برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

اخوانی برای مسلمین!

مریم صادقی

اشاره: اخوان المسلمین یکی از تشکل‌های پر فراز و نشیب در جهان اسلام بوده است که توانسته است مخاطبان بسیاری را از کشورهای اسلامی و عربی به خود جلب نماید. با توجه به تحولات اخیر مصر مناسب دیدیم موضوعات اندکی را دربارة این جنبش بیان نماییم امید است که مورد استفاده قرار گیرد.

اخوان المسلمین یکی از با سابقه‌ترین تشکل‌های جهان اسلام است که شیخ حسن بن احمد بن عبدالرحمن البناء معروف به حسن البناء آن را در سال 1307 هـ . ش / 1928م تأسیس کرد. این تشکل در شهر اسماعلیه و به عنوان سازمان اسلامی ـ خیریه‌ای ـ تربیتی که قانون اساسی سال 1923 را قبول دارد، ثبت گردید. حسن البناء تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش ـ محمودیه ـ آغاز نمود و بعد از آن به دارالعلوم قاهره رفت و در سال 1927 به عنوان معلم در شهر اسماعیلیه مصر مشغول به کار گردید. او هم‌زمان به شهر­های دیگر مصر هم سفر کرد و فساد حکومت وقت، ظلم و استبداد انگلیس و فقر مردم را با گوشت و پوست خود لمس نمود. عمل نشدن به دستورهای اسلامی او را سخت آزار می‌داد؛ بنابراین به فکر افتاد که جبهة اسلامی با تشکیلاتی قدرتمند برای مبارزه با استعمار و ظلم حکومت و همچنین اجرای احکام اسلام اصیل تشکیل دهد. او به همراه شش تن از دوستان خود به نام­های احمد المصری، فؤاد ابراهیم، اسماعیل غرو، عبدالرحمن حب الله و ذکی المغربی، اخوان المسلمین را تأسیس نمود. درست است که به طور رسمی حسن البناء را مؤسس جنبش اخوان المسلمین می‌دانند، اما باید دانست سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده در شکل‌گیری تفکر او نقش بسزایی داشته‌اند و در واقع البنا را می‌توان ادامه دهنده راه سید جمال در موضوع بیداری اسلامی و مبارزه با استعمار دانست. چنان که منقول است سید جمال الدین در دو برهه از زمان در مصر بوده است و در آنجا توانست شاگردانی را تربیت کند. بعد از سید جمال الدین، شاگردش محمد عبده راه او را ادامه داد و طرح اصلاحات فرهنگی و اجتماعی را داد که جلوة خاصی به جنبش اسلامی می‌بخشید. شیخ محمد عبده شخصیت با نفوذی بوده است که نه تنها در مصر، بلکه در کشورهای شمال آفریقا همچون تونس، الجزایر، مغرب و در سوریه و لبنان دارای نفوذ فراوان بوده است.

شیخ محمد عبده شخصیت بانفوذی بوده است که نه تنها در مصر؛ بلکه در کشورهای شمال آفریقا همچون تونس، الجزایر، مغرب و در سوریه و لبنان دارای نفوذ فراوان بوده است.

حسن البناء خود را ادامه دهنده راه احیاگری اسلامی و بیداری اسلامی می‌دانست و نزد محب الدین خطیب و شیخ رشید رضا، نویسندة کتاب معروف المنار و شاگرد ویژة عبده، به تلمذ پرداخت. حسن البناء در ابتدا گروه‌های تبلیغی را ایجاد نمود تا در قهوه خانه‌ها و محله‌های عمومی به جذب مردم بپردازند. این جنبش مورد اقبال مردم واقع شد و در اندک زمانی حدود نیم میلیون نفر به آن گرویدند؛ زیرا آنان از یکسو از استعمار انگلیس به ستوه آمده بودند و از سوی دیگر تفکرات انحرافی همچون مسیحیت به شدت در حال شیوع بود که این امر باعث ایجاد حساسیت در میان مردم دیندار شده بود. از سوی دیگر فساد حاکمان وقت نیز مردم را دلزده کرده بود. این عوامل سبب شد تا مردم به این جنبش اسلامی که خواستار بازگشت به اسلام و سیاست بر مبنای دین و تلاش برای آگاه کردن مردم از گمراهی و بدعت بود، رغبت نشان دهند. 

با بیشتر شدن شمار هواداران این جنبش، اخوان المسلمین به شهر قاهره نقل مکان کرد و در آوریل 1929 به طور رسمی اعلام موجودیت کرد. از نکات جالب، برنامة این جنبش برای زنان بود که به همین منظور مرکزی به نام «المهد الامهات المسلمین» برای زنان تأسیس گردید.

جنگ جهانی دوم فرصتی بود تا اخوان المسلمین قوام پیدا کند. در همین دوره بود که مصر صورت دو قطبی به خود گرفت که یک سوی آن اخوان المسلمین قرار داشت و سوی دیگر حزب وفد بود. در این زمان اخوان المسلمین و حکومت برای مقابله با حزب وفد همکاری نزدیکی داشتند و این همکاری تا زمان ترور نخست وزیر وقت «نقراشی پاشا» ادامه داشت. پس از این ترور بود که حکومت، اخوان المسلمین را منحل اعلام کرد. در همین حین البناء نامه‌ای کوتاه برای ابراهیم عبدالهادی جانشین نقراشی پاشا به نام قول الفضل نوشت و تمام اتهام­های وارد شده به اخوان المسلمین را رد نمود. اما طولی نکشید که خود البناء در فوریه 1949 مقابل سازمان مسلمانان جوان ترور شد و جان باخت.

پس از مرگ البناء و پس از بروز برخی کشمکش‌ها در اخوان المسلمین، سرانجام حسن الهضیبی جانشین وی گردید. وی به مرشدی عام اخوان المسلمین انتخاب شد. وی که بیست و پنج سال را در قضاوت گذرانده بود و این سابقه یکی از مهم‌ترین دلایل انتخاب او به مرشدی عام بود. از این مقطع به بعد الهضیبی با شاخة نظامی و مخفی اخوان دچار مشکل شد و سخنانی چند علیه این سازمان ابراز نمود؛ اما برخی اعضای باسابقه که خود را مالک اصلی جمعیت می‌دانستند، با او به مخالفت برخاستند.

در سال 1951 نحاس پاشا به صورت یک­جانبه پیمان­نامه 1936 و توافق­نامه 1899 را ملغی اعلام کرد. اخوان المسلمین از این امر استقبال کرد و در پی درگیری نیروهای مصری و انگلیسی، اخوان رسماً اعلام جهاد نمود با اما الهضیبی در اظهارات خود از خشونت تبری می‌جست و خواهان حل مسالمت‌آمیز اختلافات بود. به طور خلاصه می‌توان گفت میان اخوان المسلمین و حکومت سلطنتی همواره از سال 1936 تا 1953 درگیری بود، تا اینکه در 1953 رژیم مصر به جمهوری تغییر پیدا کرد و ارتش موسوم به افسران آزاد توانستند قدرت را به دست گیرند. . بعد از روی کار آمدن جمال عبدالناصر در سال 1956 روابط افسران آزاد و اخوان المسلمین تیره شد؛ زیرا اخوان المسلمین با تفکرات ملی‌گرایانه و پان عربی عبدالناصر مخالف بود. در این برهه عبدالناصر به اخوان فشار بسیاری را وارد کرد و سید قطب دستگیر و اعدام شد؛ اما پس از وی انور سادات سعی کرد با اخوان ارتباط بهتری برقرار کند؛ زیرا او با مشکلات بسیاری همچون شکست از اسرائیل و  مشکلات داخلی مواجه بود. از سوی دیگر در برابر او چپ گراهایی قرار داشتند که طرفدار عبدالناصر بودند و سادات با آزاد گذاشتن اخوان، سعی کرد اخوان المسلمین را در مقابل این جریان قرار دهد؛ اما این روابط مدت زیادی طول نکشید و با سفر سادات به فلسطین اشغالی، اخوان المسلمین از وی روی برتافتند و زمانی که وی قرارداد کمپ دیوید را امضا کرد به کلی این روابط تیره شد. پس از روی کار آمدن حسنی مبارک از تیرگی این روابط کمی کاسته شد؛ اما از بین نرفت.

یکی از آسیب‌هایی که ممکن است فرا روی هر تشکلی قرار بگیرد، فراموشی اهدافی است که آن تشکل به خاطرش شکل گرفته است. به نظر می‌رسد اخوان المسلمین نیز دچار همین آسیب گردید و از اهداف و آرمان‌های بنیان‌گذاران خود دور شد و تمام همت خود را بر حل مسائل از طریق مسالمت‌آمیز و به صورت قانونی همچون حضور در انتخابات گذراند؛ اما به نظر این گزینه راه مناسبی نبود، زیرا در آخرین انتخابات پارلمان مصر از هشتاد و هشت کاندیدای این جنبش فقط یک نفر توانست به پارلمان راه یابد و حسنی مبارک همچنان ابتکار عمل را در دست داشت تا اینکه در پی مخالفت­های مردمی علیه حکومت حسنی مبارک، اخوان نیز به صحنه آمد و برکناری حسنی مبارک و تغییر قانون اساسی در حکومت، پارلمان و شیوه‌های انتخاباتی را خواستار شد؛ اما باید دانست پیروزی انقلاب مصر به انتخاب اخوان المسلمین وابسته است و چنانچه اخوان بتواند انتخاب‌های مناسبی را انجام دهد، می‌توان در آینده شاهد حضور اسلامگرایان در مصر بود.

باید دانست پیروزی انقلاب مصر به انتخاب اخوان المسلمین وابسته است.

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد