برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه رسانه

 

 

 

رژیم رسانه ای

مرداک،امپراتور رسانه

موج سواری روی سیگنالهای تربیتی

دگر دیسی اخلاقی واجتماعی در رسانه ملی

رسانه ها تمام حقیقت رابیان نمی کنند

تبلیغات ،فکر ها را می خورد

داستان از یک نقطه کوچک آغاز شد

شبکه جهانی اطلاعات

در فیس بوک ،تویتر و... چه می گذرد

Sms کار کرد ها و کژ کارکردها

سیمای ناتمام زنی در قاب

افکار عمومی موش آزمایشگاهی نیست

 

 

 

 

 

رژيم رسانه‌اي

پژوهشگر و نویسنده: احمد پهلوانیان

1. عصر، عصر ارتباطات است و دوران، دوران حاکميت رسانه‌هاي مدرن بر ذهن، فکر و انديشة مخاطبان. روزگاري که رسانه‌هاي قدرتمند در عرصة فرهنگ‌سازي با بهره گرفتن از انواع شگردها وتکنيک‌هاي ارتباطي، در شکل‌دهي الگوهاي رفتاري و تأثيرگذاري بر مخاطب خود، تمام تلاش خود را به کار مي‌بندند. اين رسانه‌ها بدون فعال کردن خودآگاه مخاطب، بر اوتأثير می‌گذارند و ناخودآگاه او را براساس آنچه مي‌خواهند و مي‌پسندند شکل مي‌دهند تا در مواقع تصميم‌گيري و در غليان هيجانات، آن‌گونه که مي‌خواهند عمل کنند.

 

2. سواد رسانه‌اي، يعني قدرت خواندن و نوشتن در رسانه‌ها، هم بدانیم که رسانه چيست، چه مي‌گويد و چگونه مي‌گويد و هم بتوانيم در صورت نياز از اين رسانه بهره بگیریم و آنچه در انديشه است، تأثيرگذار و به‌موقع بيان کنيم. سواد رسانه‌اي به ما کمک مي‌کند تا لايه‌هاي پنهان پيام‌هاي رسانه‌اي را واکاوي کنیم و با رفتن به پشت پردة ظاهري محصولات رسانه‌اي، انديشه‌هاي زير متن و پيام‌هاي زير پوستي آن را که در مواجهه با آن اثر، سراغ ناخودآگاه ما مي‌رود، شناسايي کنیم. در این صورت است که می‌توانیم موضعي عالمانه و از روی شناخت نسبت به رسانه و پيام‌هاي آن بگیریم.

اصولاً سواد رسانه‌ای در جهت برخورد هدفمند با رسانه مطرح می‌شود. از این منظر به اعتقاد بیشتر تحلیل‌گران و کارشناسان حوزه رسانه، برخورد هدفمند با رسانه از جمله دلایل بالا رفتن سطح آگاهی در تمامی اقشار جامعه به عنوان مخاطبین رسانه می‌باشد. این امر می‌تواند منجر به ایجاد ارتباطات دوسویه و مشارکت‌جویانه با رسانه‌ها از یک‌سو و تقویت ساختارهای دموکراتیک جامعه در راستای مباحث نقد و مشارکت فعالانه در حوزة رسانه در بین شهروندان باشد. بنابراین آنچه در «سواد رسانه‌ای» می‌تواند مطرح باشد، آموزش مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانه‌ها و در عین حال به وجود آوردن نگاهی دقیق، نقاد و تحلیلی به پیام‌های مکتوب، دیداری و شنیداری رسانه ‌باشد.

اگر در یك فیلم پسركی ده‌ساله در حال دویدن باشد و در همان هنگام دویدن تبدیل به یك مرد چهل‌ساله ‌شود، برای كسی كه فیلم زیاد دیده است، اتفاق عجیبی نیست. تماشاگر حرفه‌ای سینما می‌داند كه رجوع به آینده ـ در این مثال 40 ساله شدن فرد مورد بحث ـ یا بازگشت به گذشته یك فرد یا یك موضوع، احتیاج به چهل سال انتظار ندارد. این امری بدیهی در سینماست كه می‌تواند در یك پلان رخ دهد (فلاش فوروارد و فلاش‌بك).

اما دیدن چنین صحنه‌ای برای کسی که اولین بار است که فیلم می‌بیند، ممكن است ایجاد سردرگمی كند؛ و لذا از خود بپرسد آن پسرك چه شد؟ و این مرد چهل‌ساله كیست؟ اما تماشاگر حرفه‌ای سینما به‌تدریج به دانش و مهارت‌هایی مسلط شده كه لازمة درك فیلم است و بر اثر آن، نمادها و نشانه‌‌های دیداری در سینما را به‌خوبی می‌شناسد.

3. براي سالم زيستن و عمري طولاني و مفيد داشتن، داشتن اصول و معيارهاي مشخص علمي و برنامه‌ريزيِ رژیم غذایی مناسب ضروری است. داشتن رژيم غذايي در هر دوراني از زندگي بشر لازم و ضروري است و در اين دوران، نياز به آن به صورت جدي‌تر احساس مي‌شود. تنوع بسيار زياد محصولات غذايي و هجوم آن‌ها به سوي انسان، گاهي قدرت انتخاب در تصميم‌گيري را از انسان سلب مي‌کند.

اين آشفته بازار عیناً در دنياي رسانه‌ها نيز وجود دارد: انواع و اقسام محصولات رنگارنگ و پر زرق و برق رسانه‌اي که پيش چشم مخاطب قرار گرفته و هر کدام مخاطب را به سوي خود می‌کشاند. اين بخشی از زندگي انسان مدرن است. زندگي بدون اصول و ضوابط دراستفادة از رسانه‌ها، بدون قدرت انتخاب و تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي، يعني مرگ انديشه، خلاقيت و تفکر انساني؛ يعني لگدمال شدن قدرت فکر مخاطب زير پاي هجوم سهمگين محصولات رسانه‌اي.

همان‌گونه که بايد برنامه‌ريزي کنيم تا بدانیم چه غذایی را چه موقع و به چه مقدار بخوریم، به طريق اولي بايد برنامه داشته باشيم چه محصول رسانه اي را به چه ميزان و در چه زماني استفاده کنيم. اين برنامه تابعي است از متغيرهاي گوناگون مثل جنس، سن، شغل، سطح تحصيلات و... و اين يعني داشتن يک رژيم رسانه‌اي سالم و مفيد.

سواد رسانه‌اي شما را در داشتن يک رژيم غذايي رسانه‌اي به‌دور از هر گونه افراط و تفريط کمک مي‌کند. این رژیم باعث می‌شود ذهن و فکر شما نه از غذايي که احتياج دارد خالي باشد و احساس در خلأ بودن و کاستي بکند و نه آن‌گونه از هر نوع محصولات بنجل و مضر رسانه‌اي پر شود که يک لحظه نتواند به خود تکاني داده و کمي فکر کند.

به دست آوردن سواد رسانه‌اي براي طراحي يک رژيم رسانه‌اي که ما را در داشتن زندگي سالم ياري بخشد، ضروري است.

زمانی كه در بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی حركت می‌كنید، سواد رسانه‌ای می‌تواند به شما بگوید چه مقدار از وقتتان را در چه سایت‌هایی ـ اعم از شناخته شده و ناشناخته ـ و چه مقدار از آن را فرضاً در چت‌روم‌ها بگذرانید. بنابراین می‌توان گفت هدف سواد رسانه‌ای در نخستین گام‌های خود، تنظیم یك رابطة منطقی و مبتنی بر هزینه ـ فایده با رسانه‌ها است. به این معنا كه در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم و باز به عبارت بهتر، در مقابل زمان و هزینه‌ای كه صرف می‌كنیم، در نهایت چه منافعی به دست می‌آوریم. بنابراین یكی از اهداف اصلی سواد رسانه‌ای این است كه استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده را از شاه‌راه اطلاعات تأمین كند.

یكی دیگر از اهداف سواد رسانه‌ای، نشان دادن اضافه‌بار اطلاعاتی است. در شرایط اشباع رسانه‌ای و در فضای موجود، افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند كه هرگز به برخی از آن‌ها نیازی ندارند. برای مثال امروزه بسیاری از نوجوانان در جهان، مارك‌ها و علائم تجاری بین‌المللی را به‌خوبی می‌شناسند؛ اما این اطلاعات در هیچ زمینه‌ای به كار آن‌ها نمی‌آید؛ نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف؛ ولی چون در معرض آگهی‌های پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند.

 

 

 

 

"مُرداک" امپراتور رسانه

پژوهشگر و نویسنده: مسیح صمصام

 

 

 

با گسترش انقلاب ارتباطات، قدرت وسايل ارتباط جمعی و رسانه‌ها افزايش بيشتري يافته. کسانی که به مطالعه در زمینه رسانه‌های جمعی، بالاخص تلویزیون و روزنامه علاقمند هستند، حتماً نام روبرت مرداک (روپرت مرداک) مالک شرکت رسانه‌اي «نيوز کورپوريشن (NEWS CORPORATIONبرای آنها آشناست. رابرت مرداک به «امپراتور رسانه‌ای» معروف است. رابرت مرداک شخصیت تأثیر‌گذار بلامنازع ارتباطات مدرن در جهان امروزی است.

نکتة مهم در زندگی مرداک این است که در سال‌های اخیر این میلیاردر استرالیایی از قوانین غیرسختگیرانه آمریکا استفاده کرده و سلطة خود را بر رسانه‌ها و ساختار سیاسی این کشور مستحکم‌تر کرده است. این سلطه تا آنجاست که شبکة «فارسی‌وان» که به تازگی در بین خانواده‌های ایرانی مخاطبان بسیاری دست‌وپا کرده، محصول گروه رسانه‌ای اوست. شاید نگاهی به وضعیت امپراتوری رسانه‌ای مرداک، بتواند بخشی از مقاصد راه‌اندازی چنین شبکه‌ای را مشخص سازد.

در اين نوشتار زندگي، فعاليت‌ها و رسانه‌هاي تحت سلطة وي را بررسی می‌کنیم.

زندگی‌نامه

 

کیث روپرت در ۱۱ مارس سال ۱۹۳۱ (میلادی) در ملبورن استرالیا به دنیا آمد. پدرش، سرکیث مرداک ناشر یک روزنامه بود. او از همان کودکی با روزنامه‌نگاری آشنا شد. در ۱۰ سالگی به مدرسه رفت و پس از اتمام دوره تحصیل، کار روزنامه‌نگاری را در مجله‌های مدرسه‌ای شروع کرد.

سپس برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در دانشگاه آکسفورد مدرک لیسانس را در رشته هنر اخذ کرد. در آن دوران با روزنامة انگلیسی «دیلی اکسپرس» همکاری می‌کرد.

وی كار خود را با مالكيت يك روزنامه كوچك در ملبورن استراليا شروع كرد؛ اما پس از مدت كوتاهي توانست يك امپراتوري رسانه‌اي را پايه‌گذاري كند.

مرداک با خريد روزنامه‌هاي ورشكسته و كوچك و با استفاده از روش‌هاي گوناگون به مديريت آن‌ها پرداخت و با مدیریت خود توانست آن‌ها را به مرحلة سوددهی برساند. او ابتدا به دنياي رسانه‌اي انگليس وارد شد و توانست جايگاه مهمي در بين شبكة رسانه‌اي انگليس كسب كند. اشتياق سيري‌ناپذير مرداک وي را به سمت آمريكا كشاند و او با كسب تابعيت آمريكا، توانست دامنة امپراتوري خود را در آن کشور و حتی سراسر دنيا بگستراند.

مرداک نیز مانند سایر یهودیان منتفذ در مراکز قدرت در دنیا، از ابراز هویت یهودی خویش خودداری می‌کرد. او برای مخفی داشتن هویت خود با حضور در کلیساها، خود را یک مسیحی ارتدوکس معرفی می‌کرد.

مرداک با خریدن روزنامه‌های ورشکسته و مدیریت آنها و استفاده از حربه‌های گوناگون، توانست پایه‌های امپراتوری رسانه‌ای خود را در استرالیا بنیان‌گذاری کند و پس از چند سال آن را به سمت ماورای دریاها یعنی انگلیس و سپس آمریکا بکشاند. او حتی در دهة 90 میلادی با سفر به ایران درصدد خرید یا ایجاد پایگاهی رسانه‌ای برآمد که با ناکامی روبه‌رو شد.

او در ابتدا کار خود را روی روزنامه‌ها و مجلات متمرکز کرد؛ ولی پس از اینکه به اهمیت و نقش رسانه‌های دیداری ـ شنیداری پی برد، بی‌درنگ به این حوزه قدم گذاشت و امروزه با دارا بودن بیش از سیصد رسانه در سراسر جهان، امپراتوری عظیم رسانه‌ای را تشکیل داده است.

مرداک از قدرت رسانه‌ای خود برای جهت‌دهی به سیاست‌ها و تأثیر در افکار عمومی در کشورهای گوناگون به‌ویژه استرالیا، انگلیس، آمریکا و … استفاده‌های فراوانی کرده است. او با پرداخت‌ کمک‌های نقدی به احزاب مورد نظر، در موفقیت آنان سهم بسزایی داشته است؛ اما همیشه منافع و اهداف صهیونیستی برای او از همه مهم‌تر بوده است.

 

فهرست رسانه‌های كمپانی وی شامل شبكه‌های تلویزیونی، مجلات، روزنامه‌های محلی و بین‌المللی، سایت‌های اینترنتی خبری و اجتماعی، بنگاه‌های انتشار كتاب و كمپانی‌های فیلمسازی می‌شود که تعداد آن‌ها به 330 مورد می‌رسد. این حجم عظیم رسانه‌ها، وی را به یكی از قدرتمندترین اشخاص دنیا تبدیل كرده است. در زیر فهرستی از رسانه‌های تحت تملک وی را مشاهده می‌کنید:

فاکس قرن بیستم

    • 20 th Century FOX Spanol
    • 20 th Century FOX Entertainment
    • 20 th Century FOX International
    • 20 th Century FOX Television
    • Blue Sky Studios
    • FOX Searchlight Picture
    • FOX studios Sustralia
    • FOX Studios baja
    • FOXStudios La
    • FOX Television Studios

تلویزیون

    • Fox Broadcasting Company ‏(FOX)
    • STAR TV

شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای

    • BskyB
    • Directv
    • Foxtel
    • Sky Deutschland
    • Sky Italia

شبکه‌های تلویزیونی کابلی

    • Fox Movie Channel
    • Fox News Channel
    • Fox College Sport
    • Fox Sports Enterprises
    • Fox Sports en Spanol
    • Fox Sport Net
    • Fox Soccer Channel
    • Fox Reality
    • Fuel tv
    • Fx
    • National Geographic Channel
    • Speed
    • Stats Inc
    • Sun Sports
    • Tuner South

نشریات در استرالیا

    • Daily Telegraph
    • Fiji Times
    • Gold Coast Bulletin
    • herald sun
    • Newsphotos
    • Newspix
    • Newstext
    • NT News
    • Post-courier
    • Sunday Herald Sun
    • Sunday Mail
    • Sunday Tusmania
    • Sunday Territorian
    • Sunday Times
    • The Australian
    • The Advertiser
    • The Courier Mail
    • The Mercury
    • The Sunday Mail
    • Weekly Times

نشریات در بریتانیا

    • News International
    • News of the World
    • The Sun
    • The Sunday Times
    • The Times
    • Times Literary Supplement

شرکت های انتشاراتی

      • harper Collins Publishers
        • Australia
        • Canada
      • Childrens Books Regan Books
        • United States
        • United kingdom
    • Zondervan

مجلات

    • Big League
    • Inside Out
    • donna hay
    • ALPHA
    • News American Marketing
    • Smart Source
    • The Weekly Standard
    • Gem Star-tv Guid International Inc (ویکی پدیا)

 

قبل از آغاز جنگ عراق، رابرت مرداک در رسانه‌های مختلف تحت مالکیت خود، به‌طور کامل از آغاز جنگ آمریکا در عراق حمایت کرد و اقدام جورج بوش را صحیح و اخلاقی توصیف کرد.

جریان رسوایی مرداک

«خبر» در دنیای امروز نیز مانند طلا و غذا قابلیت خرید و فروش و احتكار را دارد و رسانه‌ای كه می‌خواهد تأثیرگذاری و برتری خود را در رقابت فشرده رسانه‌ها جلب كند، باید تمام تلاش خود را برای در دست گرفتن جریان «خبر» به كار برد؛ حتی اگر با استفاده از روش‌های غیرقانونی‌‌ای مانند شنود تلفن شهروندان انگلیس باشد! این قصه، راز رسوایی‌های اخیر مرداک است.

 

مجموعه رسانه‌اي روبرت مرداک، متهم است که براي انتشار مطالب جنجالي و پرخواننده، با دادن رشوه به پليس و شنود تلفني صدها نفر از شخصيت‌هاي انگلستان و بازماندگان قربانيان جنايات مختلف و حتي خانواده‌هاي سربازان انگليسي که در جنگ کشته شده‌اند، به زندگي خصوصي اين افراد نفوذ کرده‌ است. پليس بريتانيا اعلام کرد که ادارة پليس اين کشور در حدود 4000 شخص را شناسايي کرده که ممکن است هدف شنودهاي غيرمجاز رسانه‌هاي مرداک قرار گرفته باشند.

خبرگزاری مهر می‌نویسد:

حکایت رسوایی از این قرار است که یکی از شرکت‌های رسانه‌ای متعلق به مرداک، متهم به هک تلفن مشترکان انگلیسی و سوءاستفاده از این مکالمات برای تهیه خبر و گزارش شده است.

«روی گرین اسلید» مقاله‌نویس روزنامة گاردین دربارة این رسوایی می‌گوید: «این رسوایی در طول پنج سال گذشته شدت گرفته و اخیراً با انتشار اخبار مربوط به هک شدن تلفن همراه افراد کشته شده و تلفن‌های همراه والدین دو دختر کشته شده و همچنین هک شدن تلفن‌های همراه افراد مطلع از حوادث بمب‌گذاری سال 2007 میلادی به اوج خود رسیده است.» وی افزود: «افشا شدن هر چه بیشتر ابعاد این رسوایی، سبب تشدید فشارها بر مؤسسة خبری نیوز اینترنشنال متعلق به روبرت مرداک شده که در این رسوایی گسترده، دست داشته است.»

 

به گفتة پليس انگليس، تلفن‌هاي حدود چهار هزار نفر از مردم، اعضاي خانواده سلطنتي انگليس، چهره‌هاي مشهور دنياي هنر و ورزش، خانواده‌هاي سربازان کشته شده در جنگ افغانستان و قربانيان جرايمي مانند قتل، شنود شده است.

به دنبال این افتضاحات، مرداک به همراه پسرش برای ادای توضیحات به مجلس عوام انگلیس فرا خوانده شد. حضوری  که با حمله یک جوان به مورداک و دفاع همسرش از وی، جنجالی در مطبوعات ایجاد کرده و ابعاد جدی تری به موضوع داد.

دامنة این جنجال به این درگیری ختم نشد و مطبوعات از مرگ مشکوک شین هوار، افشاکنندة اسرار روزنامة «New of the world» خبر دادند. امری که این پرونده را وارد فاز جدیدی از خود می‌کرد. مرحله‌ای که بعضی آن را «پاییز آقای امپراتور» نامیدند. شکست مرداک در تصاحب شبکه ماهواره‌ای «اسکای بی» اروپا و تصمیم سهامداران شرکت «نیوز کورپوریشن» به تغییر مدیریت این غول رسانه‌ای، شواهدی است که می‌توان آن‌ها را در این راستا ارزیابی کرد.

آیا مرداک همچنان غول رسانه ای باقی می‌ماند؟ گذشت زمان پاسخ این سؤال را خواهد داد.

 

منابع و مآخذ

دانشنامة ویکی پدیا.

کسب و کار به شیوه مورداک، مؤسسة ایزایران، 1380.

امپراتوری رسانه‌ای روپرت مورداک، مترجم امیرحسین بابالار، نشر ساقی.

روزنامة جام جم، 26/9/82 .

ماهنامة مديريت ارتباطات، www.cmmagazine.ir، ش2، تير ماه 89 .

خبرگزاری مهر، 16/04/90.

 

 

 

موج‌سواری روی سیگنال‌های تربیتی

بررسی چالش‌های تربیتی در عصر رسانه

 

پژوهشگر و نویسنده: مصطفی همدانی

اشاره

پیامبر اعظم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در خطاب به امام علی (علیه‌السلام) از حقوق مهم فرزند بر پدر را کوشش در تأدیب و تربيت او معرفی میکند.1

باید پرسید این تکالیف و وظایف انسانی که به نوعی ادای حق فرزند است، در روزگار رسانه‌‌زدة کنونی چگونه باید ادا شود؟ روزگاری که تأدیب فرزندان و نونهالان در قبضة پالس‌های دیجیتالی است، و الهام‌بخش مرام و درس‌آموز زندگی ایشان، سیگنال‌های الکترونیکی.

بدون کمترین بی‌توجهی به دستاوردهای مهم رسانه‌های مدرن و به ویژه فرامدرن در عرصة تعلیم و تربیت، باید پذیرفت که این رسانه‌ها آثار تربیتی منفی متعددی دارند که در خاستگاه این رسانه‌ها یعنی مغرب زمین نیز انتقادات فراوانی را از سوی مصلحان و مربیان اجتماعی برانگیخته است. با این‌ وجود، رسانه‌های مدرن از قدرت و نفوذ عمیق به درون فرهنگ «دریافت‌کننده» برخوردارند و رسانه‌های فرامدرن، این نفوذ را گسترده‌تر، فردی‌تر و همگانی‌تر نموده‌اند و این یک فرصت طلایی برای استفاده از ظرفیت‌های تربیتی رسانه‌هاست؛ همان‌طور که امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) فرمودند: تمام رسانه‏ها مربى يك كشور هستند.2

این نوشتار، به فراخور حال خود و مخاطب، به بیان دغدغه‌هایی از منظر تربیت اسلامی در زمینة تهدیدات این رسانه‌ها و ارائة راهکارهایی برای استفاده از فرصت‌های آنها می‌پردازد.

در این نوشتار، منظور از تربیت، معنای اسلامی آن است، که همان رشد اخلاقی و اعتقادی، و پرورش ایمان و فضایل معنوی، و آداب و سنن اجتماعی مورد نظر قرآن کریم و رهبران اسلامی(علیهم‌السلام) است که با عنوان بخشی از اهداف تربیتی مصرح در «کتاب کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» (1361) مطرح شده است.3 افق نهایی این اهداف، همان قرب به خدای متعال است که مظاهری چون عبودیت او و اخلاص در اعمال برای رسیدن به جوار کمالات او و حیات طیبه است.4 منظور از رسانه‌های مدرن هم، مطبوعات، رادیو، تلویزیون و سینماست و مقصود از رسانه‌های فرامدرن، ابرشاه‌راه اطلاعاتی اینترنت و هزارتوی آن از وب‌سایت‌ها، پست الکترونیکی، چت‌های برخط و امثال آن، ماهواره و تلفن همراه با امکانات رسانه‌ای آن چون sms، mms، بلوتوث و اینفرارد است.

آثار تربیتی نامطلوب رسانه‌های مدرن و فرامدرن

1. زوال دوران کودکی: نيل پستمن درباره آثار مخرب رسانه‌ها بر هويت كودكي اطفال چنين مي‌گويد:

تلويزيون همة آن چيزهایی را كه متعلق به دنياي بزرگ‌سالي است در اختيار خردسالان و نوجوانان قرار مي‌دهد؛ بدون آنكه مجبورشان كند براي استفاده از اين چيزها به فراگيري نظام رمزگذاري ويژه‌اي بپردازند. پيش از اين، افراد بزرگ‌سال اسرار حيات بزرگ‌سالي (ظرايف اجتماعي، سياسي و جنسي) را مرحله به مرحله و به فراخور حال روحي و رواني كوچك‌ترها در اختيارشان قرار مي‌دادند. ولي امروزه،‌ تلويزیون تمامي اين اسرار را به يك‌باره و بطور هم‌زمان در اختيار هركس در هر سني قرار مي‌دهد.5

این پدیده که توسط پستمن، «زوال دوران کودکی» نام گرفته است،6 مخصوص تلویزیون نیست؛ بلکه در رسانه‌های مدرن چون اینترنت و سی‌دی و دی‌وی‌دی و فرامدرن چون بلوتوث که انفرادی‌تر هستند، با ضریب نفوذ و تخریب بیشتر بنیان تربیت سالم را تهدید می‌کند. کودکان به علت عدم رشد مناسب جسمی، غریزی، عاطفی و عقلی و اجتماعی، در تماس با این لایه‌های بزرگ‌سالی که تجارت شیطانی رسانه‌ها هر روز پررنگ‌تر در پی ترویج آن‌هاست، آثار زیان‌باری در جسم و روان خود خواهند یافت که واقعاً‌ مربیان از جبران آنها ناتوان‌اند؛

2. بدآموزی‌های اخلاقی: سوء استفاده‌های مالی و جنسی از کودکان، آموزش مسائل جنسی در صریح‌ترین و عریان‌ترین وجه ممکن، ترویج خشونت و آموزش ساخت وسایل انفجاری و آتش‌زا و آموزش‌های مبتنی بر ایدئولوژی‌های افراطی یا انحرافی در اینترنت و رسانه‌های فرامدرن، از مواردی هستند که اخلاق و تربیت را به تباهی، و نونهالان را به‌سوی فساد می‌کشاند.7 باندورا (1977) روان‌شناس اجتماعی اثبات کرد كه كودكان به آساني اعمال پرخاشگرانة جديد را، پس از فقط يك‌بار تماشاي آنها در فيلم يا تلويزيون، و دیگر رسانه‌ها تقليد مي‌كنند؛8 بلکه با کمک نیروی خلاقیت خدادادی خود که در خوبی‌ها باید صرف شود، دست به ابتکاراتی در تولید رفتارهای ناپسند جدید می‌زنند؛9

3. اعتیاد دیجیتال: گذشته از اینکه برخی محصولات رسانه‌ای توسط برخی اندیشمندان چون آلن بلوم به «مادة مخدر» تشبیه شده است.10 منظور ما از اعتیاد دیجیتال، نوعی وابستگی روانی به وسایل ارتباطی، تماشای تلویزیون، وب‌گردی‌ها، پیامک و بلوتوث فرستادن و گرفتن‌های بی‌هدف و بی‌اندازه است، که برخی از این وابستگان، بدون زندگی در دنیای مجازی وسایل الکترونیکی، نوعی افسردگی روانی را تجربه می‌کنند؛

4. خیال‌پردازی‌های دنیای مجازی: اكثر تصاوير سينمايي و تلويزيوني، ساحرانه به تخدير بيننده مي‌پردازند و او را مجذوب توانايي‌هاي خارق‌العاده شخصيت‌هاي واهي غيرواقعي مي‌كنند و تصاويري را ارائه مي‌دهند كه در زندگي عادي واقعيت ندارند.11 تا قبل از سه يا چهار سالگي، اكثر كودكان حتي به رغم راهنمايي‌هاي والدينشان،‌ قادر نيستند در آنچه از تلويزيون مشاهده مي‌كنند،‌ واقعيات را از تخيلات تمييز دهند. در اذهان كودكان خردسال، تلويزيون منبعي براي ارائة اطلاعات واقعي دربارة اتفاقات دنيا تلقي مي‌شود؛12 و این مسئله در بازی‌های رایانه‌ای و فیلم‌های اینترنتی و ماهواره‌ای نیز وجود دارد و سبب پدیده‌ای به نام «همانندسازی» در شخصیت کودکان می‌شود، که بسا باعث خطرهای جسمی هم برای آنان گردد؛

5. تضعیف قوای فکری: بررسي‌هاي صورت گرفته نشان مي‌دهد اصولاً تماشاي مستمر تلويزيون كاهش قواي مغزی، و زوال قدرت‌هاي تخيل و حافظه و تعقل را به دنبال داشته، قدرت فراگيري را خاصه در كودكان از بين مي‌برد.13

چه باید کرد؟

توصیه‌های این قسمت بر سه محور است: بخشی مربوط به مسئولان جامعه است و برخی با والدین مرتبط است و قسمتی نیز بر عهدة نهاد خانواده و مسئولان تربیتی جامعه هر دو است:

1. استفاده از ظرفیت تعاملی رسانه‌های مدرنی چون اینترنت14، در ایجاد پایگاه‌های سالم که نیازهای علمی ـ تفریحی با سه ضلع روان‌شناسی کودک، مذهب و فرهنگ بومی را برآورده کنند، از دیگر ضروریات در این عرصه است.

2. ترویج‌ کتاب‌خوانی: پستمن كه خود در مركز جهان شبكه‌اي و ارتباطاتِ سايبر يعني كشور امريكا زندگي مي‌كند، در يك مصاحبة خبري دربارة روش و سبك زندگي شخصي خود در تعامل با تلويزيون چنين مي‌گويد:

بزرگ‌ترين بچة من 31 سال دارد كه الان يك كارشناس فيزيك نجومي است. بعدي 27ساله و نويسنده است، و دخترمان که 24 سال دارد، يك معلم است؛ اما هرگز خود را به تلويزيون نسپرده‌ايم و فرزندان خود را با کتاب مأنوس کرده‌ايم؛15

3. تقویت نهاد خانواده: ويلبر شرام در كتاب معروف خويش به نام «تلويزيون در زندگي اطفال ما»، پس از اشاره به همين نكته يادآور مي‌شود كه، اطفال بيشتر در معرض همانندي با زشتي‌ها و ناباوري‌هاي عالم فيلم و سينما هستند كه خلائي در زندگي خانوادگي و اجتماعي، آنها را مستعد و پذيرا نموده است؛ وگرنه هر طفل با ديدن هر فيلمي در خطر فساد و تباهي نخواهد بود. پذيرفتن پليدي‌ها احتياج به زمينه مساعدي دارد كه در اكثر موارد از قبل به وسيلة محيط خانوادگي و اجتماعي نوجوان فراهم گشته است.16 حقیقت این است که «نوجواناني كه روابط خوبي با خانواده ندارند، و يا اينكه خانواده به علت عدم آگاهي نمي‌تواند راهنمايي‌هاي لازم را در اختيار آنان قرار بدهد، تلويزيون به صورت تنها دوست و سرگرمي كه مورد آرزوي است درمي‌آيد. در چنين وضعي خطر جايگزيني غيرواقعيت بسيار زياد است و درنتيجه نفوذ رسانه بيشتر مؤثر و قاطع است.»17 بنابراین اهمیت سلامت عاطفی و اخلاقی خانواده به‌ویژه روابط همسران با هم و با فرزندان در پیشگیری از عوارض سوء دنیای دیجیتال از ضروریات است؛

4. نظارت بر نوع، زمان استفاده و محتوای رسانههای مورد استفاده: مدیریت زمان با تفسیر اسلامی خاص آن، از توصیه‌های مؤکد اولیای دین (علیهم‌السلام) است که عمل به آن توسط مربیان و تولیدکنندگان رسانه‌ای ریشة بسیاری از مشکلات مذکور را مرتفع می‌نماید.

امام علی (علیه‌السلام) به فرزندش امام مجتبی (علیه‌السلام) توصیه می‌فرماید اوقات خود را تقسیم کند: بخشی را به عبادت و امور اخروی بپردازد، بخشی را به محاسبة نفس خود اختصاص دهد، برخی را به تفریح بپردازد و بخشی از فعالیت خود را هم برای کسب معیشت قرار دهد.18 اگر ما در مقام یک مسلمان در قبال خود و خانواده احساس مسئولیت نماییم و به این حدیث عمل کنیم، اولاً این اندازه اصلاً فرصت نداریم خود را به رسانه‌ها بسپاریم؛ ثانیاً از رسانه‌ها تنها بعنوان ابزاری برای این اهداف استفاده می‌کنیم.

بنابراین اولاً توصیه میشود خود را بیمحابا به دست رسانهها نسپاریم؛ زیرا توجیهی ندارد کودکی که نیاز ارتباطی به تلفن همراه «مثلاً» ندارد، برای او این وسیله را تهیه کنیم و یا اگر برای مکالمه نیاز دارد، چه دلیلی دارد بلوتوث هم داشته باشد؟! اینها مسائل جدی و کاملاً معقولی است که بسا صرف تقلید یا خودباختگی و امثال اینها از کنارشان به راحتی می‌گذریم؛ ثانیاً برای تفریحات فرزندان خود چارهاندیشی کنیم. آیا تفریحی سالمتر و بیهزینهتر ـ گرچه هزینه در این امور بسیار زیرساختی، سرمایهگذاری است نه هزینه ـ از حضور والدین در کنار فرزندان و گفت‌وگو و محبتورزی به هم و ساعاتی را در طبیعت گذراندن و ورزش کردن وجود دارد؟!

5. تعمیق باورهای دینی با عمل فردی والدین: امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «با غیر زبان‌های خود دیگران را به نیکی بخوانید؛ آنان باید در شما رفتار نیک را مشاهده کنند».19 والدین اگر اصول فوق را در عمل خود رعایت نکنند، هرگز نمی‌توانند مربیان خوبی برای رفع دغدغه‌های تربیتی در دنیای رسانه‌های مدرن و فرامدرن باشند.

 

 

 

1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص371.

2. صحيفة امام، ج‏7، ص322.

3. عیسی ابراهیم‌زاده، فلسفة تربیت، ص243.

4. علیرضا اعرافی و دیگران، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، ص 34 و 35.

5. رواق هنر و انديشه، ماهنامة تخصصي خانة هنر و انديشه، ص76 و 77، سال هفتم،‌ دورة جديد، پياپي 81/ دي‌ماه 1387.

6. نیل پستمن، نقش رسانه‌های تصویری در زوال دوران کودکی، ترجمة صادق طباطبایی، ص17.

7. منوچهر محسنی، جامعه‌شناسی جامعة اطلاعاتی، ص147 و 148.

8. الیوت ارنسون، روان‌شناسی اجتماعی،‌ حسین شکر‌کن،‌ ص300.

9. دوان شولتز و سيدني الن شولتز، نظريه‌هاي شخصيت، ترجمة یحیی سيدمحمدي، ص453.

10. مهدی نیک‌خو، نقش هنر و رسانه در تعلیم و تربیت، ص176.

11. باقر ساروخاني، كودكان و رسانه‌هاي جمعي، ص24.

12. همان، ص23.

13. نيل پستمن، زندگي در عيش، مردن در خوشي، ترجمة صادق طباطبايي، ص10 و 11.

14. عبدالعلی لهستایی‌زاده، جامعه‌شناسی توسعه، ‌ص81.

15. رواق هنر و انديشه، ماهنامة تخصصي خانه هنر و انديشه، ص81، سال هفتم، دوره جديد، پياپي 81، دي‌ماه 1387.

16. پيترز (جي. ام. ال)، ‌سينما و نوجوان، ترجمة ابراهيم رشيدپور، ص9، به نقل از: باقر ساروخاني، کودکان و رسانه‌های جمعی، ص76.

17. باقر ساروخاني، کودکان و رسانه‌های جمعی، ص82.

18. شيخ طوسى، الأمالي، ص146.

19. شيخ‌ حرعاملى، وسائل الشيعة، ج1، ص76.

 

 

دگردیسی اخلاقی و اجتماعی در رسانة ملی

نقدی به فعالیتهای سیما در جذب مخاطب

نویسنده:‌ طه نعیم‌آبادی

 

وضعیت فرهنگ در جامعة امروزة ایرانی، به واقع و به دور از هرگونه تعارف، دچار آسیب‌هایی جدی گردیده و در یک کلام جامعة ایرانی از لحاظ فرهنگی بیمار است. مؤلفه‌هایی همچون تعاملات اجتماعی، مناسبات خانوادگی، آراء، نوع پوشش و گویش، نشان از ناهنجاری‌های فرهنگی دارد. جامعه‌ای که در آن نسل جوانش نسبت به فرهنگ ریشه‌دار و اصیل خود بیگانه‌اند، با بهره‌وری از تکنولوژی ماهواره، دروازة فرهنگ‌های ناهمگون با اصالت خویش و صرفاً جذاب را به روی خود گشوده می‌بیند. آری، بی‌شک مؤثرترین عامل در این دگردیسی اخلاقی و اجتماعی شیوع استفاده از ماهواره در ایران است. گسترش استقبال از ماهواره صرف‌نظر از عواملی چون سهولت دسترس و عدم وجود قانونی متقن و قطعی برای برخورد با آن، ریشه‌هایی اساسی‌تر و اصولی‌تر دارد. واقع آن است که هیچگاه ممانعت و مبارزه، بازدارنده از شیوع یک فرهنگ نخواهد بود؛ بلکه فرهنگ را با فرهنگی همسان یا غنی‌تر باید از ریشه برکند.

ماهواره را باید با همانند آن یعنی رسانه‌ای قوی، بومی و ملی، از حرکت بازداشت. رسانه‌ای که قاعدتاً باید جواب‌گوی نیازهای مخاطب خود باشد، و زمانی‌که این کارکرد ناقص باشد، قطعاً رقیب گوی سبقت را خواهد ربود، و شرایطی ظهور می‌کند که امروز گریبان‌گیر نظام فرهنگی کشورمان است.

عدم توفیق رسانة ملی در جذب مخاطب، به‌حق مؤثرترین و اصلی‌ترین عامل در شیوع ماهواره‌زدگی است، که آن را از دریچة عوامل متعددی می‌توان مورد بررسی قرار داد؛ اما به نظر ریشة تمامی این عوامل به یک چیز بازگشت دارد و آن خودفریبی متصدیان این نهاد فرهنگی است و در این راه استناد به برخی آمار و ارقام، و اتکاء به کمیت در مقابل کیفیت مانع از حرکت رو به جلوی رسانة ملی می‌گردد.

اینکه به طور مثال برنامه و یا سریالی خاص در نتیجة آمارگیری صداوسیما مخاطبانی زیاد داشته است،‌ سرابی فریبنده در مقابل دیدگان مسئولان قرار داده است؛ غافل از اینکه نتیجة چنین آمارهایی با اشکالاتی چند روبه‌روست:

اولاً بسیاری از مردم عادت کرده‌اند در مقابل سؤال از میزان رضایتمندی، با بی‌توجهی فقط به بیان جواب‌های مثبت بپردازند؛

اشکال دیگر محدودیت انتخاب مخاطبان است. هنوز در ایران خانواده‌هایی ماهواره را مضر دانسته، از ورود آن جلوگیری نموده‌اند؛ اینان درواقع انتخاب دیگری جز تلویزیون ملی ندارند. به علاوه، آمارها بر فرض صحت اختصاص به چند برنامة خاص ورزشی و یا چند سریال پرمخاطب دارند؛ در حالیکه نکتة اساسی این است که، آیا تمامی ذائقه‌ها با همین نوع برنامه‌ها اقناع می‌شوند؟!

همین تغافل موجب ظهور دیگر عوامل مؤثر بر فرار مخاطب گردیده است. عدم استفاده از افراد متخصص در روند تولید برنامه‌ها و از آن مهم‌تر عدم وجود شبکه‌های تخصصی همان مؤلفه‌ای‌ است که آمار جذب مخاطب را در مقایسه بین رسانة ملی و ماهواره بسیار متفاوت نشان می‌دهد.

 

فقدان شبکه‌های تخصصی

تخصصی کردن شبکه‌ها از آن اموری است که همگان بر آن اتفاق دارند و چندین سال متولیان امور با این شعار، اقداماتی چند اعمال نمودند؛ به طور مثال شبکة ورزش ،خبر و... ولیکن نتیجة آن چیزی غیر از مطلوب است؛ اما آیا واقعاً تمامی این شبکه‌ها صرفاً به اختصاصاتشان می‌پردازند؟ جواب، قطعاً منفی است. از شروع صبح، تمامی این شبکه‌ها شامل برنامة خانواده ـ با اسامی متفاوت ـ بخش خبری، پخش سریال، انواع و اقسام میزگردها و برنامه‌های دیگر و درواقع تمامی این شبکه‌ها به جُنگ‌واره‌ای مخلوط از انواع و اقسام برنامه‌های مشابه تبدیل شده‌اند. مقایسه کنید با بخش‌های ماهواره‌ای که برنامه‌های سرگرمی، ویژه برنامه‌های مذهبی و غیره هرکدام شبکة مختص به خود دارند و مخاطب با گزینه‌های فراوانی برای انتخاب در ساعات متفاوت روز روبه‌رو می‌باشد.

 

عدم استفاده از افراد متخصص

فقدان افراد متخصص در روند تولید برنامه، از دیگر مسائلی است که مسئولان سیما از آن شانه خالی کرده، آن را نادیده می‌گیرند.

عوامل تولید در عمدة برنامه‌های سیما از کارگردان و مشاور گرفته تا حتی مجریان، فاقد تخصص‌های لازم هستند، و این ضعف کاملاً مشهود است. حتی گاهی اینگونه به نظر می‌رسد که ساخت برنامه در سیمای ملی در انحصار افرادی خاص با دیدگاهی مشخص بوده، راه برای ورود متخصصان امر مسدود است.

آیا مسئولان هیچگاه به‌جای تعداد برنامه‌ها و یا شمار بینندگان، آماری از تأثیر برنامه‌ای خاص در رفتار اجتماعی گرفته‌اند؟ و حال آنکه متأسفانه همگی ما تأثیرت برنامه‌های ماهواره را به وضوح در جامعة خود شاهدیم. این بارزترین تفاوت میان سیمای ما و شبکه‌های آنان است. برنامه‌های ماهواره‌ای با ظرافت و تخصص، به گونه‌ای تهیه شده‌اند که بر مخاطب بیشترین تأثیر در کمترین زمان را بگذارند؛ چیزی که ما از آن غافلیم.

 

راهکارها

در پایان باید گفت، برطرف کردن دو نقص مذکور قطعاً نیاز به صرف هزینه‌های فکری، عملی و مالی ویژه‌ای دارد؛ لکن تأمین این هزینه‌ها راهکارهای خاص خود را دارد. اولین و مهم‌ترین راه‌حل، اجازة ورود بخش خصوصی به این عرصه است.

امروزه بسیاری از مجموعه‌های نمایشی روز دنیا در مؤسسات رسانه‌های تصویری دوبله و پخش می‌شوند. بی‌شک اگر می‌توان به این مؤسسات مجوز فعالیت این‌چنینی داد، در بخش راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی نیز می‌توان به همین روش عمل کرد، و بار تأمین هزینه‌ها را بر عهدة بخش خصوصی نهاد.

ورود بخش خصوصی با ایجاد فضای رقابت، بی‌شک در ارتقای سطح کیفی تولیدات و محصولات موفق خواهد بود و تا زمانی‌که در عرصه‌ای، رقابت نباشد، پیشرفت نیز حاصل نخواهد شد.

بنابراین با ابزار رسانة ملی و تولید فرهنگ به‌راحتی می‌توان از رواج ماهواره کاست یا آن را به کلی از بین برد؛ فقط کافی‌ است کمی واقع بینانه و عالمانه‌تر به تحلیل جامعة پیرامون خود بپردازیم.

 

 

رسانهها تمام حقیقت را بیان نمیکنند!

نگاهی به عنصر تدوین در رسانههای تصویری

پژوهشگر و نویسنده: سید معین ابطحی

اصطلاح تدوین، قدمتی به درازای تاریخ صدوچند سالة سینما دارد. سالهاست که در مورد آن بحث شده و نظریههای بسیاری در مورد کارکرد آن بسط یافته است. اولین بار «دیوید وارت گریفیث» بود که فهمید میتواند با گرفتن نماهای کوتاه و خرد کردة یک صحنة نمایشی در اجزایی کوچک‌تر، لحن و روایت خاصی به داستان بدهد و به وسیلة آن مخاطبان را با کنش داستانی درگیر کند. درواقع تا قبل از آن فیلمها نیز به سبک نمایشهای تئاتر اجرا میشدند و زمان کوتاهی داشتند؛ چراکه اعتقاد بر این بود که مخاطبان حوصلة فیلم طولانی‌تر از یک ربع تا بیست دقیقه را ندارند. گریفیث با این تکنیک داستانهای بلندی را به تصویر کشید. فیلمهایی که گاه زمانشان به سه ساعت میرسید. او با این کار لقب پدر سینمای داستان‌گو را برای خود به دست آورد.

اما تفاوت روایت تئاتری و سینمایی چیست؟ اجازه بدهید این مطلب را با مثالی ساده از یک صحنه توضیح بدهیم. در یک نمایش تئاتری زمانی نمایش قطع می‌شود که یک پرده از داستان تمام شده باشد؛ به این معنا که داستان شروع میشود و قهرمان داستان به مخاطبان شناسانده میشود و بعد اتفاقی میافتد که زندگی قهرمان داستان دچار دگرگونی میشود. حال قهرمان به دنبال حل مشکل است؛ پایان پردة اول. در پردههای بعدی ما شاهد تلاش قهرمان و درنهایت نتیجة کار او هستیم. در تئاتر، تماشاگران روبه‌روی صحنه نشسته‌اند، و نمایش بدون وقفه توسط بازیگران اجرا میشود تا به پایان پرده برسد. هیچ تغییر زاویة دیدی وجود ندارد و فاصلة تماشاگران با بازیگران تغییر نمیکند. مثلاً اگر در صحنهای قرار باشد قهرمان داستان از پدر و مادرش خداحافظی کند و راهی سفر شود، تا خروج قهرمان از صحنة نمایش بی‌وقفه ادامه پیدا می‌کند.

حال، همین صحنه را به صورت تدوین‌شده و با نگاهی سینمایی پی میگیریم:1. مادر روی صندلی نشسته است، و پدر پشت سر او روبه‌روی پنجره ایستاده، بیرون را نگاه میکند؛ 2. نمایی از مادر که سرش را پایین انداخته، با دستمالی که در دست دارد بازی میکند؛ مادر سرش را بلند کرده، به پدر نگاه میکند؛ 3. ما پدر را از دید مادر میبینیم که بیتوجه به بیرون نگاه میکند. 4. نمایی نزدیک از چهرة مادر را میبینیم که نگران است. 5. دوباره نمایی از پدر را میبینیم ولی این‌بار نزدیک‌تر از قبل؛ پدر دستانش را پشت کمرش گرفته و انگشتانش میلرزد؛ او عصبی است؛ 6. با صدای باز شدن در، دوربین در ورودی را نشان میدهد که قهرمان داستان وارد میشود و... .

در این مثال کاملاً روشن است که در نگاه سینمایی، اطلاعات بیشتری از کنش شخصیتها و حال درونی آنها به مخاطب داده میشود، و این موضوع همدلی بیشتری را در آنها به وجود میآورد. در واقع تدوین، نوعی لحن و نگرش خاص را به تصاویر خام میدهد و به ‌نوعی برای مخاطبان مسیری را برای دیدن داستان انتخاب میکند. بعضی از قسمتهای داستان را به آنها نشان میدهد و بعضی دیگر را نشان نمیدهد. این انتخابها گاه به دلیل محدودیتهای فرمی و زمانی است و گاه به دلیل انتخاب‌هایی است که داستانگو برای روایت خاصی که در نظر دارد، انجام داده است.

حال به موضوع بحث‌مان در مورد رسانههای تصویری میرسیم. در واقع تدوین پای ثابت تولیدات تصویری است؛ به طوری که تصویر خام و تدوین نشده به نوعی به دردنخور و غیرقابل نمایش تلقی میشود. حال، این تدوین میتواند واقعهای را در چشم مخاطب به گونه‌ای جلوه دهد که حقیقت مطلب مخفی بماند. به عبارت دیگر، آیا اساساً به وسیلة تدوین میتوان حقیقت چیزی را بیان کرد و یا این ابزار خودش مانعی در برابر بیان حقیقت است؟

در اینجا میتوان به ماهیت شکلگیری رسانهها و نیاتی که در پس تأسیس بوده است، اشاره کرد؛ چراکه معمولاً در بیان فلسفة وجود این رسانهها از اطلاع‌رسانی و بیان حقیقت وقایع سخن به میان می‌آید، ولی چنین موضوعی نمیتواند به طور کلی حقیقت داشته باشد. در این مقاله به نیتهای سیاسی و یا شکل فرهنگی جوامع نمی‌پردازیم؛ هرچند این موارد تأثیر بسیار زیادی در نوع نگاه رسانهها به وقایع دارد. موضوع این است که با ابزاری مانند تدوین، به هرحال تمام حقیقت در اختیار مخاطبان قرار نمیگیرد. در واقع تدوین ابزاری است که در جهت دیدگاه مؤلف اثر به کار گرفته می‌شود، و این دیدگاه شخص است که تصاویر را پشت سر هم قرار میدهد. استفادة غرض ورزانه از این ابزار گاه به شکلی بسیار وسیع در رسانهها صورت گرفته و گاه شکلی غیرصریح و زیرمتنی به خود گرفته است. به هرجهت این موضوع که رسانهها تمام حقیقت را بیان نمیکنند، به قاعدة مشهوری میان تحلیلگران تبدیل شده است.

رسانههای تصویری، تدوینگر وقایع روز هستند و آنها را در موجزترین شکل به مخاطبان ارائه میدهند. دیگر لازم نیست شخص در محل حادثه حضور داشته باشد تا بداند چه اتفاقی افتاده است. او به‌راحتی می‌تواند از همه جای دنیا مطلع باشد؛ ولی نوع اطلاعاتی که دریافت میکند و کیفیت آن، چیزی نیست که بتوان به راحتی بر آن استناد کرد و مدعی شد که از اصل واقعه اطلاع پیدا کرده است.

 

 

تبلیغات فکرها را می‌خورد

تبلیغات در رسانه و تاثیر آن بر افکار

 

پژوهشگر و نویسنده: دانیال نعیمی

مقدمه

در دنیای کنونی، رسانه در تار و پود زندگی روزمرة انسان‌ها پیچیده است، تا آنجا که آن‌را «تعیین کنندة حیات اجتماعی» دانسته‌اند.

در میان کارکردهای رسانه، بی‌شک «تبلیغات» اثرگذارترین آنهاست، و برخی اندیشمندان رسانه را ابزاری صرفاً برای تبلیغات و به تبع آن تأثیرگذاری بر افکار عمومی دانسته‌اند. از طرفی معیار مهم ارزیابی عملکرد رسانه‌ها در زمینة تبلیغات، میزان توانایی تأثیرگذاری آن بر افکار عمومی است. از این روی، در این نوشتار در پی بررسی‌ تأثیر تبلیغات بر افکار عمومی هستیم.

 

تبلیغات، مخالفان، موافقان

می‌توان تبلیغ را در مفهوم عام آن «رساندن پیام به دیگران از طریق برقراری ارتباط به‌منظور ایجاد تغییر در دانش، نگرش و رفتار مخاطبان دانست، که بر سه عنصر پیام‌گیرنده، پیام‌دهنده و محتوای پیام مبتنی است».

دربارة تبلیغات، مخالفان و موافقان اظهارات متفاوتی ارائه کرده‌اند.

در یک جمع‌بندی کلی اظهارات موافقان چنین است: تبلیغات در نمونه‌های آموزشی خود به ترویج مطالب اخلاقی، علمی و مذهبی می‌پردازد و درنتیجه عملی مشروع و مقدس است و در نمونه‌های اطلاع‌رسانی خود موجب ارتقای سطح آگاهی عمومی و بازارگشایی و توسعه صنایع و تولیدات می‌شود.

در مقابل، مخالفان معتقدند تبلیغات ابزاری است برای تحت کنترل درآوردن توده‌های مردم و القای مفاهیمی که صرفاً مد نظر تبلیغ‌کننده، است و هدف از آن شکل دادن و دست‌کاری کردن ادراک، و همسو کردن رفتار مخاطب با مرجع تبلیغ‌کننده است.

 

انواع تبلیغات

تبلیغ در دنیای امروز در چهار نوع کلی ظهور می‌یابد:

1. تبلیغات بازرگانی: پیام‌هایی با هدف ایجاد تمایل و علاقه در مخاطب برای استفاده از خدماتی خاص یا خرید کالایی مشخص می‌باشند؛

2. تبلیغات سیاسی: تلاشی سنجیده و منظم است که به دنبال شکل دادن به ادراک‌ها، ساختن یا دست‌کاری کردن شناخت‌ها و هدایت رفتار جمعی در جهت اهداف مورد نظر مبلغ، می‌باشد. گاهی برای اینگونه تبلیغات از واژة «پروپا گاندا» استفاده می‌شود، که مترادف با عباراتی نظیر: دروغ، تحریف، فریب، دست‌کاری، جنگ روانی و شست‌وشوی مغزی است؛

3.‌ تبلیغات آموزشی: این تبلیغات در پی رشد و ارتقای سطح دانش عمومی و اخلاقیات در جامعه است. انیمیشن‌های راهنمایی و رانندگی ناجا از این دست به‌شمار می‌روند؛

4. تبلیغات مردمی: صرفاً با اهداف بشر دوستانه به تبلیغ کالا یا ایده‌ای خاص می‌پردازند؛ مانند تبلیغات مذهبی، کارهای عام‌المنفعه و مانند اینها.

در نوع سوم و چهارم منفعت مادی مد نظر تبلیغ‌کننده نیست، و این دو نوع در بردارندة منافع عمومی و فرهنگی هستند، پس قطعاً در بحث قرار نمی‌گیرند؛ بلکه تنها دو نوع اول که در جامعة جهانی امروز رواج بسیار داشته، اشکال گوناگون و مدرنی نیز دارند، مورد بررسی هستند.

 

تبلیغات سیاسی:

اوضاع سیاسی جهان به‌خوبی مبین است که رسانه و تبلیغات از ابزار سیاست‌مداران و ضامن موفقیت آنان است. در اختیار گرفتن افکار عمومی ازسوی سیاست‌گذاران و آماده‌سازی فضای جمعی برای «مشروعیت بخشی» به اقدامات سیاسی، با بهره‌گیری از شیوه‌های تبلیغ رسانه‌ای بارها توجیهات مناسبی برای فعالیت‌های خاص سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراهم آورده است.

به طور نمونه امریکا برای توجیه افکار عمومی کشور خود و جهانیان، دست به تبلیغات گستردة بین‌المللی علیه رژیم حاکم بر عراق زد تا جنگ با عراق را مشروع و موجه بنماید؛ از جمله «حمایت از تروریسم بین‌المللی» و «دیکتاتوری صدام».

پایه و اساس اینگونه تبلیغات بر این باور استوار است که تبلیغات رسانه‌ای نمی‌تواند به مردم بگوید چگونه باید فکر کنند؛ اما با تأثیر فوق‌العادة خود بر آنها می‌توانند بگویند به چه چیز فکر نمایند و در این راه تحریف، دروغ و معکوس نشان دادن عمدی اخبار، جنگ روانی و بمباران اطلاعاتی کارآمد هستند.

 

تبلیغات بازرگانی:

نسبت به تبلیغات سیاسی، نوع بازرگانی آن فراگیرتر بوده، از آنجاکه آشکارتر است تمامی جامعه به نوعی با آن روبه‌رو هستند. موج این تبلیغات با توجه به شیوه‌های نوین آن، که بیشتر بر روی روان و احساس افراد متمرکز شده است، می‌تواند پیامدهای زیان‌باری برای حیات اجتماعی و مناسبات انسانی و اخلاقی داشته باشد.

به‌طور غالب در اینگونه تبلیغات از روش‌هایی نظیر، خلق توهم نیاز، ایجاد ولع و حرص در جهت تشویق به مصرف هرچه بیشتر کاربرد دارند.

رشد و شیوع این نوع تبلیغات، آثار و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی دیگری را نیز در پی دارد. جایگزین شدن ملاک‌ها و ارزش‌های مادی به‌جای معیارهای اخلاقی و معنوی، پیدایش شکاف طبقاتی و تمایزات اجتماعی، رواج رقابت ناسالم در مصرف ـ چشم‌و‌هم چشمی ـ همچنین فخرفروشی و سطحی‌نگری از این قبیل هستند.

در پایان و در یک جمع‌بندی کلی می‌توان به این نتیجه رسید که: در مسائل سیاسی، علی‌رغم تمام آنچه گفته شد در جوامع اخلاق‌گرا و دینی، می‌توان از ابزار تبلیغات در جهت آرمان‌های جامعة انسانی بهره گرفت؛ ولی در عین حال در مسائل تجاری و اقتصادی با روندی که تبلیغات مدرن داشته، روزبه‌روز از واقع‌گرایی و صداقت دور می‌شوند، جامعه را از محیطی روحانی و معنوی به فضایی مادی و جسمانی تبدیل کرده است و روزی می‌رسد که مصرف و رفع نیازهای مادی تنها آرمان هر خانواده خواهد شد.

 

منابع

1. ژودیت لازار، افکار عمومی، چاپ دوم، نشر نی، تهران، 1383.

2.‌ پورکریمی، جواد، «تبلیغات رسانه‌ای و تغییر نگرش مخاطبان».

3.‌ جاوت، کارت اس ـ او دانل، ویکتوریا، تبیلغ و ترغیب، ترجمة میرعابدینی، انتشارات رسانه، تهران، 1372.

4. عیوضی، محمدرحیم، «مدیریت رسانه‌ای و مهندسی افکار عمومی»، مطالعات تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، دورة دهم، شمارة 2، سال 1388.

 

 

 

داستان از یک نقطة کوچک آغاز شد

بازیهای رایانهای ابزاری در دستان غرب

پژوهشگر و نویسنده: محمدجواد آهنگر

داستان از آنجا آغاز شد که در صفحة تلویزیون‌ها، کنترل یک نقطة کوچک پرجنب‌وجوش را به ما دادند که با آن چیزی بسیار ساده‌تر از پینگ‌پنگ بازی کنیم. شاید هیچ کداممان گمان نمی‌کردیم، این نقطة کوچک روزی تمام اقتصاد دنیا را چپو کند و به یکی از مهم‌ترین ابزارهای فرهنگی، سیاسی و نظامی جهان بدل شود. داستان از این نقطه کوچک آغاز شد.

تنیس برای دو نفر

اولین بازی واقعی رایانه‌ای در سال 1958 میلادی و با استفاده از تکنولوژی نوسان‌نما(Oscilloscop) تهیه شد. مردی به نام ویلیام این بازی را ساخت و نام آن را تنیس برای دو نفر (Tennis For Two) گذاشت.

تنیس برای دو نفر، برای اولین بار در آزمایشگاه ملی بروکهاون(Brookhaven) به نمایش درآمد. این بازی بصورت دونفره و بسیار ساده بود. نفر اول باید یک زاویه را انتخاب می‌کرد و نقطه کوچک را با فشار دادن کلید به سمت دیگر می‌انداخت و نفر دوم نیز همین کار را انجام می‌داد.

این نقطة شگفت‌انگیز، کودکان را برای اولین بار با دنیای پر رمز و راز بازی‌های رایانه‌ای آشنا کرد و توانست تمام چشم و دلشان را سیر کند. سال‌ها پشت هم گذشتند و کودکان پای بازی‌های ATARI، MICRO، SEGA، TV GAME وPLAY STATION و COMPUTER GAME ها و نسل‌های جدید و جدیدتر این بازی‌ها نشستند و چشم و دل خودشان را سیر کردند. داستان از همان نقطة کوچک آغاز شده بود.

دنیای واقعی خیال‌ها

بچه‌ها همین‌طور بازی کردند و بزرگ‌ترها جدی نگرفتند. اگر بزرگ‌ترها گاهی هم سختگیری می‌کردند، برای این بود که بچه‌ها کمتر بازی کنند و از درسشان نیفتند؛ اما آنها هرگز احساس نکردند که دنیای بچه‌ها داشت دنیای دیگری می‌شد؛ دنیای واقعی خیال‌ها.

آدم بزرگ‌ها که به زندگی در دنیای بیرونی عادت کرده بودند، تمام این بازی‌ها را غیرواقعی و خیالی قلمداد کردند. آنها درک نکرده بودند که دنیای هر انسان را می‌توان در دو بخش درهم تنیده توصیف کرد: بخش کوچک‌تر عینی یا واقعی و بخش بزرگ‌تر ذهنی یا خیالی. آنها غافل بودند که خاستگاه اصلی پدیده‌هایی چون علم، هنر، ادبیات، ادیان، اساطیر و مفاهیمی چون عشق، نفرت، وفا، خیانت، روح، روان و… در خاستگاه ذهن و خیال قرار دارد.

اگر «رستم» در ذهن پدران ما پهلوانی بی‌همتا بود و درس زندگی و منش و مردانگی را به آنها می‌آموخت، چرا «هالک» و «شرک» و «هری پاتر» و دیگر قهرمان‌های بازی‌های رایانه‌ای که برای ما و کودکان و نوجوانان ما بسیار واقعی‌تر از رستم می‌خندند و می‌جنگند، و حتی شکست می‌خورند، نتوانند درس های خودشان را به ما بیاموزند؟!

جعبه‌های کوچک جادو

امروزه دنیای جادویی بازی‌های رایانه‌ای، نسل جدید ما را مسحور خویش کرده است، و بازی‌های رایانه‌‌ای به پرمصرف‌ترین و مهم‌ترین ابزار سرگرمی کودکان و نوجوانان در جهان تبدیل شده‌اند.

نیم قرن از تولد آن نقطة کوچک پر جنب و جوش گذشته بود که آمار فروش این بازی‌ها، شگفتی دیگری رقم زد. تنها در شش‌ ماهة اول سال ۲۰۰۷ میلادی، فروش این بازی‌ها در کشورهای اروپایی از مرز فروش فیلم‌های صنعت پر زرق و برق هالیوودی گذشت.

هنوز از عمر این بازی‌ها در ایران، بیست سال هم نگذشته است که باید اقرار کنیم، دورة بازی‌های این نسل کاملاً تغییر کرده است. «گرگم به هوا»، «اتل متل»، «بالا بلندی»، «دوز»، «منچ»، «مار و پله» و حتی «تیله بازی» هم نمی‌توانند کودکی را سرگرم کنند. حالا دست هر بچه‌‌ای یک دستة‌ بازی یا صفحه کلید است و زل زده به صفحة‌ تلویزیون یا نمایشگر رایانه. حالا هر نوجوانی یک گوشی همراه در دست دارد و اگر پیامک‌های طنز و جورواجور، وقت سر خاراندن به او بدهند، همان وقت سر خاراندن را نیز صرف بازی‌های گوشی خود می‌کند.

از هر پدر و مادری بپرسی که چرا برای یک کودک دبستانی، یا یک نوجوان راهنمایی یا دبیرستانی گوشی همراه یا رایانه خریده‌ای، نمایی از یک انسان منورالفکر را به خود می‌گیرد و می‌گوید: «تلفن همراه خریده‌ام تا بچه‌ام همیشه در دسترس باشد و بدانم کجاست و کجا می‌رود. رایانه خریده‌ام تا با تکنولوژی و علم روز آشنا شود. درون اتاقش بنشیند و دنیا را سیر کند و من خیالم راحت باشد». غافل از اینکه همان گوشی همراه، کودک بیچارة ما را از کلاس درس و از بازی با دوستان هم‌سن و سالش به دنیایی برده است که ما از آن خبر نداریم و اگر خبر هم داشته باشیم، راهی برای کنترلش نداریم. جسم او در کلاس است و ذهنش مشغول بازی با گوشی همراه. در اتاقش نشسته است و پای بازی‌های مدرن و پست‌مدرن رایانه‌ای تمام عقل و هوش خود را از دست می‌دهد. اینک جعبه‌های کوچک جادو، در همه جا پیدا می‌شوند.

ویرانه‌های تمدن شرق، زیر پای فست‌فودهای غرب

نوستالژیک بشویم یا نه، این یک واقعیت است که نسل امروز از جنگل و رود و دشت و پرندگان، دارد دور و دورتر می‌شود. بحث دربارة اینکه بازی‌های رایانه‌‌ای خوب هستند یا بد، مانند این است که بخواهیم دربارة خوبی و بدی یک «چاقو» به تفاهم برسیم.

پدرها و مادرها! دورة ما، دورة دل خوش داشتن به مدرسه و دانشگاه و مراکز فرهنگی، و عصر بسنده کردن به تمدن چند هزارسالة ایرانی نیست، بچه‌ها دیگر به فست‌فودهای غربی دارند خو می‌کنند.

 

 

شبکة‌ جهانی اطلاعات

اینترنت، فرصت‌ها و آسیب‌ها

پژوهشگر و نویسنده: امین نصیری‌پور

تربیت امری اجتماعی است که از خانواده آغاز می‏شود و توسط آموزشگاه یا نظام آموزش و پرورش ادامه می‏یابد. تربیت در حقیقت انتقال تجربه‏ها از نسلی به نسل دیگر است که به معنی انتقال اطلاعات، به عادات و رفتارهایی است که به تدریج فراهم شده و فلسفه و برنامه و روش آن متأثر از فرهنگ است. با پژوهش‌های فراوانی که انجام گرفته، این واقعیت با قاطعیت به اثبات رسیده که «محیط اجتماعی» بر تکوین و رشد بسیار مؤثر است. بی‌تردید عوامل متعددی در محیط اجتماعی بر تربیت تاثیر گذارند و امروزه شاهد هستيم كه رسانه‌هاي شنيداري، ديداري و مكتوب، نقش تعيين‌كننده‌اي در ترويج فرهنگ ايفا مي‌كنند.

یکی از پدیده‌هایی که توانسته است شخصیت و هویت انسان امروزی را به نحو شگرفی تحت تأثیر مستقیم خود قرار دهد، «اینترنت» است. اينترنت اين واژة سحرآميز عصر ارتباطات و شاه‌راه اطلاعاتي و دروازة ورود به عرصه‌اي كه آن را قلمرو اتصال مغزها و رايانه‌ها مي‌نامند، مرگ فاصله‌ها و مسافت‌ها را نويد مي‌دهد. با توجه به دسترسی آسان و پاسخ‌گویی حقیقی و کاذب به نیازهای انسان، صرفه‌جویی در زمان، وقت، هزینه و جذابیت این پدیده، نیاز جوامع به علم و آگاهی، ناخودآگاه همة جوامع را با سرعت غیر قابل پیش‌بینی به استفاده از آن سوق داده است.

رايج‌ترين موارد استفاده از اينترنت:

1. استفاده از اطلاعات گوناگون موجود در شبکه‌ها (به منظور انجام دادن فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي و دسترسي به کتاب‌ها و منابع کتابخانه‌اي)؛

2. انجام دادن امور اداري و تجاري؛

3. برقراري ارتباط با سايرين با شيوه‌هاي گفتاري، نوشتاري و تصويري (مکالمه، ايميل و چت تلفني)؛

4. بهره‌مندي از برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني؛

5. آموزش از راه دور (آموزش در خانه).

چگونگی پذیرش و استقبال و نیز تحت تأثیر واقع شدن از این ابزار متفاوت است؛ زیرا استقبال، متأثر از عوامل گوناگونی، نظیر اندوخته‌ها و یافته‌های فرد، دیدگاه‌ها، اعتقادات و ارزش‌ها و... است. هر اندازه كه از اینترنت بهتر استفاده شود، منافع و فواید آن در زمینة كمك به رشد صحیح و سالم افراد و نیز سازگاری آن با جامعه و تحول و پیشرفت صحیح آن جامعه به سوی كمال مطلوب، بیشتر بوده است.

به دو دلیل کمک گرفتن از دستگاه‌های اطلاع‌رسانی برای استحکام فرایند تعلم و تربیت و تعمیق آن ضروری است:

یکی اینكه حوزه‌های معرفتی و علمی بسیار وسیع بوده و دارای سرعت چشم‌گیری در پیشرفت در زمینه‌های مختلف هستند و به كارگیری صِرف روش‌های تقلیدی و انتقال معارف توسط نظام رسمی تعلیم و تربیت، مؤثر نیست و بر تمام ابعاد و جوانب امر پوشش كافی ندارد. دلیل دیگر اینکه استفاده و بهره بردن از دستگاه‌های اطلاع‌رسانی و رسانه‌های گروهی آسان است و دارای توان بالا و امكانات وسیعی جهت انتشار بین گروه‌های مختلف مردم می‌باشد.

امروزه دیگر برای همة دست‌اندركاران این امر ثابت شده است كه رسانه‌های جمعی علاوه بر آنكه ابزاری برای سرگرمی و تفریح مردم‌اند، ابزاری برای آموزش و پرورش، فكر و اندیشه و تحول و تكامل جامعه هستند و از این جهت بسیار حایز اهمیت‌اند. به همین سبب می‌توانند نقش مهمی در تعلیم و تربیت اندیشه نسل حاضر به‌خصوص نسل جوان ایفا كنند و به علت همین نقشِ مهمی كه ایفا می‌كنند، امروزه این ابزار و وسایل همچون اینترنت، از لوازم ضروری زندگی اجتماعی شده است.

دسترسی به اینترنت فعالیت یادگیری را آسان می‌کند؛ مثلاً تحقیق روی وب و شرکت در جمع‌آوری اطلاعات وتحلیل پروژه‌های خارج از مدرسه و ارتباط با کارشناسان و دانش‌آموزان دیگر در ارتباط با پروژه از طریق اینترنت به سهولت انجام می‌پذیرد. این پتانسیل برای رشد درک دانش‌آموزان وعلاقمندی آن‌ها برای یادگیری، ایجاب می‌کند تا مردم از گسترش فناوری‌های روز، پشتیبانی کنند و تربیتی را اتخاذ کنند تا این امکانات را داخل مدرسه بیاورند و مشوقی باشند برای اینکه این منابع بخشی از درس شوند.

اینترنت با همة خوبی‏ها و فوایدش، از كاستی‏ها و آسیب‏هایی نیز برخوردار است كه همگان به ویژه دولت‏مردان، سیاست‏گذاران و اولیا و مربیان و والدین باید بدان واقف باشند؛ البته سخن گفتن از آسیب‏های اینترنت به معنای نفی این پدیده و نگاه منفی بدان نیست.

اعتیاد مجازی

اعتیاد مجازی، استفادة بیش از حد از اینترنت است تا آنجا كه بدون استفاده از آن، فرد احساس كمبود می‌كند و روابط او با محیط، به علت استفادة مكرر و دیوانه‌وار از اینترنت، از حالت عادی خارج شده است.

دراین‌باره متخصصان آسيب‌شناسي می‌گویند: اگر فرد در هفته دو تا سه ساعت از اينترنت استفاده کند، کاربر معمولي است و فردي که ميزان استفادة وي از اينترنت به 8/5 ساعت يا بيشتر برسد، بايد مورد بررسي‌هاي آسيب‌شناسانه قرارگيرد.1

بحران هویت

هویت، دارای سه بُعدِ شخصی، فرهنگی و اجتماعی است، كه هریك در تكوین شخصیت فرد نقش مهمی را ایفا می‌كنند. در مقایسة بین افراد، هویت شخصی، ویژگی بی‌همتای فرد را تشكیل می‌دهد و هویت اجتماعی در پیوند با گروه‌ها واجتماعات مختلف قرار می‌گیرد.2

اینترنت صحنة فرهنگی و اجتماعی است كه فرد خود را در موقعیت‌های متنوع، نقش‌ها و سبك‌های مختلف زندگی قرار می‌دهد و این خود زمینه‌ای برای آسیب‌پذیری شخصیت كاربر و موجب چند شخصیتی شدن آن می‌شود.

جوانان در این محیط آسیب‌پذیری بیشتری دارند، به ویژه در دورانی كه هویت آن‌ها شكل می‌گیرد، این خطر پررنگ‌تر می‌شود. با امكانات و گزینه‌های فراوانی كه رسانه‌های عمومی، از جمله اینترنت در اختیار جوانان می‌گذارند، آنان دائماً با محرك‌های جدید و انواع مختلف رفتار آشنا می‌شوند. چنین فضایی هویت نامشخص وپیوسته متحولی را می‌آفریند، خصوصاً برای نسلی كه در مقایسه با نسل قبل، با محرك‌های فراوانی مواجه است.

انحراف جنسی

به دلیل رویكرد آزاداندیشی در روابط جنسی از سوی گردانندگان اصلی اینترنت و نگرش تجاری آنان به مسائل جنسی، پدیدة كثیفی به نام هرزه‌نگاری و هنرِ پلیدِ شهوانی به وجود ‌آمد که رواج سرسام‌آور این پدیدة نامبارک، مرزهای اخلاقی را درهم می‌شكند و تهدیدی برای فرهنگ‌ها، به‌ویژه فرهنگ‌های دینی، همچون فرهنگ اسلامی است.

دسترسی به مطالب مستهجن، صرفاً به افراد نابهنجار محدود نمی‌شود و حجم زیادی از مراجعان به این سایت‌ها را افراد طبیعی تشكیل می‌دهند. اصولاً اینترنت به جَوّی دامن زده است كه در سایة ویژگی‌های خاص خود به تدریج به شكل‌گیری ناهنجاری‌های جنسی در كاربران خود می‌انجامد و منشأ به وجود آمدن بسیاری از جرایم رایانه‌ای (به‌ویژه محتوایی) و مقدمه‌ای برای جرایم جنسی شده است.

از آنجا که بیشتر کاربران اینترنت را جوانان تشکیل می‌دهند، شناخت واقعی و عملی نیازهای نسل جوان امروز، مستلزم بررسی ابعاد مختلف عوامل تأثیرگذار و اثرپذیر از فناوری جدید ارتباطی است. اينترنت براي افزايش آگاهي‌ها و توانمندي کشور و جامعه مفيد است و باید راه را براي استفادة مناسب از اين ابزار گسترده و گستراننده هموار کرد؛ اما بديهي است که اينترنت نيز با همة فوايدي که دارد، مي‌تواند تهديدي جدي نيز باشد که براي تبديل تهديدها به فرصت‌ها و استفادة بهينه از آن، مي‌توان تمهيداتي را پيش‌بيني کرد:

1. والدين بر رفتار اينترنتي فرزندانشان کنترل و نظارت منطقي داشته باشند.

2. والدين آگاهي‌هاي خودشان را در خصوص اينترنت و فوايد و زيان‌هاي آن افزايش دهند تا بتوانند فرزندانشان را به درستي راهنمايي کنند.

3. والدين به فرزندان بفهمانند که اطلاعات موجود در اينترنت ممکن است تقلبي هم باشد.

4. والدين با هشدارهاي به موقع مراقب فرزندان باشند و به آنان اجازه ندهند به تنهايي با اشخاصي که در فضاي مجازي آشنا شده‌اند، ملاقات کنند.

5. والدين با فرزندان دربارة اينترنت صحبت کنند و دربارة استفادة از آن با هم به توافق برسند.

6. معلمان مدارس و استادان حوزه و دانشگاه مي‌توانند نقشي مهم در پرکردن اوقات فراغت دانش‌آموزان و دانشجويان داشته باشند و با تشويق آنان به فعاليت‌هاي درسي از طريق اينترنت، آنان را در بهره‌برداري علمي و توليد علم مشارکت دهند.

درواقع، اینترنت موجی است که آغاز شده و نباید تسلیم آن شد و منفعلانه عمل کرد؛ بلکه باید بر آن سوار شد و موج‌سواری نمود.

 

پی‌نوشت:

1. بهاره صفوی، مشكلات وابستگي‌ به ‌فضاي ‌مجازي، جام جم آنلاین،1390.

2. مانوئل کاستلز، عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه، فرهنگ(قدرت هویت)، ج2، ترجمة حسن چاوشیان، 1389.

 

منابع:

1. سازمان ملي جوانان، بررسي وضعيت رسانه‌ها در حوزة جوانان، 1381.

2. لعلي، علي، تأثير اينترنت بر جوانان و نوجوانان کشور و تأثير آن بر روي اوقات فراغت، ماهنامة آموزشي، پژوهشي و اطلاع رساني وب، 1382.

3. معيدفر، سعيد و ديگران، اعتياد اينترنتي: علل و پيامدهاي آن، فصلنامه رسانه، سال16، ش3، 1384.

4. اسلوین، جیمز، اینترنت و جامعه، ترجمه عباس گلیگوری، تهران:کتابدار،1380.

5. ویندال، سون و همکاران، کاربرد نظریه‌های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، تهران: مرکز مطالعات تحقیقات و رسانه‌ها، 1376.

6. مانوئل کاستلز، عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه، فرهنگ(قدرت هویت)، ج2، ترجمة حسن چاوشیان، 1389.

 

 

در فیس‌بوک،‌ تویتر و ... چه می‌گذرد؟

پژوهشگر و نویسنده: فاطمه خدابنده‌لو

«الان داری چه کار می‌کنی»؟ این پرسشی است که سایت‌هایی همچون فیس‌بوک، تویتر و یوتیوب هر لحظه از کاربران خویش می‌پرسند، و بیشتر کاربران این سایت‌های به اصطلاح هرمی، همواره این سؤال را بدون هیچ نگرانی‌ای پاسخ می‌دهند.

شاید بیشتر کاربران این سایت‌ها با خود اندیشیده باشند که ممکن است عکس‌ها، فیلم‌ها و حتی گفت‌وگوهای شخصی آنان که در این سایت‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود، مورد سوءاستفاده قرار بگیرند؛ اما شاید بیشتر همان‌ها تاکنون این سخن «جولیان آسانژ»، مؤسس سایت بزرگ افشاگری اطلاعات در جهان، یعنی «ویکی لیکس» را نشنیده باشند که گفت: «فیس‌بوک بزرگترین ماشین جاسوسی در جهان است».

خالق ویکی لیکس در مصاحبه‌ای رسمی در شبکة «راشا تودی» گفته است: تاکنون هیچ ماشین جاسوسی‌ای به دلپذیری و توانایی فیس‌بوک در جهان ساخته نشده است؛ چراکه این پایگاه اطلاعاتی، هرآنچه که شما دربارة اشخاص، روابطشان، علایقشان، مذهبشان، کشورشان، دوستانشان و حتی جزئی‌ترین مسائل زندگی‌شان لازم داشته باشید، در اختیارتان می‌گذارد.

 

شیوة فریبندة مدیریت سایت‌های هرمی

شیوة فریبندة مدیریت سایت‌های هرمی این است که به کاربران خویش حق اعمال نظر مستقیم در انتخاب اطلاعات خویش می‌دهند و کاربران گمان می‌کنند که این مسئله، مزیتی است که مدیران سایت در اختیار آنها قرار داده‌اند؛ حال آنکه با وجود حجم بالای آپلودها در اینگونه سایت‌ها که در آمار غیررسمی به بیست ساعت فایل در هر دقیقه می‌رسد، اساسا مدیریت این حجم از اطلاعات، چیزی شبیه به یک رؤیاست.

بنابراین مدیران این سایت‌ها شرایطی را فراهم کرده‌اند که از نظرات کاربران، بهترین استفاده را در جهت مدیریت سایت خود ببرند. در حقیقت، آنها هیچ راهی برای اینکه بتوانند تمام اطلاعات دریافتی را بازبینی کنند، ندارند و بنابراین آنها برای مشخص کردن فایل‌های غیرقابل مصرف، به جامعة مخاطبان خود متکی هستند.

ابتدا فایل‌های اینترنتی توسط کاربران مشخص می‌شود و قبل از اینکه این فایل‌ها در اختیار مسئول ذی‌ربط قرار بگیرد، به کمک رایانه‌‌ای آنها را اولویت‌بندی می‌کنند. سپس، ناظران این سایت با بازبینی این فایل‌ها تصمیم می‌گیرند که آنها را در سایت نگاه دارند یا حذف کنند، و یا برای تصمیم‌گیری به ناظران بالاتر منتقل نمایند.

البته ناظران برای این کار به ابزارهای مختلفی مجهزند که به آنها کمک می‌کنند. آنها می‌توانند قسمت‌های مختلفی از فایل‌های ویدیویی را بصورت تصاویر کوچک مشاهده کنند و یا درصورت نیاز، کل فایل را ببینند. آنها همچنین به اطلاعاتی در مورد اینکه چه کسی این فایل را آپلود کرده و میزان اعتبار او در بین اعضای جامعة مخاطبان چگونه است نیز دسترس دارند. همچنین به جزئیاتی در مورد اینکه این فایل چند بار علامت‌گذاری شده و در زمان‌های گذشته چه تصمیماتی راجع به این فایل گرفته شده است نیز دسترسی دارند.

 

یک سوءاستفادة دیگر

شیوة مدیریت این سایت‌ها که شیوه‌ای ساده اما توانمند است، یک فرصت برای سوءاستفادة کاربران نسبت به هم را پدید می‌آورد. برخی از کاربران این سایت‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای موجود، اطلاعات سیستم کاربران دیگر را بررسی می‌کنند و چه بسا از آنها برای اهداف پلید خود بهره می‌گیرند.

تعداد زیادی از افرادی که به جرم جاسوسی در کشورهایشان بازداشت می‌شوند، اعتراف می‌کنند که توسط سرویس‌های جاسوسی غربی مورد تهدید قرار گرفته‌اند که درصورت تمرد از فرمان آنها، اطلاعات شخصی و مسائل خصوصی زندگی‌شان فاش می‌گردد، که بخش زیادی از این اطلاعات، از طریق سایت‌های هرمی به دست آنها رسیده است.

 

خطر سایت‌های هرمی در ایران

از جمعیت هفتاد و چند میلیون نفری ایران، حدود بیست و یک میلیون نفر به اینترنت دسترس دارند و بیشتر این تعداد که جوان و نوجوان هستند، در فضاهای باز گفتمان‌های مجازی حضور دارند و سایت‌های فیس‌بوک، یوتیوب و تویتر را از پررفت‌وآمدترین فضاهای آزاد برای خود قلمداد می‌کنند.

از سوی دیگر، جریان‌های مخالف در ایران نیز از همة کانال‌های شبکه‌‌های اجتماعی برای رساندن نظرهای خود استفاده می‌‌کنند، و سایتهای هرمی که در حال حاضر یکی از مطمئن‌ترین فضاها برای مخالفت آزادانه با نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد می‌شوند، پاتوق دائمی این گروه‌ها و گروهک‌ها هستند.

پس ارتباط گروه اول، یعنی جوانان و نوجوانان با گروه دوم یعنی گروه‌های ضدانقلاب و ضدمذهب، در فضاهای سایبری به راحتی اتفاق می‌افتد و تمام قدرت فیلترینگ کشور و ایجاد محدودیت‌ها، هیچ ثمری نمی‌بخشد.

 

پاسخ یک پرسش مهم

نکتة قابل تأملی که ذهن را درگیر خود می‌کند این است که، با وجود شبکه‌های تلویزیونی در ایران، سایت‌های پرزرق‌وبرق خبری، دینی و فرهنگی وابسته به مراکز فرهنگی کشور و پخش اخبار، بررسی مسائل مختلف روز و نمایش فیلم و مواردی از این دست چرا بازار سایت‌های هرمی روزبه‌روز داغ‌تر شده است، و مسئولان فرهنگی و سیاسی، راهی جز مسدود و محدود کردن دسترس کاربران به این سایت‌ها ندارند؟ با تمام تهدیدهایی که این سایت‌ها برای کاربران خود ایجاد می‌کنند، چرا همچنان گرایش جوانان و نوجوانان به این سایت‌ها رو به افزایش است؟ آیا اطلاع رسانی دربارة خطر‌های این سایت‌ها و یا محدودیت‌های ایجادشده در مسیر آنها کافی نبوده است؟

بپذیریم یا نپذیریم، بخواهیم یا نخواهیم، استفادة تعداد فراوان کاربران اینترنتی از سایت‌های هرمی و بهره‌گیری از آنان برای رساندن سخن خویش به دیگران، حاصل بی‌اعتمادی آنان به رسانه‌های دولتی از یک‌ سو و سانسور بیش از حد داخلی از سوی دیگر است. به جای به کار گرفتن نیروهای متخصص و کارکشته برای تربیت کودکان دبستانی و دبیرستانی، نیروی خود را برای مقابله با ابزار‌هایی مثل ویدیو، ماهواره، اینترنت و مانند آنها که روزبه‌روز نو می‌شوند، صرف کرده‌ایم و اعتماد جوانان را از دست داده‌ایم.

 

Sms؛ کارکردها و کژکارکردها

پژوهشگر و نویسنده: میثم‌ امیدعلی

مقدمه

پیامک، SMSیا سرویس پیام کوتاه (Short message service)، به عنوان یکی از فراگیرترین و محبوب‌ترین شیوه‌های ارتباطی نوین، قادر است در کمترین زمان، در سخت‌ترین شرایط، در دورترین مکان و با ارزان‌ترین قیمت کاربردهای متنوعی داشته باشد. همچنین پیامک به دلیل پاسخگویی به نیازهای مختلف ارسال‌کنندگان و دریافت‌کنندگان، توانسته است میان آنان محبوبیت ویژه‌ای بیابد.

این ابزار نوین ارتباطی، کارکردهای گسترده‌ای در حوزه‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را داراست. امروزه، سیستم پیام کوتاه راهکاری تازه برای سرعت بخشیدن به امور روزمره ـ‌ به طور جدی ـ نظر طیف وسیعی از افراد جامعه، به ویژه جوانان و فعالان سیاسی را، به خود جلب کرده است.1

 

تاریخچه
اولين پيام كوتاه در سوم دسامبر 1992 در كشور انگلستان ارسال شد. پس از آن، اس.ام.اس به سرعت گسترش يافت. به طوري كه هفده ميليارد پيام كوتاه ارسال‌شده در سال 2000، به 250ميليارد در سال 2001 رسيد.2

راه‌اندازی و بهره‌برداری از نخستین مرحلة شبکة تلفن همراه در سطح کشور، در مردادماه سال 1373، فقط برای شهر تهران و با استفاده از 24 ایستگاه فرستنده و گیرندة رادیویی و با ظرفیت 9028 مشترک آغاز شد.

در اواخر سال 1381 (اوایل 2003 میلادی)، تعداد مشترکان SMS، 268 هزار نفر بود؛ ولی همپای فراگیر شدن تلفن همراه، بر تعداد مشترکان افزوده شد.3

 

کارکردهای اس.ام.اس

اس.ام.اس در ایران کارکردهای متعدد، متنوع و البته بعضاً متفاوتی با سایر کشورها دارد و آن‌چنان که مکتب کارکردگرایی اشاره دارد، فونکسیون‌ها یا همان کار ویژه‌های اس.ام.اس عبارت‌اند از: کارکرد پیام‌رسانی، ایجاد ارتباط انسانی، ایجاد تفنن و سرگرمی، تولید انبوه طنز، کارکرد تبلیغاتی، کارکرد سیاسی و کارکرد رسانه‌ای.

در حدود پنجاه درصد SMSها در ایران، سرگرمی و لطیفه است. به عبارت دیگر، از بین چهل میلیون SMS روزانه، حدود بیست میلیون آنها به طنز، لطیفه و نکته‌گویی اختصاص یافته است.

 

کژکارکردها و آسیب‌های اس.ام.اس

SMS، در عمر کوتاه خود توانسته است به سادگی ساختارهای از پیش تعریف‌شده و مسلط جامعه را نادیده بگیرد و با وجود کارکردهای مثبت و عملی، در بعضی موارد، دچار کژکارکردهایی نیز شده است تا جایی که کاربرد افراطی و گاه هنجارشکنانه و تخریبی SMS، موجب نگرانی نهادهای سیاسی و اجتماعی شده است. (Mary J. Gronin)

از جمله کژکارکردهای اس.ام.اس خصوصاً برای نسل جوان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. آسیب‌های جسمانی: آن چنانکه تحقیقات متخصصان و دانشمندان نشان می‌دهد، میان تعداد پیامک‌هایی که فرد در هر روز می‌زند با میزان درد در اندام فوقانی بدن او ارتباط وجود دارد. محققان دانشگاه تمپل در اجلاس پزشکی که در امریکا برگزار شد، از بروز درد در ناحیة گردن و شانة تعداد بیشتری از دانشجویانی خبر دادند که عادت به پیامک زدن دارند. در این تحقیق آمده است که اکثر افراد بین هجده تا 21 سال استفاده از پیامک را به ایمیل یا تماس تلفنی ترجیح می‌دهند، که آنها را در معرض خطرهای جدی‌تری برای استفادة بیش از حد از یک چیز قرار می‌دهد؛

2. آسیب‌های پیامک بر ارتباطات میان‌فردی: در شرايط کنوني، کمتر خانواده‌اي را مي‌توان يافت که از خدمات تلفن همراه استفاده نکند. شايد بهتر است بگويم، کمتر عضو خانواده‌اي را مي‌توان يافت که از يکي از انواع سرويس‌هاي تلفن همراه موجود در کشور، استفاده نکند و همين مهم باعث شده است که تبادل انواع و اقسام اخبار، اطلاعات، لطيفه‌ها، تصاوير، اشعار، طنزهاي سياسي و اجتماعي و حتي احوال‌پرسي‌هاي دوستانه و خانوادگي، از طريق پيامک ردوبدل شود. آمار ارائه‌شده ازسوي شرکت ارتباطات سيار مبني بر ارسال پيامک در مناسبت‌هاي مختلف ملي و مذهبي، گوياي اين مسئله است؛

 

3. آسیب اقتصادی به خانواده: بجز تأثيرات روحي، رواني، درگير شدن در دنياي اس.ام.اس، استفاده از اين فناوري هزينة زيادي نيز بر دوش خانواده‌ها تحميل كرده است. هزينة ارسال هر پيام كوتاه كه حداكثر 140 جزء باشد، 2/14تومان است. ايراني‌ها به طور متوسط هفته‌اي 150ميليون پيام كوتاه مي‌فرستند؛

 

4. برداشته شدن ارتباطات میان‌فردی کنترل‌نشده: سنین نوجوانی و جوانی، شروعی است برای نحوة پرداختن به آینده. اگر در این ایام با کسی ارتباط داشته باشد، امکان به بیراهه رفتن آن وجود دارد. از جملة این روابط می‌توان به ارتباط با جنس مخالف اشاره کرد. اس.ام.اس این نحوة ارتباط را بسیار آسان کرده است؛

5. از بین رفتن تدریجی حیا و پاک‌زبانی: از جمله آسیب‌های اس.ام.اس می‌توان به این اشاره کرد که فرستادن پیام‌هایی با بار منفی ارزشی، سبب رواج بی‌حیایی و از بین رفتن تابوی این‌گونه الفاظ است.

اگر برای بسترسازی فرهنگ استفاده از پیام‌های كوتاه چاره‌ای اندیشیده نشود، این فضا آلوده به مسائلی خواهد شد كه در درازمدت جامعة اسلامی‌مان را با مشكلاتی روبه‌رو خواهد كرد كه آنگاه كنترل و مهار آن هزینه‌هایی سنگین برای كشورمان در پی خواهد داشت.

پیشنهاد:

مسئولان وزارتخانه‌هایی مثل فرهنگ و ارشاد اسلامی و ارتباطات می‌توانند با دایر كردن مراكزی خبری در حوزة پیام‌های كوتاه فعالیت كنند و اخبار مهم ایران و جهان را برای دارندگان تلفن همراه در طول روز ارسال نمایند، كه این امر مهم چند پیامد مثبت در جامعه خواهد داشت. اولین پیامد مثبتش این است كه فرهنگ استفادة صحیح از پیام‌های كوتاه را در میان دارندگان تلفن همراه نهادینه می‌كند؛ بلكه از این وسیلة ارتباطی می‌توان همانند یك روزنامه یا سایت خبری كه هر لحظه در دسترس می‌باشد، استفاده كرد؛

دومین مورد، سلامت روحی و روانی جامعه است؛ چون اگر ارسال اخبار به روز و مهم در سراسر دنیا را به نقل از سایت‌های خبری به صورت مدام برای مشتركان تلفن همراه ارسال نماییم، دیگر مجالی برای مطالب غیراخلاقی نخواهد ماند و چه‌بسا افرادی هم باشند كه بی‌صبرانه مشتاق دریافت اخبار مهم داخلی و خارجی از طریق اس.ام.اس باشند؛ سومین مورد هم این است كه اگر اخباری تحریك‌آمیز به قصد تشویش اذهان عمومی و علیه امنیت ملی برای دارندگان تلفن همراه ارسال شود، این افراد با توجه به اطمینانی كه به اخبار ارسالی وزارتخانة متولی ارسال خبر دارند، به راحتی به صحت و سقم اخبار پی می‌برند و هر خبر مشكوك و غیرموثقی را نمی پذیرند.

 

پی‌نوشت:

1. مردم‌شناسی ارتباطات خودمانی، پژوهشی در پدیدة sms ، ص42.

2. فرهنگ اختصارات sms و chat، ص 51.

3. مردم‌شناسی ارتباطات خودمانی، پژوهشی در پدیدة sms ، ص30.

 

 

منابع و ماخذ:

1. اکرامی، محمود، مردم‌شناسی ارتباطات خودمانی، پژوهشی در پدیدة sms، مشهد، ایوار، 1386.

2. درویشیان، علی، sms‌های آسمانی، تهران، مؤلف، 1385.

3. فرامرزی، محمدتقی و گیلانی‌پور، جمشید؛ فرهنگ اختصارات sms و chat، نویسه، چاپ اول، تهران، 1383.

4. Mary J. Gronin &Scott B. Guthery , Mobile Application Development .with SMS and SIM, New York: Mc Graw - hill, 2002.

 

 

سیمای ناتمام زن در قاب

نگاهي به تصوير زن در سينماي ايران

پژوهشگر و نویسنده: ابوذر کمال

«ما با سينما مخالف نيستيم، بلكه با فحشا مخالفيم... ما در زمان طاغوت تلویزيون [و سينما] را به سبب رواج فساد و فحشا نفي مي‌كرديم، اما در جمهوري اسلامي ايران نفي نمي‌كنيم.» (صحيفة امام خميني، ج6، ص 10)

اين سخن تاريخي امام خميني (رحمه الله علیه) در اولین روزهای پیروزی انقلاب است. القاي اين مفاهيم از طرف امام به مردم انقلابي، نشان از اهميت سينما و تلویزيون و تأثير آن بر فرهنگ جامعه دارد.

توجه رهبران فكري جمهوري اسلامي، به مقوله سینما باعث تولد جرياني نو در سينماي كشور شد. جریان حاکم بر سینمای قبل از انقلاب، غالباً برای ارضای خواسته‌های نفسانی و فرومایه تماشاچیان، فیلم می‌ساخت. غالب فيلم‌سازان براي دست‌ يافتن به اين هدف، از زنان رقاص و کاباره‌ای آن زمان استفاده می‌كردند و از این رهگذر سود هنگفتي به دست می‌آورند. سينما كه در اصل مولود غرب است و اساساً براي سرگرمي بنا شده، در اولين سال‌هاي ورودش به ايران، به صورت افراطی و بيمارگونه‌اي، راه ارضاي سرگرمي مخاطب ـ آن هم به صورت غرب‌زده‌اش ـ را پيش گرفت. فقط ذكر نام‌ اين فيلم‌ها ما را از ارائه توضيحات ديگر بي‌نياز مي‌كند: «اشك رقاصه»، «آتش‌پاره شهر»، «خانم دلش موتور مي‌خواد»، «شمسي پهلوان»، «دختر عشوه‌گر»، «عروس پا برهنه»، «يك خوشگل و هزار مشكل» و ... .

فيلم‌هايي از این دست، بدنه سينماي قبل از انقلاب را شكل مي‌دادند. اين سينما نه مي‌خواست و نه مي‌توانست تصويري صحيح از زن ايراني ـ اسلامي را نشان دهد. سياست‌هاي ضد فرهنگي رژيم نيز مزيد بر علت بود تا به اين‌گونه فيلم‌ها پر و بال دهد و در كنار ظلم‌هاي ديگرش، ستمي مضاعف بر سينماي ايران روا بدارد.

تصوير زن ایرانی در سينماي پيش از انقلاب اسلامي را مي‌توان به اين دوره‌ها تقسيم كرد:

در دوره اول، از سال‌ 1309 تا 1316 خورشیدی، بر ناسيوناليسم ايراني، تأکید و از زنان براي ترويج سياست كشف حجاب رضاخاني، استفاده ابزاری می‌شود.

دوره دوم از سال 1327 تا سال 1338، سينماگران با كپي‌برداري از نقش‌هاي زنان سينماي هند، مصر و امريكا، زنان بازیگر را در مشاغل خوانندگي كافه و كاباره، نظافت‌چي، مستخدم، كلفت و رقاص تصوير مي‌كردند. «فيلم فارسي» از اين دوره رواج مي‌يابد و در بیشتر فيلم‌هاي آن دوره، زنان نقش‌های غیرواقعی داشتند. مضمون عشق پسر فقير به دختر پولدار، در فيلم‌های آن دوره فراوان ديده مي‌شود.

دوره سوم، شامل سال‌های 1339 تا 1348 می‌شود. در این دوره با ورود «فردين»، ستاره‌سازي در سينماي ايران آغاز مي‌شود. سينماگرانِ فيلم‌هاي فارسي اين‌گونه نقش‌ها را به زنان بازیگر مي‌دادند: نقش آسيب‌ديده، كاباره‌گرد، خياباني، جيب‌بر، قاچاقچي و روستايي فريب‌خورده.

دوره چهارم از سال 1349 شروع می‌شود که سرانجام به پیروزی انقلاب می‌انجامد. فيلم «قيصر» آغاز موج نو در سينماي ايران است. معمولاً در اين سينما با حذف نقش زنان، آن‌ها را تا حد بهانه و دستاويز نزاع‌هاي فيلم با ضد قهرمان تنزل می‌دادند. اين سينما با اين‌كه نقش‌هاي مبتذل قبلي را ـ آن هم در بعضي فيلم‌ها ـ از زن گرفت، اما نتوانست تصويري درست از زن ايراني نمایش دهد.

هم‌زمان با پيروزي انقلاب اسلامي و سياست‌گذاري‌هاي جديد فرهنگي، سينماي ايران نفسي تازه كرد و توانست با رهايي از غل و زنجير ابتذال، سر و شكل ديگري به خود دهد. اين روند با ظهور و بروز فيلم‌سازان متعهد و انقلابي، سير سريع‌تري را به خود گرفت.

سينماي اصيل، باید همچون آیینه‌ای بدون زنگار، معایب و مفاسد جامعه را نشان دهد تا دلسوزان درصدد رفع آن معایب برآیند. شهيد آويني در گفتاري در باب «سينما و مخاطب» علاقه مردم جهان به فیلم‌های كوروساوا (كارگردان ژاپني) و فورد (كارگردان امريكايي) را در این نکته مي‌داند كه كوروساوا، فيلم‌هايش به شدت ژاپني و فورد به شدت امريكايي است. از اين رهگذر، وقتي به مخاطبان سينماي ما علاقه‌مند مي‌شوند كه به شدت ايراني و متعلق به فرهنگ اسلامي ـ ايراني باشد.

از آن‌جا که هر افراطی، تفریطی را به دنبال دارد، در سينماي سال‌هاي نخست انقلاب، زنان در نماهاي دور و نقش‌هاي كوتاه و بي‌اثر در روند داستان، نمايش داده شدند و موضوع با هدف اصلی هنر سينما فاصله بسياری داشت، چرا كه نقش زنان در تحولات اجتماعي و سياسي آن زمان همچون پيروزي و تداوم انقلاب و جنگ تحميلي بر هيچ‌كس پوشيده نیست.

اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد را مي‌توان دوران بازسازي سينماي پس از انقلاب و به تبع آن نقش زنان در سینما دانست. در اين دوران با شكل‌گيري جشنواره‌هاي مختلف سينمايي، همچون «جشنواره فيلم فجر» و «جشنواره فيلم كودك و نوجوان» امكان گردهمايي و تضارب آرا در اين حوزه شكل گرفت و سينماگران توانستند از اين فرصت استفاده كنند و در جهت تقویت سينما بکوشند.

در دوره‌هاي دیگر، زن‌ها توانستند نقش‌هاي پررنگ‌تر و مؤثرتري در فيلم‌ها داشته باشند، به گونه‌اي كه در برخي فيلم‌ها نقش‌هاي اول به آن‌ها داده شد. اين‌گونه نقش‌ها بر اساس تحولات جامعة زنان در آن سال‌ها شكل گرفت و ادامه يافت. در يك بررسي آماري، زنان حاضر در فيلم‌هاي ميانة دهة هفتاد به بعد، در مقايسه با دوره قبل از آن بيشتر شاغل بوده‌اند و ميزان تحصيلات آن‌ها شخصیت‌هاي فیلم‌ها‌ و ساعات حضور كاراكترها در بيرون از خانه به نحو چشم‌گيري افزايش، و مهارت‌هاي آن‌ها در اجتماع، تنوع بيشتري یافت، اما آيا تصوير آرماني زن مسلمان ايراني همین است؟ اين فيلم‌ها با توجه به آموزه‌هاي دينی و نقش بي‌بديل زن مسلمان در اداره نهاد مقدس خانواده، از اهداف والاي اخلاقي سينما فاصلة زیادی دارد.

در سال‌هاي اخير تلاش‌هاي فراواني براي اصلاح اين نگاه به زن مسلمان شده است، اما هنوز از سينماي متعهد بسيار دور هستیم. فيلم تحسين‌برانگيز «طلا و مس»، يكي از نمونه‌هاي درخشان سال‌هاي اخير سينماي ايران است که به تنهایی بار سنگين ايفاي نقش زن مسلمان آرماني را به دوش می‌كشد.

از دیگر فعالیت‌های سال‌های اخیر می‌توان به «جشنواره فیلم کوثر» اشاره کرد که به صورت تخصصی به تبیین نقش زن در سینما می‌پردازد. بررسی دقیق این جشنواره مجال دیگری را می‌طلبد.

------------------

منابع:

-‌ نگاه جامعه‌شناختی به زن مسلمان در سینمای ایران، نرگس مصلحی.

-‌ نقش اجتماعی زنان در سینمای ایران، کیوان کثیریان.

 

 

 

 

افکار عمومی، موش آزمایشگاهی نیست!

«رسانه» و «اخلاق رسانه‌ای» در کلام آیت‌الله خامنه‌ای(مد ظله العالی)

به انتخاب: سید‌محمد‌طه موسوی

سلاح رسانه

امروز مؤثرترين سلاح بين‌‌المللى عليه دشمنان و مخالفين، سلاح تبليغات است؛ سلاح ارتباطات رسانه‌‌اى است. امروز اين قوى‌‌ترينِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناكتر است.

(بيانات در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 2/7/1388)

----------------

سه وظیفه

من مطبوعات را يك پديده ضرورى و لازم و اجتناب ناپذير براى جامعه خودمان و هر جامعه‌اى كه بخواهد خوب زندگى كند، مى‌دانم. براى مطبوعات هم سه وظيفه عمده قائلم: وظيفه نقد و نظارت، وظيفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظيفه طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه.

(بيانات در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتى اميركبير 9/12/1379)

---------------

هنر بزرگ

معتقدم كه آزادى قلم و بيان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در اين هم هيچ ترديدى ندارم و اين جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است...

البته معتقدم در كنار اين ارزش، ارزشها و حقايق ديگرى هم وجود دارد كه با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نبايد پامال شود. هنر بزرگ اين است كه كسى بتواند هم آزادى را حفظ كند، هم حقيقت را درك كند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسيبها دامنش را نگيرد. بايد اين‌گونه مشى كرد ... كسى كه قلم به دست مى‌گيرد، بايد تقوا، صداقت، عفاف و انصاف نسبت به ديگران جزو طبيعت ثانوى‌اش بشود.

(بيانات در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتى اميركبير 9/12/1379)

----------------

منصف باشیم

زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چى كه ميتوانيم بگوئيم...

(بيانات در ديدار اعضاى بسيجى‌ هيئت علمى دانشگاه‌ها 2/4/1389)

----------------

فقه رسانه

به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلّماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم ... البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح، اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند.

(جلسه درس خارج فقه 7 /10/1389)

-----------------

افکار عمومی

بعضى افراد خيال مى‌كنند كه افكار عمومى، منطقه آزاد و بى قيد و بندى است كه هر كار خواستند، با آن بكنند! افكار عمومى موش آزمايشگاهى نيست كه هركس هر كار خواست، بتواند با آن بكند. با تحليلهاى غلط و شايعه‌سازى و تهمت و دروغ، به ايمان و عواطف و باورها و مقدّسات مردم آسيب مى‌زنند. اين كه درست نيست.

(بيانات در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتى اميركبير 9/12/1379)

-----------------

اعصاب آرام جامعه

انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اينكه فضا را آشفته ميكند و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد - كه امروز احتياج به اين آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگين ميكند.

(بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ‌19/12/1389)

-----------------

پیامی برای همه

من ميخواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه يا حرف ميزنند، يا مينويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ اينها بدانند، كارى كه ميكنند، كار درستى نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسى غلط يا يك فكر دينى غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى ميكنيم.

(بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ‌19/12/1389)