برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه تربیت عاشورایی

 

از تربیت گلخانه‌ای تا تربیت عاشورایی

 

 

 

سلوک با عاشورای حسینی تا خیمة مهدوی

تربیت عاشورایی

گزارش کتاب «بررسی تاریخ عاشورا»

نوبت مُحرّم شد...

دانش ایثار آموز

زبان‌های برّان سیری در رجزهای عاشورا

یک سطر از یک کتاب

کارگاه ولایت جویی و برائت خواهی

شعر سرخ معلم حماسه ساز

عشق خفته در خون

کربلای مکرر

گذارش مردمی

دریای فضائل

معرفی نرم‌افزارهای عاشورایی

 

 

 

 

 

از تربیت گلخانه‌ای تا تربیت عاشورایی

 

پژوهشگر و نویسنده: محمد‌جواد فدایی

مقدمه

پویایی، نشاط، خودباوری، مسئولیت‌پذیری، ایثار، شاخص‌های رفتار عاشورایی است که برخاسته از فوران‌هاى عاطفه و جوشش‌هاى مقطعى و موسمى احساسات نيست، بلکه ثمرة تربیت عاشورایی است. تربیت عاشورایی، منفعل، منفعت‌گرایانه و گلخانه‌ای نیست، بلکه تربیتی است، فعال، پویا، کنش‌گر که در آن سهم اصلی تربیت به خود دانش‌آموز داده می‌شود.

رویکرد تربیتی پرستارانه یا اهمال‌گرایانه به جای آنکه نسلی مستقل و مسئول به بار آورد، نسلی مطالبه‌گر، پر توقع، ترسو و شکننده برجا می‌نشاند که پاسخ‌گوی نیازهای زمانه نیست.

بر اساس سفارش امیرمؤمنان(عليه السلام) تربیت ما نه تنها بایستی متناسب با نیاز امروز باشد، بلکه با نیاز فردا نیز باید سازگار بنماید.1

به هر روی، با بازخوانی ریشه‌های تربیت عاشورایی کلیدهایی را می‌توان یافت برای بُرون‌رفت از رخوت و رکودِ حاکم بر حوزة فرهنگ و تربیت.

جلوه‌هاي تربیت عاشورایی

با توجه به گفتار امیرمؤمنان(عليه السلام) و کردار الگوهای عاشورایی در کربلا، سعی،2 سرعت، اعتدال و سبقت، جلوه‌های رفتاری با سبکِ تربیت عاشورایی است. سعى، نسبت عمل با توانايى است و سرعت، نسبت عمل با زمانى است كه مى‏تواند عمل در آن انجام بگيرد و اعتدال نسبت عمل با حدود است. سبقت نیز نسبت عمل با عمل ديگرانى است كه در راه هستند.

سعى، عملى هماهنگ با توانايى انسان است که با تمام توان (سخت‌كوشي) انجام می‌شود. سرعت يعنى سعى که بايد با زمان و جايگاه مناسب سنجيده شود. توبه‌کنندگان خون خود را در راه امام حسين(عليه السلام) دادند، اما اگر اين خون‏ها، در روز تاسوعا، به امام(عليه السلام) مى‏رسيد، شايد عاشورايى پيش نمى‌آمد. ابن زياد چندين روز امام(عليه السلام) را محاصره كرده بود؛ مى‌ترسيد كه از عراق و اطراف يارانى برسند يا از همين سپاه موجود كسانى به سوى امام حسين(عليه السلام) باز گردند. اين وحشت آنها را نگاه داشته بود. اگر توبه‌کنندگان پيش از تاسوعا به امام(عليه السلام) پيوند مى‏خوردند و در آن زمان به امام(عليه السلام) روى مى‏آوردند، كار به آنجا نمى‌كشيد و ترس آنها، از آن هجوم باز می‌داشت، ولى عمل در زمان مناسب شكل نگرفت.

در تاريخ بسيار از على(عليه السلام) گفته‏اند و از او حمايت كرده‏اند، اما در آن روز كه بايد از على(عليه السلام) حمايت مى‌کردند و در آن زمان كه بايد از او حرفى مى‏زدند، زبان‏ها در كام ماند و جز چند نفرى حرف نزدند. آن هم سلمان بود كه در ميان اعراب به فارسى گفت: «كرديد و نكرديد و ندانيد چه كرديد.» در آن روز جز همين كلمه‌ها بر زبانى سبز نشد. در نتيجه كارهاى بعد هم، نوش‌دارو پس از مرگ سهراب بود.3

گام ها و کلیدها

از آنجا که تربیت عاشورایی از جنس سرمایه‌گذاری در زیر ساخت‌های درونی و شخصیتی فرد است، درون را می‌سازد، نه ظاهر را. گام اول در تربيت عاشورایی، اين است كه در افراد هدفى شکل بگيرد؛ زیرا بصيرت مربي، به تنهایی كافى نيست بلكه متربي به اندازة بصيرتش بهره مى‌گيرد.4

شناخت و بصيرت، هدف‌ها را بالا مى‌برد. اين هدف مى‌تواند آنها را رهبرى كند، خواه هدف پول باشد يا قدرت يا شهوت يا قرب حق و تعالى و تكامل و رشد. هر چه هدف‌ها عالى‌تر باشد همت‌ها عالى‌تر است.

ما به جاى اين كه در لباس پوشيدن دخالت كنيم، بايد هدف‌ها را در دل‏ها بگذاريم. هنگامى كه هدف روشن نباشد، بر فرض جنبش و شورى باشد تقليدى و سنتى است و ريشه‏اى ندارد و بارى نمی‌آورد. حضرت اباعبدلله(عليه السلام) در توصيف عاشوراییان مي‌فرمايد: «هم أهل البَصَائِرَْ».5

هدف تزريقى و تحميلى نيست و مربى آن نيست كه هدف را به زور بقبولاند؛ مربى كسى است كه مقدمات تصميم را فراهم مى‌كند و زمينه را مى‌چيند تا شخص، خود تصميم بگيرد و بيابد.

مى‌گويند پادشاهى بازى داشت و به آن سخت علاقه‌مند بود و گفته بود اگر كسى خبر مرگش را به من بدهد خود به مرگش مى‌رسد. از قضا باز افتاد و مرد و همه از ترس سر به گريبان كه چه كنيم و چه بگوييم كه اين مرگ، مرگى براى ما سبز نكند. رندى از اطرافيان عهده‌دار شد كه در برابر جايزه‌اى هنگفت اين كار را به عهده بگيرد و خبر مرگ را به شاه برساند. يك روز گفت‌وگو از بازهاى شكارى به ميان آورد و شاه از باز خود گفت. رند زمزمه كرد، اما غذا نمى‌خورد. شاه پرسيد چرا؟ و او ادامه داد كه آب هم نمى‌خورد. شاه برپا نشست كه آخر چرا؟ و او به آرامى گفت حتى پرواز هم نمى‌كند. شاه گفت لابد مرده است. رند با شتاب گفت: قربان من نگفتم خودتان فرموديد.

مربى كسى است كه چيزى نمى‏گويد اما چيزهايى مى‌گويد كه چنين برداشتى را آسان مى‌كند و هدف را به دست مى‌دهد و آن گاه اين هدف را با هدف‌هاى ديگر مقايسه مى‌كند تا طرف خود رجحان آن را بيابد و آگاهانه انتخاب كند و به سويش بشتابد.

برای گام دوم در تربیت عاشورایی، در برابر تربیت عافیت‌گرا باید به تحولاتی دست زد: تغییر در فضای مدرسه و کلاس و ادبیات معلم، پذیرش جنب و جوش و پویایی نوجوان، در معرض انتخاب قرار دادن او، میدان دادن به او، تشکیل شبکة اخوت یا گروه‌های علمی، دامن زدن به شجاعت و عطش علمی دانش‌آموز با شیوه‌های مختلف، استفادة بیشتر و جذاب‌تر از ظرفیت معارف عاشورا و الگوهای عاشورایی، دفاع مقدس و به ویژه دو شخصیت امام موسی صدر و چمران.6

 

1. شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‌الحدید ، ج20، ص267

2. نهج‌البلاغه، خطبه16

 

3. درس‌هايى از انقلاب (انتظار)، ص194.

4. «قُلْ هذِهِ سَبيلى ادْعُوا إلَى اللَّهِ عَلى بَصيرةٍ انَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى»(یوسف، آیة108) ملاك، هدايت و بصيرت و انتخاب است و همين تفاوت تربيت‏ بيِّناتى انبيا و تربيت‌هاى سازمانى است.

5.دعائم‏الإسلام، ج1، ص54

6. شهید چمران در هنرستانی که خودش در شهر صور ساخته بود این الگو و فضاسازی را با ذهن خلاق خود اجرا کرد.

 

 

سلوک با عاشورای حسینی تا خیمة مهدوی

حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری

آنچه در مسیر عرفان باعث سهولت رسیدن به مقصد می‌شود، همراه شدن با ولیّ خداست؛ چراکه در محضر او، نه تنها صفات رذیله راه ندارد که تمام صفات پسندیده دست‌یافتنی می‌شود، چنان‌که اصحاب امام حسین(علیه السلام) به این توفیق نایل شدند و به کمال رسیدند.

اولین قدم برای رسیدن به این مطلوب، با نیت برداشته می‌شود، یعنی اینکه‌ با ایجاد صفات پسندیده در خود، بکوشیم جزء اصحاب امام زمانمان شویم و پس از آن، در مسیر تحقق این مطلوب، گام برداریم.

در ادامه، به برخی از اعمال و افعال اشاره می‌شود که ما را در سلوک عاشورایی تا رسیدن به خیمة مهدوی کمک می‌کند.

1. همراه کردن دیگران در مسیر

گاهی انسان توفیق می‌یابد خود را به ولیّ خدا برساند، اما خانواده و دوستانش را نمی‌تواند با خود همراه کند، در حالی که این وظیفه بر گردن همه است که علاوه بر خود، دیگران را نیز به ولیّ خدا پیوند زنند، همان‌گونه که امام حسین(علیه السلام) نیز اهل بیت خود را به میعادگاه وصل الهی برد.

2. کسب معرفت نورانی از ولیّ خدا

برای رسیدن به خدا و ائمه(علیهم السلام) باید موانع و حجاب‌ها را برداشت. از آن‌جا که خداوند بین خود و مخلوقاتش حجابی نگذاشته، باید گفت تمامی موانع و حجاب‌ها برای درک و شناخت خداوند و ائمه(علیهم السلام) از خود ماست.

3. تطهیر با ابتلائات الهی

بلایا و امتحانات خداوندی از وسایل مهم برای تطهیر انسان است. بنابر سنت الهی، هر میزان که بر ایمان انسان افزوده شود، بلای او هم مضاعف گردد و البته، نتیجة این بلا، خلوص در محبت است؛ زیرا بلایا، رشتة تعلقات به غیر خدا را قطع می‌کند، ناخالصی‌ها را از بین می‌برد و انسان را از فتنة نفس و گرفتاری به آن، نجات می‌دهد.

4. سلوک با بلای اولیا

بنابر آنچه گذشت تمسک به بلا، بهترین نردبان سلوک است. در این میان، سلوک با بلای اولیای خدا، مؤثرتر و راه‌گشاتر می‌نماید؛ چرا که بلای ما، به اندازة خود ما سبب سلوک است، ولی بلای اولیا، به اندازة عظمت خود ایشان است.

5. عظمت بلای امام حسین(علیه السلام)

وقتی حضرت ابراهیم(علیه السلام) از امتحان قربانی کردن فرزند، سربلند بیرون آمد و خداوند، قوچی را برای او فرستاد تا به جای اسماعیل ذبح کند، به درگاه خدا عرض کرد: «خدایا من در کجای این امتحان، کوتاهی کردم که موفق نشدم فرزندم را با دست خودم قربانی کنم تا به این واسطه، به ثواب اعظم مصیبت‌ها برسم؟» خدای متعال در جواب او فرمود: «ابراهیم! آیا خودت را بیشتر دوست داری یا پیامبر آخر زمان را؟» ابراهیم(علیه السلام) عرض کرد: «پیامبر آخر زمان را.» خداوند فرمود: «فرزند خودت را بیشتر دوست داری یا فرزند پیامبر آخر زمان را؟» عرض کرد: «فرزند پیامبر آخر زمان (حضرت سیدالشهدا) را از اسماعیل خودم بیشتر دوست دارم.» آن‌گاه خداوند به او فرمود: «ابراهیم! نه تو، ظرف اعظم مصایبی و نه ذبح اسماعیل بزرگ‌ترین مصیبت‌هاست، بلکه ظرف اعظم مصایب، رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) است و اعظم مصایب، مصیبت سیدالشهدا.»1

6. عاشورا، ضیافت بلا

گاهی بلای یک شخص، نه تنها عامل نجات و ارتقای خود او که سبب خیر برای اطرافیانش نیز می‌شود. عاشورا ابتلا و امتحانی برای امام حسین(علیه السلام) و مردم زمان ایشان بود، اما در حقیقت، ضیافت گستردة خداوند، برای مؤمنان و صابران بوده است؛ چراکه علاوه بر درجات عالی که خداوند به واسطة بندگی و صبر به امام و یارانش عطا نمود، مصیبت سیدالشهدا(علیه السلام) که اعظم مصیبت‌ها و بلایاست، می‌تواند وسیلة قرب انسان‌ها به خداوند متعال شود.

7. یوم الحسین(علیه السلام)، محور ایام الله

به تعبیر روایات، ایام الله، ‌سه هنگامة «ظهور»، «رجعت» و «قیامت» هستند که در هر سه روز، یوم الحسین(علیه السلام) محور است؛ زیرا در روز ظهور، شعار لشکریان امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه) «یالثارات الحسین» خواهد بود. اولین کسی که در زمان رجعت به دنیا باز خواهد گشت، حضرت اباعبدالله(علیه السلام) خواهد بود و در روز قیامت نیز بهشتیان، زیر پرچم امام حسین(علیه السلام) گرد خواهند آمد.

8. سلوک با بلای حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه)

این چنین بلای امام حسین(علیه السلام) با بلای حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه) پیوند می‌خورد. غیبت، ابتلای عظیم امام زمانِ ماست که ایشان را از به تحقق رساندن وعده‌های الهی و گرفتن انتقام از قاتلان جدّ بزرگوارش، مانع شده است.

بلای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه) به قدری عظیم و بزرگ است که غم و مصیبت آن، ائمه(علیهم السلام) را سال‌ها پیش از میلاد آن حضرت، به گریه وا می‌داشت.

9. موانع راه سلوک با اولیای خدا

الف) نبود آمادگی برای همراهی با ولیّ خدا

اگر انسان، خودش را برای همراهی با ولیّ خدا آماده نکند، عقب خواهد ماند.

ب) علاقه به دنیا

انسانی که نتوانسته است از تعلقات دنیوی خود رها شود، یا هرگز توفیق همراهی با ولیّ خدا را پیدا نخواهد کرد یا هر چند توفیق همراهی را پیدا کند، نخواهد توانست تا انتهای مسیر، هم‌قدم او باشد و سرانجام در جایی، راه او از راه ولیّ خدا، جدا خواهد شد.

ج) جمع بین دنیا و آخرت

جدا شدن عده‌ای از سیدالشهدا(علیه السلام) و حتی قرار گرفتن آن‌ها در جبهة ابن زیاد از آن رو بود که می‌خواستند دنیا و آخرت را با هم جمع کنند. از این رو خداوند متعال زمینة فتنه و امتحان را پیش آورد تا یکی را انتخاب نمایند.

د) احساس عدم احتیاج به ولیّ خدا

کوفیان می‌پنداشتند برای رفتن به بهشت پیوستن به صف اولیای خدا ضرورتی ندارد. آنان می‌پنداشتند برای اصلاح خود به سیدالشهدا(علیه السلام) نیازی ندارند و در خیال خود، طواف می‌کردند و نماز می‌خواندند تا تهذیب شوند.

11) محبت، سرمنزل نهایی

پس از طی کردن مراحل قبل، حصول به مقام محبت ممکن می‌شود. اگر انسان بتواند به این مقام دست یابد، در حقیقت، به مقام تسلیم، وفا و تصدیق رسیده است.

دین بر پایة محبت بنا شده است 2و لذا مهم‌ترین رشته‌ای که می‌تواند ما را به اهل بیت(علیهم السلام) پیوند دهد، حب به ایشان و بغض از دشمنان ایشان است.

 

1. عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 1 ص 426.

2. «أساس الاسلام حبّنا أهل البیت.» (بحار النوار، ج27، ص82)

 

 

تربیت عاشورایی

نگاهی به مولفه‌های تربیت حسینی (علیه السلام)

پژوهشگر و نویسنده: کاظم میرزایی

مقدمه

هنگامی که امام حسین(علیه السلام) شصت سال پس از هجرت جدش رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله) عزم کرد که در برابر دستگاه ظلم و ستم یزید به پاخیزد می‌دانست که این قیام افزون بر رسوایی یزید و خاندان اموی، به بیداری ملت‌های جهان خواهد انجامید1. عاشوراییان با اقتدا به امام حسین(ع) نمايشگاهی را در کربلا به پا داشتند که با گذشت سال‌ها هنوز بر صفحة تاريخ ماندگار است و طراوت دارد.

ابعاد تربیتی عاشوراییان بخشی از جلوه‌های این نمایشگاه عظیم است که برای نمونه شماری از آن ابعاد در زیر می‌آید:

قبول اشتباه و عذرپذیری از دشمن

امام حسین(علیه السلام) عذر تقصيركاران و خطا كنندگان را کریمانه می‌پذيرفت و بزرگوارانه آنان را در آغوش می‌كشید. حر بن يزيد اولين فرمانده سپاه دشمن بود كه راه امام حسين(علیه السلام) را بست ولي وقتي توبه كرد حضرت با آغوش باز از او استقبال كرد2. جالب توجه اینکه وقتي حر توبه كرد به امام گفت: «من همان كسي هستم كه راه تو را بستم؛ آيا راه توبه براي من باز است؟» حضرت بلافاصله فرمود: «بلي خداوند توبه‌ات را مي‌پذيرد و تو را مي‌بخشد. تو آزاده‌اي همان‌طور كه مادرت نام تو را حر (آزاده) گذاشت.» سپس امام حسین(علیه السلام) او را برادر خطاب فرمود.

بنابراین هر كس ادعا مي‌كند «حسيني» است بايد توبه‌پذير باشد و از خطاهاي ديگران درگذرد.

جذب حداکثری (جذب دشمن حتی یک نفر)

از آموزه‌هاي دیگر تربيتي حسينی، نجات نيروهاي دشمن و افزايش نيروهاي سپاه خود از این طریق بود. امام این‌چنین نيروهاي بي‌طرف و خارج از صحنة نبرد و همچنین نيروهاي دشمن را به سپاه حق جذب می‌کرد. برای نمونه، يزيد بن زياد ابي شعثاء كندي از افراد دشمن بود كه از کوفه همراه سپاه عمر بن سعد شد و وقتي اوضاع را دید به امام حسین(عليه السلام) و سپاه او ملحق و شهید شد3.

ایشان از راه‌هاي مختلفی می‌کوشید تا اين افراد را هدايت و با سپاه حق همراه کند. فرستادن نامه، دعوت افراد به وسيلة فرستادن پيك مانند دعوت «زهير بن قين»، فرستادن پيك براي قبايل كربلا، مانند دعوت قبيلة «بني اسد»، دعوت از افراد به صورت حضوري و حتی كمك طلبيدن علني در ميدان نبرد از شیوه‌های حضرت برای هدایت افراد بود. ما نیز نباید به افرادی که در مسیر حق حرکت نمی‌کنند بی‌توجه باشیم و باید بکوشیم مسیر حق را به هرگونة ممکن برای آنان نمایان کنیم.

رضایت از پروردگار در برابر ابتلائات

فردي که به مقام عبوديت ناب رسیده و افتخار خود را بندگي خدا مي‌داند، جز انجام دادن تکليف و دست‌يابي به رضايت خداوند، به چيز ديگري نمی‌اندیشد و همت برنامه‌هاي زندگي‌اش را بر اين اساس سامان مي‌بخشد.

آن‌گاه که «ام سلمه‌»، مادربزرگ امام حسین(علیه السلام) به ایشان گفت‌: با حرکت خودت به سوي عراق‌، مرا اندوهگين مساز؛ زيرا از جدت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) شنيدم که فرمود: «فرزندم حسين در خاک عراق و در محلي به نام کربلا کشته خواهد شد.» امام در پاسخ وي فرمود: «يا أمّاه و أنا أعلم أنّي مقتول مذبوح‌ٌ ظلماً و عدوناً و قد شاء عزّوجل‌ّ أن يري حرمي و رهطي مشرّدين و أطفالي مذبوحين مأسوي‌ّ مقيّدين و هم يستغيثون فلا يجدون ناصراً4؛ اي مادر! به خوبي مي‌دانم که براساس ستم و کينه‌توزي مردم‌، کشته مي‌شوم و سرم ازبدنم جدا مي‌گردد. آري‌، خداوند بزرگ چنين خواسته است که کودکانم کشته شوند و زنان و فرزندانم به اسارات دشمن درآيند و فرياد ناله‌هاي آنان طنين انداز شود، ولي کسي به فرياد آنان نرسد.»

صبر در برابر ناملایمات

امام حسين(عليه السلام) در جايگاه‌هاي متعدد دربارة صبر سخن گفته و اهل حرم را نيز به شكيبايي دعوت فرموده است.5 او خود درس استقامت و ايستادگي را آموزش داد و در برابر دشمن به تنهایی ايستاد، صبر كرد و تسليم نشد و در آخرين لحظات زندگي فرمود: «صبراً علي قضائك يا ربّ لا إله سواك؛ اي پروردگاري كه جز تو هيچ معبودي نيست، بر قضاي تو صبر مي كنم.»

«صبراً علي حكمك يا غياث من لا غياث له6؛ اي پناه بي پناهان بر فرمان تو صبر مي‌كنم.»

شجاعت اجتماعی

شجاعت يعني نترسيدن از غير خدا، از فضایل اخلاقی به شمار می‌رود که در تمام یاران امام(علیه السلام) نمایان بوده است. نترسيدن از مرگ، از مظاهر آشکار شجاعت‌ است‌. همين عامل‌، امام حسين(علیه السلام) و يارانش را به نبرد عاشورا کشاند تا حماسة ماندگار بيافرينند‌. اين‌شجاعت‌، از اعتقادات ایشان سرچشمه می‌گرفت‌.

امام حسين(علیه السلام) مرگ با عزت را بهتر از زندگي با ذلت مي‌دانست. در سخنان جاودانة ایشان هنگام برخورد با سپاه حر آمده است‌: «من از مرگ باکي ندارم‌، مرگ راحت‌ترين راه براي رسيدن به عزت است‌. مرگ در راه عزت‌، زندگي جاودانه است و زندگاني ذلت‌بار مرگ بي‌حيات است‌.7»

حقیقت‌جویی و حق‌طلبی

هر چه بخواهد پايدار باشد، بايد در مسير الهي حرکت کند و صبغه‏ و رنگ خدايي به خود بگيرد. از منظر قرآن، تنها حق باقي و جاودانه است و باطل به طور ذاتي فاقد استعداد بقاست و قابليت استمرار ندارد: «إن الباطل کان زهوقاً.8»

هر شخص، گروه و جرياني، به ميزان بهره‏مندي از حق و حقيقت و به اندازة قرارگيري در جريان حق، از قابليت بقا و استمرار برخوردار خواهد شد. از اين‏رو نهضت امام حسين(عليه ‏السلام) جايگاه و پايگاه ممتازي در میان نهضت‌ها دارد؛ چون که در بهره‏مندي از حقانيت و در عين حال، مظلوميت، بر همگان سبقت گرفته است. ياراني که با امام و در لشکر ايشان، جريان عاشورا را آفريدند، در اوج اخلاص و صفا و حق‏طلبي بودند و قلة رفيع بردباري و فداکاري را براي دست‌یافتن به حق فتح کردند.

خلاصه آنکه حق‌مداري در نهضت عاشورا، بسان همة نهضت‏هاي الهي و بلکه عميق‏تر و ژرف‏تر، رمز بقا و جاودانگي آن است.

غیرت دینی

غیرت دینی از ارزش‌ها و پيام‌هاي عاشورا است‌. اگر کسي غيرت ديني داشته باشد، هرگز نمي‌تواند هتک حرمت به دين و زير پا گذاشتن مقررات آن و به خطر افتادن هستي آن را ببیند. این چنین شخصی آمادگی دارد از جان خود براي حفظ دين مايه بگذارد. غيرت ديني امام حسين(علیه السلام) اجازه نمي‌داد دين اسلام به خطر بیفتد و اين‌چنين او را ناآرام کرده بود و هرگونه توجيه صاحب‌نظران آن زمان را قانع‌کننده نمی‌دانست‌.

‌ غيرت و مردانگي امام حسین(علیه السلام) و اصحاب غيور ايشان از پيام‌هاي اخلاقي حماسة عاشوراست که تاريخ با بيان آن‌، اوراق ديگري از صحيفة عاشورا را به زيور طبع مي‌آرايد.

پاسخ‌هاي اصحاب غيور امام‌، همانند مسلم بن عوسجه‌، سعيد بن عبدالله حنفي‌، زهير بن قين و... که در شب عاشورا به امام حسین(علیه السلام) قول دادند با دست و صورت از تو محافظت مي‌کنيم همه از آموزه‌هايي است که به ما درس غيرت مي‌دهد.

 

پی‌نوشت

1. «من برای مردم هند چیز تازه نیاوردم، فقط نتیجه‌ای را که از مطالعه و تحقیقاتم دربارة تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی(علیهما السلام) پیمود.» محمد اکبرزاده، حسین پیشوای انسان‌ها، ص۳۰.

2. موسوعة امام حسین(علیه السلام)، ص437 به بعد.

3. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص319.

4. همان، ص331.

5. موسوعة امام حسین(علیه السلام)، ص490.

6. همان، ص510.

7. بحارالانوار، ج44، ص192.

8. اسرا، آیة81.

 

 

 

گزارش کتاب «بررسی تاریخ عاشورا»

به کوشش: یاسر شریعتی

کتاب «بررسی تاریخ عاشورا» هفده سخنرانی مرحوم دکتر ابراهیم آیتی را در بردارد که «رادیو ایران» سال‌های 43 ـ 1342 پخش کرده بود. این کتاب به کوشش استاد علی اکبر غفاری گردآوری شده است. وی دربارة چگونگی تهیة این کتاب می‌نویسد: «پس از فوت دکتر آیتی، فرزند وی متن تایپ شده از سخنرانی‌ها را در اختیار این‌جانب گذاشت و از تمام آنها آنچه مربوط به بررسی تاریخ عاشورا بود انتخاب و با مراجعه به مصادر و مآخذ تصحیح کردم و هرجا لازم به بیان بیشتری بود در پاورقی

توضیح دادم.»1

زندگی‌نامة مرحوم دکتر آیتی

مرحوم محمد ابراهیم آیتی در سال 1293 شمسی در شهر بیرجند متولد شد و تا سال 1317 در بیرجند و مشهد به تحصیل علوم قدیمه پرداخت و از سال 1320 تا 1329 در این شهر به وعظ و تدریس اشتغال داشت، سپس به تهران عزیمت کرد و از سال 1334 در دانشکدة علوم معقول و منقول به تدریس پرداخت و در سال 1340 در رشتة معقول از دانشگاه تهران درجة دکتری گرفت.2

زندگی‌نامة استاد علی اکبر غفاری

علي اكبر غفاري صفت در سال ۱۳۰۳ در تهران به دنيا آمد و پس از تكميل تحصيلات ابتدايي، به تحصيل دروس مربوط به تفسير قرآن پرداخت و دروس سطح حوزه را در خارج از مدرسه در كنار مدرسان مدرسة «خان مروي» آموخت.

مرحوم غفاري پس از سال‌ها تلاش در احيا و اصلاح متون اسلامي و انتشار بيش از صد جلد كتاب در سال ۸۲ به عنوان «چهرة ماندگار» برگزيده شد و در آبان ماه سال ۸۳ ديده از جهان فروبست و در كنار مزار مرادش «شيخ صدوق» در ابن بابويه آرام گرفت.3

مرحوم علی اکبر غفاری، مقدمة کتاب «بررسی تاریخی عاشورا» را به پیشنهاد شهید مرتضی مطهری به طرح برخی شبهات دربارة قیام سید الشهداء(علیه السلام) و روایت تاریخی گذرا از حرکت امام حسین(علیه السلام) اختصاص داده است.

برخی شبهاتی که در این مقدمه بررسی شده، چنین است: آیا عمل امام حسین(علیه السلام) فرار از بیعت بود یا اجابت دعوت کوفیان یا قیام و نهضت و انقلاب؟ آیا می‌دانست که کشته می‌شود یا نه؟ آیا از روی نقشه عمل می‌کرد یا اینکه در پیش‌آمدها هر یک جداگانه تصمیم خاصی می‌گرفت؟ چرا در بین راه کوفه پس از خبر شهادت مسلم بن عقیل به همراهان خود پیشنهاد کرد بروید و مرا تنها گذارید؟ و چرا بعد از این و آن تقاضای یاری می‌کرد؟ چرا شب عاشورا از همگی درخواست کرد بروید؟

پس از این مقدمة نسبتاً طولانی، سخنرانی نخست دکتر آیتی در «رادیو ایران» آغاز می‌شود. وی در این بخش، با اشاره به اینکه در هر یک از فصول تاریخ اسلام و غیر اسلام، کم و بیش تحریف روی داده، به تحریف ناپذیری تاریخ نهضت امام حسین(علیه السلام) می‌پردازد. وی در ادامه توجه خواننده را به آسیب دیگر تاریخ عاشورا جلب می‌کند و می‌گوید: «با کمال تأسف از ناحیة طرفداران جاهل یا دوستان تندرو مطالبی بی‌اساس و افسانه‌هایی عامیانه و دروغ‌هایی گمراه کننده وارد نوشته‌ها و گفتارهای مربوط به این قسمت شده است.»4

دکتر آیتی در ادامة این سخنرانی، به نقل حوادث مهم مربوط به مرگ معاویه تا شهادت حضرت مسلم بن عقیل(علیه السلام) و مسلط شدن عبیدالله بن زیاد بر اوضاع عراق می‌پردازد.

دکتر آیتی در سخنرانی دوم به دلایل قیام امام حسین(علیه السلام) از زبان خودش و ریشة آن در سی سال قبل اشاره می‌کند.

سخنرانی سوم به جریان خروج امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) از مدینه به سوی مکه تا رسیدن کاروان شهادت به قربانگاه کربلا اختصاص دارد.

مرحوم دکتر آیتی در بخشی از سخنرانی چهارم به این شبهه پاسخ می‌دهد که امام حسین(علیه السلام) و یارانش کشته شدند تا کفارة گناهان امت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) باشند و امام حسین(علیه السلام) با خون خود گنه‌کاران را بیمه کرد. وی با اشاره به اینکه این شبهه از مسیحیت سرچشمه می‌گیرد، ادامه می‌دهد: «امام حسین(علیه السلام) قیام کرد تا مردم بیشتر از خدا بترسند و به انجام فرایض مذهبی توجه کنند و روحیة تقوا در مردم زنده شود.»(4)

دکتر آیتی در سخنرانی پنجم به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا فاجعة شهادت امام حسین(علیه السلام) کانون و مرکز تمام حوادث تاریخی اسلام و قیام‌های دینی شد.

موضوع سخنرانی‌های بعدی، ماجرای اسیری اهل بیت(علیهم السلام) و مصایب کوفه و شام است.

مرحوم آیتی در سخنرانی ششم، داستان بازگشت اهل بیت(علیهم السلام) از شام به کربلا در اربعین همان سال را رد می‌کند و می‌گوید: می‌توان گفت که اهل بیت(علیهم السلام) پس از آنکه در روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند در حدود یک ماه در کوفه زندانی بودند و یکی دو روز پیش از اربعین آنان را به شام فرستادند و چنان‌که بعضی نوشته‌اند در حدود نیمة ماه ربیع الاول وارد دمشق شده‌اند.5

دکتر آیتی سخنرانی هشتم را به ذکر نام و نقش زنان در حادثة کربلا اختصاص می‌دهد که برخی از آنان عبارتند از: دلهم همسر زهیر بن قین، ام وهب همسر عبدالله بن عمیر، رباب همسر گرامی امام حسین(علیه السلام) و زنی از قبیلة بکر بن وائل که به همراه همسرش در سپاه ابن سعد بود.

بررسی خطبة حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) و حضرت سجاد(علیه السلام) در مجلس شام و دشمن‌شناسی، موضوعات سخنرانی‌های بعدی مرحوم آیتی است.

پی‌نوشت:

    1. (1)مقدمة «بررسی تاریخ عاشورا».
    2. (2)همان.
    3. (3)روزنامة همشهری، پنج‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴.
    4. (4)بررسی تاریخ عاشورا، ص124.
    5. (5)همان، ص149.

 

 

 

نوبت مُحرّم شد...

برگزیده‌ای از شعر عاشورایی در ادب پارسی

به انتخاب: ابوذر کمال

 

دور عاشقان آمد

یوسفعلی میرشکاک

 

خیز و جامه نیلی کن! روزگار ماتم شد

دور عاشقان آمد، نوبت مُحرّم شد

نبض جاده بیدار از بوی خون خورشید است

کوفه رفتن مُسلم، گوییا مُسلّم شد

ماه خون گواه آمد، جوش اشک و آه آمد

رایت سپاه آمد، کربلا مُجسّم شد

پای خون دل واکن، دست موج پیدا کن

رو به سوی دریا کن، ساحلی فراهم شد

گریه کن! گلاب افشان! گل به خاک می‌افتد

باد مهرگان آمد، قامت علی خم شد

قاسم و تپیدن‌ها، لاله و دمیدن‌ها

مجتبی و چیدن‌ها، گُل دوباره خرم شد!

هرکه رو به دریا کرد آبروی ساحل شد

خنده را ز خاطر برد آن‌که گریه‌محرم شد

تشنه، اضطراب آورد، آب می‌شود عباس

گو فرات، خیبر شو! مرتضی مُصمّم شد

خادم برادر بود از ره پرستاری

در قدم مؤخر بود، از وفا مقدم شد

نوبت حسین آمد، کآورد به میدان رو

نُه فلک به جوش آمد، منقلب دو عالم شد

چرخ در خروش آمد، خاک، شعله‌پوش آمد

آسمان به جوش آمد، کشته اسم اعظم شد

بر سر از غم زهرا خاک می‌کند مریم

با مصیبت خاتم، تازه داغ آدم شد

دشمن حسین افکند، ار به چاه یوسف را

چاه، چشمة کوثر، گریه، آب کوثر شد

گرچه عقدة دل بود، آبروی بیدل بود

کز هجوم فرصت‌ها این فغان فراهم شد

---------------------------

نسلِ نمیران

حسین منزوی

 

ای خون اصیلت به شتک‌ها ز غدیران

افشانده شرف‌ها به بلندای دلیران!

جاری شده از کرب و بلا، آمده و آنگاه

آمیخته با خون سیاووش در ایران

تو اختر سرخی که به انگیزة تکثیر

ترکید بر آیینة خورشید ضمیران

ای جوهر سرداریِ سرهای بریده!

وی اصل نمیرندگیِ نسل نمیران!

خرگاهِ تو می‌سوخت در اندیشة تاریخ

هر بار که آتش زده شد بیشة شیران

آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب

نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟

و آن روز که با بیرقی از یک تن بی‌سر

تا شام شدی قافله سالار اسیران؟

تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند

باید که ز خون تو بنوشند کویران

تا اندکی از حق سخن را بگزارند

باید که ز خونت بنگارند دبیران

حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است

ای کاسته شأن تو از این معرکه‌گیران!

-------------------------

غیرت عشق

غلامرضا سازگار(میثم)

 

جمال حق ز سر تا پاست عبّاس

به یکتائی قسم، یکتاست عبّاس

اگرچه زادة اُمّ‌البنین است

ولیکن مادرش زهراست، عبّاس

خدا داند که از روز ولادت

امام خویش را می‌خواست عبّاس

علم در دست، مشک آب بر دوش

که هم سردار هم سقّاست عبّاس

بنازم غیرت عشق و وفا را

که عطشان بر لب دریاست عبّاس

هنوز از تشنه کامان، شرمگین است

از آن در علقمه تنهاست عبّاس

نه در دنیا بود باب‌الحوائج

شفیع خلق در عقبی‌ ست عبّاس

چه باک از شعله‌های خشم دوزخ

که در محشر، پناه ماست عبّاس

 

شفیعان چون به محشر روی آرند

بریده‌دست او همراه دارند

------------------------

شهیدان خدایی

مولوی

 

کجایید؟ ای شهیدان خدایی!

بلاجویان دشت کربلایی

کجایید؟ ای سبک‌روحان عاشق!

پرندهتر ز مرغان هوایی

کجایید؟ ای شهان آسمانی!

بدانسته فلک را درگشایی

کجایید؟ ای ز جان و جا رهیده!

کسی مر عقل را گوید کجایی

کجایید ای درِ زندان شکسته!

بداده وامداران را رهایی

کجایید؟ ای درِ مخزن گشاده!

کجایید؟ ای نوای بی‌نوایی!

در آن بحرید کاین عالم کف اوست

زمانی بیش دارید آشنایی

کف دریاست صورتهای عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی

دلم کف کرد کاین نقش سخن شد

بهل نقش و به دل رو گر ز مایی

برآ ـ ای شمس تبریزی! ـ ز مشرق

که اصلِ اصلِ اصلِ هر ضیایی

-----------------------------

دوبیتی‌های مُحرّم

علی‌رضا قزوه

 

تو را از جوهر غم آفریدند

مرا از ابر نم‌نم آفریدند

برای گریه در سوگ حسین است

اگر ماه محرم آفریدند

***

قد آیینه‌ها خم شد دوباره

دلم دریاچة غم شد دوباره

صدای سنج و دمّام آمد از دور

بخوان ای دل! محرّم شد دوباره

***

بخون ای دل! که دشتستون صداشه

کمی فایز بخون، دردم دوا شه

ملائک نوحه‌خوانان حسین‌اند

بخون! والله خدا هم از خداشه

 

 

دانش ایثار آموز

به کوشش: حسن صحرایی

در دین اسلام فرهنگ ایثار و مجاهدت جایگاه ویژه‌ای دارد از این رو تقویت و ترویج فرهنگ ایثار و مجاهدت در میان دانش‌آموزان دارای اهمیت بوده که مسئولان و متولیان امر باید به این مقوله بیش از بیش اهمیت دهند.

از این رو بر آن شدیم تا از نظرات حجت‌الاسلام و المسلمین علی ذوعلم، مشاور وزیر آموزش و پرورش و دبیر ستاد همکاری‌های وزارت آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه در این زمینه بهره مند شویم

چگونه باید این روحیه را در دانش آموزان ایجاد کرد؟

باید تعامل دانش‌آموزان با معلمان و مربیان با ابزارهایی که چون کتاب درسی، کمک آموزشی و برنامه‌های پرورشی تأثیرگذار چنان صورت پذیرد که بتوان در مجموع با طراحی مدبرانه و هوشمندانه به این هدف رسید.

ما از پشتوانة تاریخی عظیمی در این زمینه برخورداریم؛ مقولة عاشورا و حماسة حسینی که در تاریخ اسلام آمده است، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و شهدایی که در این راه به شهادت رسیده‌اند بهترین پشتوانه برای القای این روحیه در میان دانش‌آموزان است که با الگوگیری از این تاریخ عظیم می‌توان برای ترویج فرهنگ جهاد و شهادت در میان جوانان و نوجوانان کوشید. باید از این الگوها و فرصت‌ها برای هدایت و راهنمایی هر چه بیشتر دانش‌آموزان بهره گرفت و قدر این موقعیت ها را دانست و به راحتی از کنار آن نگذشت که انقلاب اسلامی با خون هزاران شهید به دست آمده است و با ترویج همین فرهنگ، این انقلاب باقی خواهد ماند.

برای رسیدن به این مهم کارهای مقطعی، شعاری، سطحی، شتاب‌زده و زودگذر ما را به این هدف نمی‌رساند، بلکه باید با تکیه بر عقلانیت الهی بر اساس اسلام و ایمان به عنصر ولایت در عرصة اعتقادی، اجتماعی و سیاسی، مبانی فکری و اعتقادی دانش‌آموزان را به هر مقدار که ممکن است تقویت کرد تا ایمان عمیق‌تری به حقایق اسلام در درون آنان شکل بگیرد. به بیان دیگر نباید تنها به کارهایی اکتفا کرد که در بروز و ظهور به این مسئله مرتبط است، بلکه برخی از مقولات در ظاهر در خصوص تقویت به مقولة ایثار و فداکاری ارتباطی پیدا نمی‌کند، ولی مؤثر است. ما باید این عرصه‌ها را بیشتر توجه کنیم؛ عرصه‌های پنهان و لایه‌های غیرآشکاری وجود دارند که می‌تواند در به نتیجه رسیدن به این مقوله ما را بیشتر کمک کند.

منابع درسی که در اختیار دانش‌آموزان قرار دارد، چگونه می‌تواند این فرهنگ را در میان دانش‌آموزان نهادینه کند؟

کتاب‌های موجود تا حد زیادی به این مقوله پرداخته‌اند، ولی به دو نکته باید توجه کرد: یکی اینکه آن بخش از کتاب‌ها که به این مقوله پرداخته‌اند می‌تواند غنی‌سازی و به گونه‌ای بازسازی شود تا به گونه‌ای عمیق‌تر تأثیر بگذارد، نه اینکه لزوماً حجم مطالب کتاب‌ها را افزایش دهیم، بلکه گاهی یک شعر، خاطره، داستان و حدیث در مقطعی بسیار اثرگذار است که ما باید به این اثرگذاری بیندیشیم.

نکتة بعدی این است که نباید در این زمینه به کتاب‌های درسی اکتفا کنیم، یعنی اگر دانش‌آموز بتواند روحیة گذشت، ایثار و فداکاری را در مدیر مدرسه هنگام کار مدرسه مشاهده کند یا این‌گونه برخورد را در مربی پرورشی در تعاملات خود با دانش‌آموزان ببیند این مسائل بیشتر در روحیه‌اش تأثیر می‌گذارد. اگر خدای نکرده در حوزة تعلیم و تربیت فضایی پدید آید که عناصر انسانی آن حاضر نیستند برای حل یک مسئله ده دقیقه وقت بگذارند، اساساً شکل‌گیری این روحیه در محیط آموزشی با مشکل مواجه می‌شود، یعنی رفتارها و عواملی که در محیط آموزش و پرورش و جامعه با دانش‌آموز انس و مباشرت دارند بیشتر تأثیرگذار است. بنابراین باید این‌گونه مسائل را در تعاملات اجتماعی و تعلیمات بیشتر مورد دقت قرار داد و تنها به آنچه درکتاب‌ها آمده اکتفا نکنیم.

 

 

زبان‌های برّان سیری در رجزهای عاشورا

پژوهشگر و نویسنده: سید لطفعلی موحد

کاربرد شعر در نزد عرب گسترده است. رجزخوانی‌ عرب‌ها هنگام کارزار و میدان نبرد از نمودها و بازتاب‌های حماسه در شعر عرب است. روز عاشورا نیز که کارزار حق و باطل بوده، رزم‌جویانی به میدان پانهادند که رجز می‌خواندند. برخی از این رجزها فقط معرف شخص بود و بيش از اين چيزی بیان نمی‌کرد، ولي برخی دیگر علاوه بر معرفي شخص، معرف فكر، احساس، ايده و تمام اهداف معرفتي نیز هست. رجزخوانی بر اساس اين نوع در روز عاشورا بیشتر گزارش شده است.1

رجزهاي فراواني از امام و اصحاب در دست است كه روح نهضت در آنها دیده می‌شود و هدف جهاد را بیان می‌کنند. این اشعار به خوبی نشان می‌دهند که چرا امام و اصحابشان به صحراي كربلا رفتند و تا آخرين قطرة خون رزمیدند و تسليم نشدند. رجزهاي زيبا و پرمحتواي فراواني از حادثة عاشورا به جا مانده است كه سراسر درس عشق و معرفت و ولايت‌مداري است، ولي برای نمونه از زيباترين رجزهاي امام گل می‌چینیم و به اختصار آنها را شرح می‌دهیم.

رجز حر بن یزید ریاحی از این دست رجزهاست که وی هنگام نبرد خواند:

آليت لا أقتل حتي أقتلا                        و لن اُصاب اليوم إلّا مقبلاً

أضربهم بالسيف ضرباٌ مقصلاٌ                 لا ناكلاً منهم و لا مهللاً 2

«دوست دارم مبارزه و قتال كنم و شما را به قتل برسانم و امروز فقط از روبه‌رو بجنگم و هيچ‌گاه پشت به دشمن نکنم و شما را با شمشير برّان خويش از دم تيغ بگذرانم و نه از جنگ با شما نكول كنم و نه از جنگ باشما به عقب برگردم.»

حبيب بن مظاهر پيرمرد نيز در هنگام نبرد همانند ساير اصحاب امام با قوت قلب و بسان جوانان با شجاعت و جسارت مي‌جنگيد و چنين رجز مي‌خواند:

أنا حبيب و أبي مظهر                       فارس هيجاء و حرب تسعر

أنتم أعد عده و اكثر                       و نحن أوفي منكم و أصبر

و نحن أولي حجه وأظهر                 حقاٌ و أتقي منكم و أعذر 3

«من حبيب هستم و پدرم مظاهر بود سواركار هيجاء و جنگ‌هاي بزرگ. با وجود اينكه شما دشمنان ما تعدادتان زيادتر است ما وفادارتر از شما و صبورتر از شمایيم. همچنين ما در دليل و حجت از شما برتریم و حق ما اظهر است و با تقواتر از شما و بنده‌تر در درگاه الهي هستیم.»

این رجزها نکاتی را سرمشق آزادگان و آزادی‌خواهان می‌نمایند:

يكي مسئلة ولايت‌مداري اصحاب است كه در زير فشار دشمن و شدت آتش و عطش كه بر آنها تنگ گرفته بود باز هم پروانه‌وار گرد وجود شمع امام خويش چرخیدند و از وي دفاع کردند و هر كدام از آنها كه به ميدان مي‌رفت اين نكته را به دشمنان پنبه درگوش فرو كرده، گوشزد مي‌کرد و مي‌گفت كه حق مثل نوري مي‌درخشد و ما آن روشنايي را يافتيم و به وسيلة آن نور از تاريكي‌هاي دنيا گذشتیم و به سعادت خواهيم رسيد.

نافع بن هلال نيز كه از شجاعان لشكر امام بود چنين رجز مي‌خواند:

أنا الغلام اليمني الجملي                   ديني علي دين حسين بن علي

إن أقتل اليوم فهذا أملي                   فذاك رأيي و الاقي عملي4

«من همان غلام يمني جملي هستم و دين من همان دين حسين بن علي(علیهما الشلام) است. اگر امروز كشته شوم همانا به آرزوي خود دست يافته‌ام. اين نظر من است و من عمل خود را ملاقات خواهم كرد.»

دربارة «جون» غلام سياه‌پوست امام چنين مي‌نويسند كه خدمت امام آمد و اذن ورود به ميدان خواست. سپس عزم رزم‌گاه كرد و چنين رجز خواند:

كيف يري الكفار ضرب الأسود               بالسيف ضرباً بني محمّد

أذبّ عنهم باللسان واليد                       أرجو به الجنة يوم المورد 5

«چگونه کافران ضربه‌هاي غلام سیاهی را تاب می‌آورند ضربه هاي مرا كه از آل محمد با زبان و دست دفاع مي‌كنم و در هنگامة قيامت به بهشت اميدوارم.»

از جلوه‌هاي ويژه و فوق‌العاده معرفتی عاشورا رجزخواني جواني است كه پدرش در معركة كوفيان كشته شده بود و به تحريك مادرش آهنگ ميدان كرد و اين رجز معروف را قرائت كرد:

أميري حسين و نعم الأمير                 سرور فؤاد البشير النذير

علي و فاطمة والده                           فهل تعلمون له من نظير

له طلعة مثل شمس الضحي               له غرّهٌ مثل بدر منير 6

«حسين فرمانده من است و آن هم چه فرمانده‌اي، سرور است و فؤاد و بشارت دهنده و انذار دهنده است. علي و فاطمه پدر و مادر وي هستند؛ آيا شما نظيري براي او سراغ داريد؟ او صورتی دارد چون خورشيد درخشان و پيشاني‌اي دارد همانند ماه رخشان.»

اين رجز را مي‌خواند تا دار فاني را وداع گفت. كوفيان سر وي را از بدن جدا كردند و به طرف لشكر امام افكندند. مادر شيردل وي سر پسر را گرفت و بر سينه چسباند و گفت: احسنت اي پسر من و سپس آن را به طرف لشكر دشمن انداخت و گفت من اين سر را براي رضاي خدا داده‌ام چرا آن را به من بر مي‌گردانيد. اين مادر فرتوت در اين هنگام باز هم ذره‌اي از امام خويش فاصله نگرفت، بلكه در حالي كه خيمة عمودي در دست داشت، اين چنين با قوت قلب رجز خواند:

أنا عجوز سيدي ضعيفه                 خاویة بالية نحيفة

أضربكم بضربة عنيفة                 دون بني فاطمة الشريفة 7

البته شعارها و رجزهاي فراوان ديگري مانند رجزهاي امام يا برادر با وفايش حضرت ابوالفضل العباس يا فرزند ارشدش علي اكبر(علیهم السلام) هم هست كه در اين نوشتار مجال پرداختن به آنها نيست.

پی نوشت:

1. مرتضی مطهری، حماسة حسيني، ج1.

2. منتهي الآمال، ص494.

3. همان، ص503.

4. همان، ص507.

5. همان، ص513.

6. همان، ص514.

 

 

 

یک سطر از یک کتاب

مروری بر درسهای تربیتی عاشورا در سخنان رهبر فرزانة انقلاب

ابوذر کمال

عاشورا، فرهنگ یا حادثه؟

در باب عاشورا آنچه که عرض می‌کنم ـ البته یک سطر از یک کتاب قطور است ـ این است که عاشورا یک حادثة تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدالله(علیه السلام) با این حرکت ـ که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کاملاً روشنی بود ـ یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهیدشدن هم نیست؛ یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت ابی عبدالله(علیه السلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.1

 

باید حرکت کرد!

عنصر منطق و عقل در اين حركت، در بيانات آن بزرگوار متجلى است؛ قبل از شروع اين حركت، از هنگام حضور در مدينه تا روز شهادت. جمله، جمله‌ى اين بيانات نورانى، بيان‌كننده‌ى يك منطق مستحكم است. خلاصه‌ى اين منطق هم اين است كه وقتى شرايط وجود داشت و متناسب بود، وظيفه‌ى مسلمان، «اقدام» است؛ اين اقدام خطر داشته باشد در عالى‌ترين مراحل، يا نداشته باشد. خطرِ بالاترين، آن است كه انسان جان خود و عزيزان و نواميس نزديك خود - همسر، خواهر، فرزندان و دختران - را در طبق اخلاص بگذارد و به ميدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد. اينها چيزهايى است كه از بس تكرار شده، براى ما عادى شده، در حالى كه هر يك از اين كلمات، تكان‌دهنده است. بنابراين، حتى اگر خطر در اين حد هم وجود داشته باشد، وقتى شرايط براى اقدام متناسبِ با اين خطر وجود دارد، انسان بايد اقدام كند و دنيا نبايد جلوى انسان را بگيرد؛ ملاحظه‌كارى و محافظه‌كارى نبايد مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافيتِ جسمانى نبايد مانع راهِ انسان شود؛ انسان بايد حركت كند. اگر حركت نكرد، اركان ايمان و اسلام او بر جا نيست.2

 

چهره‌اش، در اوج مظلومیت، حماسی است

عنصر دوم [در حرکت سیدالشهدا]، حماسه است؛ يعنى اين مجاهدتى كه بايد انجام بگيرد، بايد با عزت اسلامى انجام بگيرد؛ چون «العزّة للَّه و لرسوله و للمؤمنين»3. مسلمان در راهِ همين حركت و اين مجاهدت هم، بايستى از عزت خود و اسلام حفاظت كند. در اوج مظلوميت، چهره را كه نگاه مى‌كنى، يك چهرة حماسى و عزتمند است. ... همان جايى هم كه حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) يك شب را مهلت مى‌گيرد، عزتمندانه مهلت مى‌گيرد؛ همان جايى هم كه مى‌گويد: «هل من ناصرٍ» - استنصار مى‌كند - از موضع عزت و اقتدار است؛ آن جايى كه در بين راه مدينه تا كوفه با آدم‌هاى گوناگون برخورد مى‌كند و با آنها حرف مى‌زند و از بعضى از آنها يارى مى‌گيرد، از موضع ضعف و ناتوانى نيست.4

 

مصیبت زیبا!

در مقابل همة اين مصائب، زينب به پروردگار عالم عرض نكرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض كرد: پروردگارا! از ما قبول كن. بدن پاره پارة برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض ميكند: پروردگارا! اين قربانى را از ما قبول كن. وقتى از او سؤال مي‌شود كه چگونه ديدى؟ مي‌فرمايد: «ما رأيت الّا جميلا». اين همه مصيبت در چشم زينب كبرى زيباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى كلمه‌ى اوست. ... كار براى خدا اينجور است. لذا نام زينب و كار زينب امروز الگوست و در دنيا ماندگار است. ... همه‌ى اين ارزشهاى انسانى كه در مكاتب گوناگون، منطبق با وجدان بشرى است، ارزشهائى است كه از دين برخاسته است؛ اينها را دين تعليم داده است. كار براى خدا خاصيتش اين است.5

 

خون برای آگاهی

در زيارتى از زيارتهاى امام حسين(عليه‌السّلام) كه در روز اربعين خوانده مى‌شود، جمله‌يى بسيار پُرمعنا وجود دارد و آن، اين است: «و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من‌الجهالة». فلسفة فداكارى حسين‌بن‌على(عليه‌السّلام) در اين جمله گنجانده شده است. زاير، به خداى متعال عرض مى‌كند كه اين بنده‌ى تو - اين حسين تو - خون خود را نثار كرد، تا مردم را از جهالت نجات بدهد. «و حيرة الضّلالة»6؛ مردم را از سرگردانى و حيرتى كه در گمراهى است، نجات بدهد. ببينيد، اين جمله، چه‌قدر پُرمغز و داراى چه مفهوم مترقى و پيشرفته‌اى است.7

-------------------

پی‌نوشت:

1.‌ بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانة ماه محرم، 5/11/84.

2. همان.

3. المنافقون:8.

4. بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در استانة ماه محرم، 5/11/84.

5. بيانات در ديدار فرمانده و پرسنل نيروى هوائى ارتش، 19/11/88.

6. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 98، ص331 .

7. سخنرانى در ديدار با فرزندان ممتاز شاهد، جانبازان شهرهاى مشهد، تهران، استان كردستان و...21/6/1369.

 

 

کارگاه ولایت جویی و برائت خواهی

روش‌هاي كاربردي تربيتي برای تقويت تولّي و تبرّي در نوجوانان

نویسنده: علي صادقي‌سرشت

    • قرآن کریم می‌فرماید: «اي پيامبر بگو در عوض [رسالت‏] پاداشى از شما نمي‌خواهم، مگر دوستى دربارة خويشاوندانم و هر كس نيكى به جاى آورد به ثواب او خواهيم افزود. همانا خدا آمرزنده و قدرشناس است.»1
    • پيامبر اكرم (صلّی ‌الله ‌عليه ‌و آله) فرموده است‌: «كسى ايمان ندارد مگر آنكه مرا از خودش و اهل بيت مرا از اهل بيت خودش بيشتر دوست‏ داشته باشد.»2

 

بار ديگر ...

    • زمان آن رسيده كه جاي تمام رنگ‌ها را فقط يك رنگ بگيرد؛ سياه.
    • فرصتي دوباره آمده تا تمام چشم‌ها فقط يك نقطه را ببيند؛‌ نينوا.
    • وقت آن شده كه تمام بغض‌ها فقط براي يك نفر بشكند؛ حسين.

... آري، محرم آمد.

 

تربيت شاگرداني كربلا شور و عاشورا شعور، آرزوي هر پدر و مادر و معلم پاك‌نهاد و حسين‌باور ايراني است. اين كوتاه نوشتار به دنبال آن است تا با ارائة نكته‌هايي كوتاه و كاربردي، به تحقق اين مهم ياري رساند.

    • قبل از فرارسيدن دهة محرم، با برنامه‌ريزي مناسب، از تمام دانش‌آموزان مدرسه بخواهيد كه اگر ممكن است در ايام دهة محرم همه با لباسي سياه يا همه با شالي سياه به مدرسه بیایند. سياه پوش بودن يك دست يك مدرسه، افزون بر ارائة تصويري زيبا از عزاداري، فضاي روحي نوجوانان را براي شركت بهتر در مراسم‌ها و ماندگاري خاطرات اين مدت زمان، بهتر مي‌كند.
    • شاگردان كلاس را به چند گروه پنج يا ده‌تايي تقسيم كنيد و مسئوليت اجراي برنامة عزاداري را هر روز به يك گروه واگذارید. از قبل بخواهيد تا فهرستي از برنامه‌هاي خود را به شما ارائه دهند و شما آنان را براي اجراي بهتر برنامه‌ها راهنمايي كنيد. براي بخش سخنراني،‌ به آنها كمك كنيد تا با انتخاب متني خوب دربارة كربلا آن را سر كلاس بخوانند، بخواهيد خود روضه‌خوان جلسه باشند و در صورت امکان هر چند در حد كم، حاضران در جلسه را پذیرایی کنند.
    • در صورت امكان براي هر كلاس مدرسه هيئتي تشكيل دهيد و ضمن نام‌گذاري براي هر هيئت، مسئوليت اجراي برنامة عزاداري را در هر روز از محرم به يك كلاس دهيد. اگر هر كلاس مسئول اجراي برنامة عزاداري براي صاحب نام هيئت خود شود مناسب‌تر به نظر مي‌‌رسد. از كمك‌هاي فكري خود براي رشد بهتر برنامه‌هاي آنها استفاده كنيد.
    • در مراسم‌هاي خود كمال اختصار را رعايت كنيد. ‌بی‌توجهی به اين نكتة مهم باعث زدگي نوجوانان خواهد شد.
    • از سخن‌رانان توانمند، خوش‌كلام و خوش‌ارتباط براي ادارة برنامه‌ها كمك بگيريد.
    • از پخش كتاب‌هاي پرمحتوا و مفيد اما كوتاه دربارة امام حسين(عليه ‌السلام) و برگزاري مسابقه از آن كتاب‌ها در ماه محرم غافل نباشيد. بسياري از معارف از همين طريق به نوجوانان انتقال می‌پذیرد.
    • اجراي مراسم مذهبي را به مدرسه محدود نكنيد. در حد امكان برای شرکت شاگردان خود در مراسم مذهبی بيرون مدرسه برنامه‌ریزی کنید. مي‌توانيد به صورتي هيئتي از كلاس يا مدرسه، براي شركت در عزاداري دسته‌هاي بزرگ‌تر محله يا مكان زيارتي نزديك مدرسه شركت كنيد.
    • قبل از شركت در مراسم‌هاي بيرون، در صورت امکان شاگردان خود را براي بازديد مکان‌ هيئت‌ يا تكيه‌اي كه مي‌خواهيد به آنجا برويد، ببرید و ضمن توضيح دربارة نوع برگزاری مراسم در آنجا، کارهایی را که باید انجام دهند، برایشان توضیح دهید.
    • در هنگام شركت در جلسه‌ها مکان مناسبی را برای نشستن هيئت مدرسه انتخاب کنید. مکانی را انتخاب کنید که در صورت نياز، هر لحظه شاگردان بتوانند بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران، محل جلسه را ترك كنند يا به آنجا بازگردند.
    • هر روز از دهة محرم را به نام يكي از عزيزان كربلا نام‌گذاري كنيد و در تابلويي كه در محل ديد همگان است نام او را با خطي درشت و زيبا بنويسيد. محوريت سخنراني و عزاداري را دربارة شخصيت آن نام نوشته شده اختصاص دهيد.
    • هر روز با شيوه‌هاي متفاوت از اجراي عزاداري، مانند سينه‌زني، سخنراني،‌ اجراي تعزيه، مداحي و‌ ... جلسه را اداره كنيد. از بزرگان هيئت‌ بخواهيد حتي اگر شاگردان مدرسة شما نمی‌توانند مراسم خاصی در هيئت برگزار کنند، دست کم بخشی از مراسم اصلی را به شاگردان شما اختصاص دهند، مانند آنکه قرائت آیات الهی و نصب پوستر و پرچم‌ها را به آنان بسپرند یا گروه سرود و شعرخوانی مذهبی تشکیل دهند. همچنین می‌توانند آنان را در پذیرایی از مهمانان عزاداري مشارکت دهند.
    • با در نظر گرفتن توانمندي‌هاي هر كدام از نوجوانان، به آنان مسئوليتي را در اجراي مراسم عزاداري بدهيد.
    • زمينة آشنايي شاگردان خود را با اعضاهاي گروه‌هاي مذهبي فراهم آوريد.
    • با همراهي شاگردان خود در برنامه‌هاي مذهبي و هيئت‌هاي عزاداري به آنها بفهمانيد كه براي اين‌گونه جلسه‌ها به اهميت بسیاری معتقدید.
    • شاگردانتان را با انواع مراسم‌ها و تشریفات مذهبی در شهرهاي مختلف آشنا سازید.
    • دلیل برگزاری و جزئیات مراسم مذهبی را برای شاگردانتان توضیح دهید تا حضور آنان در این مراسم‌ها آگاهانه باشد.
    • دلیل‌ رفتارهايي مانند سینه‌زنی، زنجیرزنی و ... را برایشان توضیح دهید. براي غناي اين بحث از مشاوران ديني كمك بگيريد.
    • در طول سال جلسات آموزش مذهبی را برگزار کنید. بعضی از گروه‌های مذهبی، کلاس‌های مخصوص برای نوجوانان برگزار می‌کنند. اگر چه بهتر است این کلاس‌ها را افراد خبره و کارشناس برگزار کنند، خود شما داوطلب اداره و برگزاری این کلاس‌ها شوید. می‌توانید متون آموزشی دارای محتوای مناسب را از مراکز مذهبی تهیه کنید.
    • تابلوي اعلاناتي در مدرسه مخصوص روايت‌هايي از اهل بيت(علیهم السلام) دربارة فضيلت دوست داشتن ایشان درست كنيد و رواياتش را هر هفته تغيير دهيد. براي بهتر ديده شدن روايات برای دانش‌آموزان مسابقه‌اي بگذاريد و برايش جايزه‌اي در نظر بگيريد. رواياتي مانند:

ü     پيامبر اكرم (صلّی ‌الله ‌عليه ‌و آله‌) فرمود‌: «هيچ‌كس از صراط نمي‌گذرد مگر به واسطة ولايت على(علیه السلام) و دوستى اهل بيت(علیهم السلام) او. على(عليه السلام) بر فراز بهشت قرار دارد و دوستانش را وارد بهشت مي‌كند و دشمنانش را وارد جهنم.»3

ü     جابر از حضرت باقر(عليه ‌السلام) از پدرش على بن حسين(عليهما ‌السلام) از پدر خود نقل كرد كه پيامبر اكرم (صلّی ‌الله ‌عليه ‌و آله‌)‌ فرمود: «دوستى من و دوستى اهل بيت در هفت محل سودمند است كه بسيار هراس‏انگيزند: هنگام مرگ، در قبر، هنگام نشور و در موقع نامة عمل و در هنگام حساب و ميزان و در صراط.»

براي اين قسمت مي‌توانيد در ايام محرم و صفر از كتاب «كامل‌الزيارات» ابن قولويه و در دیگر سال مي‌توانيد از كتاب «القطره» استفاده كنيد.

 

 

 

1. شوري، آیة‌23.

2. شيخ صدوق، علل الشرايع، ترجمة مسترحمي، ص296.

[1]. حسن ديلمي، ارشاد القلوب، ترجمة رضايى، ج‏2، ص56.

 

3. علامه مجلسي، ترجمه جلد هفتم بحار الانوار، بخش امامت، ج‏5، ص131.  

 

 

شعر سرخ معلم حماسه ساز

بررسی نقش شعر عاشورایی در تربیت حماسی

پژوهشگر و نویسنده: سید مصطفی موحد اصل

شعر عاشورايي جزء مهم‌ترين شاخه‌هاي شعر ديني است كه كارنامة پرباري دارد. بيشتر شاعران شيعي و غير شيعي كوشيده‌اند كه دربارة اين حادثة مهم تاريخي شعر بسرايند. به همين دليل اين نوع شعر گونه و سبك مستقلي را به خود اختصاص داده است.

عده‌اي معتقدند سرآغاز شعر عاشورايي را بايد دقايقي پس از واقعة عاشورا دانست، اما شاید بتوان آغاز آن را ابتداي حركت امام حسين(عليه السلام) انگاشت؛ زماني كه امام در يكی از اشعار خود سرشار از محتواي حماسي و شور و شعور فرمود:

الموت خيرٌ من ركوب العار                   والعار أولي من دخول النار(1)

همچنین باید به اشعاري اشاره کرد كه هنگام مبارزه در روز عاشورا يا در روزهاي قبل از آن خود امام و ياران باوفاي وي مي‌سرودند. مثل اين شعر حضرت ابالفضل العباس:

والله إن قطعتموا يميني                   إنّي اُحامي أبداً عن ديني

و عن إمام صادق اليقيني                نجل النبي الطاهر الأميني

«به خدا قسم اگر دست راست مرا ببريد همواره از دينم و از امامى كه صدق او يقيني است و از نسل پيامبر پاك و امين است حمايت خواهم كرد.»

واقعة عاشورا فرهنگ و مكتب مهم فكري است كه در آن شور و شعور و حماسه موج مي‌زند. رسالت اين مكتب دقايقي پس از پایان حماسه، با حماسه‌سازان ديگر اين عرصه يعني حضرت زينب و امام سجاد(عليهما السلام) ادامه پیدا کرد. این اندیشه با اشعار شاعران آن دوره و دوره‌هاي بعد به آيندگان منتقل شد.

ابوالحسن مجدالدين كسائي مروزي (متولد 341 قمري) نخستين شاعر فارسي‌زبان شيعي است كه سرودة او در پيشينة شعر مكتوب عاشورا به ثبت رسيده است. شعر وي چنين است:

باد صبا در آمد فردوس گشت صحرا     آراست بوستان را نيسان به فرش ديبا(2)

         دست از جهان بشوييم عز و شرف نجوييم   مدح و غزل نجوييم مقتل كنم تقاضا

در ميان شعراي حماسه‌سراي عاشورا به سنايي غزنوي و پس از آن قوامي رازي می‌توان اشاره کرد. قوامي چنين مي‌سرايد:

منم شير دل حر مردم‌رباي                     كمر بسته پيش ولي خداي

ز رخش تكبر فرود آمده                     شده بر براق شهادت سوار

به عشق جگرگوشة مصطفي          برآورده از جان دشمن دمار (3)

در قرن هفتم، اشعار عاشورايي شيعيان چون عطري بر فضاي جامعة شاعران تابید و بسياري از تركان مغولي تحت تأثير تربيت حماسي نهفته در پس اين اشعار به شعرسرايي پرداختند. برای نمونه، سلطان ولد مي‌گويد:

چو تو نيست هيچ شيخي تو وراي بايزيدي     تو عزيز چون حسيني نه ذليل چون يزيدي (4)

حسام‌الدين قهستاني پر آوازه‌ترين حماسه‌سراي ديني در قرن نهم هجري بوده و مشهورترين اثر او «خاوران نامه» است. وي در يكي از اشعار خود مي‌سرايد:

قنديل آفتاب كز او عرض را ضياست         تاب شعاع روضة مظلوم كربلاست

انوار لامعات مصابيح مرقدش           چو پرتو لوامع مشكات كبرياست (5)

در زمان حكومت قاجاريه دو منظومة حماسي توليد شد: یکی «خداوندنامه» فتح‌علي‌خان صبا و دیگری «ارديبهشت نامه» که از سروش است.

لحن حماسي شعر اين عصر در شعر قاآني چنين آمده است:

تني گردد آگه ز سرّ خداي             كه از جان و دل سر نمايد فداي

                       نينديشد از تيغ و تير وكمان         نپرهيزد از زخم گرز و سنان

                       نپرسد گرش تير و خنجر زنند     نترسد گرش پتك بر سر زنند (6)

تاريخ شعرسرايي تا پايان تاريخ ادامه خواهد داشت و همواره شاعراني مي‌آيند تا با الگوبرداري از حماسة عاشورا، به عصر خويش رنگ و بوي حماسه بخشند. تأثيرگذازی حداكثري اين‌گونه اشعار در شكل‌گيري انقلاب اسلامي ايران و جنگ هشت سالة دفاع مقدس يا در بيداري نوين اسلامي به وضوح پيداست و كسي تأثير اين اشعار را در این نهضت‌ها و جریان‌های سیاسی انکار نمی‌کند.

اگر شعراي بزرگ اسلام چون دعبل، كميت و فرزدق در تبليغ انديشه‌هاي عاشورايي در قرون ابتدايي اسلام نقش بسیاری داشتند، شاعران بزرگ معاصر عرب مانند محمود درويش را نیز باید نام برد كه در این‌باره اشعار شایسته‌ای سروده‌اند.

شاعران فارسي‌زبان ما نيز اهتمام بسیاری به شعر عاشورايي داشته‌اند، به طوري كه امروزه سبك مستقلی در شعر فارسي به عنوان شعر آييني يا شعر هيئت طرح‌ريزي كرده‌اند. در اشعار عاشورايي همواره سه عنصر مهرورزي، تغزل و حماسه بايد با هم وجود داشته باشد؛ زيرا اشعاري كه اين سه عنصر را با هم دارند، مي‌توانند بيان كنندة هدف اصيل و واقعي مكتب عاشورا باشند و به گونه‌اي راه حماسي عاطفي عاشورا را در قالب هنر شعري جاودانه سازند.

سروده‌هاي عاشورايي ره‌آورد درك عظمت، صلابت، شكوه و شوكت حماسه‌اي بس عظيم، باشكوه و نستوه است؛ مرداني اندك با زنان و كودكاني تشنه، در زير باران نيزه و شمشير ايستادند تا پاسدار عزت در مقابل ذلت باشند؛ حماسة مرداني پاك‌باخته و عاشق از خودگسستگان به محبوب پيوسته كه اسوه‌هاي بي‌بديل شوريدگي و حماسه‌سازي بودند.

شاعراني كه روح و نگاه حماسي داشته‌اند با نظاره و دريافت اين چشم‌انداز شكوه‌مند همين منظر و معنا را توصیف کرده‌اند و در این‌باره سروده‌هايي آفريده‌اند كه صلابت و سطوت و صولت روح حماسي عاشورا در آنها متجلي و مجسم شده است.

ناگفته نماند که روح حماسي در قالب شعر در طول تاريخ فراز و نشيب‌هايي داشته است. برای نمونه، این روحیه پس از دورة صفويه مقداري تنزل پيدا کرد و دوباره در نيم قرن اخير به اوج رسید، چنان‌که پرداختن به شعر عاشورايي معاصر، خود كتابی مفصل و جداگانه مي‌طلبد.

پي نوشت

1. سيد ابن طاووس، مقتل لهوف، ترجمة عقيقي بخشايشي.

2. ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات در ايران، چاپ دهم.

3. واعظ کاشفي، روضة الشهدا، ص263.

4. محمدقاسم هاشمي، مكتب اسلام.

5. ديوان ابن حسام به اهتمام احمد بيرجندي، ص225.

6. ديوان قاآني.

 

 

عشق خفته در خون

نگاهی به نقش عاطفه و مهرورزی در تربیت عاشورایی

پژوهشگر و نویسنده: حمیدرضا سلیمانی

عاطفه، اصلی‌ترین عامل تربیت انسان

مردان بزرگ به ویژه اولیای الهی علاوه بر شئونی که دارند، تربیت انسان‌ها را از وظایف و تکالیف نخست خود می‌دانند و در راه این هدف هرگونه مشکلات و سختی‌ها را با جان و دل می‌پذیرند.

اصلی‌ترین عامل تربیت انسان در کنار استدلال و منطق، عنصر عاطفه است. خداوند متعال در قرآن کریم عامل اصلی رشد و گسترش اسلام در میان مردم جزیرة‌العرب را محبت و عاطفه می‌داند و خطاب به پیامبرش تذکر می‌دهد که اگر تو شخص سخت‌دل و نامهربان بودی دیگران هرگز به گرد تو جمع نمی‌شدند.(1)

هدف اصلی قیام حضرت اباعبدالله(علیه السلام) از ابتدای نهضت و خروج از مدینه، همان‌طور که در گفتار ایشان آمده، طلب اصلاح و تربیت جامعة اسلامی است.(2) امام حسین(علیه السلام) در عالی‌ترین حد از عاطفه و محبت هنگام تبلیغ و بیان اهداف خود برخوردار است و این عاطفه نه ابزاری برای پیشرفت اهداف بلکه فضیلتی است که از روح شخصی بزرگ چون امام حسین(علیه السلام) سرچشمه گرفته است.

نقش تربیت عاطفی در قیام عاشورا

به نقش عاطفه و محبت عاشورایی در سه محور باید توجه کرد که در ادامه بیان می‌گردد:

1. محبت به فرزندان و خانواده

بر خلاف تصور برخی افراد که به دلیل شخصیت معنوی امام حسین (علیه السلام) و روح بندگی و عبودیت در برابر مقام ربوبی، امام را فاقد دل‌بستگی به فرزندان و خانواده می‌دانند، از ادله و شواهد چنین برمی‌آید که اوج علاقه، محبت و عاطفه به فرزندان، خواهران، برادران و اعضای خانواده در رفتارها و کنش‌های امام حسین(علیه السلام) دیده می‌شود که اگر چنین نبود و این مصایب بر امام گران نمی‌آمد، صبر در مقابل آن و اعتلای ناشی از این مصایب معنا نمی‌داشت.

از عاطفی‌ترین صحنه‌های روابط پدر و فرزند، ماجرای اجازه خواستن جوان رعنای امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراست. فرمایش امام پس از حرکت علی اکبر(علیه السلام) به سوی میدان نبرد که امام ناگهان او را از تعجیل در رفتن باز داشت و به جوانش فرمود که آهسته‌تر برود تا پدر قدری بیشتر او را ببیند، نمونه‌ای از اوج عاطفة پدری است.(3)

رابطة امام(علیه السلام) با خواهر چنان است که در تاریخ خواهر و برادری چون امام حسین(علیه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) نمی‌توان یافت؛ خواهری که خود و فرزندانش را فدای برادر و راه متعالی او می‌کند و هرگز بر فرزندانش گریه نمی‌کند تا مبادا برادر شرمندة او شود.

2. محبت و عاطفه به اصحاب و دوستان

امام حسین(علیه السلام) در طول مدت حضور در کربلا عده‌ای را فراخواندند و ایشان را به دلایلی از جمله ادای قرض و مشکلات دیگر خانوادگی از نبرد معاف کردند. همچنین به کسانی که در روز عاشورا حاضر بودند نهایت محبت را روا می‌داشتند، به نحوی که غلام سیاهی به نام «جَون» را از پیکار معذور نمودند و فرمودند که شما خدمت فراوانی به ما کرده‌ای و معافی، اما چنان محبت امام در وی تأثیر گذاشته بود که عرضه داشت: به خدا قسم که از شما جدا نخواهم شد تا خونم با خون شما مخلوط شود.(4)

نمونه‌هایی از اصحاب گرفتار به تردید در کربلا یافت می‌‌شوند که امام با فرستادن پیام و کمک طلبیدن از آنان اسباب هدایتشان را فراهم فرمود. همان‌طور که زهیر بن قین پس از پیام محبت آمیز امام حسین(علیه السلام) به حضرت پیوست و فرماندهی جناح راست لشکر به وی سپرده شد.(5)

حبیب بن مظاهر از دیگر اصحاب امام و کهن‌سال‌ترین عضو اصحاب سیدالشهداء(علیه السلام) است. آن‌گاه که عمامة خود را به کمر بست و آمادة رزم گردید، امام او را دید و منقلب شد و در حالی که قطرات اشک بر گونه‌های مبارکش جاری بود فرمود: «شکر لله سعیک یا شیخ؛ ای کهن‌سال، خداوند به تو اجر دهد!» حبیب بدین‌سان در آن شرایط سخت از محبت و عاطفه اباعبدالله(علیه السلام) بهره‌مند شد.(6)

3. محبت و عاطفة امام به مخالفان

امام حسین(علیه السلام) در ماجرای کربلا و از ابتدای حرکت از فرصت هدایت همة افراد حتی اگر در مقابل امام قرار گرفته بودند غافل نمی‌شد و مانند جدّ بزرگوارشان بر هدایت همة انسان‌ها حریص بود. از این رو در خطابه‌های خود دشمنان را نصیحت می‌فرمود و در هدایت آنان می‌کوشید.

استمداد از افراد لشکر عمر سعد و نصیحت آنان باعث پیوستن کسانی در روز عاشورا به امام شد. برخورد محبت‌آمیز سیدالشهدا(علیه السلام) با حرّ بن یزید ریاحی، اولین کسی که راه را بر امام بست و پذیرایی از حرّ و لشکرش و سیراب کردن اسب‌های آنان، چنان تأثیری در حرّ گذاشت که ظهر عاشورا با ندامت و پشیمانی خود را به دامن امام حسین(علیه السلام) افکند و از ایشان خواست تا اجازه فرماید اول کسی باشد که جان خود را فدا می‌کند.(7)

عاطفة سیدالشهدا، اعتلابخش دوست و دشمن

آنچه در تمام صحنه‌های کربلا بین امام و فرزندان، خانواده، اصحاب و حتی افراد لشکر مقابل می‌گذرد اوج محبت و عاطفة امام را نشان می‌دهد که هر کسی به اندازة ظرفیت خود از آن بهره‌مند می‌شود. همان‌طور که دست ولایت امام حسین(علیه السلام) به زینب کبری(سلام الله علیها) آرامش و اعتلای روحی بخشید، محبتش به اصحاب آنان را استوار کرد و دشمنان را دچار تردید کرد، چنان‌که بعضی در کربلا از لشکر عمر سعد گریختند و برخی پس از حادثة عظیم کربلا دچار عذاب وجدان شدند و قیام مختار ثقفی و توابین را با فاصلة اندکی بعد از حادثة عاشورا پایه‌ریزی کردند و پرچم خون‌خواهی سیدالشهدا(علیه السلام) را بر پاداشتند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. آل عمران، آیة159.
    2. ابن شهر آشوب، مناقب، ص89.
    3. سید بن طاوس، لهوف، ص166.
    4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص24.
    5. همان، ص26.
    6. سوگ‌نامة آل محمد، ص266.
    7. بحار‌الانوار، ج45، ص13.

 

 

کربلای مکرر

جستاری پیرامون تأثیر مؤلفه‌های نهضت عاشورا در فرهنگ دفاع مقدس

پژوهشگر و نویسنده‌: سید حمید مشتاقی‌نیا

مقدمه

حماسه‌های بی‌مثال دوران دفاع مقدس، سرشار از معرفتی عمیق به اهداف و آرمان‌هایی فرا ‌زمینی است که واکاوی هر بخش از حقایق آن، دریچه‌ای نورانی به معارف عاشورایی حضرت اباعبدالله(علیه السلام) را به روی ما می‌گشاید. این حماسه‌های شگرف در چارچوب نگاه مادی‌اش، هرگز تعریف نخواهد پذیرفت. آنچه در باور مدافعان بی‌نام و نشان دین و میهن به چشم می‌خورد این بود که ندای «هل من ناصر» قافله‌سالار نینوا در لایه‌های روشن و تاریک زمان، لبیک عاشورایی مردانی را می‌ستاند که اندیشه‌ای جز احیای حق و عدالت در ذهن ندارند. از منظر حماسه‌سازان سپاه خمینی(ره)، نهضت عاشورا به پایان نرسیده و بی‌توجه به گذر زمان، می‌توان خود را به قافله امام عشق رساند.

«بعضی‌ها ما را سرزنش می‌کنند که چرا دم از کربلا می‌زنید و از عاشورا؟ آنها نمی‌دانند که برای ما کربلا بیش از آن که یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده‌ایم، نه یک بار نه دو بار ... به تعدادشهدایمان...»1

الف) نمادها و شعارها

یاد عاشورا و نهضت خونین اباعبدالله(علیه ‌السلام) و یاران باوفایش با گفتار و کردار رزمندگان جبهة اسلام پیوندی ناگسستنی خورده بود. مطالعة حال و هوای آن دوران مقدس، رایحة روح‌افزای کربلا را بر دل و جان ما خواهد گسترد.

    1. 1.نشانه‌ها

اشعار و سرودهای شورانگیز دفاع مقدس، الهام گرفته از نام و آرمان‌های نهضت عاشورا بوده است، شعارهایی مانند: «حسین حسین شعار ما، شهادت افتخار ما»، «سوی خدا می‌رویم، به کربلا می‌رویم»، «پیش به سوی حرم حسینی، لبیک یاخمینی»، «بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت، از میان مرقد آن سرجدا باید گذشت»2 و... نام‌گذاری سلسله عملیات‌هایی با عنوان کربلا، محرم و عاشورا، رمزهایی همچون یا اباعبدالله ‌الحسین(علیه ‌السلام) یا زینب(سلام‌الله ‌علیها) و استفاده از سربندها و نصب پلاکاردهایی منقش به نام امام حسین(علیه ‌السلام) و راهیان کربلا و . . .، نوحه‌خوانی، مرثیه‌سرایی و خواندن زیارت عاشورا در هر فرصتی از شبانه‌روز و ده‌ها نماد و نشانة عاشورایی دیگر، بیان‌گر انگیزه‌های بی‌بدیلی بوده که نثار جان نیز در راه آن، ارزش چندانی نداشته است.

    1. 2.عاشقانه‌ها

دل‌دادگی به ساحت امام عشق، فراتر از شعار و شور و هیجان، به مطالبه‌ای آرمانی و عاشقانه تبدیل شده بود:

«شهید شیرعلی سلطانی، جوان 22 ساله شیرازی و مداح اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بود. قبل از شروع عملیات فتح‌المبین فریاد زد: حسین فاطمه! خجالت می‌کشم روز قیامت در عرصة محشر بیایم، در حالی که تو سر به بدن نداری ولی من با سر حاضر شوم، من شرمنده هستم. شیرعلی، قبری را برای خودش آماده کرده بود و وصیت کرد که در همان جا خاکش کنند. قبر از قامت او کوتاه‌تر بود. دوستانش تعجب کردند. اما پیکر بی‌سرش که آمد فهمیدند اندازه‌گیری‌اش درست بوده است.»3

ب) کنش‌های عاشورایی

کسب معارف این نهضت سازنده و تبعیت از آموزه‌های نورانی آن، مهم‌تر از شعار و ظاهر‌گرایی در تشابه به آداب و فرهنگ عاشوراست. نگاهی گذرا به برخی از رفتارهای سرداران شهید کربلای ایران، یادآور مؤلفه‌های عاشورایی مکتب سرخ حسینی است:

    1. 1.جهاد برای خدا

امام حسین(علیه ‌السلام) در خطبه‌های نینوایی خود تأکید داشت که هدفش از قیام، احیای دین خداست. آن حضرت ذره‌ای هم دارای مقاصد شخصی و امیال نفسانی نبود. از همین رو تحمل همه آن مصیبت‌ها را به جان خرید و به رضای الهی راضی شد. امام حسین(علیه ‌السلام) یک شب را از دشمن مهلت خواست تا فرصتی بیشتر برای نماز و عبادت در محضر دوست بیابد. ایشان در بحرانی‌ترین شرایط جنگ، نماز ظهر عاشورا را در تاریخ ماندگار کرد تا نشان دهد جهاد حسینی، هدفی جز تحقق احکام دین را دنبال نمی‌کند.

«روزه‌اش را افطار نکرده بود. با صدای اذان برخاست و وضو گرفت. بغل خاک‌ریز ایستاد که قامت ببندد. یک خمپاره شصت آمد، درست خورد رویش. تقریباً هیچ چیزی ازش باقی نمانده بود. دویدم طرفش، قرآن همراهش تکّه پاره شده بود، دست بردم یک تکّه را برداشتم و خواندم؛ «یاایّتهاالنّفس المطمئنّة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة...»4

    1. 2.بصیرت

امام حسین(علیه ‌السلام) و یارانش با شناخت کامل از ماهیت پلید حکومت یزید به نبرد با او پرداختند. قیام عاشورا برای مقابله با منکرهایی بود که جای ارزش‌های دین حق را گرفته بود. شهدای دفاع مقدس نیز ماهیت دشمن حق را به خوبی شناخته بودند. شهید سید عبدالرضا موسوی، دومین فرمانده سپاه خرمشهر، خطاب به دوستانش می‌نویسد: «برادران عزیزم! شما چه فکر می‌کنید؟ تحت چه شرایطی استعمارگران و دشمنان زخم خورده ما حاضرند به جای مخالفت و خصومت، به حمایت از ما برخیزند؟ آیا جز با نفی همه خواسته‌هایی که تا کنون در راه‌شان جنگیده‌ایم و قربانی داده‌ایم؟ و راستی برادران! اگر ما اختلاف خود را با استکبار جهانی به سرکردگی امریکا فراموش کنیم، چه چیزی برایمان باقی می‌ماند؟»5

    1. 3.عمل به تکلیف

مسلمانی که بصیرت دارد، تنها به آگاهی ذهنی بسنده نمی‌کند، بلکه درصدد انجام تکلیفی است که به ضرورت عملی شدن آن پی‌برده است. یاران اباعبدالله(علیه السلام) از این ویژگی برخوردار بودند. آنها برخلاف بسیاری دیگر از مدعیان پیروی از مکتب حق، کنج عزلت و عافیت را رها کرده و بی‌چون و چرا برای عمل به تکلیف خویش قیام نموده و به دفاع جانانه از دین خدا پرداخته‌اند.

«شهید محمود کاوه، مسئولیت حفاظت بخشی از بیت امام را بر عهده داشت. رفت پیش امام و پرسید: تکلیف ما چیست؛ به جبهه برویم یا اینجا بمانیم؟ امام فرمود: من اگر جای شما بودم به جبهه می‌رفتم. همان روز راه افتاد و خودش را به جبهه رساند. حتی حاضر نشد برای خداحافظی با خانواده، همراه دوستانش به مشهد برود.»6

    1. 4.شهادت‌طلبی

از شنیدنی‌ترین وقایع مربوط به حماسة عاشورا، شوق وصف‌ناپذیر اصحاب اباعبدالله(علیه السلام) برای وصال به حضرت حق و کشته شدن در راه خداست؛ آن‌گونه که سرباز نوجوان امام عشق، شهادت را شیرین‌تر از عسل توصیف می‌کند.

شهید سید علی اکبر شجاعیان، دانشجوی پزشکی و فرمانده گردان خط شکن «یارسول» در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «شش سال است که منتظر بودم. شش سال است که منتظر این عشقم. منتظر این وصالم. وصالی که دلم را به آتش کشید. آیا می‌شود از قفس تنگ و کوچک تن رهید؟... خدای من! شیرینی وصلت چگونه است؟ می‌دانم که تکه تکه شدن و سوختن در راه الله و معبود، درد و رنج ندارد. نه، لذت دارد، لذت.»7

 

پی‌نوشت:

    1. 1.شهید سید مرتضی آوینی، گنجینة آسمانی.
    2. 2.شهید چمران، حماسة عشق، ص12.
    3. 3.معاونت فرهنگی موسسه روایت سیره شهدا، روایت مقدس، ص62.
    4. 4.روزگاران، یک‌صد خاطره از شهید مهندس مهدی باکری، ج1،ص61.
    5. 5.محمد‌علی صمدی‌، مردستان،ج7 ص41.
    6. 6.سعید عاکف، مسافران ملک اعظم، ج1، ص10.
    7. 7.حمید مشتاقی نیا، والعاقبه ص40.

 

 

 

گذارش مردمی

به کوشش: حسین محمودی

وقتی دربارة عوامل موفقیت برای برگزاری هیئت‌های عزاداری به سراغ هیئتی‌ها رفتیم از مهندس و معلم و طلبه و خدماتی آنچه شنیدیم احساس تعلق معنوی بود که یکایک ایشان از آن سخن می‌گفتند.

یک مهندس عمران به ما گفت: من خیلی به ماهیت این کارها و سود آنها فکر می‌کنم. خانواده‌ای که من در آن بزرگ شده‌ام خانواده‌ای هیئتی هستند و بیشتر سال را در خانه روضه داریم. من معمولاً در این مراسم‌ها شرکت می‌کنم ولی همیشه این سؤال برایم مطرح بوده که چرا باید عزاداری کنیم. به هر ترتیب اگر من مسئول هیئت باشم سعی می‌کنم هیئتی برگزار کنم که وقتی کسی به آن هیئت می‌آید واقعاً استفاده کند و بهرة علمی از آن ببرد.

یک مکانیک هیئتی گفت: بهتر است در هیئت روضه هم بخوانند ولی سینه‌زنی‌اش باید جوانی باشد و بیشتر اهل شور زدن باشند و سبک‌های جدید و زیبا بخوانند.

کارگری گفت: هیئاتی به دل من می‌نشیند که به قول معروف به سیم آخر می‌زنند. برای نمونه، هنگام خواندن روضه‌های باز به سروصورت می‌زنند یا در سینه‌زنی بیشتر شور می‌زنند و بیشتر دنبال احساسات هستند.

معلمی خوش‌ذوق به ما گفت: اگر مسئول هیئت بودم در اولین گام به دنبال این بودم که سخنرانی را در هیئت پررنگ‌تر بکنم. برای این امر از سخنرانانی استفاده می‌کردم که قلب‌ها را تسخیر می‌کنند و برای مخاطبان جذابیت در منش و گفتار دارند. آن موقع بیشتر می‌کوشیدم معرفت بچه‌هیئتی‌ها را زیاد کنم. مداحی و شور زدن و این چیزها خیلی مهم است ولی معرفت از این مهم‌تر است. برای نمونه، سینه‌زنی بدون دانستن حکمت آن فایدة چندانی ندارد و باید هیئات بیشتر به سمت این بروند که معرفت سینه‌زن‌ها را به اهل بیت(علیهم السلام) بیشتر کنند.

دانشجویی گفت: هیئت جذاب به نظر من هیئتی‌اند که روضه و سخنرانی و سینه‌زنی‌اش همه به اندازه است و خسته‌کننده نیست. نکتة دیگر نزدیکی‌ بچه‌های هیئت به همدیگر است. برای نمونه، مسئولان هیئت اردو بگذارند که بچه‌های هیئت با هم صمیمی شوند.

دانش آموز دبیرستان در این زمینه گفت: مداح باید جذاب باشد و این خصوصیت را در خودش تقویت کند، چه از نظر اخلاص و معنویت و چه از نظر تیپ و ظاهر.

پاسداری گفت: توقع ما از مداح و سخنران هیئت این است که همان‌گونه بگویند که در مستندات است، نه اینکه اغراق کنند یا در بیان آن مسئله کم بگذارند، با مطالعه باشند، سعی کنند تکراری نباشند و به روز سخن بگویند.

طلبه‌ای هیئتی گفت: مهم‌ترین مسئله در هیئت برایم اخلاص مداح است و مورد دیگر سخنران است که دوست دارم فقط در مورد اهل بیت(علیهم السلام) بگوید، ولی کمتر از سینه‌زنی باشد و بچه‌ها را خسته نکند.

کارمندی گفت: سعی می‌کردم کارهایم از روی اخلاص باشد؛ زیرا در این صورت موفق خواهم بود و از آن مهم‌تر نمی‌گذارم واجب فدای مستحب شود و هیئت به واجباتمان ضرری برساند.

طلبه‌ای دیگر به ما گفت: بهتر است در فضای هیئت مداحی باشد که مطالب خوب را که مبتنی بر عقاید خودمان و روایات ماست در یک قالب و آهنگ خوب ارائه بدهد. البته از همة اینها مهم‌تر اخلاص شرط اول است و این اخلاص را می‌توان در اخلاق و رفتار مداح بررسی کرد. سخنران هم باید مطالب روز را با توجه به مطالب برگرفته از مطالب اهل بیت(علیهم السلام) و سیرة اهل بیت (علیهم ‌السلام) بیان کند. البته سخنرانی باید مختصر باشد و خود برنامة هیئت هم باید مختصر باشد، به گونه‌ای که جوان از هیئت زده نشود. هیئت‌ها باید به گونه‌ای باشند که عامة مردم بتوانند از آن استفاده کنند و کسی خسته نشود و هفته‌ای یک جلسة حدوداً نیم‌ساعتی با خدا ارتباط برقرار کنند.

مغازه‌دار سوپرمارکتی گفت: اولاً باید این تجملاتش را کم کرد. سخنران هم زیاد نباید به حاشیه برود؛ همواره باید متن را بگوید و مداحان هم باید خالصانه و اسلامی‌تر بخوانند. در سخنرانی‌ها هم باید بیشتر احکام شرعی را بیان کنند؛ زیرا اکثر این مسائل را نمی‌دانند.

یک خدمات کامپیوتری هم به ما گفت:مداحان باید سخنانی بامعنا و مستند بگویند، نه مطالب خرافاتی و بی‌سند.

 

 

 

دریای فضائل

سیری در زیارت حضرت ابالفضل

حجت الاسلام والمسلمین استاد عرفان

 

در زیارت‌نامة منقول از حضرت امام صادق(علیه السلام) برای زیارت مرقد شریف و مزار نورانی حضرت ابوالفضل(علیه السلام) آمده است: «أشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحة لخلف النبی.» مناصب و موقعیت‌های گوناگونی برای وجود مقدس حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهرمان باوفا و سترگ حماسة سرخ حسینی نقل کرده‌اند. بعضی از بزرگان حدود هفده منصب برای وجود مقدس حضرت ابوالفضل(علیه السلام) نقل کرده‌اند. در این بخش از زیارت‌نامه به چهار موقعیت و منزلت عظیم برای آن حضرت برخورد می‌کنیم.

 

مقام تسلیم

 

می‌فرماید: «أشهد لک بالتسلیم؛ گواهی می‌دهم که شما در برابر ولی‌ّ امر و امامتان تسلیم بودید.» تسلیم بودن به این معناست که ما به امر مولا دل بسپاریم وآن را نقد و نفی نکنیم و بی‌درنگ از آن چه فرموده خشنود باشیم و بهانه نتراشیم. خداوند متعال این موقعیت تسلیم را در وجود پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) چنین شرح می‌دهد و می‌فرماید: «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِي ما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً؛1 سوگند به پروردگارت اینها تو را باور ندارند تا اینکه تو را داور قرار دهند برای هر اختلافی که در بینشان ایجاد می‌شود. سپس در درون خودشان از آنچه تو حکم روا کرده‌ای احساس دل‌تنگی نکنند (هم از دل و هم از عقل) کاملاً تسلیم تو باشند.»

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرماید: «لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي2؛ می‌خواهم تعریفی از اسلام بیان کنم که هیچ کس پیش از من این تعریف را برای اسلام نکرده است.» بعد می‌فرماید: «الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ3؛ اسلام تسلیم شدن است.» یعنی در قلمرو عمل، عقل و دل باید تسلیم خداوند و مولا شد. این مقام تسلیم آن چنان اهمیت دارد که در زیارت جامعة کبیره یکی از منزلت‌هایی که دربارة ائمه مطرح می‌شود منزلت تسلیم است. برای نمونه آمده است: «و سلّمتم له القضاء؛ شما اهل بیت تسلیم داوری خدای متعال بودید.» و همچنین آمده است: «و به تؤمنون و له تسلّمون؛ شما به او باور داشتید و تسلیم او بودید.»

   در دایرة قسمت ما نقطة تسلیمیم                    لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

 

مقام تصدیق

 

«أشهد لک بالتسلیم و التصدیق؛ تو باور داشتی منزلت امامت و تو باور داشتی شخص امام را.» دو باور و تصدیق در آنجا لازم بود: یکی تصدیق به امامت و یکی تصدیق به اینکه مظهر آن امامت، امام حسین(ع) است، یعنی هم تصدیق به منزلت امامت و هم تصدیق به شخص امام اهمیت دارد. دربارة این مقام بسیار بلند در زیارت جامعه آمده است: «و سلم من صدّقکم؛ سالم می‌ماند کسی که شما را تصدیق کرده باشد.» همچنین آمده است: «و من جحدکم کافر؛ کسی که تصدیق نکند و انکار کند کافر است.» یکی از موقعیت‌های ائمه(علیهم السلام) این است که دارای موقعیت تصدیق بوده‌اند. در ادامه زیارت جامعه آمده است: «و صدّقتم من رسله من مضی؛ شما پیامبران پیشین را تصدیق کردید.» امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرماید: «عِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ وَ نَجَاةً لِمَنْ صَدَّقَ؛4 اسلام برای کسی که تصدیقش کند سبب نجات است.» همچنین امیرمؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ5؛ اول دین شناخت خداست و کمال معرفت خداوند متعال اذعان به خداوند متعال است.»

 

مقام وفا

 

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرماید: «أشرف الخلائق الوفا؛ ارجمندترین صفات و خوی‌ها، خوی وفاست.» همچنین می‌فرماید: «الوفاء حصن السؤدد؛ وفا دژ بزرگواری است.»6 وفا یعنی اجرا کردن پیمان‌هایی که انسان بسته و عملی کردن تعهداتی که انسان دارد. پس وفا در برابر عهد است. سه نوع عهد در معارف اسلامی وجود دارد: یکی عهد خداوند متعال با بندگان که قرآن کریم به آن تصریح کرده: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشیطان7». دیگری عهد بندگان با خداوند متعال است، چنان‌که در قرآن آمده است: «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُم»8 پیمان‌هایی که بندگان با خدا می‌بندند که در فقه ذیل بحث «نذر» آمده است، غیر عهد خداوند با بندگان است. این عهد مسئله‌ای فقهی است که بعضی از بندگان خدا با خداوند متعال پیمان می‌بندند و اگر تخلف کردند باید کفاره دهند. دیگری عهد بندگان با بندگان است که تمام قراردادها و پیمان‌های خرد و کلان در قلمرو همین عهد بندگان با بندگان است. وفا به این معناست که انسان به پیمان‌هایی که می‌بندد، به قراردادها و پروتکل‌هایی که می‌بندد پایدار باشد. «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْئوُلاً»9

حضرت ابوالفضل(علیه السلام) با توجه به این نکته که هر عهدی سخت‌تر و سنگین‌تر باشد وفای به آن عهد ارجمندتر و شکوه‌مندتر است قرارداد و پیمانی با امام حسین(علیه السلام) بسته بود که منوط به ایثار جان و گذشتن از همه چیز بود. این پیمان سخت و دشوار جان‌فشانی عظیمی می‌طلبید.

 

خیرخواهی برای امام زمان خویش

 

در این زیارت آمده است: «أشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحه.» نصیحت و نصح به معنای خیرخواهی است، اینکه انسان در درون خود هدفی جز خیرخواهی برای کسی نداشته باشد و به گرایش‌های مادی بی‌توجهی کند. امیرمؤمنان علی(علیه السلام)‌ می‌فرماید: «لا شفیق کالودود الناصح10؛ هیچ مهربانی مانند مهربانی خیرخواه، یعنی دوست خیرخواه نیست.» و هم ایشان می فرماید: «النصیحة من أخلاق الکرام11؛ خیرخواهی از اخلاق بزرگ‌مردان است.» خدای متعال سخن حضرت هود را چنین نقل می‌کند که فرمود: «أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِين؛12 (حضرت هود به قومش فرمود) من پیام‌های خدایم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امین هستم.» ناصح بودن یعنی کسی که غرض‌های شخصی و قومی و مادی ندارد فقط خیرخواه محبوبش باشد.

 

 

1. نساء، آیة 65.

2. نهج البلاغه، حکمت 125

3. همان

4. نهج‌البلاغه، خطبة 106.

 

5. نهج‌البلاغه، خطبة 1 .

6. غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، حرف «واو».

7. یس، آیه 60

8. نحل، آیة91.

9. اسراء، آیة34.

10. غرر الحکم، ج 2، ص834، حدیث 112

11. منتخب میزان الحکمت، ص 488

12. اعراف، آیة68.

 

 

 

معرفی نرم‌افزارهای عاشورایی

به کوشش: زهرا پهلوانی

 

نرم‌افزارپیشوای شهادت

مؤسسة فرهنگی دیجیتال «هنر ناب اسلامی» در موضوعات «معارف اهل بیت(علیهم السلام)» و «انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» در قالب رسانه‌های دیجیتال به نشر و ترویج فرهنگ و هنر اسلامی فعالیت می‌کند.

این مؤسسه که فعالیت خود را از سال 1387 با عنوان «گروه طراحی هنر ناب» آغاز کرد و در مهرماه 1388 به عنوان یکی از نخستین «مؤسسات فرهنگی دیجیتال» مجوز نشر دیجیتال را از مرکز توسعة فن‌آوری و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده، به مناسبت محرم‌الحرام در سال 1388 شمسی، نسخة 1.1 از نرم‌افزار چندرسانه‌ای «پیشوای شهادت» را تولید و عرضه کرده است. نرم‌افزار چند رسانه‌ای «پیشوای شهادت» گنجینه‌ای ارزشمند از متون، کتب و مقالات با محتوای شنیداری و دیداری و محیطی کاربرپسند است که دربارة وجود مبارک حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) تولید شده است.

از ویژگی‌های این نرم‌افزار کسب عنوان دوم در نخستین دوره از مسابقات رسانه‌های عاشورایی است که بهمن 1387 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار گردید.

سیره و زندگی‌نامه، فضایل و ویژگی‌ها، بحث دربارة عزاداری، بانک مقالات،حکایات تصویری و تماشاخانه از بخش‌های اصلی این نرم‌افزار است. همة نماهنگ‌های این محصول قابلیت پخش به وسیلة دستگاه‌های VCD را دارند و همة بخش‌های شنیداری آن به وسیلة دستگاه‌های پخش mp3 قابل اجراست و متون این نرم‌افزار نیز قابل دسترسی و برداشت است.

فروشگاه‌های نرم‌افزار یا پایگاه اینترنتی مؤسسة فرهنگی دیجیتال «هنر ناب اسلامی» محل عرضة این محصول هستند.

نرم‌افزارثارالله

مؤسسة تحقيقاتي حضرت ولي عصر(عجّل الله فرجه) تحت اشراف حجت‌الاسلام حسینی قزوینی برای احياي فرهنگ عاشورا و هم‌گام با عصر حاضر و با توجه به توسعة فناوري اطلاعات و ارتباطات، اقدام به تولید نرم‌افزار «ثارالله» كرده است. اين نرم‌افزار در سلسله نرم‌افزارهاي مذهبي مؤسسه بوده و یکی از كامل‌ترين نرم‌افزارها دربارة امام حسين(علیه السلام) به شمار می‌آید.

از بخش‌های این نرم‌افزار به آيات قرآن مرتبط با اهل بيت(علیهم السلام) به ویژه امام حسين(عليه السلام)، با ترجمه و تفسير آيات، پرسمان که حدود هشت‌صد پرسش و پاسخ پيرامون امام حسین(عليه السلام)، کتابخانة دیجیتال، بانک مقالات، کتاب‌شناسي، اشعار، زندگي‌نامه، گالري تصاوير، نوا و نما می‌توان اشاره کرد.
از ويژگي‌هاي اين نرم‌افزار، ارائة تحقيقی جامع و كامل در موضوع پر ماجرا و بحث‌برانگيز قمه‌زني است كه تلاشي بي‌طرفانه و به دور از جانب‌داري و قضاوت‌هاي متعصبانه و كاملاً علمي در اين موضوع مي‌تواند به حساب آید و محققان و انديشمندان را با ادله و
  مستندات هر دو طرف اعم از موافق و مخالف آشنا کند و در پايان مجموعه‌اي كامل از فتاواي مراجع تقليد همراه با تحليل در اختيار قرار دهد.

نرم‌افزارسفینة‌النجاة

مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزة علمیة اصفهان که به امر مرجع عالی‌قدر حضرت آیت الله العظمی مظاهری در آذرماه سال 1377 تأسیس شده تاکنون گام‌های مؤثری برای تولید ده‌ها نرم‌افزار دینی برداشته است، چنان‌که مورد توجه و قبول عالمان، محققان و اندیشمندان جامعة اسلامی قرار گرفته است. این مرکز تاکنون توانسته رتبه‌های متعددی از جمله رتبة اول در جشنوارة نرم‌افزارهای رسانه‌های دیجیتال سال 1389، خادم قرآن کریم سال 1384، رتبة اول ششمین نمایشگاه نرم‌افزار علوم اسلامی سال 1380 و خادم فرهنگ عمومی1386 کسب نماید.

یکی از نرم‌افزارهای ارزش‌مند دربارة عاشورا نرم‌افزار سفینة‌النجاة، کتابخانة امام حسين(عليه السلام) است. این نرم‌افزار شامل متن سی‌صد جلد کتاب و 450 مقاله پيرامون امام حسين(عليه السلام) با موضوعات سخنان، سيره، فضایل، تاريخ، مقاتل، شعر، عاشورا و... است. از ویژگی‌های آن می‌توان به امکان مشاهده تمامي فهرست‌هاي کتاب‌ها به صورت يک‌جا (فهرستگان)، جست‌وجوي پيشرفته در متن، پاورقي، عناوين و فهرست کتاب‌ها ، امکان جست‌وجوي ريشه‌اي و با پسوند، نغمه‌هاي دل‌نشين، نماهنگ‌هاي زيبا و جذاب، قابل اجرا در دستگاه‌هاي mp3 ، تصاوير زيبا و پس‌زمينه‌هاي ويندوز، قابل اجرا در همة ويندوزها اشاره کرد.

برای تهیة این نرم‌افزار از طریق فروشگاه‌های نرم‌افزار اسلامی یا سایت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزة علمیة اصفهان می‌توان اقدام کرد.



نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
چهارشنبه, نوامبر 29, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد