«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

گوهر گیتی - مناقب فاطمی در شعر شیعی

استاد جواد محدثی

شاعران مکتبی، هم درون مایة شعری خویش را از «باورهای دینی» می‌گیرند، هم تعابیر و ترکیب‌های ادبی اشعارشان ، تحت تأثیر فرهنگ واژگان و اصطلاحات «قرآن و حدیث» است. این شیوه، هم مستندات اندشه‌های آنان را تبیین می‌کند، هم با ذهنیت عامة مردم که فرهنگ دینی دارند، راحت‌تر ارتباط برقرار می‌سازد.

این اثرپذیری از فرهنگ دینی در سروده‌های شاعران مکتبی، گاهی به صورت «تلمیح» است، گاهی«تضمین»، گاهی «اقتباس» و گاهی به شکل‌های دیگر رنک و بوی سخنان اولیای الهی را با خود دارد. دامنة این بحث، بسی گسترده است، اما در این مختصر، نیم نگاهی به گوشه‌ای از این گنجینه داریم. سروده‌های مربوط به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در آثار شاعران فارسی‌گوی، از این قاعده مستثنی نیست. در این اندک، تنها به گوشه‌ای از این حقیقت ادبی اشاره می‌شود، با نمونه‌هایی از شاعران شیعه.

مثلاّ«کُفو» بودن علی(علیه السلام) برای فاطمه(سلام الله علیها) و این که اگر امیرالمؤمنین نبود، همتایی برای همسری زهرا(سلام الله علیها) یافت نمی‌شد.این مضمون که در احادیث فراوان آمده،در شعر«فؤاد کرمانی» چنین جلوه یافته است:

بر اوصاف کمال او همین کافی است بر دانا

که این دوشیزه را شوهر، امیرالمؤمنین آمد.

در بیت دیگری از یک غزل، می‌گوید:

از این دختر که با دست خدا شد پایه‌اش همسر

بر آدم تا ابد فخر و شرف باقی است حوّا را

و در رباعی مشهورش، اشاره به همین «همتایی» دارد، که می‌گوید:

عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست

گیتی عرض است و این گهر جوهر اوست

در قدر شرافتش همین بس که ز خلق

« احمد» پدر است و« مرتضی» شوهر اوست.

«صغیر اصفهانی» نیز، از شاعرانی است که در سروده‌هایش از مضامین دینی بسیار بهره گرفته است.درشعری که با عنوان « سرّخدا» درمیلاد آن حضرت سروده است، ضمن اشاره به مضمون «روح پیامبر»بودن حضرت زهرا(روحِیَ الّتی بَینَ جَنبیً» به بی همتایی بانوی عصمت و همتا بودن علی(علیه السلام) برای او اشاره دارد:

فاطمه، عصمت کل، کنز خفیّ ازلی

فاطمه،عالمه از حق به خفیّ، و به جلیّ

فاطمه، روح نبی همسر و همتای علی

فاطمه، عالمه از کش نبد ار زوج، علی

فرد و بی مثل بُد، آنگونه که حیّ متعال

و در مخمّس دیگری با عنایت به همین مضمون گفته است:

تنها نه دختر است رسول خدای را

کز رتبه، بر ولی خدا نیز همسراست

اشاره به «کفویّت» علی و فاطمه(علیهما السلام) توجه به مجموعة فضایلی است که در وجود عزیز این دو حجت الهی متبلور است. باز هم نمونه دیگری بخوانیم، از سروده‌های زنده یاد«علی اکبر خوشدل تهرانی» که در شعر با عنوان «مسند نشین باغ جنان» به این فضیلت اشاره کرده است:

کفو علی، ولیّ خدا، شیر کردگار

زینت فزای کون و مکان بود فاطمه

بین زنان نمونه، چو شویش که در رجال

آری، سزای مرد چنان بود فاطمه

و اما بشنویم از «ناصر خسرو علوی قبادیانی» که در شعر بلند و زیبایش با عنوان «ناموس حق» چنین آورده است:

این گوهر از جانب رسول الله                                    پاک است و داور است خریدارش

کفوی نداشت حضرت صدیقه                                   گرمی نبود حیدر کرّارش

و... اختر طوسی دریک رباعی چنین سروده است:

محبوبة حق کسی به جز فاطمه نسیت

گر هست کسی، بگو آن کس کیست؟

بعد از پدرش محمد، او را همسر

در رتبه کسی نیست، و گر هست علی است

دراشعار مرحوم دکتر قاسم رسا هم از این نمونه‌ها دیده می‌شود. از جمله در اشاره به این منقبت فاطمی، در قصیدة بلند«زهرة زهرا» چنین گفته است:

بر سر گردون اعلا پا نهد از برتری                         همسری چون با علیّ عالی اعلا کند

طبق مضمون احادیث، راز آفرینش علی (علیه السلام) آن بوده است که فاطمه زهرا همتا داشته باشد. به این مضمون،شاعری چنین اشاره کرده است:

حق چو ندید همسرش در همه ممکنات، از آن

واجب و لازم آمدش خلقت حیدر آورد

در قصیدة بلند دیگری درمدح حضرتش می‌خوانیم:

الا ای مصطفی را یار و همدم                     الا ای مرتضی را کفو یکتا

به فرق حیدری تاج ولایت                         به دوش مصطفی تشریف عظما

این‌ها گوشه‌ای از تموّج فضایل اهل بیت و مناقب حضرت زهرا (علیها السلام) در شعر و ادب شاعران شیعی است، آن هم اختصاصا بر محور فضیلت «کفو»و «همتا» بودن زهرا و علی(علیهما السلام).

وجود این گونه اشارات و تضمین‌ها و تلمیحات درشعر، آن را دلنشین‌تر می‌کند و نشانة غنای فکری و بار فرهنگی شاعر آل الله است.امید است این اشارة مختصر، انگیزه‌ای بیافریند تا اهل ذوق و ادب که درسایة هنرشان به ساحت مقدس اولیاء تقرّب می‌جویند و به «مدح آفتاب» می‌‌پردازند، با مطالعات دینی و بهره‌وری از فرهنگ دینی و معارف قرآن و حدیث ،آثار خود را پر مایه‌تر سازند، آن گونه که همة پیش کسوتان « ادب‌آل الله» عمل می‌کردند.