«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

یک سبد آیینه - اشعار اعیاد شعبانیه

شعر میلاد امام حسین(علیه السلام)
به انتخاب: ابوذر کمال

سید حمیدرضا برقعی

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم، یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
وَ هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی‌ها
لبم حلاوت «احلی من العسل» دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانة خون
که رو سیاهی ما نیز راه حل دارد
---------------------------------------------
سید محمدمهدی شفیعی

این زاغ، كبوتر حرم خواهد شد
این مرده، مسیح پاك‌دم خواهد شد
لطف تو اگر شامل حالش بشود
این شاعر ساده محتشم خواهد شد
-------------------------------------
سید مصطفی حسینی‌راد

هنگام سحر قافلة اشک و نگاه
همراه ستاره‌ها رسیدند از راه
دیدند در آسمان بین‌الحرمین
خورشید طلوع می‌کند هم‌ره ماه
------------------------------------
یوسف رحیمی

وقتي که هست دوش نبي آسمان تو
يعني تو از پيمبري و او از آن تو
فرزند خويش را به فداي تو کرده است
بسته‌ ست جان حضرت خاتم به جان تو
معلوم کرد نزد همه حرمت تو را
با بوسه‌هاي دم به دمش بر دهان تو
فرمود هفت مرتبه تکبير عشق را
تا بشنود ترنّم عشق از زبان تو
آواي «من أحب حسينا» وزيده است
هر روز پنج مرتبه از آستان تو
ما از درِ حسينيه جايي نمي‌رويم
هستيم تا هميشه فقط در امان تو
هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق
آنجا که صبح می‌گذرد کاروان تو
اين اشک‌ها براي دلم توشه می‌شود
اذن طواف مرقد شش گوشه می‌شود
---------------------------------------------
 
*‌ یک فلک قدرت
شعر میلاد حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)

صغیر اصفهانی

ای امیری که علمدار شه کرب و بلایی
اسد بیشة صولت، پسر شیر خدایی
به نسب، پور دلیر علی آن شاه عدوکُش
به لقب ماه بنی‏هاشم و شمع شهدایی
یک جهان صولت و پنهان شده در بیشة تمکین
یک فلک قدرت و تسلیم به تقدیر و قضایی
من چه خوانم به مدیح تو که خود اصل مدیحی
من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنایی
بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شط
تو یَمِ فضل و محیط ادب و بحر حیایی
دستت افتاد ز تن مشک به دندان بگرفتی
تا مگر دست دهد باز سوی خیمه‏گه آیی
گره کار تو نگشود چو از دست، همانا
خواستی تا که مگر عقده ز دندان بگشایی
هیچ سقا نشنیدم که لب تشنه دهد جان
جز تو ای شاه که سقای یتیمان ز وفایی
--------------------------------------------
 
*‌ شطِّ صحیفه
شعر میلاد امام سجاد (علیه السلام)

خلیل ذکاوت

وقتی به ناله‌های تو نزدیک می‌شویم
از عمق روح شب‌زده تحریک می‌شویم
سرمست و سرخ‌سرخ به قلب سیاه شب
مثل شهابِ حادثه شلیک می‌شویم
در ما بخوان همیشه، که ما نیز مثل شام
بی‌نور خطبه‌های تو تاریک می‌شویم
جان را می‌افکنیم به شطّ صحیفه‌ات
وز خاک، خاک یخ‌زده تفکیک می‌شویم
دردا، به عمق راز تو هرگز نمی‌رسیم
مانند مو اگر چه که باریک می‌شویم
با این خروش موج و شب، ای ساحل نجات
آیا سپیده‌ای به تو نزدیک می‌شویم؟
-------------------------------------------
عباس خوش‌عمل کاشانی

خداوندا ببخشا عقل و دینم
به راه راستی عین الیقینم
عطا کن بر محبت خانة دل
فروغ عشق زین العابدینم
---------------------
*‌ شبیه او


شعر میلاد حضرت علی اکبر (علیه السلام)

سید رضا مؤید

چرخ دین جلوه‌ای دگر دارد
ماهی از مهر خوب‌تر دارد
آسمان را بگو برون آرد
ماه ازین خوبتر اگر دارد
پسری در کمال زیبایی
جای، در دامن پدر دارد
شد زِ لطف خدا، حسین پدر
پسرت یا علی پسر دارد
جای زهرا در این میان خالیست
کز رخ طفل بوسه بردارد
نیست زهرا ولی بود زینب
که چو جان طفل را به بر دارد
دید حق بر حسین و داغ دلش
کز غم سید البشر دارد
خواست کز خاطر خطیر حسین
این غم جانگداز بردارد
داد او را یگانه فرزندی
که نشان از پیامبر دارد
می‌کند یاد جد اطهر خویش
تا به رخسار او نظر دارد
او علی اکبر است و در وصفش
این سخن را ملک ز بر دارد
که در او بین جلال سرمد را
صورت و سیرت محمد را
------------------------------------
عبدالرحیم سعیدی راد

یکی می‌گفت از گل بهتر است او
شبیه حضرت پیغمبر است او
علیّ مرتضی آمد به میدان
ولی نه! نه! علی اکبر است او
------------------------------------
 
*‌ نشان خانه‌ات
شعر میلاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

علی‏محمد مؤدب

ای جانِ جانِ جانِ جهان‌های مختلف
ایمان عاشقانة جان‌های مختلف
روح سلام در تن هستی که زنده‌ای
همواره در نسوج زبان‌های مختلف
رؤیای دل‌نواز صدف‌های ساحلی
دریای مهربان کران‌های مختلف
ما مانده‌ایم چون رمه‌هایی رها شده
در گرگ و میش ذهن شبان‌های مختلف
دارد یقین چوبی‌مان تیغ می‌خورد
در آتش هجوم گمان‌های مختلف
آقا، درآ به عرصة هیجای روزگار
ما را بگیر از هیجان‏های مختلف
--------------------------------------
یوسفعلی میرشکاک

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو
ببين باقی ست روی لحظه‌هايم جای پای تو
اگر مؤمن اگر کافر به دنبال تو می‌گردم
چرا دست از سر من برنمی‌دارد هوای تو
صدايم از تو خواهد بود اگر برگردي ای موعود!
پر از داغ شقايق‌هاست آوازم برای تو
تو را من با تمام انتظارم جست‌وجو كردم
كدامين جاده امشب می‌گذارد سر به پای تو؟
نشان خانه‌ات را از تمام شهر پرسيدم
مگر آن سوتر است از اين تمدن، روستای تو؟    
---------------------------------
سید حبیب نظاری

شکفتن، آرزو، لبخند، جمعه
جهان را گرچه آکندند، جمعه
گذشت و باز هم باران نباريد
تحمّل تا به کي، تا چند جمعه؟
-----------------------------------
جلیل صفربیگی

اين ماه که چون چراغ تو می‌سوزد
عمري ست که در فراق تو می‌سوزد
خورشيد که هر روز تو را می‌بيند
در آتش اشتياق تو می‌سوزد