناظرة ايشان با آقاي موسوي به شخصيت ايشان ضربه زد و ما متأسف شديم؛ اما اميدواريم بشود شروع دوباره‌اي داشت كه مثلاً سخنراني اخير ايشان در سازمان ملل، در اندونزي بازتاب خوبي داشت.

 

بايد به اين مسئلة مهم توجه داشت كه اگر اتفاقات سياسي در ايران خوب پيش برود، در اندونزي هم خوب پيش خواهد رفت. زمان آقاي خاتمي، جريانات ليبرال در درون شيعه نفوذ پيدا كردند، چنان‌كه گفتم شيعة خاتمي، يك پديدة شناخته شده در اندونزي است و برخي شيعيان را به تفكرات آقاي سروش پيوند داده است. الان اما نگرش شيعة خاتمي تضعيف شده و در رسانه‌ها كمتر از آن سخن به ميان مي‌آيد.

 

تأثير مالزي بر اندونزي

 

براي تحليل بهتر اندونزي بايد مالزي را هم بررسي كرد؛ چراكه مسلمانان اين دو كشور با هم در تعامل بوده‌اند. شيعيان آنجا عمدتاً تحت تأثير شيعيان اندونزي شكل گرفتند؛ اما از طرف دولتشان تحت فشار بوده‌اند و تعدادشان كم است. بعد از تغيير ماهاتير محمد، آزادي مذهبي و سياسي در آنجا بسيار كم شده است. البته مسلمانان آن كشور، شافعي مذهب‌اند و از همين رو قرابت بيشتري با شيعيان دارند. در مالزي فعاليت طلبه‌ها به شدت محدود شده و آنها تحت فشارند؛ لذا مبلَغين عمدتاً طلاب اندونزي هستند. در زمان ماهاتير، اندونزي با مالزي روابط خوبي نداشت و هنوز هم اين بحران بر سر حاكميت ملي بر سر برخي جزاير كه ذخاير نفتي دارند، وجود دارد. البته توليد برخي البسة اندونزيايي كه مالزيايي‌ها به نام خودشان توليد كرده‌اند، نيز موجب اختلاف شده است. يعني درواقع، منافع اقتصادي اين كالاها، محل اختلاف‌اند.

 

متفكران ايراني شناخته شده

 

از اوايل انقلاب، آثار دو متفكر ايران يعني آقايان مطهري و خصوصاً شريعتي، توسط سفارت ايران، شناسانده شده و توسط مردم ما، ترجمه و توزيع مي‌شدند. اوايل تصور مي‌كردند فقط دكتر شريعتي روشن‌فكر است؛ ولي با آثار شهيد مطهري كه آشنا شدند و روشن‌فكري را در يك عالم ديني هم ديدند، از آثار ايشان نيز استقبال كردند. سفارت ايران مجله‌اي به نام قدس منتشر مي‌كردند كه متأسفانه تعطيل شد. دبيرستاني هم توسط آقاي جلال‌الدين رحمت از دانشمندان روشن‌فكر اندونزي به نام شهيد مطهري تأسيس شد كه به واقع الگويي در ميان مدارس كشور تبديل شده و مورد استقبال مردم واقع شده بود؛ ولي آن نيز متأسفانه الان كيفيت خود را از دست داده است.

 

پرواز مستقيم به شهري فاسد!

 

مي‌دانيد كه بالي شهري زيبا و توريستي است كه مركز فساد اخلاقي اندونزي به حساب مي‌آيد. متأسفانه از تهران پرواز مستقيم به آنجا هست كه اين، چهرة ايران را مخدوش مي‌كند. البته كالاهاي ارزان با كيفيت بالا در اندونزي زياد است كه زمينة همكاري اقتصادي بين دو كشور را مهيا مي‌كند. گروه جماعت اسلامي چند سال پيش در بالي و در جايي كه تراكم توريست‌هاي خارجي خصوصاً استراليايي‌ها بيشتر بود، بمب‌گذاري انجام دادند كه در حقيقت يك اقدام سياسي محسوب مي‌شد و ريشه در حس ضدآمريكايي آنها داشت كه منجر به اعتراض شديد غرب شد. از آن زمان، يك گروه از جماعت اسلامي جدا شدند و خود را از طرفداران اقدامات نظامي و تروريستي جدا كردند. البته طيف ميانه‌رو روش گروه تندرو را نمي‌پسندند و حتي كشتگان عمليات اخير اين گروه را شهيد مي‌دانند.

 

تشكل‌هاي دانشجويي فعال

 

بزرگ‌ترين تشكل دانشجويي در سطح ملي، انجمن اسلامي دانشجويان (HME) است كه در همة دانشگاه‌ها دفتر دارد و اعضاي آن به سطوح بالاي مديريتي راه پيدا مي‌كنند و با مسئولان ارتباط دارند. اين تشكل از گرايش معتدلي برخور دار است؛ لذا روي شيعيان هم حساسيت ندارند. البته اين تشكل، آزادي ايدئولوژي و مسائل سياسي را براي اعضاي خود به رسميت شمرده ولي در قالب تشكل، هيچ موضع‌گيري سياسي ندارد و بيشتر به امور صنفي دانشجويان مي‌پردازد. چون موضع‌گيري سياسي ندارند، حساسيت برانگيز هم نبوده‌اند؛ و لذا با وجود غيردولتي بودن، گسترش زيادي يافته‌اند.

 

تشكل ديگري به نام (KAHMI) هست كه در يكي‌ از دوره‌ها مسئول آن يك شيعه بود. اين تشكل در مسائل داخلي سياسي دخالت زيادي مي‌كند. متأسفانه دانشجويان اندونزي به مسائل بين‌المللي چندان توجهي نمي‌كنند! حتي در مسائل جنگ غزه يا لبنان، واكنشي از طرف دانشجويان ديده نشد. هر چند مردم، واكنش‌هاي خوبي داشتند. البته رسانه‌هاي آنجا پوشش خوبي از مسائل جنگ 33 روزه ندادند. شبكة المنار هم كه پس از تحريم ماهواره‌اي با يك شركت بخش خصوصي براي پخش ماهواره‌اي قرارداد بسته بود و برنامه‌هايش را پخش مي‌كرد، با فشار شديد آمريكايي‌ها بر آن شركت و دولت اندونزي مواجه شد، ولي به علت خصوصي بودن آن شركت و نياز دولت به جلب حمايت بخش خصوصي، موفق به حذف آن نشدند ولي قرارداد آن را محدود كردند.

 

سرگرمي بهتر از خبر!

 

شبكه پرس‌تي‌وي تأثير بسيار خوبي بر مردم اندونزي داشت، چراكه برنامه‌هاي تفنني و متنوع پخش مي‌كرد. متأسفانه مردم اندونزي بيشتر به اين نوع برنامه‌ها علاقه نشان مي‌دهند. البته بيشتر مردم از ماهواره استفاده نمي‌كنند و تلويزيون اندونزي هم عمدتاً برنامه‌هاي تفريحي پخش مي‌كند؛ تا جايي كه حتي ويژه‌برنامة سحر اين شبكه در ماه رمضان، شامل يك برنامه طنز به نام دلقك بود. در اين ميان، شبكه‌هاي بي‌بي‌سي و صداي آمريكا به زبان اندونزيايي برنامه‌هاي متنوعي دارند و مؤثر واقع شده‌اند؛ ولي راديو صداي اندونزي ايران زياد موفق نبوده و نتوانسته مخاطب خوبي جذب كند. در صورتي كه اين آزادي رسانه‌اي فرصت خوبي براي ايران است كه حتي شبكه‌اي را تأسيس كند و حرف خود را بزند. از ايران فقط فيلم «بچه‌هاي آسمان» در سال 2002 پخش شد كه مورد استقبال واقع شد و هنوز هم در اذهان مردم ما به ياد مانده است.

 

روش آمريكايي، متفاوت ولي مؤثر

 

آمريكائي‌ها برعكس ايراني‌ها كه زياد به خارجي‌ها اعتماد نمي‌كنند و حساسيت به خرج مي‌دهند، ابتدا پولي را بين گروه‌ها و تيم‌هاي مختلف توزيع كردند تا بسنجند كدام يك بهتر است و بعد از او حمايت ويژه نمودند! البته پول‌هايي هم از طرف ايران هزينه مي‌شود، ولي متاسفانه اثرگذاري كافي وجود ندارد. هر چند كارهاي خوب زيادي نيز صورت گرفته است و اخيراً هم آقاي محمدعلي رباني كارهاي مؤثري را شروع كرده‌اند.

 

لزوم معرفي ايران

 

ملايو زبان مشترك اندونزي، مالزي، سنگاپور، جنوب تايلند، جنوب فيليپين و برونئي است؛ لذا مخاطبان بسياري دارد. اينترنت چون كم‌هزينه است، كاربري‌اش در قشر متوسط به بالا بسيار است و مي‌تواند ابزار اثرگذار خوبي بر روي خواص جامعه باشد. اطلاع‌رساني دربارة ايران خيلي مهم است؛ چون شناخت مردم ما از ايران خيلي كم است. مثلاً از همايش‌هاي متعددي كه در ايران هست گزارش پخش شود تا مردم از رشد علمي ايران مطلع شوند. يا واقعيت مسائل سياسي منتقل شده و دربارة شبهاتي كه عليه ايران ساخته مي‌شود، شفاف‌سازي بشود.

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد