«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

باورهایی که تیشه به ریشه حقیقت می‌زنند

 

 

در گفت‌وگو با استاد حوزه مکتب نرجس، درباره خرافات و بدعت‌های موجود در مجالس بانوان:

همة ما قصه تک سیب گندیده‌ای را که میان همطرازهای خوش‌قد و قامتش بود و خرابی اندکش باعث نابودی تمامی سیب‌های دیگر شد، بارها شنیده‌ایم. کاش می‌شد فرض کرد جامعه هم مثل همان سیب است و می‌شود دوباره از نو درختی کاشت و دوباره و چند باره صاحب میو‌ه‌هایی تروتازه شد؛ اما دریغ که بزرگ شدن و تربیت و رشد انسان فهیم را نمی‌توان با هیچ مسئله دیگری مقایسه کرد! وجود خرافات و بدعت‌ها به ویژه در مجالس بانوان که این روزها بازارش داغ‌تر از قبل شده و حکم همان سیب گندیده را پیدا کرده است، ما را بر آن داشت تا به سراغ عذرا مرادی، یکی از استادان مکتب نرجس مشهد برویم که به طور ویژه حدود شش ماه متوالی را به تحقیق در این موضوع پرداختند.

سوتیتر: وقتی من می‌گویم بدعت چیزی خارج از دین است و آن را بپذیرم این باور من از همان ابتدا اشکال دارد و شرعا این اعتقاد من باطل است. به خاطر این اعتقاد باطل عقاب می شوم و بعد از آن هر چه شدت بیشتری داشته باشد مردم از حقیقت دورتر می شوند.

تعریف شما از خرافه و بدعت چیست؟

در میان مردم باورهایی وجود دارد که نادرست‌اند و ریشه غیرعقلانی و غیر علمی دارند، شرع هم برایشان توصیه‌ای نداشته است. باورهایی که عامه مردم دارند و باطل و بی‌اساس است. عامه به معنای عمومیت داشتن یک باور غلط که بیشتر مردم به آن دچارند که نه اساس عقلی دارد نه اساس شرعی. قوانین اسلام هم بر مبنای عقل سلیم و سالم است. حالا اگر کسی به چیزی اعتقاد و باور قلبی داشته باشد که نه از لحاظ شرعی و نه عقلی مورد تأیید باشد، آن را می‌توان جزء خرافات دانست.

چند نمونه از این خرافات و بدعت‌ها را ذکر می‌کنید؟

بدعت‌هایی که عبادی بوده مثل نماز علی اصغر، ذکر منابعی که سند قطعی ندارد، سفره‌های آن‌چنانی در مجالس، نذر گهواره یا بشکه آبی که حاجت می‌دهد. ظرفی را آب می‌کردند که حاجت می‌دهد و در مکانی مشخص و زمانی مشخص مثلاً محرم نگهداری می‌کردند و دعا می کردند تا از آن حاجت بگیرند.

برای مقابله با این باورها از چه طریق باید اقدام کرد؟

گاهی فقط شخص خودش به آن اعتقاد دارد، بنابراین این باور خیلی رواج پیدا نمی‌کند؛ اما گاهی می‌بینیم از همین باورما سوء استفاده می‌کنند. مثلاً از همین مراسم قمه زنی فیلم‌برداری می‌کنند و با ترویج آن، اسلام را دینی خشن معرفی می‌کنند و به مقدسات ما را از این طریق لطمه می‌زنند. در این زمینه‌ها هر چقدر آگاهی بیشتر شود و اصل مسئله را بدانند خرافات کمتر می‌شود.

مشکل خرافات از چه زمانی حاد می‌شود؟

از همان اول اشکال دارد. وقتی من می‌گویم بدعت چیزی خارج از دین است و آن را می‌پذیرم، این باور من از همان ابتدا اشکال دارد و شرعاً این اعتقاد من باطل است. باید توجه داشت که به خاطر این اعتقاد باطل عقاب می‌شوم و بعد از آن هر چه شدت بیشتری داشته باشد، مردم از حقیقت دورتر می‌شوند. هر چه گرایش به خرافات بیشتر شود، حقیقت کم‌رنگ‌تر می‌شود؛ تا جایی که امکان دارد دیگر دیده نشود و خرافه جای آن حقیقت را بگیرد.

تأثیرپذیری فرد و جامعه از خرافه چگونه است؟

ابتدا اندیشة انسان وبه تبعش اعمال و رفتار فرد تحت تأثیر خرافه قرار می‌گیرد که بعد از آن جامعه نیز تأثیر می‌پذیرد. آیات زیادی در قرآن داریم که بیان می‌کند فکر بسیار مهم است و انسان باید درست اندیشه کند و بر مبنای اعتقادات صحیح عمل کند. اصول و فروع دین تقلید بردار نیستند و فقط در برخی احکام فرعی باید تقلید کرد؛ بنابراین فکر و اندیشه خیلی مهم است.

اندیشه به چه معناست؟ آیا کسی که بسیار کتاب می‌خواند و کتابخانه بزرگی دارد یا مدرک تحصیلی بالایی دارد، دارای اندیشه است؟

اندیشه به معنای علم نیست؛ بلکه به معنای درست فکر کردن و اعتقاد درست داشتن و بر مبنای آن اعتقاد، عمل کردن است. انسان ممکن است خیلی چیزها را بداند؛ اما اعتقادی به آن‌ها نداشته باشد. علمی که همراه با تقوا و ایمان و یقین باشد و به آن باور داشته باشد مهم است.

با چه انگیزه‌ و علتی، عده‌ای دست به دامان خرافات می‌شوند؟

بعضی به علت جذب مخاطب، بعضی نیز انگیزة مادی دارند تا از این طریق درآمدی کسب کنند؛ مثلاً در همین نذر گهواره عده‌ای می‌آمدند و در آن پول می‌گذاشتند یا کسانی که به بهانه تهیه جهیزیه عروس و انواع و اقسام امور خیر، کلاهبرداری می‌کنند. عده‌ای نیز با هدف کسب شهرت در بین مردم وعده‌ای هم ممکن است مشکل روانی داشته باشند و افرادی نیز هستند که واقعاً ناآگاهانه دست به این کار می‌زنند.

بین کسی که آگاهانه خرافات را ترویج می‌کند و کسی که از روز جهالت این کار را انجام می‌دهند، چه فرقی است؟

از نظر حکم شرعی‌ باید به احکام مراجعه کنیم؛ ولی مسلّماً کسی که نمی‌داند، از روی جهالت این کار را انجام می‌دهند، چه فرقی است؟ عذابش کمتر است و پیامدهایش هم امکان دارد کمتر باشد؛ اما از لحاظ اینکه چه تأثیر و بازتابی روی مخاطب می‌گذارد، فرقی نمی‌کند. این سخنران چه بداند چه نداند، عده‌ای جذب او می‌شوند و این خرافات را به اسم دین می‌شناسند و به آن عمل می‌کنند. ولی باید یادمان باشد ما برای جامعه برنامه‌ریزی می‌کنیم نه فرد؛ لذا نهادها باید خیلی دقت داشته باشند؛ خصوصاً حوزه‌های علمیه که عده‌ای به این دلیل که منتسب به فلان حوزه هستند منبر می‌روند و مردم هم واقعا به این علت، فکر می‌کنند ایرادی به کارش نمی‌شود گرفت.

در واقع او را معصوم فرض می‌کنند؟

بله و تصور می‌کنند هر چه می‌گوید درست است.حالا چه آقا باشد و ملبس، چه خانمی که در حوزه درس خوانده. بنابراین ما باید مبلّغان را تقویت کنیم و تمهیداتی اندیشیده شود تا این بزگواران از نظر علمی قوی شوند و هر مبلّغی را اجازه ندهیم وارد کار تبلیغی شود.

منظورتان نهادها است یا مردمی که جلسه برگزار می‌کنند؟

وقتی یک پزشک می‌خواهد کارش را شروع کند، با اصول وارد می‌شود. اینها نظام نامه دارند؛ مجوز دارند اما کسی که می‌خواهد کار تبلیغ دین را انجام دهد، بدون هیچ مجوزی می‌آید و به درمان روح انسان‌ها می‌پردازد. از این جهت کسی که عهده‌دار هدایت انسان است و تبلیغ دین و ترویج معارف شیعی را به عهده دارد، باید حتماً از یک سری فیلتر‌هایی ردشود و نهادهای مسئول او را تأیید کنند.

وظیفه مسئولانی که آگاهند و این مسائل را می‌بینند چیست؟

باید از شیوه‌های درست استفاده کرد. خانمی نیاز دارد از اوقات فراغتش استفاده کند و به این دلیل در جلسه‌ای مذهبی شرکت می‌کند. او هم نخواهد ما باید برایش برنامه‌ریزی کنیم تا از طریق برنامه‌های مناسب، خوراک فکری درست به او بدهیم تا با تغذیة روح او، روحیة دین‌باوری‌اش را تربیت کنیم تا سطح آگاهی‌اش بالا برود و در زندگی‌اش بهره بگیرد. وقتی مردم با کسی آشنا باشند که از نظر تقوا و اخلاص و ایمان قبولش داشته باشند، حتماً به سمت او می‌روند؛ چون حقیقتاً مردم نیاز دارند که بدانند و با اهل بیت(علیهم السلام) و معارف اسلامی بیشترآشنا شوند. وقتی این‌گونه افراد در سطح جامعه حضور داشته باشند؛ خودبخود بازار این افراد کساد می‌شود. وقتی ما کم‌کاری می‌کنیم، افراد دیگر پیدا می‌شوند و جای مبلغین واقعی را می‌گیرند.

برای جلوگیری از این خرافات فکر می‌کنید در حال حاضر نیاز به انقلاب داریم؟

بستگی دارد ما انقلاب را چه تعریف کنیم. ما باید زیرساخت‌های فرهنگی‌مان را درست کنیم. ما اوایل انقلاب ظواهر را درست کردیم؛ اما کار ریشه‌ای فرهنگی نکردیم. الان الحمدلله کسانی هستند که دارند روی این زیرساخت ها کار می‌کنند.

یعنی این بسیج همگانی نهادها در این راستا شکل گرفته و ما شاهد این انقلاب خواهیم بود؟

تک تک افرادی که در بخش‌های مختلف کار می‌کنند، هر کدام عضوی از این جامعه هستند. وقتی فلان مسئول همایش حجاب و عفاف برگزار می‌کند، اما خانم همین آقا این مسئله را رعایت نمی‌کند یا همین افراد، یک مجلس عروسی که برپا می‌کنند، امکان دارد شئونات اسلامی را در آن رعایت نکنند، تأثیر خودش را خواهد گذاشت. تک تک افراد جامعه مخصوصاً مسئولین ما باید روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند.

یعنی می‌گویید در زندگی شخصی خودشان هم رعایت کنند؟

بله. این خیلی مهم است. وقتی این آدم اعتقادی را می‌خواهد ترویج دهد و خود به این باور نرسیده و این مسائل را در خانة خودش رعایت نمی‌کند؛ قطعاً در سطح کلان یعنی جامعهتأثیر منفی خواهد گذاشت.

یعنی برای این انقلاب ما باید از خودمان شروع کنیم؟

بله. اصلاح یک جامعه در گرو اصلاح تک تک آدم‌هاست. هرقدر افراد جامعه اصلاح شوند، به رشد جامعه بیشتر کمک می‌کنند.