«
»
  • 1
  • 2
«
»
  • 1
  • 2
  • 3
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»

مولودی خوانی به سبک جدید - شرح اجمالی قسمت‌های مختلف یک مولودی خوانی

 

در شمارة پیشین، مولودی خوانی به سبک جدید، البته با اختصار بیان گردید . گفتیم مولودي‌ خواني از دعای مقدماتی جلسه شروع می‌‌شود و سپس به ترتیب با، سرود ابتدايی، مدح خوانی، سرود پایانیو شورسرود، خاتمه می‌یابد.در این مجال سعی می‌کنیم به توضيح مراحل پنچ‌گانه مولودی خوانی درسبک جدید بپردازیم.

1. دعاي شروع: دعای شروع، به عنوان رکن اصلی مقدمه خوانده می‌شود و هدف از آن استمداد از خداوند، همراهی مستمعو به نوعی اعلام شروع جلسه است. دعاي شروع باید متناسب با محتوای مدح یا موضوع جلسه باشد. برای مثال اگر موضوع جلسه، میلاد امامعسگری(علیه السلام) است، مناسب است با «... السلام علیک یا مولاتی یا ابا محمد الحسن‌بن علی الهادی المهتدی و رحمت الله و برکاتُه...» یا «السلام علیک یا ولی النعمالسلام علیک یا عینه العالم السلام علیک یا سفینه الحلم السلام علیک یا اَبا الامامالمنتظَر»1شروع شود؛ يا در میلاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با «یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه...» شروع شود. تنوع متناسب با محتوا،دردعای ابتدای جلسه به وزانتدر اجرا و همچنین زیبايی و طراوت خواندن کمک شایانی می‌نماید.

برخی از مداحان از دعا، مناجات یا ذکر سلام خاصي بهره می‌بردند که در تمام جلسات کاربرد دارد؛ این موضوع به دليل جامعیّت محتوايی عبارتي است كه اين دوستان انتخاب مي‌كنند؛ مثل «السلام علیک یا اهل بیت النبوه...»2یا«یا ایها العزیز...».3برخي هم بسته به نیت و برای ارتباط قلبی و توسل به امام عصر(عجل الله تعالی) با دعای فرج حضرت جلسه را شروع می‌کنند.انتخاب دعاي شروع تا حدودزیادیشخصی و سلیقه‌ای است؛ اما نکته مهم در گزينش دعاي شروع، توجه به ساده و روان بودن عبارت است.اگر عبارت ساده و روان باشد مستمع توانایی همراهی و تکرار شعر را مي‌يابد كه اين موضوع موجب تاثیر بیشتر در جلسه مي‌شود.

2. سرود ابتدايي: در مورد سرود ابتدايی باید بگويیم که روان بودن شعر و سادگی درآهنگ از مؤلفه‌های اصلی آن هستند. استفاده از اشعاردشواري كههممشكل فهميده مي‌شوندو هم گاهي ادای کلماتشان سخت است؛ در سرود ابتدايي یک ضعف بزرگ به شمار می‌آید؛ این به معنای خواندن اشعار سخیف و سطحی و یا مغایر با شأن اهل‌بیت(علیه السلام) نیست؛ بلکه منظور، هنرمندی در انتخاب شعری است که محتوايی متناسب با معارف و جایگاه رفیع اهل‌بیت(علیه السلام) دارد و در عين حال زبان شعری آن ساده و روان است؛ مثل:

ای آخرین امید ما                                      درقلب شب خورشید ما

تا تو امامت می‌کنی                                 هر لحظه باشد عید ما

موسای طور دل تويی                                خورشید هر محفل تويی

درموج غم ساحل تويی                             حلال هر مشکل تويی

            یا مهدی4

3. مدح‌خواني: مدح‌خوانی از اهمیت فوق‌العاده‌اي برخودار است. مدح‌خوانی ازارکان اصلی مداحی است که انتخاب و اجرای آن دانش، توانايی و مهارت خاصیرا می‌طلبد. هنر مداح در قسمت مدح‌خواني اين است كه به اصطلاح شعر را جا بيندازد؛ جا انداختن یعنی ارتباط عمیق مستمع با شعر؛ به این معنا که مخاطب با دل و جان به فضای شعر ورود پیدا کند و به یک خط معنویِنشأت گرفته از درک صحیح محتوا، به ارتباط معنوی و قلبیِعمیق با ممدوح برسد. دراین جا باید دقت داشت که ابیات نبايد طولانیباشند. بايد از اوج و فرودهای فراوان و افراط در پرورش کلامیِ ابیات پرهیز نمود.پرورش کلامی، توضیحاتي از روایات، آیات و معارف ائمه اطهار(علیه السلام) است که مداح به اشعار اضافه می‌نماید تا مطلب مورد نظر شاعر و ابعاد ابیات، تبین شود. درشماره‌های بعدی به توضیح بیشتر این قسمت می‌پردازیم.

4. سرود پاياني:در سرود پایانی بايد حضور مستمعدر اجرا و خواندن به اوج برسد. در سرود پايانيشاهدتنوع بیشتري از لحاظ آهنگین بودن، اوج و فرود داشتن، و تندی و کندی در آهنگ، نسبت به سرود ابتدايی هستيم. برای مثال:

دل عالم، شده مست و غزل عشق می‌خونه

آسمون‌ها، از متروش به خدا نور بارونه

داره عاشق، زیر لب این ترانه می‌خونه

شده احمد، لیلی دل دلم اون رو می‌خونه

پسر آینه محمد هرجا زمزمه محمد

            یا ابالفاطمه محمد5

بايد توجه داشت كه در اين مرحله یک بند ابتدايی ـ که در بالا اشاره شده ـ باید توسط مداح طوری ارائه شود که مستمع حفظ شود و همراهی نماید.

5.شور سورد: شور سرود گاهی می‌تواند یک ذکر باشد؛ ولی معولاً در مجالس مولودی به دلیل حماسی بودن آن، به موضوع امیر المومنین(علیه السلام) پرداخته می‌شود.انتهاي جلسه هم باید با یک بداعی مرتبط به حضرت علی(علیه‌السلام) به پایان برسد.

1. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، ص 906.

2. همان، ص967.

3. يوسف: 88.

4. نشريه چاووش، شماره55، ص30.

5. همان، ص32.