«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

آرمان مطلوب - رموزی برای تبلیغ بهتر

 

 

محقق :مریم دهقان

نوشتن و گفتن، شاید بزرگ‌ترین نعمتی بوده که خدا به انسان عطا کرده است. چه بسا سخنی گفته شود یا کلامی به نگارش درآید و بتواند راه گم‌کرده‌ای را به طریق هدایت راهنمایی کند و شاید هم عکس این قضیه! از قدیم‌الایام هم که همیشه گفته‌اند «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»، چندان هم بی‌راه نگفته‌اند، نمونه روشنش را در همین جلسات خانگی زنانه می‌توان دید؛ جلساتی که اینک جای خود را به خوبی در میان جامعه باز کرده‌اند و اکنون اگر از پتانسیل نهفته در آن به خوبی استفاده شود، می‌توانند تحولی اساسی در استحکام خانواده‌ها داشته باشند، چه مادی و چه معنوی...

 

رمز اول: مخاطب‌شناسی

چندان سخت هم نیست. فقط باید کمی دقت و توجه چاشنی همة داشته‌هایمان کنیم و به مخاطبانمان، اندکی نگاه دقیق‌تر. یادمان باشد وقتی منبر می‌رویم، نیم‌نگاهی هم به مخاطبانمان بیندازیم؛ حالا چه از نظر سن و سالشان و چه از نظر وضع ظاهری. هر حرفی را برای هر مخاطبی نباید گفت. برقراری ارتباط کلامی با مخاطب و بیان حقایق قرآنی و آموزه های دینی به زبان سلیس و روان برای آنان، از رموز موفقیت مبلغ است. فرقی هم نمی‌کند زن باشد یا مرد، اما اگر به اقبالی که این روزها از مجالس زنانه می‌شود، توجه بیشتری داشته باشیم، خواهی نخواهی وظیفة ما سنگین‌تر می‌شود در یادگیری این رموز موفقیت.

رمز دوم: مطالعه، مطالعه، مطالعه

اصولاً علاقه به مطالعه، ذاتی است؛ نمی‌شود در درون کسی به زور ایجادش کرد. البته تا حدی هم اکتسابی است؛ می‌شود با روش‌های مختلف تشویقی آن را در نهاد فرد نهادینه کرد، اما این عطش باید به طور ذاتی در فرد وجود داشته باشد که به طور خودجوش به دنبال مطالعه و یادگیری بیشتر باشد. با وجود این، خانم‌جلسه‌ای‌ها، هیچ گاه نباید این رسالت خطیر را از یاد ببرند که وقتی می‌خواهند مطلبی به‌خصوص احکام دینی را برای مخاطب بیان کنند، باید آن‌قدر دقیق و کامل و جامع بازگو نمایند که از آن نه خرافه‌ای برداشت شود و نه زمینه‌ای شود برای برداشت خرافه. این هم امکان‌پذیر نیست، مگر به مدد مطالعة مستمر و مداوم.

رمز سوم: اعوذ بالله من نفسی

راست می‌گویند بعضی حرف‌ها را باید با آب طلا نوشت و قاب کرد و گذاشت در معرض دید. این یکی از آن حرف‌هاست. خدا رحمت کند گوینده‌اش را که می‌گفت: «سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» سخنی هم از دل بر می‌آید که سرمایة هنگفت اخلاص را پشتوانة خودش داشته باشد. وقتی اخلاص نباشد، کلمات هر چقدر هم نورانی باشند که هستند ـ هر چه باشد آموزه های دینی است دیگر ـ اثر چندانی ندارند. این همان رمز سومی است که وقتی فراموش شود، همه چیز اثر خودش را از دست می‌دهد. داشتن اخلاص را نه فقط خانم‌جلسه‌ای‌ها که حتی مستمعان آنان هم باید داشته باشد، صاحب مجلس هم باید داشته باشد، حتی آنکه در رفت و آمد تهیة مقدمات کار است هم باید داشته باشد تا مجلس بشود همانی که باید باشد. نیت که خدایی باشد، همه چیز درست است، اما امان از وقتی که شیطان حتی برای لحظه‌ای به جای خدا نشانده شود در نیت‌هایمان! این همه سال عبادت، آن‌گونه که ملائک الهی به سجده‌ها و رکوع‌های طولانی‌اش غبطه می‌خورند، همه بر باد رفت به یک سجده نکردن بر آدم؛ چرا که نیتش خالص و بی‌شائبه نبود! ... نکند بالای منبر، توی مجلس منیت‌ها وجودمان را احاطه کنند! «اعوذ بالله من نفسی ...»

رمز چهارم: عبادت شیرین، عبادت تلخ

بچگی‌هایمان پای تکلیف خانه که به میان می‌آمد، شاید خیلی‌هامان دل خوشی از آن نداشتیم. نوشتن گاه یک یا دو صفحه مشق شبانه در کنار حل تمارین ریاضی و پاسخ دادن به سؤالات علوم، گاه این‌قدر برایمان مصیبت‌زا بود که ساعت‌ها برای انجام دادنش می‌گریستیم! حالا که فکرش را می‌کنم، می‌بینم این همه سختی و تکلف برای انجام دادن آن تکالیف، فقط و فقط به این دلیل بود که انجام دادنشان برایمان شیرین که نبود، هیچ، بلکه تلخ هم بود!

حالا وظیفة «خانم‌جلسه‌ای»ها نشان دادن همین شیرینی عبادت خدا به مخاطب است. البته فراموش نشود که این شیرینی را باید اول برای خودمان ایجاد کنیم. وقتی شیرینی عبادت با خدا را به مخاطبمان برسانیم و شیرینی زندگی را به او نشان دهیم، ایفاگر نقش خوبی در استحکام خانواده‌ها می‌شویم. البته فرقی هم نمی‌کند، هم استحکام خانواده‌ها و هم استحکام روابط فرد با خدایش... آن وقتی فردی که این شیرینی و لذت بودن با خدا را درک کرده باشد، به راحتی گرفتار هر خرافه و بی‌راهه‌ای به نام ارتباط با خدا نمی‌شود!

رمز پنجم: رعایت حد وسط

اصولاً مقابل آینه ایستادن خیلی خوب است. مقابل آینه ایستادن و مرتب کردن ظاهر پسندیده است، اما ایراد بزرگش این است که وقتی بیش از اندازه مقابل آن بایستی، خودش می‌شود یک مرض! بنابراین باید خیلی در این زمینه مراقب بود، اما یکی دیگر از اصول و رموز توفیق در تبلیغ، مرتب بودن ظاهر است. وقتی بنا باشد خانم‌جلسه‌ای به وضعیت ظاهرش اهمیت ندهد، حتی اگر بهترین کلمات را هم بگوید، باز نمی‌تواند اثر چندانی در مخاطبش بگذارد. اما این اهمیت دادن به ظاهر و به اصطلاح مقابله آینه ایستادن، آن‌قدر نباید باشد که به افراط گراید، یعنی باید حد وسط را رعایت کنیم، نه بی‌اهمیت به ظاهرمان باشیم و نامرتب در مجالس ظاهر شویم و نه آن‌قدر به ظاهرمان برسیم که مخاطب به جای توجه به حرف‌هایمان، مدام به وضع ظاهری‌مان توجه کند.

رمز ششم: امان از منیّت

مردم امام‌زاده که می‌روند به نشانة تبرک حتی در حرم را هم می‌بوسند. علتش را که می‌پرسید، جواب می‌دهند این افراد چون به خاندان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) متصلند، دارای شأن بالایی هستند و از احترام بسیاری برخوردارند. اما خوردن ته مانده آب لیوانی که خانم‌جلسه‌ای از آن نوشیده‌اند، به نشانة تبرک نه تنها قانع کننده نیست که بسیار هم کار زشت و قبیحی است.

رمز هفتم: نگاهبانی از زبان

خانم‌جلسه‌ای‌ها اول باید خودشان رعایت کنند که وقتی منبرشان تمام شد، به خصوص اگر جلسه منزل فامیل باشد و بخواهند بعد از منبر همچنان توی جمع بمانند، زبان به خدای ناکرده دروغ، غیبت، تهمت و ... باز نکنند. خطرش را مدام به خودشان گوشزد کنند و برای دیگران هم. به خودشان و دیگران یادآوری کنند که سکوت کردن، دیدن و به زبان نیاوردن و اشاعه ندادن، با خود مرتبة ایمانی می‌آورد و ما را به خدا نزدیک‌تر می‌کند و مگر اصولاً هدف از تشکیل این جلسات یاد گرفتن چگونگی بیشتر نزدیک شدن به خدا نیست؟