«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

مداح باید روانکاو باشد ریزه‌کاری‌های مداحی در گفتگو با مرحوم نادعلی کربلایی

 

استاد رنجبر گل محمدی

نادعلی کربلایی را همه می‌شناسند. مداحی که دو افتخار بزرگ را به عنوان «سند وفاداری یک نوکر باوفا در دست دارد.

یکی افتخار نوکری در بارگاه حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و دیگری افتخار پدر دو شهید بودن را دارد.

اکنون هفتاد و هفت سال دارد یعنی تا تاریخ 1376؛ سکان‌ کشتی مداحی در غرب تهران را به دست ایشان سپرده‌اند و حدود شانزده جلد کتاب شعر دارد که تماماً مدح و منفعت خاندان عصمت و طهارت می‌باشد.

بعد از پرسیدن سوالات شخصی سراغ اصل مطلب می‌رویم.

شما چه تعریفی از مداحی دارید؟

مداحی هفت دسته است، مرحله اول نوحه خوانی است که خودش به چهار بخش تقسیم می‌شود، مرحله دوم مرثیه‌خوانی است که این هم چهاربخش دارد، مرحله سوم مداحی است که دارای چهار بخش است. پس شد سه مرحله که هر مرحله هم چهار بخش دارد که می‌شود 12 بخش و این دوازده بخش: مقتل خوانی، قاری، روضه‌خوانی و اشعار و به نظر من اگر کسی به این هفت گروه آشنا بود مداح است. خلاصه اینکه مداح یعنی مدح کننده که از زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به بعد بوده است که شعرایی بودند که شعر می‌سرودند و هم می‌خواندند. آن حضرت هم از آنها پشتیبانی می‌کردند و صله هم می‌دادند. این مسئله ادامه داشت تا واقعه کربلا. بعد رسید به عهد صفویه که تقریباً به شکل امروزی درآمده است.

به نظر شما جوانانی که می‌خواهند مداحی کنند، از کجا و چگونه باید آغاز کنند؟

هر کس می‌خواهد مداحی کند، در اولین مرحله باید به استاد مراجعه کند. یک صدا برای گریاندن خوب است و یک صدا برای رادیو؛ هر دو خوب است، اما با هم فرق دارد. استاد این فرد را راهنمایی می‌کند و می‌گوید برود دنبال این کار، عشق، ایمان، سلیقه، صدا، صواد، همه را استاد می‌سنجد. ممکن است فرد قابلیت داشته باشد، ممکن است نداشته باشد.

اگر از شما بخواهند مداحان جوان را نصیحت کنید، به آنها چه می‌گویید؟

یک مداح باید خانه دلش پر از عشق و محبت باشد. هرگاه نام اباعبدالله (علیه السلام) در نزد او برده شد، باید تمام صحنه‌های کربلا را پیش خود مجسم کند و حالش دگرگون شود و مردم هم محض اینکه مداح را دیدند و یک سخنیع شعری آزاد شنیدند، فوراً باید دگرگون شوند.

جوان علاقه‌مند چگونه می‌توانند به این مقامات برسند؟

از راه پاکی و مخصوصاً ترک گناه و انجام واجبات. اینکه می‌گویم باید استاد داشته باشند برای همین است. یکی دنبال این است که به راز موسیقی در مداحی دست پیدا کند؛ یکی به راز مقتل، یکی سبکع یکی امام‌شناسی و شاید یکی هم راز گریه و گریاندن. بعضی‌ها می‌گویند: این طور نیست که کسی سال‌ها گناه کند و بعد برود بگیرد یا بگریاند و دست آخر هم به بهشت برود.» این مخالف فرمایش امام صادق (علیه السلام) است. چون ایشان فرمودند: «من بکا او بکا، او تباط و جبت له الجنة.»

شنیدم بعضی مطبوعات غربی، مداح‌ها را سلاح سری جنگ معرفی کرده بودند. نظر شما در این زمینه چیست؟ بله، نظر آنها درست بوده. شما به این شعار دقت کنید: «حسین حسین می‌گیم و می‌ریم کربلا» نه وزن دارد و نه قافیه دارد، نه دنباله دارد. اما ببینید چقدر بار دارد. شما که رفته‌اید و دیده‌اید. در هر سوله، در هر چادر و در هر سنگ، هر کسی به اندازه وسعتش این دعای توسل، زیارت عاشورا، کمیل و خلاصه هر چقدر کربلا بود رو می‌کرد. و باور کنید که تمام عشقی که در جبهه‌ها بود از جوهره مداحی و ولایت بود.

لطفاً ترتیب نوحه‌خوانی را از اول تا آخر بفرمایید. مثلاً یک مداح رفته پشت میکروفن ایستاده از اول تا آخر چگونه باید بخواند؟

اول یک شعر به عنوان زمینه؛ بعد، مرثیه یا روضه؛ سوم دم ایستاد و چهارم واحد نث یا به قول خود شما واحد؛

چند تا از ریزه‌کاری‌هایی که مداح‌های جوان ممکن است از آنها بی‌خبر باشند، نام ببرید؟

مرثیه‌خوانی یکی از بخش‌های مهم مداحی است، اشعار مراثی که همه‌اش صحبت از خون و کشته شدن و قتل‌گاه است، خودش چهار قسمت است؛ او مطالب را از روی مقتل خواندن است که مقتل‌خوانی می‌گوییم: «حضرت زینب (سلام الله علیها) سرش را به چوبه محمل زد و خون از پیشانی مبارکش جاری شد. دوباره شعر را ادامه می‌دهیم و در قسمت دوم یک موضوع را از خودمان می‌خوانیم که در هیچ مقتل نوشته نشده که اصطلاحاً نام آن را خودخوانی گذاشته‌ام، مثلاً: «خانم، اگر من آنجا بودم جانم را فدای شما می‌کردم یا چنین و چنان می‌کردم» یا مداح ممکن است در خیابان و بازار چیزهایی ببیند که به درد روضه‌هایش بخورد. باید دقت کند و آنها را به خاطر بسپارد و در روضه‌هایش به عنوان خودخوانی استفاده کند. مثلاً: «فلان کس را دیدم که کودک مرده‌اش را در آغوش گرفته و جلوی بیمارستان ایستاد.» گفتم: «چرا فلانی پس بچه را نمی‌بری و دفنش نمی‌کنی؟» جواب داد: «آخر مادرش در خانه منتظر است که بچه را ببرم. پس جواب مادرش را چه بدهم؟» از اینجا مداح باید گریز بزند به مقتل و مثلاً آقا امام حسین (علیه السلام) فکر کرد که چگونه اصغر را برای مادرش ببرد؟ اینها ذوق می‌خواهد. مداح موقع خواندن باید مردم را وادار کند که همه با او بخوانند مردم را باید در اشعار شریک کرد. جمله‌ای که مداح برای هم‌خوانی انتخاب می‌کند باید آسان باشد که مردم آن را زود حفظ کنند. مداحی کار بسیار ظریفی است. باید روانکاو باشی اگر خواستی بخندانی، بخندانی؛ و اگر اراده کردی که مردم را بگریانی، بگیرانی. این هنر می‌خواهند.

چه توصیه‌ای به مداح‌های جوان دارید که ما فراموش کرده‌ایم از شما بپرسم؟

اینکه، از یک ماه، یک هفته به یک مناسبت مانده بروند و شعر تهیه کنند. تمرین کنند و تا یک هفته بعد از آن مناسبت هم شعر داشته باشند. نه اینکه درست شب شهادت امام صادق (علیه السلام) برویم و با عجله دنبال شعر بگردیم. این کتاب «ستارگان درخشان» را بگیرند و داشته باشند. چون این کتاب در حقیقت چکیده تمام مقاتل است.

آیا در این مدت که مداحی می‌کنید، کرامتی هم از طرف آن ذوات مقدسه دیده‌اید؟

همه روزهای یک مداح کرامت است. حدود بیست و پنج سال قبل که کتاب «کربلای دوم» را می‌نوشتم، سخت مریض شدم و به حال مرگ افتادم؛ پای من را به قبله دراز می‌کردند. بعد دیدم که مرد بلندقامتی وارد اتقال شد و من فهمیدم که او جناب عزرائیل است. شروع کردم فریاد زدن: «یا حسین، یا حسین» در حالی که در عالم واقع من همیشه ذکر یا علی می‌گفتم. بعد صدایی را شنیدم که می‌گفت: «چه می‌خواهی آقا بالای سرت است» عرض کردم که: «به من مهلت بدهید چون کتابم نیمه کاره مانده.» دسته گلی را به طرف من پرت کردند و من به خودم آمدم. فوراً گفتم: کاغذ بیاورید» آوردند و شورع کردم به نوشتن:

در وقت مرگ چون ملک الموت می‌رسد / بالله که یا حسین بود بر زبان من

و بعدها این شعر را تکمیل کردم.