«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

شعر تنها بخشی از زندگی اوست - محمدعلی مجاهدی در یک نگاه

به کوشش: احمد ده بزرگی

 با نگاهی گذرا به ادبیات منظوم و منثور ما به راحتی می‌توان به این رسید که شالودة ادبیات فارسی را ادبیات آیینی تشکیل می‌دهد و خداوندگاران نظم و نثر پارسی، بیشترین مفاهیم دینی را توسط شعر بیان نموده‌اند. به بیان دیگر، شعر فارسی را نمی‌توان جدای از آموزه‌های دینی تصور کرد. 

به سخن دیگر، اگر ادبیات آیینی از بدنة زبان و ادب فارسی جدا شود، شاید چیزی از ادبیات کهن باقی نماند. به گواه سخن مثنوی ‌پژوهان، بالغ بر 5000 آیه از قران به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در این کتاب بزرگ بازتاب داده شده است. دربارة دیگر جلوه‌های آیات قرآن‌کریم در شعر دیگر بزرگان پارسی‌گو نیز می‌توان چنین ادعایی را مطرح نمود. آثار سنایی، سعدی، حافظ، جامی، بیدل، علامه اقبال لاهوری و دیگر سخن‌سرایان، سرشار از آموزه‌های دینی است.
در یک دسته‌بندی مختصر، می‌توان جلوة آموزه‌های دینی را در شعر آیینی، به چند بخش عمده خلاصه نمود.
1- جلوة آیات قرآن‌کریم در شعر فارسی؛
2- بازتاب داستان‌های پیامبران، پند و اندرزهای آنان؛
3- بازتاب احادیث و روایت‌های پیامبر اسلام و اهل‌بیت؛
4- منقبت‌ها، مرثیه‌ها؛
5- منظومه‌های حماسی؛
6- ادبیات عاشورایی.
از سوی دیگر شعر آیینی در ادبیات و فرهنگ اسلامی، منحصر به ادب فارسی نمی‌گردد و در تمام کشورهای اسلامی دیده می‌شود. ادبيات آئيني در ایران، در آينه شفاف انقلاب اسلامي به اوج درخشندگي خود رسيده و هنوز هم مي‌تواند چون پرنده‌اي آزاد و سبكبال، افق‌هاي بالاتري از مرزهاي بيكران معنا و مفهوم را درنوردد. اين انقلاب كه از خاستگاهي ديني و با رهبري يك مرجع ديني و روحاني بزرگ شروع شد، طبعاً به ادبياتي كه به نام دين و با اسم مذهب، به تشريح باورها و آداب و سنن ديني بپردازد، اهتمام تمام دارد و اولين و بهترين نمونه آن نيز رهبركبير و بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي، حضرت امام(ره) است كه هنر شعري خويش را با محور ادبيات آئيني بروز داد.
شاعراني كه در اين زمينه پس از انقلاب اسلامي توانستند فضايي منشوروار در اين حوزه ايجاد كنند، از شمار خارج هستند. استاد مجاهدی که در شعر آیینی از سرآمدان روزگار است و هرجا سخن از ادبیات آیینی می‌شود، به یاد او می‌افتیم و کارهای ارزنده‌ای به انجام رسانیده است، بدون شک یکی از کسانی است که نقش به‌سزایی در ایجاد این جریان شعری با پرورش شاگردانی بزرگ و کارهای پژوهشی سترگ، در بعد از انقلاب داشته است. چنان‌که اثر بشکوه پژوهشی او در شعر عاشورایی کاری است که به نظیر ندارد. البته استاد می‌توانست با برخی تمهیدات، به زعم این‌جانب، اندک ضعف‌های آن را نیز برطرف سازد و بر غنای آن بیفزاید؛ چنان‌که ایشان در این کتاب در معرفی برخی از شاعران کهن تنها به ذکر نام آن‌ها بسنده کرده‌اند و می‌توانستند با اندکی تسامح اسامی برخی دیگر از شاعران جوان را به این کتاب اضافه کنند. اما اهمیت این شاعر گران‌مایه پیش و بیش از آن است که به کارهای پژوهشی یا سبک منحصر به فرد ایشان یا پرورش شاگردانی بنام، بازگشت پیدا کند. اهمیت استاد مجاهدی به شخصیت کم‌نظیر ایشان برمی‌گردد. کم هستند انسان‌هایی که در زندگی به آنچه می‌گویند، عمل کنند. و مجاهدی این‌چنین کسی است. او از خانوادة علم و تقواست. زندگی در خانواده‌ای این‌چنین و پرورش در مکتب بزرگانی چون آیت‌الله شیخ جعفر مجتهدی، از ایشان شخصیتی ساخته است که می‌توان گفت، شعر مجاهدی تنها بخشی از زندگی اوست. عاشورا و مهدویت در خون او جاری است، مجاهدی شعر آیینی را نه به مانند بسیاری دیگر برای شرکت در جشنواره یا پست و مقام یا هر چیز دیگر، می‌گوید. به اصطلاح رایج امروز، شاعر پروازی نیست. قول و فعل این آدم همان است که هست و باید باشد. با باورش زندگی می‌کند و با باورش شعر می‌گوید. تمام زحماتی که در طی پنج دهه در انجمن‌های محیط و حرم انجام داده‌اند، در همین راستاست. بنابراین قدردانی از این‌چنین انسانی قدردانی از صداقت و انسانیت است.