«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

پرونده ویژه - صغیراصفهانی

 

 

 

اقیانوس صغیر

 بگشای پر به هوای او...

 اشعار استاد، خواص‌پسند و عوام‌فهم است/ گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام علی صغیرا

 

اقیانوس صغیر

 

 

بررسی حیات ادبی و اخلاقی استاد محمدحسین صغیر اصفهانی(ره)

 

ابوذر کمال

 

*‌ اشاره: به راستی که چه زیبا بر لسان مشهور رانده شده که: إن الشعراء تلامیذ الرحمن؛ شاعران، شاگردان خداوند رحمانند. وقتی زندگانی و شعر بزرگانی چون استاد صغیر اصفهانی را بررسی می‌کنیم بیشتر به این حقیقت پی می‌بریم. و از این‌جاست که زیبایی سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را بهتر درک می‌کنیم، آن‌جا که فرمودند: و إنّ مِن الشّعر لحكما (نهج الفصاحة، حدیث 916)؛ بعضى شعرها حكمت است‏. و به قول اقبال لاهوری: شعر را مقصود اگر آدم‌گري است/شاعري هم شيوة پيغمبري است. ما در قالب بیان حکایاتی که بیشتر از کتاب «زندة جاوید» برگزیده شده است ابعاد شخصیتی استاد صغیر را در حد این صفحات محدود روایت کرده‌ایم.

 

--------------------------------

 

*‌ عنایت به ولادت

 

زن، سال‌ها از ازدواجش می‌گذشت؛ ولی خدا هنوز حس مادربودن را به او عطا نکرده بود. تصمیم گرفت به نزد بانویی صاحب کرامت در اصفهان برود و از آبی که متبرک به نام حضرت زهرا(س) بود بنوشد. خداوند در روز 13 رجب 1312ه.ق، مطابق با 1273 ه.ش، روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) فرزندی به ایشان عطا کرد که او را «محمد حسین» نام نهادند. پدر، آقا اسدالله، مداح اهل‌بیت بود و پسر را از بدو تولد، رسم عاشقی آموخت. «خیزد از هر جا غلامی بهر درگاهش بلی / قنبر از زنگ و صغیر از اصفهان آمد پدید.»

 

 

 

*‌ کودک و شعر

 

پنج سال بیشتر نداشت که بهانة رفتن به مکتب‌خانه را گرفت. ولی به خاطر کمی سن و سالش او را از مکتب‌خانه به خانه بازگرداندند. استاد می‌گوید: «پس از آن از روی سیاه‌مشق بچه‌هایی که به مکتب می‌رفتند شروع به نوشتن کردم و در مدت کوتاهی خواندن و نوشتن را یاد گرفتم».

 

در همان زمان بود که اولین بیت شعر خود را سرود. ماجرا از این قرار بود که در یک مهمانی، به خاطر راحتی بزرگسالان، اطفال را بر بام خانه می‌کنند تا شام بچه‌ها را پس از تمام شدن غذای بزرگان بدهند. محمدحسینِ شاعر، بیتی را به نشانه اعتراض سروده و آن را وِرد زبان بچه‌ها می‌کند: «نه گفته خدا و نه گفته امام/که اطفال مردم کنید روی بام» که البته کارساز می‌شود و بچه‌ها به مراد خود می‌رسند!

 

 

 

*‌ در جستجوی پیر

 

طی طریق، استاد می‌خواهد؛ تاریکی است و خطر گمراهی. شاعر جوان، 26 سال داشت که با عارف فرزانه آیت الله میرزا عباس پاقلعه‌ای، معروف به «آقا میرزا عباس» آشنا شده و تا پایان عمر آن عالم ربانی، محضر پیر روشن‌ضمیر خود را ترک نکرد. استاد گاهی کراماتی از آیت الله نقل می‌کرد و حالات استادش را در شعری چنین توصیف می‌کرد: «صفات و رسم و خوی و خصلت و کردار و آیینش / به پیش خلق و خالق سر به سر مستحسن و قابل».

 

صغیر تا پایان عمر، هرگز از محضر بزرگان بی‌بهره نمانده و همواره به وصایایشان گوش می‌سپرد. مرحوم علامه امینی زمانی به اصفهان می‌آیند و در جلسه‌ای که استاد حضور داشتند رو به استاد کرده و در ضمن صحبت‌هایی گرم و صمیمانه می‌گویند: «آقای صغیر! تا می‌توانید فقط در مدح علی و آلش شعر بگویید و دربارة غیر این خاندان شعر نگویید». و از این جا بود که وقتی عده‌ای از ایشان می‌خواهند تا در مدح شاه شعری بگوید، خواسته‌شان را رد کرده و می‌گوید: «من فقط در مدح اهل بیت شعر می‌گویم». آنها هم پس از شنیدن این سخن بدون هیچ کلامی آن‌جا را ترک می‌کنند. «دیدة من غیر دیدار علی جویَد؟نجویَد / یا زبانم غیر اوصاف علی گوید؟ نگوید»

 

 

 

*‌ آیین عشق و شعر

 

استاد علت تخلص خود را به «صغیر» چنین بیان می‌کند: «در 8-9 سالگی با پدرم آقا اسدالله که از مداحان اهل بیت(ع) بود در جلسات مذهبی شرکت می‌کردیم. روزی در جلسه‌ای در حضور یکی از بزرگان به دستور پدرم یکی از اشعارم را که در مدح اهل بیت(ع) بود خواندم. آن بزرگمرد که شگفت‌زده شده بود، مرا شاعر صغیر نامید و از آن‌جا من تخلص صغیر را بر خود برگزیدم».

 

استاد که از همان کودکی از عنایات فراوانی برخوردار شده بود بعضی شب‌ها ناگهان از خواب بیدار می‌شد، فتیله چراغ را بالا می‌کشید و اشعاری که جدیداً در خواب به ایشان الهام شده بود می‌نوشت. یکی از آنها این بیت است: «گفتن یک یا علی به صدق و ارادت / بِهْ بود از صد هزار سال عبادت».

 

اشعار ایشان سرشار از حکمت‌های پندآموز است. آقا مهدی امامی می‌گوید: «در جلسه‌ای به استاد صغیر گفتم: دوست دارم یک شعر که در کتاب‌های شما نیست، الان فی‌البداهه برای ما بگویید. ایشان چنین سرودند: گر کسی را خوار سازی تا کنی خود را عزیز / عاقبت آن خوار روزی خارِ پایت می‌شود».

 

روزی شخصی به فرزند استاد، مقداری پول می‌دهد تا آن را به استاد داده و بر وزن شعری از حافظ که می‌گوید: «هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت / عاقبت بر سستی اهل جهان خندید و رفت» یک غزل در رثای حضرت علی اکبر(ع) بسراید. ایشان پس از چند روز شعری با این مطلع می‌سرایند: «اذن بگرفت اکبر و دست پدر بوسید و رفت / عازم رزم سپاه اشقیا گردید و رفت»؛ سپس شعر و پول را به آن شخص بازمی‌گرداند.

 

گاهی برخی افراد شعرهای استاد را به غلو متهم می‌کردند. در این مورد در کتاب زندة جاوید به خوبی به این شبهه پاسخ داده شده است. استاد ماجرای نجات فردی که دچار همین شبهه شده بود را روایت این‌گونه روایت می‌کند: «از ایشان پرسیدم: لطفا شما وظایف و مسئولیت‌های حضرت عزرائیل(ع) را برایم بیان کنید. ایشان هم شروع به شرح وظایف حضرت عزرائیل(ع) نمودند که جان همه مردم حتی پیامبران را او می‌گیرد و ... پس از اتمام سخنانش گفتم: پس خدا چه‌کاره است؟ گفتند: همة این‌ها به اذن اوست. گفتم: خوب، آن کارهایی که من در اشعارم به ائمه اطهار(ع) نسبت داده‌ام هم به اذن خداست و قدرت آنها در طول قدرت خداست، نه مستقل از او».

 

بین دو دوست بر سر غلو بودن یا نبودن یکی از اشعار صغیر بحثی در می‌گیرد و برای خاتمة این بحث به محضر آیت‌الله شیخ محمدرضا کلباسی می‌روند. ایشان تا نام استاد صغیر را از زبان آنها می‌شنود اشک از چشمانشان سرازیر می‌شود و می‌گوید: «من حاضرم ثواب تمام مستحباتم را بدهم و ثواب یک قصیدة آقای صغیر را که در وصف اهل‌بیت(ع) است بگیرم»!

 

 

 

*‌ زیستن بر محور اخلاق

 

دوستی دربارة خصوصیات اخلاقی و رفتاری‌اش می‌گوید: «استاد صغیر ظاهر آرام و خاموشی داشت و بیشتر اوقات را در سکوت به سر می‌برد. در بیرون از خانه نیز سربه‌زیر بود و به اطراف توجهی نمی‌کرد. گاهی می‌ایستاد و مداد و کاغذی از کیف خود بیرون می‌آورد و شعری که تازه به ذهنش خطور کرده بود را می‌نوشت و این بیان‌گر درون پرخروش ایشان بود».

 

ساده‌زیستی استاد با سرمشق از مولایش امیرالمؤمنین بود. ایشان که هزینة زندگی را از راه حرفة سخت بافندگی تأمین می‌کرد از حرص و حرام در زندگی به دور بود. شبی برای صرف شام، سفرة غذا را برداشته و دو تکه نان مانده را که در آن بود به عنوان شام شبشان خورد و گفت: شکمی که با این دو تکه نان سیر می‌شود، چرا انسان با حرام و حرص پُرَش کند؟!

 

جامعیتی که در شخصیت ایشان مشاهدة می‌شود اعجاب‌آور است. استاد از حال محرومان غافل نبود. حکایاتی از کمک به مستمندان و تهیة جهیزیه برای خانواده‌های فقیر از زبان دوستان و اطرافیانش روایت شده است.

 

برای بیان تأثیری که استاد با دم مسیحایی خود در جان‌های تاریک از گناه می‌گذاشتند، مجالی دیگر می‌طلبد. دگرگونی روحی در یدالله کهرانی(یدی کرونی) قداره‌کش سبزه میدان اصفهان و شاعر اهل‌بیت شدنش با لقب «شوقی» ـ که دیوانی نیز از اشعار او منتشر شده است ـ و تحول درونی جلال شیرازی و تبدیل‌شدن او به خیِّری که بیمارستان جزامیان مشهد را بنا گذاشت، نمونه‌هایی از تأثیرات عمیق استاد صغیر اصفهانی در افراد بود. شاید هر کدام از این ماجراها ظرفیت ساخت یک فیلم درس‌آموز را داشته باشد.

 

گرچه کرامات فراوانی نیز از استاد روایت کرده‌اند، ولی بزرگترین کرامت مردان خدا همین انقلابی است که در گنهکاران ایجاد کرده و مس وجود آنها را به طلایی با عیار بالا تبدیل می‌کنند.

 

 

 

*‌ استاد و رهبر

 

محسن مؤمنی شریف، رئیس حوزة هنری در مقاله‌ای با عنوان «خلوت انس» ـ که به زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد ـ به دیدار رهبر فرزانة انقلاب در دوران جوانی خود با استاد صغیر اشاره‌ای می‌کند و می‌گوید: «در سفرهایی هم كه در آن روزها با دوستانش به شهرستان‌های مختلف داشتند، دیدن شاعران برجسته یا شركت در جلسات شعری از جملة برنامه‌هاشان بود. در یكی از همین سفرها كه به اصفهان رفته بودند، در جلسة شعر «صغیر اصفهانی» شركت كردند. به اصرار ‌صغیر و اعضای جلسه، برای نخستین بار شعری را از سروده‌های خود خواند كه سخت مورد توجه قرار گرفت».

 

هم‌چنین ایشان در دیداری که در رمضان‌المبارک سال 1387 شمسی با شاعران داشتند پس از شعرخوانی شاعر اصفهانی، عباس کیقبادی در مدح حضرت عباس(ع) به ارتقای شعر در اصفهان اشاره کرده و با بیان پیشینة شعر اصفهان، از انجمن ادبی صغیر اصفهانی و متین یاد می‌کنند و از شاعران جوان اصفهانی، ارتقای هر چه بیشتر شعر اصفهان را می‌خواهند.

 

 

 

*‌ تو را ز باب حسینی برند جانب جنّت...

 

استاد در اواخر عمر از یکی از دوستانش که عازم مشهد مقدس بود می‌خواهد: «سلام مرا به حضرت رضا(ع) برسان و بگو صغیر گفت: دیگر بَسَم است(از این دنیا خسته شده‌ام)» آن دوست از مشهد که برمی‌گردد می‌بیند که استاد از دنیا رحلت کرده است.

 

استاد صغیر در پایان عمر، حضرت زهرا(ع) را در رؤیایی صادقه می‌بیند و از ایشان زمان مرگش را می‌خواهد. حضرت(س) وعدة وفات ایشان را در ایام شهادت خودش می‌دهد. و سرانجام استاد صغیر‌ پس از هفتاد و هشت سال در ایام شهادت حضرت زهرا(س) در تاریخ اول جمادی‌الثانیه 1390 ه.ق مطابق با 13 مرداد ماه 1349 ه.ش در اصفهان پس از 9 روز بستری در بیمارستان با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم و یا علی(ع) بر زبان به دیدار معبود شتافت.

 

 

 

*‌ شاعری به مثابة سخن گفتن

 

استاد صغیر اصفهانی، شاعر اهل‌بیت(ع) در توصیه‌ای به شاعران می‌گوید: «وقتی می‌خواهید شعری را بسرایید، فکر کنید کسی با شما طرف صحبت است. مگر نه این که سعی می‌کنید طوری سخن بگویید که او حرف شما را بفهمد؟ شعر هم همین‌طور است، باید ساده و قابل فهم و در عین حال دارای صنایع و بدایع ادبی باشد(به اصطلاح، خواص‌پسند و عوام‌فهم باشد)».

 

 

 

* خدا به شما لطف کرده!

 

استاد صغیر که سر و سامان بخشیدن به مدایح و مراثی را وظیفة خود می‌دانستند و برای این کار هیئت مداحان را در اصفهان ـ که هم‌چنان فعال است ـ پی‌ریزی کرده بودند در توصیه‌ای به مداحان اهل‌بیت(ع) می‌فرماید: «با وضو پای منبر باشید. خدا به شما لطف کرده، پس دنبال معصیت نروید. این خانواده(اهل بیت) و ذاکرین این خانواده مقامشان خیلی زیاد است و مردم هم به آنها اعتماد دارند و اگر خدای ناخواسته کار خلافی از آنها سر بزند بیشتر از یک فرد عامی مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند. کم بخوانید، چون اگر خوب خواندید مردم دنبال بقیه‌اش می‌گردند؛ اگر هم خوب نخواندید می‌گویند: خدا پدرش را بیامرزد که راحتمان کرد! در بین شعر خواندن حرف نزنید؛ ما شعرا بهترین کلمات و روایات را می‌گیریم و به شعر تبدیل می‌کنیم.»

 

 

 

 

بگشای پر به هوای او...

 

 

برگی از دفتر اشعار صغیر اصفهانی(ره)

 

*‌ در نعت سید عالم پیامبر اعظم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله

 

 

 

چه غمم ز دوزخ اگر...

 

 

 

دو جهان نمی و ترشحی زِ یَم عطای محمدی

 

کتب و صحایف انبیا صفت و ثنای محمدی

 

نفکند سایه ز ناز اگر، به زمین وجود مقدسش

 

نه عجب که خلقت مهر و مه، بود از ضیای محمدی

 

به طلب رضای محمدی چو رضای حق طلبی دلا

 

که رضای حق نبود مگر، طلب رضای محمدی

 

به جهان ز جملة ماسوی مَطَلَب تجلی کبریا

 

مگر از دلی که در آن بود اثر صفای محمدی

 

چه غمم ز دوزخ اگر فتد نظرم به روی نکوی او

 

که بود بهشت برین من به خدا لقای محمدی

 

ز ازل هر آینه تا ابد، به خلایق آنچه پیِ رَشَد

 

سخن از خدای جهان رسد بود از ندای محمدی

 

بگشای پر به هوای او، اگَرَت هوای خدا بود

 

که عروج حق‌طلبان بود همه در هوای محمدی

 

چو فلک بشد به رکوع وی ز نجومش از ره مکرمت

 

بفشاند مشت جواهری کف با سخای محمدی

 

به فصاحت ار بُوَدت رهی بگشای گوش حقیقتی

 

که به سمع جان «انا افصحت» رسد از نوای محمدی

 

به امید آن همه انبیا به خریده رنج و غم و بلا

 

که شود معالجه دردشان مگر از دوای محمدی

 

نرسیده تا که هلاکتت تو هم ای مریض هوا درآ

 

به مریضخانة شرع وی ز پی شفای محمدی

 

تَف آفتاب جزا زند همه را به خرمن جان شرر

 

مگر آنکه سایه‌فکن شود به سرش لوای محمدی

 

به فرشتگان همه مفتخر شده جبرئیل امین از آن

 

که فزون‌تر از همه سوده سر، به در سرای محمدی

 

همه را صغیر اگر خوش است به کسی و مالی و منصبی

 

چه در این جهان چه در آن جهان منم و ولای محمدی

 

----------------------------

 

دم به دم علی

 

 

 

عمری است که دم به دم علی می‌گویم

 

در حال نشاط و غم علی می‌گویم

 

تا حال علی گفته‌ام، إن شاءالله

 

در باقی عمر هم علی می‌گویم

 

--------------------

 

چه غم ز طوفان

 

 

 

حلال جمیع مشکلات است حسین

 

شویندة لوح سیئات است حسین

 

ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا

 

جایی که سفینة النجات است حسین

 

--------------------------

 

من و تو

 

 

 

ای حیّ یگانه، ای خداوند عظیم

 

جا دارد اگر مرا بسوزی به جحیم

 

خواهی به جحیمم بَر و خواهی به جنان

 

من بندة عاصی، تو خداوند کریم

 

------------------------

 

توبه از ثواب!

 

 

 

رفتم به در خدای خود توبه کنم

 

وز هر گنه و خطای خود توبه کنم

 

تحقیق گناه می‌نمودم دیدیم

 

باید ز ثواب‌های خود توبه کنم

 

----------------------------

 

علی دارم و بس!

 

 

 

من دیده به احسان علی دارم و بس

 

سر در خط فرمان علی دارم و بس

 

هر کس زده دست خود به دامن کسی

 

من دست به دامان علی دارم و بس

 

--------------------------

 

مقصود خدا

 

 

 

از خلقت ماخَلَق که امر ازلی است

 

مقصود خدا چهارده نور جلی است

 

وان چار محمد و حسن یک موسی

 

زهرا و حسین و جعفر و چار علی است

 

-------------------------

 

تک‌بیتی‌ها

 

 

 

دانی چرا در سِیر خود بر خویش می‌لرزد قلم؟

 

ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم

 

*

 

ابلیس از غرور عبادت رجیم شد

 

ای شیخ، بر حذر ز غرور ثواب باش

 

*

 

شب فراق ندانم چه کرد با فرهاد

 

که تا به صبح قیامت به یاد شیرین بود

 

*

 

آن کن که از برای زیارت ز بعد مرگ

 

خلق جهان مزار تو را جستجو کنند

 

*

 

گر من از جام می‌ای مست و خرابم چه عجب

 

خانة مور ز یک قطرة باران دریاست

 

-----------------------------------

 

ره عشق

 

 

 

یاران ره عشق، منزل ندارد

 

این بحر مواج، ساحل ندارد

 

بذر غم عشق در مزرع دل

 

جز درد و محنت حاصل ندارد

 

عشق است کاری مشکل که عالم

 

کاری بدین سان مشکل ندارد

 

باری که حملش ناید زگردون

 

جز ما ضعیفان حامل ندارد

 

چون ما نباشیم مجنون که لیلی

 

غیر از دل ما محمل ندارد

 

چون ما نگردیم پروانه کان شمع

 

جز مجلس ما محفل ندارد

 

مقتول عشق است خود قاتل خویش

 

این کشته در حشر قاتل ندارد

 

هر کس نبندد بر دلبری دل

 

یا آدمی نیست یا دل ندارد

 

با چشم حق ‌بین نقش جهان‌بین

 

این نقش حق است باطل ندارد

 

جان صغیر است بینای جانان

 

از دیده‌ای کان حایل ندارد

 

 

 

 

اشعار استاد، خواص‌پسند و عوام‌فهم است/ گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام علی صغیرا

 

 

 

 

نویسندة کتاب «زندة جاوید» (زندگی و اشعار استاد صغیر اصفهانی)

 

ابوذر کمال

 

*‌ شما چه نسبتی با استاد صغیر دارید؟

 

بنده علی صغیرا، نوه مرحوم استاد صغیر اصفهانی هستم.

 

از کتاب زنده جاوید برای ما بگویید. آیا حکایت ناگفته‌ای هم از استاد دارید؟

 

به لطف خدا این کتاب را توانستیم جمع‌آوری کنیم. البته همه حکایاتی که دربارة استاد صغیر رحمه الله است در این کتاب نیست، ولی بسیاری هست که بحمدالله مورد توجه بسیاری از نخبگان فرهنگی هم واقع شد. برای مثال یکی از ماجراهایی را که در کتاب نیامده را برای شما بازگو می‌کنم: استاد مظاهر مظاهری یکی از شاگردان صغیر که خودشان از شاعران اصفهان هستند و سال گذشته به رحمت خدا رفتند می‌فرمودند: مرحوم صغیر و شهریار با همدیگر دیدار می‌کنند. یک دیوان را آقای شهریار از خودشان به استاد صغیر می‌دهند و روی صفحه اول آن کتاب می‌نویسد که «این کتاب را به صغیر اصفهانی آیینه سر تا پا حق‌نما تقدیم می‌کنم». استاد صغیر هم یک دیوان به مرحوم شهریار می‌دهند و می‌فرمایند: «این کتاب را به آقای شهریار، مجسمة عشق و محبت تقدیم می‌کنم».

 

ماجرای دیگر را یکی از شاگردان ایشان می‌گفتند: وقتی از تخت فولاد اصفهان برمی‌گشتیم، خانه‌ای کوچک دیدیم که در آن روضه بود. سه چهارنفری هم که در آن‌جا با لباس مندرس نشسته بودند. ما به همراه استاد صغیر وارد مجلس روضه شدیم. روضه که تمام شد آقای صغیر گفتند: «اگر حضرت زهرا(س) بیایند توی این روضه می‌آیند که هیچ پیرایه‌ای در آن نیست».

 

 

 

*‌ چون مخاطب ما در نشریه چاووش مداحان اهل بیت هستند و شعر نیز عنصر اساسی کار یک مداح است، و از طرفی استاد در گفته‌هایشان سر و سامان بخشیدن به مدایح و مراثی را از وظایف اصلی خود می‌دانستند، حال چه ضرورتی به پرداختن به شخصیت و اشعار استاد صغیر می‌بینید؟

 

مقام معظم رهبری در چند سال اخیر در سخنانشان به دنبال معرفی الگویی برای مداحان و شعرا هستند. ایشان تا به حال چند مرتبه به این جمع توصیه کرده‌اند که شعرهای مرحوم صغیر اصفهانی را بخوانید. یعنی اشعاری که حقیقتاً یک جوشش درونی داشت. استاد در حد خودشان یک شناختی نسبت به اهل بیت‌ پیدا کرده بودند و توانستند این اشعار را بگویند و یک راهی باز کردند؛ در زمان خودشان نیز شاگردهایی را تربیت کردند که الان شاعر و یا مداح اهل‌بیت هستند. متاسفانه ما الان شعرهایی را می‌بینیم که روح حماسی اهل‌بیت را منتقل نمی‌کند و گاهی تحریف وقایع است. ولی وقتی به اشعار ایشان دقت می‌کنیم می‌بینیم که اشعاری بسیار پخته و متین در شأن حضرت زهرا، امیرالمؤمنین و دیگران دارند.

 

 

 

ویژگی عمده‌ای که ایشان در اشعار آیینی خود داشتند چه چیزهایی بوده است؟

 

ایشان در مصائب تمام اهل‌بیت شعر سرودند. یعنی مثلاً‌ در مورد حضرت رقیه خاتون‌، بحر طویل دارند. دربارة طفلان مسلم، بحرطویل دارند. دربارة حضرت زینب، حضرت سکینه و ... شعر سروده‌اند. در واقع ایشان جزئیات مصائب را به شعر درآورده‌اند. ضمناً تنها شاعری که در طول تاریخ، کل خطبة الغدیر را به شعر در‌آورد، ایشان بود. استاد برای این کار ترجمة مرحوم آیت‌الله محمد باقر کرمانی را جلوی روی خود می‌گذارد و در طول یک سال این خطبه را به شعر درمی‌آورد. ویژگی دیگر، نصایح در اشعار اوست که با آیات و روایات نیز مطابقت دارد. خصوصیت دیگر، استفاده از اشعار ایشان در حرم اهل‌بیت است. شعرهای استاد در حرم امیرالمؤمنین، امام حسین، حرم حضرت رقیه و... در کاشیکاری‌ها به کار رفته است. شعر حرم حضرت رقیه با این بیت آغاز می‌شود : «آن کو در این مزار شریف آرمیده است / ام البکاء رقیه محنت کشیده است... یارب بجز رقیه کدامین یتیم را / تسکین به دیدن سر از تن بریده است» و این به خاطر سوزناکی و سلیس بودن اشعار استاد است. در واقع اشعار ایشان خواص‌پسند و عوام‌فهم بود و همین باعث اقبال عمومی به اشعار جناب صغیر است.

 

 

 

وضعیت چاپ و انتشار آثار استاد صغیر چگونه است؟

 

در زمان حیات استاد، دیوان‌شان ده بار چاپ شد. این آمار قابل توجهی آن هم در حدود چهل سال پیش است. الان هم دیوان و مصیبت‌نامة استاد هر دو به چاپ هجدهم رسیده است؛ با شمارگان 5 هزار جلد. این خیلی مهم است که یک شاعری بدون این که هیچ تبلیغی در موردش بشود و فقط مداحان اشعار ایشان را می‌خوانند این‌گونه مورد توجه قرار بگیرد.

 

 

 

تا حال چه کارهایی روی آثار استاد و برای معرفی ایشان صورت گرفته است؟

 

در این چند سال دیوان‌های ایشان حروفچینی و ویراستاری جدید شده و از آن حالت چاپ سنگی خارج شد. ضمنا معانی لغات آمده و فهرست‌بندی تازه‌ای صورت گرفت. ما در فضای مجازی نیز سایت‌ها و وبلاگ‌هایی داریم که آثار و شخصیت استاد را معرفی می‌کنند. در آینده نیز قصد داریم که این‌ فعالیت‌ها را گسترش دهیم. مثلا مجموعه اشعاری را که شعرای اصفهان دربارة استاد صغیر سروده‌اند جمع‌آوری کرده و قصد چاپ آن را داریم.

 

 

 

شما بیشتر با کدام‌یک از اشعار استاد مأنوس هستید و آن را زمزمه می‌کنید؟

 

چشم لطفی سوی ما بهر خدا کن یا علی / درد ما را ظاهر و باطن دوا کن یا علی ...

 

یکی نیز همان شعری است که گفتم در کاشیکاری‌های حرم حضرت رقیه به کار رفته است. تک‌ بیتی‌های استاد هم خیلی زیباست. مثل: دانی چرا در سیر خود بر خویش می‌لرزد قلم / ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم.

 

 

 

این حب اهل بیت در نسل ایشان چگونه ادامه یافته است؟

 

از نسل استاد صغیر، نوه‌های‌ ایشان، سه تا شهید و دو نفر جانباز شدند؛ فرزندان ایشان همه شاعر و مداح اهل‌بیت هستند. پسر بزرگ‌شان دیوان مصیبت‌نامه دارد. بیش از ده تا از نوادگان استاد یعنی نوه‌ها و نتیجه‌های ایشان، در حوزة علمیه مشغول به تحصیل هستند و این یعنی این مسیر ادامه یافته است.

 

 

 

و آخرین سخن؟

 

شاگردان ایشان، همة می‌گویند که او مرد خدا بود. انسانی مخلص بود. کسی از ایشان غیبتی نمی‌شنید. حرف ناروایی نمی‌شنید. آن‌چه را در اشعارشان گفته‌اند خودشان نیز عمل می‌کردند و این خیلی مهم است. ایشان مرد عمل بودند.