برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

انقلاب به ما امید داد

بررسي جريان‌هاي اسلامي پاكستان در مصاحبه با حجت‌الاسلام تقوی

تهیه و تنظیم: یاسرعسکری/علیرضا کمیلی

اشاره: از فعالان پاكستاني بود كه از دوران دانشجويي‌اش از شهيد عارف حسيني خاطره داشت و نقش الهام‌بخش آن مرد خدايي را مي‌شد در سيرة كنوني او ديد. پاكستان كه شايد اولين گام را براي تشكيل جمهوري اسلامي برداشته بود و با موفقيت روبه‌رو نشد، پتانسيلي بسيار گسترده دارد كه مسائل امروزين آن باعث شده تا توجه كافي به اين همسايه شرقي‌مان نكنيم. شايد نكات اين مصاحبه، دراين زمينه راهگشا باشد.

اعتصام: اگر موافق باشید از تشکیل خود پاکستان و از زمان جدا شدن از هندوستان شروع کنیم. پاكستان چگونه شكل گرفت؟

قضیه پاکستان به تقریباً صد سال پیش برمی‌گردد! البته به تاریخ که نگاه کنیم، در شبه‌قارة هند، در برخی از زمان‌ها مسلمان‌ها حاکم بوده‌اند؛ ولی متأسفانه انگلستان به آنجا آمد و آن را مستعمره خود کرد. از طرفی چون هندوئیسم و اسلام دو آئین متفاوت بودند، گاهي اختلافاتی پیش می‌آمد و درگیری‌هایی رخ می‌داد که این باعث شد تا عده‌ای به فکر جدا کردن مسلمان‌ها که اقلیت تقريباً 30 درصدی بودند، بیفتند. اولین بار این طرح را اقبال لاهوری مطرح کرد که مناطق خاصی برای مسلمانان اختصاص بیابند. این پیشنهاد به قائد اعظم، محمدعلی جناح داده شد و به ایشان گفتند: شما که الان در کنگره هستید، تصميم بگيريد تا جدا شوید و یک جبهة مسلمان (مسلم لیگ) را تشکیل بدهید. ایشان هم می‌پذیرند و نهضت تشکیل کشور مستقل مسلمان از آنجا آغاز می‌شود. این قضيه به حدود سال‌های 1920 الی 30 مربوط می‌شود تا اینکه در سال 1947 آقای محمدعلی جناح با كمك مسلمانان كشور پاكستان را تشكيل داد. از اینجا یک کشور اسلامی به نام پاکستان شکل گرفت.

اعتصام: جایی خوانده بودم که تشکیل این کشور اسلامی در منطقه امید زیادی در بین مسلمانان ایجاد کرده و دیدم که ابوالاعلی مودودی هم خیلی ابراز اشتیاق کرده بود. در این شرایط، مدل اداره‌ای که پس از تشکیل پاکستان به‌عنوان یک کشور الگوی اسلامی در نظر گرفته شد، چه بود؟

در شعار گفته می‌شود پاکستان یعنی لااله الا الله؛ یعنی قرار بود این کشور تماماً رنگ و بوی دینی داشته باشد؛ اما بعدها مشخص شد افرادی که سر کار آمدند جز اندكي، به آن معنا دیندار نبودند؛ لذا حکومت دینی مطلوب شكل نگرفت. مثلاً خود جناح زیاد اسلام‌گرا نبود. هر چند عده‌ای از میان سخنانش شواهدی را می‌آورند که او خواستار دولت دینی بوده ولی این خیلی مشهود نبود. البته در دهة 50 بود که به فکر نوشتن قانون اساسی افتادند و آنجا این را تصریح کردند که پاکستان کشوری اسلامی است و قوانین آن نباید مغایر کتاب و سنت باشد. بعد برای تشخیص این مسئله شورایی مشابه شورای نگهبان متشکل از حقوقدانان و علما با عنوان «اسلامی نظریاتی کنسیل» شکل گرفت؛ اما چون افراد درون آن علایق اسلامی ضعیفی دارند، نقش آن خیلی کمرنگ است و به آن اهمیت داده نمی‌شود.

اعتصام: گروه جماعت اسلامی چه زماني شکل گرفت؟ نقش امثال اقبال و مودودی چه بود؟

جماعت اسلامی حدود ده سال قبل از تأسیس پاکستان در هندوستان شکل گرفته بود. البته آنها از تشکیل کشور پاکستان نگرانی داشتند و آن این بود که این کشور تشکیل خواهد شد، ولی باز لیبرال‌ها بر سر کار خواهند آمد. با وجود اين پس از تشکیل كشور پاکستان به میدان آمدند. اعضای جماعت اسلامی و آقای مودودی در تنظیم قانون اساسی پاکستان نقشي جدی داشتند. البته اقبال لاهوری قبل از تشکیل پاکستان از دنیا رفته بود و من مطالبی را خوانده‌ام که او با اسلام‌گراها و جوان‌هایی مانند مودودی ارتباط داشته است. اقبال تحصیل‌کردة غرب بود ولی درد دینی داشت.

اعتصام: در این مسئله سیدجمال هم نقش داشته است؟

جماعت اسلامی، تحت تأثیر امثال سیدجمال و عبده و سیدقطب بوده‌اند؛ خصوصاً طیف اخوانی‌شان به اینها ارادت ويژه دارند. البته ما در میان اسلام‌گراها چند گروه داریم. یک عده صوفیه هستند که پیرو طریقت‌اند نه شریعت. اغلب مسلمان‌های آنجا حنفی هستند و به اهل‌بیت هم ارادت دارند. الان به آنها مشایخ می‌گویند. به آنها بریلوی هم می‌گویند و منتسب به امام احمدرضا خان بریلوی هستند. طیف دیگر که خصوصاً در سال‌های اخیر بسیار فعال بوده‌اند، دئوباندی‌ها هستند که گرایش‌هاي سلفی دارند. دئوباند نام منطقه‌ای است که ابتدا در آنجا مدرسه‌ای را تأسیس كردند و بعد کم‌کم آن را گسترش دادند و جوان‌های بسیاری را جذب کردند و آنها را به عنوان مبلّغ به مناطق مختلف فرستادند. این جریان حوزوی بود و کسی را که در دئوباند درس نخوانده بود، دارای سواد دینی نمی‌دانستند؛ حتی مودودی را هم هرگز نپذیرفتند.

بر اساس آماری که اخیراً منتشر شد، ما در پاکستان حدود دوازده هزار مدرسة دینی داریم که در این میان هشت هزار مدرسه متعلق به این گروه است. مدارسی که از هشتاد نفر تا ده هزار نفر طلبه دارند. سه هزار مدرسه به بریلوی‌ها وابسته است و هزارتا هم بین شیعه و سایر اهل‌سنت تقسیم شده است. جریان سوم، جماعت اسلامی است که متأثر از سیدقطب و حسن البنا و سیدجمال و عبده‌اند و جریان چهارم هم که متأسفانه خیلی در صحنه نیست، شیعه است که حدود 15 درصد جمعيت پاکستان را شامل می‌شود.

اعتصام: با توجه به اینکه بین شیعیان آنجا هم گروه‌های افراطی هست، بین این گروه‌ها درگیری مذهبی به وجود نمی‌آید؟

برخی جاها درگیری هست؛ اما چون فرق خیلی متکثرند و افراد تحصیل‌کردة غرب فراوانند. و آن قدر تعصب مذهبی ندارند که به خاطرش وارد درگیری و نزاع بشوند، این مسائل زیاد نیست. البته بعد از تشکیل سپاه صحابه که به نظر ما توسط اطلاعات ارتش صورت گرفت، برخی تحریکات انجام شد و آنها سعی کردند اهل‌سنت را علیه شیعه بشورانند و یک تکانی به آنها بدهند. البته از طرف شیعیان هم بی‌احتیاطی‌هایی شد. آدم گاهی احساس می‌کند دستی در کار است که عمداً بین مسلمانان اختلاف ایجاد کند و این موج بیداری اسلامی را پس از انقلاب ایران منحرف کند.

اعتصام: آثار انقلاب اسلامی در طیف‌های مختلف کشور پاكستان چه بوده است؟

طبیعی بود که اثری بر پاکستان بگذارد، ولی این برمی‌گردد به ظرفیت پاكستان که چقدر از آن برداشت کند. برخی این قابلیت را نداشتند. البته برخی هم تأثیر گرفتند. گفته می‌شود مودودی تحت تأثیر حضرت امام بود و اولین هیئتی که از طرف مسلمانان پاکستان برای تبریک به ایران آمد، از طرف جماعت اسلامی بود. حتی می‌گویند ارتباطی میان امام و مودودی بوده است و عده‌ای معتقدند ایشان قرار بوده پس از عزيمت از آمریکا که برای معالجه رفته بوده‌اند، به ایران بیایند و با حضرت امام بیعت کنند و به خاطر همین ارادت، او را زهر دادند و شهید کردند. نظریاتی مانند اين هم مطرح است. ایشان در همان سال پیروزی انقلاب از دنیا رفت. در مجموع، رابطة جماعت با انقلاب خوب است و تأثیر انقلاب بیشتر در همین جریاناتی بود که در صحنه بودند. یادم هست در دوران دانشجویی‌ام، یک شب پیش یکی از دانشجویان اسلامگرای وابسته به جماعت رفتم که برای انتخابات کاندیدا شده بود تا کار او را تأیید کنم و از او عذر خواستم که متأسفانه نمی‌شود از وي برای مناطق شیعی دعوت کرد و ایشان هم گله کرد که این انقلاب اسلامی بود، اما دارند شیعی‌اش می‌کنند. به او گفتم برخی مسائل هست اما به نظر تو اثر این انقلاب چه بود؟ ایشان گفت: امید ما را زیاد کرد!

ایشان هنوز هم هست و امثال ایشان هم هستند که با آثار امام و شهید مطهری هم مرتبط‌اند. البته الان بیشترین رأی به همان دئوباندی‌ها که آقای فضل‌الرحمن محورش است و گروهی به نام جمعیت علمای اسلام تأسیس کرده، تعلق دارد که متأسفانه در شکل‌گیری طالبان هم مؤثر بودند. نهضت جعفری آقای ساجد نقوی هم هست که البته مشرف فعالیتش را ممنوع کرده ولی پایگاه مردمی گسترده‌ای هم ندارد و رأی‌شان بالا نیست. دولت متأسفانه به سپاه صحابه که در کارهای تروریستی نقش دارند، کاری ندارد؛ اما شیعیان را محدود می‌کند. در حالی که وزیر کشور اعتراف کرد اینها نقشی در بمب‌گذاری‌ها نداشته‌اند و سپاه صحابه را هم متهم کرد!

متأسفانه امروزه مسلمان‌های غرب‌زده و سکولار خیلی فعال‌اند. یکی حزب مسلم‌لیگ نواز شریف است که البته کمی به شرقیت گرایش دارد و کمی هم به اسلامیت. جریان دیگر که نفوذ بیشتری دارد، حزب مردم بوتو است؛ ولی اسلام‌خواهی این جریانات کم است و جریانات اسلام‌گرا همان‌هایی است که نام بردم. در میان جریانات اسلامی، مؤثرترین دئوباندی‌ها هستند که اتفاقاً یکی از رهبران دئوباندی که سال قبل برای رحلت حضرت امام آمده بود، گفت: اولین هیئت پس از انقلاب را مفتی محمود پدر فضل‌الرحمن به ایران فرستاده بوده که من این قضیه را تا حالا نشنیده بودم.

در زمان انقلاب، رهبر شیعیان، مفتی جعفر حسین بود و بعد هم کار به آقای عارف حسینی رسید که به شهادت رسیدند. متأسفانه به نظر من کمترین اثر انقلاب در میان شیعیان بوده و آن هم به دلیل تحریف تشیع و نداشتن ظرفیت لازم و نبودن شیعیان در این حال و هواست که منحصر در عزاداری شده و اصلاح امور هم به ظهور امام زمان محول شده است. نه تنها در پاکستان حتی در میان برخی جوانان ترکیه هم دیده‌ام که می‌گویند یک نظام لائیک بهتر است تا یک نظام سنی مذهب. یعنی این مسائل در ذهنشان اولویت پیدا کرده است. الان هم استراتژی و برنامة مشخصی از طرف حوزه علمیه پاکستان و قم وجود ندارد تا بر هزاران طلبة پاکستانی متناسب با اصلاح وضعیت شیعیان کار کنند.

اعتصام: درباره همین مسئله صحبت کنیم. چرا شیعیان پاکستان متأثر از مداح‌ها هستند؟ چرا افراطی و سطحی‌اند؟

شیعیان چون در اقلیت بودند بیشتر سعی داشتند خودشان را حفظ کنند و شعائر مذهبی را نگاه دارند؛ برای همین هم به این مسئله بیشتر توجه دارند. یکی این و دیگر هم این تعریفی است که از دین ارائه داده شده است. یعنی نهایت مذهبی بودن را در نماز و روزه می‌دانند ولی مداح‌ها که صراحتاً همان را هم نفی می‌کنند و می‌گویند شما چون شیعه‌اید و عزاداری می‌کنید به اینها نیازی ندارید و خود سیدالشهداء متکفل کارتان خواهد شد! علی‌القاعده یکی از دلایل این مسئله را هم باید در ضعف حوزة آنجا جست‌وجو کرد. البته نقاط قوّت هم هست عده‌ای از حوزویان فعالیت‌های خوبی داشته‌اند و برخی طلبه‌های تحصیل‌کرده نجف و ایران حتی از قبل انقلاب هم به فکر اصلاح اوضاع بوده‌اند.

اعتصام: امثال شهيد عارف حسینی در چه فضایی رشد کرده بودند؟

ایشان در ایران و نجف تحصیل کرده‌اند و ظاهراً در جریان پیروزی انقلاب هم فعال بوده‌اند. البته حکومت ضياء‌الحق اغلب افراد معترض سكولار را زندانی کرده و بوتو را هم اعدام کرده بود و می‌خواست اسلام‌گراها را به خود جلب کند. بعد از اینها بود که حکومت برای جلب نظر عموم گفت شریعت را می‌خواهم اجرا کنم كه به خاطر مسئله زکات تظاهرات بزرگی در اسلام آباد برگزار شد و شیعیان گفتند ما به حکومت زکات نمی‌دهیم. این کار باعث شد دولت بفهمد که شیعیان هم قدرتی هستند. لذا بعد از ارتحال آقای مفتی حسین، در مقابل آقای عارف حسینی، یک نفر دیگر را هم مطرح کردند به نام آقای حامدعلی موسوی که در اسلام‌آباد زندگی می‌کند و تا حدی هم خرافاتی است و البته طرفداری ندارد! ولی آقای عارف حسینی اهل سیاست و با اندیشة امام و شهید صدر آشنا بود و به معنای واقعی کلمه، یک انقلابی بود و به تحولی بزرگ در پاکستان می‌اندیشید و در همین جهت با اهل‌سنت در تماس و به دنبال اصلاح شیعیان بود. اما فقط چهار سال توانست کار کند و بعد ترور شد. متأسفانه البته اکثریت شیعه تحت تأثیر دین غلط مداح‌هاست که صرفاً در محرم و صفر فعالیت دارد و بعد هم می‌رود و می‌خوابد و بهشت را هم دارد! در این فضا کسی مسوولیتی ندارد.

در حالي كه الان گرايش‌هاي مذهبي خيلي قوي شده است. چند وقت پیش در پاکستان اتوبوسی از دانشجویان را دیدم که بیشترش دختران بودند و شاید 90 درصدشان دارای حجاب اسلامی بودند. خوشبختانه گرایش‌هاي اسلامی زیاد شده؛ اما انقلابی‌گری شیعیان در شعار و ظاهر محدود شده و به اقدام عملی جدی منجر نشده است.

اعتصام: آیا در پاکستان جنبش دانشجویی شیعی فعال هم داریم؟

تقوی: بلی. سازمان دانشجویان امامیه هست که در سال 1972 تشکیل شده؛ ولی الان در حال رشد نیست و متأسفانه به ظواهر بسنده کرده است. دانشجویان مذهبی بلافاصله عضو آنها می‌شوند؛ اما در طول چهار سالی که دانشجو با آنهاست، چون برنامه‌ای وجود ندارد، تحول جدی در او ایجاد نمی‌شود و مثلاً به برگزاری دعای کمیل و حمایت شعاری از انقلاب و شرکت در راهپیمایی روز قدس بسنده شده است. لذا خروجی‌های دانشگاه در سطح اجتماعی مؤثر نیستند. در اين فضا، دانشجويان باهوش‌تر جذب غرب می‌شوند و بقیه هم مانند همه مشغول زندگی می‌شوند و بی‌توجه به اجتماع. اما بخش دانشجویی جماعت اسلامی، دانشجویان را تربیت می‌کند و تحویل حزب جماعت اسلامی می‌دهد. البته چون ساختار نظام اجتماعی پاکستان این‌گونه است که فئودال‌ها و زمین‌دارها بسیار قدرت دارند و اکثریت مردم در روستا زندگی می‌کنند و کشاورزند، آنجا هم تحت نفوذ آنهاست. لذا هنوز جماعت اسلامی پاکستان در انتخابات توفیق جدی کسب نکرده است. سرمایه دارها هم دنبال منافعشان‌ هستند و دغدغة دینی ندارند و بیشتر با نواز شریف یا حزب مردم‌اند با همة آنچه گفتیم، باز هم اسلام‌گراها توفیق جدی در انتخابات به دست نمی‌آورند. فقط جریان فضل‌الرحمن که از دئوبندی‌هاست به خاطر طلاب مدارس دینی و مبلّغان زیادش توانسته در برخی جاها رأی بگیرد و در پارلمان نماینده داشته باشد که باز هم زیاد نیستند.

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد