«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

وزن‌کشی با تراز مذهب باورهای عاشورایی مردم در گفتگو با سرکارخانم مرادی

آزاده شجاعی
لید: همیشه درآستانه محرم و صفر مجالس مذهبی فراوانی در گوشه گوشة شهر برگزار می شود. مجالسی که با نام امام حسین(علیه السلام) عجین است. خیلی-ها به عشق امام و یارانش در این هیئت ها شرکت می کنند و بعضی به دنبال برآورده شدن حاجات خود هستند. در این بین بعضی افراد سودجو از احساس پاک مردم عزیز سوء استفاده می کنند و به دنبال منافع خود هستند. بعضی هم ناآگاهانه سبب گمراهی مردم می شوند. خرافاتی در بعضی از این مجالس حاکم است که  به نوعی بدعت در دین به حساب می آیند. با سرکار خانم مرادی که  سالها در این زمینه پژوهش کردند به گفت‌وگو نشستیم تا بدانیم اصلاً منشأ این خرافات کجاست و اگر هیچ منبع دینی ندارد و ترویج آن اشکال دارد، برای برچیدن آن چه باید بکنیم؟ چه کسانی مسئول پی‌گیری این مسائل هستند؟ و...

 
چرا مردم به  خرافات گرایش دارند؟
بالاخره یک نیازی در وجودشان هست، حاجتی دارند و می خواهند جواب بگیرند، یا راه درست را طی نمی کنند یا راه درست را نمی شناسند. از طرفی کسانی که متولی دین هستند هم حمایت نمی شوند و این سبب می شود به خطا بروند. افرادی که به دنبال سودجویی هستند هم بازارگرمی می کنند و این خرافات را ترویج می دهند.
جایی نیست که بر این امر نظارت داشته باشد؟
هر فعالیتی که در جامعه انجام می شود باید مجوز داشته باشد. مثلاً همین ها که طب سنتی انجام می دهند، نظارت هایی روی کارشان انجام می شود. این داروی جسم است. آیا برای تجویز داروی روح نیاز به مجوز نیست؟ آیا دوباره مجوزش تمدید شده است؟ ما در آزمون های تعلیم رانندگی هم داریم، مرتب باید آزمون-هایی بدهند تا توانایی آنها سنجیده شود و اگر توانایی آنها از بین رفته باشد، تمدید نمی شود. در مورد تبلیغ دین هم همین طور است. باید هم صلاحیت و هم نظارت وجود داشته باشد. هیچ تضمینی وجود ندارد که وقتی فردی صلاحیت داشته، در آن باقی بماند. ممکن است علل و عواملی تأثیر بگذارد تا دیگر شخص در آن حرفه کارایی یا شایستگی نداشته باشد. شاید تقوا یا سایر ویژگی هایش پا برجا نماند. نه تنها برای شروع بلکه برای ادامة کار نیز باید نظارت وجود داشته باشد. سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد، حوزه های علمیه، اینها همه می توانند با کمک هم این نظارت را انجام دهند.
چه راه حلی برای کنترل این قضیه پیشنهاد می دهید؟
به نظر من نظارت مستقیم چندان جواب گو نیست. باید نظارت غیر مستقیم صورت گیرد. ببینید مردم در ایام محرم  و صفر دوست دارند به نحو احسن از فرصتشان استفاده کنند. اگر امکانات خوبی برایشان فراهم باشد، وقتشان در رفت و آمد گرفته نشود و در جلسات بیهوده وقت نگذرانند، مردم خودشان به فکر هستند و در جلسات معتبر شرکت خواهند کرد. آنها دوست دارند نزدیک ترین جایی که برنامه ای برپاست شرکت کنند. وقتی جایی باشد که برنامه ای پربار برگزار کند و مکانش هم نزدیک باشد تا مردم در آن جلسه شرکت می‌کنند. به علاوه، بعضی از مداحان و سخنرانان خوب، هزینة زیادی دریافت می کنند. اگر این هزینه ها را خود نهادها پرداخت کنند، دیگر متولیان برگزاری جلسات خانوادگی، به سراغ مداحان و سخنرانان غیرمتخصص نمی روند. حقیقتاً این جلسات خیلی گسترده هستند. بعضی ها از این کوچه به آن کوچه و از این جلسه به آن جلسه می روند. باید فرهنگ‌سازی شود که مردم هر جلسه ای را نروند. مسجد محل متولی شود، برنامه هایی با کیفیت بالا برگزار کند. به سؤالات مردم در زمینة احکام و مسائل فکری پاسخ داده شود. یک مدرس خوب برای مسائل اخلاقی بیاورند و این می شود نظارت غیر مستقیم.
غیر از نیاز و حاجت چه عواملی در ترویج این مسائل دخیل است؟
خود آن فردی که خرافات را ترویج می دهد، یکسری انگیزه دارد. اما تهاجم فرهنگی نیز بسیار مؤثر است. بعضی افراد برای این امور پول می گیرند و معلوم است از خارج کشور حمایت می شوند. مانند مدعیان دروغین مهدویت. اینها حداکثر تلاششان را می کنند تا این مسائل را ترویج دهند. یکسری عوامل داخلی هم دخیل هستند. خود آن فردی که خرافات را ترویج می کند، انگیزه دارد؛ انگیزة مادی دارد. یکسری افراد مشکل روانی دارند و می خواهند به شهرت برسند و کمبودهای خود را جبران کنند. مردم هم آگاهی‌شان کم است و خرافات روی آنان بیشتر تأثیر می گذارد. البته آگاهی به معنای سواد نیست؛ به معنای عدم شناخت مسائل دینی است. وقتی آگاهی نباشد به دنبال خرافات می روند و یکی هم همان احساس نیاز است که پیش از این گفته شد. فکر می کنند می تواند جواب بگیرد.
برای اطلاع‌رسانی کدام ارگان مؤثرتر است؟
رسانه های عمومی مثل تلویزیون وسیله ای است که تقریباً صد درصد مردم در منازل خود دارند و از آن استفاده می کنند. این رسانه خیلی می تواند در معرفی کردن افراد مؤثر باشد. نمی گویم اسم ببرند اما مردم اطلاع پیدا کنند تا اسیر هر فرقه ای نشوند. اگر فردی دانشجو باشد، استادش خیلی می تواند در او تأثیر بگذارد و سطح علمی افرادی که متولی آگاهی سازی هستند بالا رود. اول آسیب‌شناسی بعد جواب‌گویی. آموزش و پرورش، دانشگاه و حوزه های علمیه خیلی خوب می توانند اطلاع‌رسانی کنند.
جدا از خرافات یک‌سری آداب و رسوم  نیز در اجرای دین و عزاداری وجود دارد. این موارد بدعت در دین به حساب نمی آید؟
یک‌سری آداب و رسوم داریم. اکثریت هم شیعه هستیم. اما در آداب و رسوم تنوع زیادی وجود دارد که یکی سنت عزاداری است. نمی توانیم مردم را از پای‌بندی به آداب و رسومشان منع کنیم. بدعت آن چیزی است که در دین نیست و ما وارد آن می کنیم. اگر آداب و رسوم و سنت هایی مانند بلند کردن علم جزو دین به حساب بیاورند، این اشکال دارد. اما در غیر این صورت برای منع آنها حقی نداریم. مردم هر منطقه ای محترمند و مراسم آنان لطمه ای هم به کسی نمی زند. اما اگر آن را جزو دین به حساب بیاورند، دو ضرر بر آن مترتب می‌شود: هم اینکه وسیله‌ای می‌شود برای هجمة دشمن و هم اینکه برای خود افراد ضرر دارد. در این موارد مراجع وارد می شوند و منع می کنند. در کل اگر امری جزو آداب و رسوم باشد و ممنوعیتی از نظر شرع و عقل نداشته باشد ممنوع نیست، ولی اگر با شرع و عقل ناسازگار بود، اشکال دارد. کارشناسان و مراجع بنابر تشخیص خودشان در موقعیت لازم نظرشان را اعلام می کنند و ما هم مطیع هستیم.
سخن آخر با مداحان و سخنرانان:
آنچه اهمیت دارد، این است که یک مبلغ باید یکسری ویژگی هایی داشته باشد. صدای خوب، بیان زیبا و شیرین که معمولاً عزیزان این موارد را دارا هستند. نکتة مهم اما استناد به منابع محکم و متغن است. صرف اینکه مطلب جذاب است، کافی نیست. اگر واقعاً می خواهند تأثیر خود را بگذارد حتماً باید مطالب و موضوعات مستند را استفاده کنند. این لازمه اش آشنایی و شناخت منابع اولیه ای است که انتخاب می کنند. من فرد کوچکی هستم. پیشنهادم افزایش دانش است. باید در هر زمینه که می خواهند مطلبی ارائه دهند، متخصص باشند. اگر می خواهند احکام بگویند من معتقدم هیچ اشکالی ندارد رساله را ببرند و از روی آن بخوانند. این بهتر از این است که از حفظ بگویند و مطابقت کامل با نظر مرجع نداشته باشد. البته تسلط کامل خیلی خوب است، اما در جایی که تسلط نیست اشکالی ندارد که از رو خوانده شود. این‌طور دیگر حداقل  شرعاً در مقابل خداوند حجت دارند.
سخنی با مردم:
هر مطلبی را به راحتی نپذیرند. یکی از علت هایی را که افراد ناآگاه هر چه می خواهند به خورد ما می دهند، کوتاهی ماست. نباید سکوت کنیم. حق ماست که مطلب درست و متقن را بشنویم. هر مجلسی را شرکت نکنیم و اجازه ندهیم که هر کسی هر چه می خواهد به ما بگوید.
یک‌سری پیش‌نیازهایی برای همة مبلغان نیاز است. اگر می خواهند تخصصی سخن بگویند، باید یک‌سری دانش های اولیه داشته باشند. خانمی که پنج سال در حوزه درس خوانده ضرورتاً مبلغ به شمار نمی‌آید. یک‌سری اصولی لازم است. مخاطب شما یک مسئلة مهم است. بیان ما باید متناسب با ظرفیت مخاطب باشد، ویژگی هایش مطابق زمان باشد و مبلغ باید دانش روز داشته باشد تا مبلغی خوب باشد.