«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

شعر و شبهه - پاسخ به شبهاتی پیرامون شعر و شاعری

 

حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر علی نصیری عضو هیات‌ علمی دانشگاه علم و صنعت ایران

برخی واژة «شعر» را معرب کلمة «شیر» عربی دانسته‌اند که به معنای آواز و سرود بوده و مصدرش «شور» است.1 برخی دیگر معتقدند «شعر» برگرفته از لغت «شعور» است و شعور از واژة شعر (موی) به معنای باریک‌بینی و دقت‌نظر است و در نتیجه شاعر مطالب دقیق و لطیف را درک می‌کند.2 در معنای اصطلاحی شعر گفته‌اند: «شعر انعکاس نیّات و بازتاب اندیشه‌ها و عواطف شاعر در قالب‌هایی است که الفاظ و کلمات زیبا و آهنگین است که بر موازین عروضی یا هجایی بنا شده است.»3

با توجه به تعاریف گفته شده دو ویژگی اساسی را می‌توان در شعر بازشناخت:

1. شعر برآمده از قوة خیال شعر است؛

2. قالبی برای انعکاس خیال شاعر که دارای وزن و قافیه است. عنصر خیال شعر را از مقوله‌های هنری دیگر همچون خطابه متمایز می‌سازد و عنصر وزن و قافیه شعر را از نثر جدا می‌کند.

انتقاد از شعر

شعر از جمله مقوله‌های هنری است که شماری از صاحب‌نظران آن را نقد کرده‌اند. هرچند میزان انتقاد از شعر در مقایسه با دفاع از آن ناچیز است، نوع انتقادها به شاعران بازمی‌گردد نه به خود شعر؛ آن هم شاعرانی که بیشتر در خدمت ستمگران و ترویج باطل بوده‌اند.

شمس‌الدین محمد بن قیس رازی شعر را از سه جهت نقد کرده است:

1. بنیاد شعر بر کذب و دروغ استوار است. این امر به دلیل غلو و مبالغه‌ای است که در شعر رخ می‌نماید؛

2. شعر از نگاه فلاسفه باعث تخریب امت‌ها و تمدن‌ها در طول تاریخ بوده است؛

3. برخورداری از هنر مسجع و قافیه انگیزة لازم را برای برخی خیال‌بافان در جهت معارضه با متون آسمانی را فراهم آورده است.4

میرزا آقاخان کرمانی هم شعر را به باد انتقاد گرفته و با یک حکم تمام آثار و فواید شعر را منکر شده و آن را نه فایده بلکه یک‌سره ضرر و زیان برای جامعة اسلامی معرفی نموده است.5

بدآموزی‌های اخلاقی موجود در برخی اشعار کهن فارسی و لاطائلاتی که گروهی در مدح و هجو و وصف می‌خوری و غلام‌باراگی و منفی‌بافی‌ها از خود به جای گذارد‌ه‌اند، چنان بدبینی و واکنش بعضی از اندیشمندان واقع‌بین اخلاق‌گرا را فراهم آورده که به اظهارنظرهایی تند و افراطی از طرف قدما و از جانب متأخران به شعر و شاعری شده است.6

با نگاهی به دور از شتاب‌زدگی و انتقادهای مطرح شده درخواهیم یافت که این ضعف‌ها متوجه برخی از شعرها و شاعران است، نه همة شعرها و شاعران.

پاسخ به انتقادها

انتقادهای گفته شده در نگاهی کلی در سه اشکال اساسی خلاصه می‌گردد:

1. بنیاد شعر بر دروغ

برخی در نقد شعر می‌گویند که شعر بر بنیاد دروغ نهاده شده است. در پاسخ می‌توان گفت صدق و کذب (دروغ) به معنای مطابقت و عدم مطابقت با واقع، دربارة اوصافی است که بر جملات خبری به طور مستقیم حمل می‌شود. مهم‌ترین ویژگی جملات خبری آن است که خبر دهنده به صورت مستقیم به سراغ رخدادهای خارجی باشد و بی آنکه لزوماً از ذوق و هنری بهره گیرد آن را در قالب گفتاری متداول ریزد و برای مخاطب منعکس سازد و او تنها واسطه‌ای است بین خبر و شنونده، در حالی که در گفتاری چون شعر، شاعر عواطف و احساسات و اندیشه‌های درونی خود را منعکس می‌سازد.

از این نظر شعر به مواردی چون تمنی و ترجّی گفته می‌شود که تراوش نوعی امید و آرزوی درونی است، نه جملات خبری. همان‌گونه که در جمله‌ای مثل «ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی»7 صدق و کذب معنا ندارد در ابیات یک شعر نیز صدق و کذب معنا نخواهد داشت. مخاطب پیشاپیش می‌داند که شاعر بر بال خیال نشسته و قرار است وصف معشوق و محبوب خود را در قالبی هنری و آمیخته با گزافه‌گویی به تصور بکشد. در این صورت هرگز او را دروغگو نخواهد پنداشت.

2. بی‌فایدگی شعر

برخی در نقد شعر آن را بی‌فایده می‌پندارند. در پاسخ این نقد نیز می‌توان گفت شعر در نگاه نخست به دلیل آنکه با قوة خیال سر و کار دارد امری موهوم و به دور از فایده به نظر می‌آید، اما برای شعر فواید زیر گفته شده است:

یکم. برانگیختن روح حماسی برای نبرد در جنگ‌ها؛

دوم. برانگیختن احساسات ملی برای آرمان دینی یا سیاسی و نهضت فکری و اقتصادی؛

سوم. دفاع از اندیشوران با مدح و ثنا و تحقیر دشمنان با نکوهش آنان؛

چهارم. برانگیختن لذت، طب و شادی در مجالس و اعیاد؛

پنجم. برانگیختن حزن و گریه، چنان‌که در مجالس عزا به کار می‌رود؛

ششم. پند گرفتن و خاموش ساختن شهوات، چنان‌که در حکمت‌ها و مواعظ مشهود است.

چگونه می‌توان شعرای نامی و حکیم و عارف و حق‌جوی فرهنگ بشری را انسان‌هایی بیهوده‌گو قلمداد کرد و اشعار آنان را لغو دانست. آیا نسبت بیهوده‌گویی به امثال حسان بن ثابت، کمیت، دعبل، حافظ و سعدی پذیرفتنی است؟

3. خسارت به فرهنگ بشری و آداب و رسوم ملی و باورهای دینی

نمی‌توان انکار کرد که گاهی شعر در خدمت باطل بوده و شاعرانی به فرهنگ و دین صدمات جبران‌ناپذیری زده‌اند، اما سخن در کلیت و عمومیت این مدعاست؛ زیرا شاعران همچون فردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطار و حافظ با استفاده از همین هنر به مبارزه با بیدادگران پرداخته‌اند. اگر پلشتی‌های اخلاقی در برخی اشعار شاعران منعکس شده، دیوان شاعران حکیم از سخنان حکمت‌آمیز لبریز است.

 

منابع:

1. تاریخ تطور شعر فارسی، ص18.

2. پرتوی از قرآن، ج1، ص71.

3. شعر کهن فارسی در ترازوی نقد اخلاقی، ج1، ص59.

4. همان، ج1، ص75.

5. اندیشة میرزا آقاخان کرمانی، ص127.

6. شعر کهن فارسی در ترازوی نقد اخلاق اسلامی، ج1، ص75.

7. برگرفته از این بیت حافظ است:

آن که تو را به سنگ‌دلی کرد رهنمون                         ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی