برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه دعا

 

 

 

کلیدی برای درهای بسته

چگونه تورا بخوانم

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

دست آویز

ترنم بهاری

چیزی برای تنهایی

حکایت(هوا سرد نبود)

همت بلند در محضر خدا

اندیشه دل

مهندسی دعا

ناله مرغ سحر

دعاهای بی جواب

فرق مناجات دعا وذکر

حکایت(دعای ویژه)

 

کلیدی برای درهای بسته

پژوهشگر و نویسنده: یاسرشهامت

 

قوي‌ترين انسان‌هاي عالم، هنگامي‌كه دردي از درون، ايشان را تهديد ميكند، از پا افتاده و زندگي بر آنان تلخ مي‌گردد. حسابش را بكنيد اگربه يك قهرمان نام‌آور ورزش‌های رزمی بگويند تو در اثر استفاده از غذائي آلوده به بيماري لاعلاجی مبتلا شده‌ای كه جان سالم از آن در نخواهي برد، روز و حال اين قهرمان چه خواهد بود؟ آيا ديگر توان مبارزه با رقیبان و ايستادگي در مقابل‌شان را خواهد داشت؟يقيناً‌ او دیگر انگیزه‌ای برای آماده‌سازی جسمی خود نخواهد داشت و او به دليل نداشتن هيچ روزنه‌ي اميدي مسابقه را به حريف واگذار خواهد کرد.

اولين و بالاترين اثر «دعا» در وجود بندگان ايجاد نور اميد است.انسانِ نااميد در رديف مرده‌ها قرار دارد و از آن‌طرف بيمار امیدوار به بهبودی مراحل درمان را با موفقیت بیشتری پشت سرخواهد گذاشت. بهترين سربازها در جنگ و پيكار وقتي توان مقابله و مبارزه خواهند داشت كه اميد به پيروزي داشته باشند و الا همين كه خود را در مقابل دشمن باخته ببينند حتي با داشتن برترين سلاح‌ها تسليم خواهند شد. با اين مقدمه جملاتي را با هم مرور كنيم تا ببينيم أثر دعا در درمان نااميدي انسان چيست؟

 

دعا کلید درهای بسته

اميرالمومنين علي(علیه‌السلام) مي فرمايند: «الدعاءُ تُرس المومن و متي تكثر قَرَع الباب يفتح لك»1دعا سرِ پنهاني مومن است و هرگاه زياد بر در كوبيده شود آن در باز خواهد شد. حالا اين فرمايش را بگذاريد كنار اين جمله «الدعاءُ أنقذ من السنان الحديد» 2 دعا از سرنيزه آهنين برنده‌تر و نافذ‌تر است و در آخرين گام اين جمله را از رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مرور مي‌كنيم که فرمودند: «آيا باخبرتان كنم از سلاحي كه شما را از دست دشمنان‌تان نجات داده و رزق و روزي شما را ميگشايد؟ اصحاب گفتند"بله يا رسول الله" پس حضرت جواب دادند: "بخوانيد خدا را در شامگاه و در طول روز؛ زيرا كه دعا سلاح مومن است.»3.

دعا سلاح پنهاني و كارآمد مومن است كه گاهي خود او از آن غفلت دارد. آيا شده در بخش‌هاي حساس بيمارستان‌ها نظير اتاق سي‌.سي.يو، پدر و مادري را ببينيد كه ملتمسانه به پنجره اتاق مي‌نگرند وبا گريه، سلامتي فرزند بيمار خود را آرزو می‌کنند؟ در چنین وضعی که فرزند آن‌ها در یک قدمی مرگ است، تنها يك نسخه وجود دارد. اميدها از همه جا قطع شده و دل‌ها از همه‌ي روشنائي‌ها تاريك مانده و درماندگي و بيچارگي سراسر وجود اين پدر و مادر را فرا گرفته.

حكايت ما بندگان نسبت به خودمان در طول زندگي شبانه روزي، اگر گاهي اوقات بدتر از اين مادر و پدر نسبت به فرزند بيمارشان نباشد بهتر نيست.

آماري در غرب ـ مرتبط با همين مسأله ـ نشان می‌دهد بيش از %30 نوجوانان و جوانان (يعني حدود يك سوم)در غرب براي يك بار خودكشي را تجربه کرده‌اند كه از اين ميزان بالاي %80ايشان علت خودكشي را نااميدي از بهبود شرائط زندگي مي‌دانند.4

راستي چرا در غرب چنين آماري به واقعيت مي‌پيوندد؟ پاسخ به اين سؤال سخت نيست وقتي به اين نكته توجه كنيم كه در غرب معنويتي حاكم نيست که علی‌رغم ادعایش از داشتن تمدن، انسان را از طوفان نااميدي و يأس به ساحل آرام و امن اميدواري و تلاش براي نجات و رهائي رهنمون سازد. از اين بدتر زماني است كه كليسا در غرب مردمان گنه‌كار را به اعتراف در مقابل كشيشي فرا مي‌خواند كه خود او در درمان مشكلاتش عاجز و وامانده است. بنابراين بايد به جوانان و نوجوانان در غرب حق داد كه با اين الگو و اين نوع تربيت از هر سه نفر يك نفر دست به خود كشي بزند.

 

دعا نسخه شفابخش

اما نسخه‌ي شفابخش اسلام و معارف ناب شيعه، يأس را بزرگترين گناه مي‌شمارد و با همين رويكرد دعا را به عنوان نافذترين و برنده‌ترين سلاح معرفي مي‌كند. معارف شيعه بدون اينكه پشيماني در پيشگاه خلائق و بندگان عاجز را درمان نااميدي بداند دستان به بالا آمده به گدائي در پيش‌گاه خداوند را موجب جلب رحمت حق‌تعالي و بازشدن درب اميد و نجات مي‌داند. رسول اكرم (صلی‌الله) فرموده‌اند:«ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ» 5خداوند را بخوانيد و به اجابت شدن خواسته‌هايتان يقين داشته باشيد. راستي اگر خدا نمي‌خواست ببخشد چرا درب توبه و دعا را باز كرد؟ آيا با حكمت او ساز‌گاري دارد كه بندگان و خلائق را به چيزي فراخواند كه در آن ثمره و نتيجه‌اي نيست؟ از طرفي عقل هم موافق با اين حكمت است زيرا وقتي بنده‌ي نااميد از همه جا، تنها اميدش به كسي باشد كه همه‌ي اسباب و لوازمِ امور هستي را در اختیار دارد و خود او به خواندن و اجابت شدنِ امر و وعده داده-" أدعوني أستجب لك 6" بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را- بنابراين همه‌ي مقدمات براي اين نتيجه‌گيري فراهم می‌شود كه اميدواري براي رفع مشكل تنها در دعا و توجه به سوي خداست.

 

 

 

1. عدة الداعي، 25

2. همان

3. عدة الداعي، 24 / «الا ادلكم علي سلاح ينجيكم من اعدئكم و يدرُّ ارزاقكم؟" قالوا: بلي، يا رسول الله . قال:" تدعون ربكم باليل و النهار فان سلاح المؤمن الدعا»[1]

4. عصر امام خميني نوشته امير رضا حاجتي

5.عده‏الداعي، ص144

6.سوره غافر آية 60

 

 

 

چگونه تو را بخوانم!

گردآورنده: فاطمه عباسی

 

وقتی به‌عنوان یک درخواست‌کننده در برابر خداوند قرار می‌گیریم باید نکاتی را درباره‌ي نحوه‌ی بیان خواسته رعایت کنیم. این نکات از طرف معصومین(علیهم‌السلام) آموزش داده شده‌اند و باید امیدوار بود که با رعایت این آداب، درخواست ما در درگاه خداوند به مهر اجابت برسد. در اینجا به برخی از این آداب اشاره می‌کنیم:

گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در اول دعا.
2ـ مدح و
ستايش خدا، پيش از دعا. حضرت صادق (عليه السلام) می‌فرمایند: «در كتاب اميرالمؤمنين(عليه السلام) است كه ستايش پيش از دعا و درخواست است. پس هرگاه خدا را خواندى او را تمجيد كن. عرض كردم: چگونه تمجيدش كنم؟ فرمود: می‌گويی: یا من هو اقرب الىَّ مِن حَبْلِ الوَريد، يا فعّالاً لما يُريد، يا مَن يَحولُ بَين المرءِ و قلبِه يا مَن هو بالمنظرالاَعلى ، يا مَن هو لَيس كمِثله شىءٌ.»
3ـ صلوات فرستادن.
4ـ توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و شفيع قرار دادن انبياء، اوليا و صالحان.

اقرار به گناه و تقصیر.

6ـ فروتنى در درگاه خدا با گشودن و بالا بردن دست‌ها به سوى آسمان و حالت تضرُّع.

7ـ خواندن دو ركعت نماز قبل از دعا.

8ـ کوچك نشمردن دعا و بزرگ نشمردن حاجت.

9ـ دوری از درخواست مسائل کوچک و بی‌اهمیت.

10ـ عموميت‌دادن به دعا، يعنى براى همه دعا كردن.

11ـ پنهان كردن دعا. (در خفا و تنهایی خدا را صدا کردن و از او طلب کردن)

12ـ‌ دعای دسته‌جمعی (در صورتی‌که ریا و خودنمایی به سراغ فرد نیاید)
13ـ حُسن‌ظن داشتن به اجابت دعا.

14ـ دعاكردن در زمان‌ مناسب: برخى از زمان‌ها و مکان‌ها كه دعاكردن در آن‌ها به اجابت نزديك‌تر است، عبارت‌اند از: دعا بعد از نمازهاى واجب، هنگام اذان، اول ظهر، هنگام قرائت قرآن، در نماز وتر، سحر و بعد از سپيده صبح.
15ـ اصرار و پافشارى دردعا.

16ـ به زبان آوردن حاجت يكى ديگر از آداب دعاست.

17ـ استمرارداشتن دعا.

18ـ صحيح خواندن دعاهای ماثوره (دعاهایی که از اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) نقل شده‌اند)

 

منابع:

ـ قران کریم.

ـ کتاب اخلاق، نوشته‌ی محمود اکبری

 

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد!

اهمیت پیروی از امام معصوم در دعاها

نویسنده و پژهشگر: حسین‌لطیفی

 

رعایت آداب در دعا

ارتباط داشتن با خداوند متعال انواع مختلفی دارد. بعضی‌شان عبادت‌هایی است که نمی‌توان آن‌‌ها را به سلیقه‌ی خود تغییر داد؛ که اگر چنین شود، اسمش می‌شود بدعت و از آن حرام‌هایی است که رها شدن از گرفتاری‌اش خیلی ساده نیست. این نوع عبادات را عبادات توقیفی می‌نامند؛ یعنی به ما دستور داده شده در مورد آن‌ها توقف کنیم و تغییرشان ندهیم.اما در بعضی عبادات دیگر، کم و بیش دست بندگان باز گذاشته شده تا با توجه به حالات مختلفی که دارند در چهارچوب یک‌سری معیارهای کلی، هر طور می‌خواهند اجرای‌شان کنند. دعا کردن به معنای کلی‌اش از این دست عبادات است.

البته فقط بعضی اقسام دعا چنین است و بیش‌تر هم به نیت افراد بستگی دارد. یعنی اگر کسی می‌خواهد به نیت آن دعایی که در شب عید فطر وارد شده دعایی بخواند، اجازه ندارد کلمه‌ای از متن دعا کم یا به آن زیاد کند و الا باید نیت خود را تغییر دهد و به نیت دعا خواندن کلی، دعا را بخواند. همین دعا خواندن کلی هم چهارچوب و ضوابطی دارد؛ مثل این‌که خواسته‌ی فرد کار حرام و گناه نباشد و ... که خود نوشتار جداگانه‌ای می‌طلبد.

وقتی گفته می‌شود بعضی اقسام دعا به ذوق افراد بستگی دارد، اشتباهی که زیاد رخ می‌دهد این است که بعضی فکر می‌کنند، این به معنای سادگی این قسم دعا خواندن است. اما حقیقت آن است که این ذوقی بودن، باعث حساس‌تر شدن قضیه‌ از جهاتی می‌شود.

 

دعا نردبانی رو به آسمان

روان آدمی پیچیده و حساس است و دعا خواندن تماما با روان انسان سروکار دارد. ساختار و عبارت‌پردازی و کلمات و مقدمه و پایان و خلاصه تمام نکات ریز و جهات مختلف در ذوق و حال دعای انسان تاثیر دارند. چه کسی است که ادعا کند به همه‌ی این امور توجه دارد؟درست است که گاهی اوقات باید چنین بود:

هیچ آدابی و ترتیبی مجو   هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو

اما روشن است که این دستورالعمل فقط برای بعضی حالات و شرائط است و باعث نمی‌شود فرد، همیشه در یک مرحله و با یک دیدگاه با خدای خویش راز و نیاز کند.

می‌دانیم که یکی از کارکردهای مهم دعا، تربیت و بالابردن سطح معرفت افراد است:

«... اين زبان خاصی كه دردعاها هست، دست انسان را مى‏گيرد و مى‏بردش به بالا،آن بالايى كه من وشما نمى‏توانيم بفهميم، ...»1

حال اگر دعاکردن همیشه به فرد واگذار شود این خاصیت از دست می‌رود. در آن صورت بنده، همیشه چنان‌که خود، خدایش را می‌بیند، دعایش می‌کند و بسیار اتفاق می‌افتد که دیدگاه بندگان نسبت به خداوند به علل مختلف اشتباه و نادرست است و احتیاج به اصلاح دارد؛ اصلاحی که با پیروی از معصومین(علیهم‌السلام) در دعا خواندن، به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود.

 

تاثیر عمیق­تر در تبعیت دقیق­تر

گاهی دیده می‌شود که عده‌ای نادانسته و عده‌ای مغرضانه، این سوال را مطرح می‌کنند که چرا بعضی در چگونگی ارتباط بندگان با خداوند دخالت می‌کنند و از داستان موسی و شبان مولوی و موارد مشابه آن مَثَل می‌آورند؛ اما این نکته غافل می‌ماند که یکی از اهداف بعثت انبیاء(علیهم‌السلام) تکامل معرفت بشری و تصحیح اعتقادات ناصحیح است. این که خداوند به مقتضای رحمت و کرم بی‌انتهایش به بندگان رخصت داده او را هر وقت به هر زبان بخوانند، دلیل نمی‌شود بندگان از حرکت تربیتی و معرفتی خویش غافل شوند و به دانسته‌های ناقص خویش در مسیر بندگی اکتفا کنند. فرق است بین بنده‌ای که صرفاً دعا می‌کند و کسی‌که دعایش او را رهبری و هدایت می‌کند:

«اين ادعيه‏اى كه واردشده است...اين‌ها راهبرماست به مقصد،...قرآن صاعداست2.... درهرصورت ظرايفى دراين ادعيه‌ی مباركه هست كه سابقه ندارد. توجه به آن بكنيد،انسان را اين ادعيه مى‏تواندحركت بدهد.3 »

اهمیت تبعیت دقیق از معصومان (علیهم‌السلام) در دعا را از این روایت نیز می‌توان فهمید:

عبدالله بن سنان-که از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) است 4- به نقل از حضرت می‌گوید:

«پس از من به شما شبهه‌ای روی می‌آورد که هیچ دانش آشکار یا امام هدایت‌گری در آن ندارید، از آن نجات نمی‌یابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند.عرض کردم: چگونه است دعای غریق؟فرمود: می‌گویی: ُيَااللَّهُ يَارَحْمَانُ يَارَحِيمُ يَامُقَلِّبَ الْقُلُوب ِثَبِّت ْقَلْبِي عَلَى دِينِک. گفتم: يَااللَّهُ يَارَحْمَانُ يارَحِيمُ يَامُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك( یعنی یک و الابصار به دعا اضافه کرد)حضرت فرمودند: البته خداوند مقلب القلوب و الابصار هست اما بگو چنان‌که من می‌گویم: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک5

 

 

 

1.صحيفه امام ج‏13   32

2.یعنی قرآن بالارونده در مقابل قرآن مجید که قرآن نازل است. این تعبیر قرآن بالارونده نسبت به ادعیه‌ی ماثوره در اصطلاح عرفا شهرت دارد.

3.صحيفه امام ج‏18   481  

4.رجال نجاشی ص214  

5.بحار الانوار ج52 ص149  

 

دست‌آویز
نویسنده:محمدمهدی یوسفی

 

تازگی‌ها به دست‌هایم زیاد نگاه می‌کنم. دست راست، دست چپ، انگشت‌ها، بندها، خط‌ها... . دست را می‌توان مشت کرد. می‌شود دست‌ها را به هم‌ زد. می‌شود چیزی توی دست گرفت و نگه داشت یا هرکار دیگری که از دست‌مان بربیاید. می‌توان دست روی کسی بلند کرد یا در حالتی شبیه به آن با کسی دست به یقه شد – هر چند بهتر است دست از این کارها برداریم- اگر دستی در هنر داشته باشید، می‌توانید قلم‌مو به دست بگیرید یا اگر اهل مطالعه هستید دست به قلم شوید. اگر دست‌تان به دهان‌تان برسد می‌توانید دستِ زیردستان‌تان را هم بگیرید و یا حداقل دست نوازشی به سر یتیمی بکشید. اگر دست‌تان به جایی بنداست، کار و کاسبی برای جوان‌ها دست و پا کنید. آن‌ها که دستی بر آتش دارند، سبب خیر شوند و دست دختر و پسرهای دم بخت را بگذارند توی دست هم. کسی اگر دست و دلش به زندگی نمی‌رفت، دست روی دست نگذارید تا همه چیز از دستش برود و از همه چیز دست بکشد؛ دستتان درد نکند، کمکش کنید و خلاصه او را دست تنها رها نکنید. اگر کسی به شما رو زد، دست رد به سینه‌اش نزنید و دست به سرش نکنید؛ دستش را اگر به گرمی نمی‌فشارید، لااقل رو ترش نکنید و آبروی روی دست گرفته‌اش را دست‌خوش سبک‌سری قرار ندهید و دستش نیاندازید. دست کم اگر سری بچرخانیم، شاید آدم دست و دل بازی پیدا شود که از قضا دست به خیر هم باشد ...

خلاصه این‌که دست بجنبانید و دست به دست هم بدهید که در کار خیر هر چه دست زیادتر، برکت بیشتر. تجارت پرسودی است اگر دست‌ها را از جیب بیرون بیاوریم و کمی از مال دنیا دست بکشیم. سرتان را درد نیاورم؛ اما شاید یک روز هم بیاید که نه دست‌مان به جایی بند باشد نه آتشی دلگرم کننده باشد که دستی بر آن داشته باشیم و نه حتی اصلا دستمان به دهانمان برسد. آن وقت است که به قول قدیمی ها «دست خالی برای بر سر زدن خوب است!»

الغرض مواظب باشیم که سوراخ دعا را گم نکنیم و گمان نکنیم دست و بال خدا بسته است که در این صورت با دست خودمان، خودمان را ملعون قرآن قرار داده‌ایم1. شاید وقت آن باشد که کاسه‌ی گدایی را دست قنوت کنیم و به دستور خداوند که فرمود «مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را»2 دست به دعا برداریم و بدانیم که دست، خالی نمی‌شود که به گدایی دراز شود یا دست درازی! دست خالی می‌شود فقط برای این‌که دست‌مایه‌ای باشد برای بالا آمدن و اظهار عجز بر آستان قادر متعال، و این است بهترین دست‌آویز.

 

1. «وَ قالَتِ الْیهُودُ یدُاللهِ مَغلولَۀٌ غُلَّت أیدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یداهُ مَبْسُوطَتانِ» مائده / ۶۴

2. «اُدعُونی أستَجِب لَکُم»  مؤمن / 60

 

 

ترنم بهاری

جایگاه دعا در کلام رهبری

 

به کوشش: روح‌الله راسل

 

رهبر فرزانه انقلاب حفظه الله :

ü     «در دعاهاى معتبر خيلى معارف وجود دارد كه انسان اين‏ها را در هيچ جا پيدا نمى‏كند؛ جز در خود همين دعاها. از جمله‏ اين دعاها، دعاهاى صحيفه سجاديه است. در منابع معرفتى ما چيزهايى وجود دارد كه جز در صحيفه‏ سجاديه يا در دعاهاى مأثور از ائمه عليهم‏السّلام انسان اصلًا نمى‏تواند اينها را پيدا كند. اين معارف با زبان دعا بيان شده. نه اينكه خواستند كتمان كنند؛ طبيعت آن معرفت، طبيعتى است كه با اين زبان مى‏تواند بيان شود، با زبان ديگرى نمى‏تواند بيان شود. بعضى از مفاهيم جز با زبان دعا و تضرع و گفتگو و نجواى با پروردگار عالم اصلًا قابل بيان نيست. لذا ما در روايات و حتّى در نهج­البلاغه‏ از اين‏گونه معارف كمتر مى‏بينيم؛ اما در صحيفه‏ سجاديه و در دعاى كميل و در مناجات شعبانيه و در دعاى عرفه‏ امام حسين علیه السلام و در دعاى عرفه حضرت سجّاد علیه السلام و در دعاى ابوحمزه‏ ثمالى از اين‏گونه معارف، فراوان مى‏بينيم. از دعاها غفلت نكنيد».1

ü     «واقعاً يكى از سيئات دوران پهلوى همين است كه اين‏ها مجموعه‏ تحصيل‏كرده‏ها را از آن وقت از مسائل دينى منقطع كردند؛ از قرآن منقطع كردند، از صحيفه‏ سجاديه منقطع كردند، از نهج­البلاغه‏ منقطع كردند؛ بعد هم همان حالت تقريباً بعد از انقلاب ادامه پيدا كرده. البته سى سال- يك نسل- از شروع انقلاب گذشته، خيلى كارها مى‏توانسته انجام بگيرد، ليكن ما همان رويّه را دنبال كرديم.

دوستان عزيز! من به شما عرض بكنم، انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنين تدبر در ادعيه‏ مأثوره‏اى كه اعتبار دارد- مثل صحيفه‏ سجاديه و بسيارى از دعاها- در تعميق معرفت دينى خيلى نقش دارد. تعميق معرفت دينى خيلى مهم است. يك‏وقت يك كسى همين‏طور روى احساسات، در نماز جماعت هم ممكن است شركت كند، در اعتكاف هم شركت كند، در مجلس عزاى حسينى هم شركت كند، در فلان تظاهرات دينى هم شركت كند، اما اين معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ لذا سر يك پيچى، سر يك دست‏اندازى یکدفعه مى‏بينيد كه از جا در مى‏رود».2

ü     «جامعه‏ ما بحمداللّه جامعه‏اى جوان است، اگر در اين جامعه، توجّه و توسّل همراه با معرفت باب شود و معناى صحيح توسّل إلى اللّه كه قرآن و روايات و ادعيه و نهج‏­البلاغه‏ به ما توصيه مى‏كنند، رواج يابد -صحيفه‏ سجاديه هم در اين مورد مى‏تواند نقش بسيار خوبى ايفا كند- آن وقت اين جامعه، جامعه‏اى است كه هرگونه دشمن مستكبرى بايد حقيقتاً از آن بيمناك باشد».3

ü     «توصيه می­كنم كه شما عزيزان با نهج‏­البلاغه‏ انس پيدا كنيد. نهج‏­البلاغه‏، خيلى بيداركننده و هوشياركننده و خيلى قابل تدبّر است. در جلساتتان، با نهج­البلاغه‏ و كلمات امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه انس پيدا كنيد. اگر خداى متعال توفيق داد و يك‏قدم جلو رفتيد، آن وقت با صحيفه سجّاديه كه على‏الظّاهر فقط كتاب دعاست، اما آن هم مثل نهج­البلاغه، كتاب درس و كتاب حكمت و كتاب عبرت و كتاب راهنماى زندگى سعادتمندانه‏ انسان است انس بگيريد».4

 

 

          1. بيانات در ديدار اعضاى هيئت دولت، 17/7/84.

2. بيانات در ديدار وزير علوم و استادان دانشگاه تهران، 13/11/88.

3. بيانات به مناسبت روز پاسدار، 13/9/76 با اندکی تلخیص.

4. بيانات در ديدار از دانشگاه صنعتى شريف، 1/9/78.

 

چیزی برای تن هایی...

نویسنده: حسین سلیمانی

 

آدم‌ها برای تامین نیرو و انرژی نیاز دارند به خورد و خوراک. آدم‌ها برای محافظت از جسم‌شان دربرابر سرما و گرما نیاز دارند به پوشاک. آدم‌ها برای رشدشان نیاز دارند به تحصیل، به مصاحبت اجتماعی و...

یک نیاز طبیعی دیگر هم هست. هر آدمی علاوه بر تمام نیازهایش و علاوه بر بودن در کنار آدم‌های دیگر، دوست دارد حرف بزند. نیاز به حرف زدن از چیزهای درونی. همه‌ی انسان‌ها درونشان چیزهایی نهفته دارند که فقط یک نفر از آن آگاه است و می‌فهمد و تنها اوست که می‌تواند آرامش را به انسان‌ هدیه بدهد.

این را نه محبت و مصاحبت با پدر و مادر جایگزین می شود، نه محبت و مصاحبت با دوست و آشنا و نه حتی بودن در کنار همسر و فرزند. این یک عطیه‌ی الهی است در درون آدمی که جایگزین ندارد.

آدم گاهی دوست دارد با خدایش حرف بزند، دوست دارد تنهاییش را با یک سجاده، یک دعا و یک چشمِ اشک بار تقسیم کند. آدمی هرچقدر هم که با دیگران انس بگیرد این انس معنوی را هیچ چیز جایگزین نیست. این یک نیاز است که خدا در روح انسان قرار داده است.

نیازی برای تن‌هایی. برای وقت‌هایی که انسان از هر تنی غیر از خدایش جدا شده. و صحبت با خداست که نیازش را پاسخ می‌گوید. نیاز انسان به راز و نیاز در تن‌هایی را خدا با دعا رفع کرده. با مناجات‌هایی که نیمه‌شب و در تنهایی به او هدیه کرده.

«ای فرزند آدم! در شگفتم که چگونه با دیگران انس میگری در حالی‌که می‌دانی تن‌ها خواهی ماند، تن‌ها خواهی مرد و تن‌ها به محضر من خواهی‌آمد. تمام عالم را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم.» خدا.

 

حکایت"هوا سرد نبود!"

کوهنوردی در یک زمستان سرد به تنهایی در حال صعود به کوه بلندی بود. شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیزی نمی‌دید. چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و از کوه پرت شد. در حال سقوط ناامیدانه خودش را برای مردن آماده می‌کرد که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش محکم شده. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب بود که او را نگه داشته بود. باصدای بلند فریاد کشید: «خدایا کمکم کن»

ناگهان صدایی پرطنین از آسمان جواب داد: «از من چه می خواهی؟»

- ای خدا نجاتم بده!

ـ واقعاً باور داری که من می‌توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم!

ـ اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته شده پاره کن!

مرد یک لحظه سکوت کرد و تصمیم گرفت با تمام نیرو (محکم‌تر از قبل) به طناب بچسبد و جانش را حفظ کند.

چند روز بعد درخبرها آمد: «جنازه‌ی یک کوهنورد یخ زده را در حالی پیدا کردند که بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست‌هایش محکم طناب را گرفته بود. او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!»

 

 

همت بلند در محضر خدا

 

نویسنده: علی صالحی‌منش

 

چرا دعا مستجاب مي شود؟ و اصلا به چه معياري خدايِ بزرگِ مقتدر و متكبر بايد دعاي بنده‌ي كوچكِ حقيرِ فقيرخود را مستجاب كند؟ ما چه حقي بر خدايي داريم كه نه منّتي بر دوش مي‌كشد و نه حقي برگردن؟ آيا غير از اين است كه خدا، همين خداي مقتدرِ متكبر، در اوج عزت واقتدار، آن قدر رئوف و مهربان است كه نمي‌تواند تمناي بنده‌اي را ببيند و پاسخ ندهد؟ و آن قدر بزرگ است كه حاظر نيست با جواب رد دادن به كسي خودش را كوچك كند؟ اين گونه خدايي داريم كه امام صادق مي فرمايد: «وقتي دعا كردي،‌ حاجتت را آماده، دم در فرض كن1»

و اصلا سوال درست اين است كه «چرا خدا دعايي را مستجاب نكند؟!» آيا قدرتش را ندارد؟ يا بُخلش مي‌گيرد؟ يا با كسي لج‌بازي دارد؟ يا دعا را نمي‌شنود؟

اما اگر بخواهیم خودمان را هم مورد سوال قرار بدهیم باید بپرسیم چرا ما آدم‌ها خيلي از حاجت‌ها را آن‌قدر بزرگ فرض مي‌كنيم كه حتي برايشان دعا نمي‌كنيم؟ و خيال مي‌كنيم اين حاجت بزرگ‌تر از آن است كه اجابت شود؟ آيا غير از اين است كه در انتهاي قلب‌مان مي‌انديشيم كه «شايد خدا نتواند؟» و يا «نخواهد؟» و يا اين كه «اين همه خواهش پررويي است؟» و يا اين كه «بگذار همان حاجت‌هاي كوچك را بگيريم، بزرگ‌هايش پيش‌كش»؟‌ و همه اين‌ها غير از اين است كه خدايمان را خوب نشناخته‌ايم؟ وحتي يك «الله اكبر» را از نمازمان نفهميده ايم؟ كه اگر فهميده بوديم، باور داشتيم خداي ما از هر حاجتي بزرگ‌تر است. چشم ها را بايد شست.

مردي از اهل كوفه خدمت مولايمان، امام صادق (علیه السلام) رسيد و از ايشان خواست دعايي به او ياد دهند. امام دعاي خود را اين گونه شروع فرمودند «اي كسي‌كه به او براي هر خيري اميد دارم ... به موجب اين درخواست تمام خير دنيا و تمام خير آخرت را به من بده ...2 »

مردان خدا كه از همه خداشناس‌ترند، این‌گونه خدا را مي‌خوانند و این‌گونه خدا برترين نعمت‌هارا مخصوص ايشان گردانيده است.

اكنون كه در ماه مبارك رمضانيم و مهمان خدا، برترين فرصت‌ها براي برترين خواسته‌ها در دست ماست. تا آن‌جا كه در پايانِ اين ماه و در نماز عيد فطر از خدا مي‌خواهيم:

«خدايا! مرا در هر خيري كه به محمد وآل محمد دادي داخل واز هر بدي كه محمد و آل او را از آن خارج فرمودي،‌ خارج بنما»

و چه دعايي از اين بالاتر؟

 

 

1.«إِذَا دَعَوْتَ فَظُنَّ أَنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَا» كافي ج 2 ص 473

2.كافي ج 2 ص 585

 

 

اندیشه دل

اهمیت توجه به محتوای دعا!

 

نویسنده: سیدمصطفی رضوی

 

توجه به محتوا و مضمون دعا و تفکر و تدبر در عبارات آن، به طرز عميقي نور معرفت را در دل انسان پراکنده مي سازد و زمینه توجه خالص وی را در راز و نیاز با خالق بی­نیاز، فراهم می­آورد. در روایات اسلامی یکی از شرائط استجابت دعا، توجه خالص به ذات ربوبیت می­باشد چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می­فرماید: «به درستى كه خداوند، دعاى بنده‏اى را كه قلبش متوجه او نباشد مستجاب نمی­کند.» [ارشاد القلوب ج2 ص176]

دعا بخشي از فرهنگ اسلامي است كه به گونه‌اي لطيف، دقيق و دل‌پذير و در قالب مناجات با خدای متعال، بسياري از معارف الهي را بیان می­نماید. به عنوان مثال در دعای هفتم زبور آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: «ای كسی كه پیچیدگی ناگواری‌ها فقط به وسیله او حل می‌شود، ای كسی‌كه برندگی سختی‌ها را او می‌شكند و ای آن‌كه روی‌آوردن به سوی آسایش را از او تمنا می‌كنیم! فقط به قدرت تو هر دشواری هموار است و تنها سبب‌ساز، لطف عام تو می‌باشد.»

با تفکر و تدبر در مضامین این دعای شریف معارف بسیار بلند زیر بدست می­آید:

1- خروج از وادی غم تنها به وسیله خدای حکیم ممکن است: عقده‌های روحی انسان آن‌چنان پیچیده است كه در روان‌شناسی جدید بعضی را غیرقابل حل و بعضی را بسیار مشكل تشخیص داده‌اند و توان علاج آن‌ها را در مرزی دانسته‌اند كه از عهده بسیار كمی از متخصصین بر می‌آید. پیچیدگی بسیاری از گرفتاری‌ها پیچش نظام روحی افراد است، ولی خدای متعال گره‌های كوری را كه به دست هیچ‌كس باز نمی‌شود، به آسانی می‌گشاید و می‌داند كه چگونه باید بندگان مبتلا و گرفتار را به سامان برساند.

این جاست كه یاس و ناامیدی انسان زایل می‌شود، زیرا كلید همه اسرار گره خورده‌ی عالم در ارتباط با تدبیر حكیمانه خداوند قرار دارد و با کرم خویش مشکلات را رفع خواهد کرد.

پس، گذشته از آن كه گشایش هر در بسته‌ای به ید قدرت اوست، شكنندگی مصائب و حاد بودن آنان نیز در برابر قدرت و پشتیبانی او كند گردیده و از كنار زندگی بدون هیچ‌گونه اصطكاكی عبور خواهدكرد، و به همین دلیل حضرت فرموده كه فقط به وسیله‌ی تو خروج از وادی غم میسور است و هیچ چیز برای تو مشكل نیست.

2- خدای متعال مسبب­الاسباب است و همه سببها به او باز می­گردد: عبارت آخر این فراز از دعا، جالب ترین قسمت آن است كه فرمود: تسببت بلطفك الاسباب؛ یعنی نظام علت و معلولی در سلطه­ی قدرت تو ضرورت پیدا كرده و همه سبب‌ها و علت‌ها به تو باز می‌گردد. به دیگر بیان، خدای متعال خود سبب‌ساز است، و هیچ‌چیز یا كس دیگر بر آن حاكم نمی‌باشد.

بدین‌سان است كه در قلب و خاطر بندگان صالح خدا یاس و نومیدی از بن و ریشه خشكیده و هیچ‌ بن‌بستی در زندگی‌شان معنا ندارد.

 

از این‌جا روشن می‌شود که تفکر و تدبر در مضامین دعا، اولا‌ً زمینه­ی استجابت دعا را فراهم می­آورد و ثانیاً موجب بهره‌مندی انسان از معارف والای الهی برای طی نمودن مسیر هدایت خواهد شد.

 

مهندسی دعا

نگاهی به کیفیت برگزاری ادعیه با تأکید بر متن دعا

پژوهشگر و نویسنده: ‌سید معین ابطحی

در این نوشتار بر آنیم تا به چگونگی دعا خواندن بپردازیم. پس دستورها و سفارش­های بزرگان و ائمه را بررسی نمی­کنیم، بلکه به متن ادعیه مراجعه می­کنیم. به عبارت دیگر، بیشتر دستورهایی که در باب خواندن دعا به ما رسیده است، به موضوع چرایی دعا پرداخته­ یا در مواردی به فلسفه کارهایی توجه کرده­اند که هنگام دعا سفارش شده است، ولی در این میان، به چگونگی برگزاری مراسم دعا اشاره‌ای نشده یا بسیار مختصر و کوتاه، اشاره­ شده است.

وقتی می­گوییم مراسم دعا، هرگز منظورمان این نیست که دعا خواندن، به مقدمات خاصی نیاز دارد و در شرایط و با حالت خاصی صورت می­گیرد، بلکه بر اساس آموزه­های روح­بخش اسلامی، انسان در هر حالی و به هر زبانی می­تواند دعا کند و اساساً نیایش­های بسیاری، در باب مقاطع مختلف زندگی و کار روزمره انسان وارد شده که دلیلی بر این مدعاست، مانند ادعیه­ای که هنگام استحمام، وضو، مسواک زدن، از خانه خارج شدن و کارهای دیگر وارد شده است. منظور ما از مراسم دعا، کیفیت فردی یا جمعی بودن دعاهاست. آیا بهتر است دعا را در جمع بخوانیم یا این­که به تنهایی و در خلوت، زمزمه کنیم؟

هنگام مراجعه به ادعیه، به این نکته پی می­بریم که ادعیه موجود را می­توان به سه دسته تقسیم کرد: دسته­ای از آنان که با ضمیر متکلم وحده بیان شده، دسته­ای که با ضمیر متکلم جمع بیان شده­­اند و دسته سومی که در بخشی از دعا، ضمیر مفرد است و در بخش دیگر جمع آورده شده است. برای هر دسته از این دعاها، نمونه­ای را بیان می­کنیم و می­کوشیم با نگاهی به محتوای دعا، چگونگی قرائت آن را بیابیم.

 

الف) دعاهایی که با ضمیر متکلم وحده ذکر شده­اند

عموماً این گونه دعاها، بیان درخواست بنده از خداست. از آن­جایی که یک مسلمان مأمور است همه چیز را از خدا بخواهد و در این درخواست، برای خدا، شریکی قائل نباشد، می­توان به این نتیجه رسید که این ادعیه از زبان یک نفر بیان شده است. عموماً در لسان این ادعیه، شرح حال بنده­ای است که به کاستی­ها و لغزش­های خودش معترف است و درخواست اصلاح و سعادت­مندی دارد. بر اساس دستورهای اسلام، مسلمان اجازه ندارد نزد برادر مسلمان خود از معایب و معصیت­هایش حرفی بزند؛ زیرا حفظ آبروی مسلمان، یکی از مهم­ترین دستورهای آیین اسلام است. به همین جهت، بیان کاستی‌ها در جمع، ممنوع است.

خواندن دعایی که در آن، شخص به عیوب خودش اعتراف می­کند، در میان جمع اشکال دارد، اما اگر این گونه دعاها در خلوت خوانده شود، هم توجه شخص به متن دعا بیشتر می­شود و هم به متن دعا پای‌بند می­ماند.

برای نمونه در دعای کمیل می­خوانیم: «اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شی...( ص209) ظلمت نفسی و تجرات بجهلی و سکنت الی قدیم ذکرک لی و منک علی (ص213)».

در این فرازها، مواردی را می‌بینیم که اشاره شد، اما گاه می­توانیم دلایل دیگری را هم برای حالت مفرد بودن دعا ذکر کنیم. برای نمونه، درباره دعای کمیل می­توان گفت این دعا، مناجات حضرت علی (ص) هنگام شب بوده است و ایشان در آن زمان تنها بودند. مثلاً در برخی دعاها، نیایشگر، تنهاست، مانند دعایی که هنگام وضو یا استحمام خوانده می­شود.

جدا از این مسائل، تأکید بر مفرد بودن ضمیر، دلالت بر تنها بودن شخص دارد و اگر دعا تنها خوانده شود، به متن دعا پای‌بند مانده­ایم.

 

ب) دعاهایی که ضمیر جمع دارند

معمولاً این گونه دعاها در خطاب به ائمه بیان شده­اند و معمولاً در زیارت­نامه­ها و ادعیه­هایی نظیر دعای توسل دیده می­شود، مانند فراز معروف و تکرار شونده دعای توسل: «... یا وجیهاً عندالله، اشفع لنا عندالله».(ص292)

از آن­جایی که خداوند به امت مسلمان بشارت داده است که پیامبر و امامان معصوم، شفیع آنان می­شوند، می­توان گفت در این ادعیه نیز به اعتبار امت و جمع بودن مسلمانان، ضمیر در دعا جمع بسته شده است. این موضوع، مانع از خواندن دعا به صورت انفرادی نمی­شود، بلکه در جمع خواندن دعا، شکل زیباتر و بهتری پیدا می­کند.

 

ج) ادعیه­ای که هم ضمیر جمع دارند و هم ضمیر مفرد

در قسمتی از زیارت­نامه حضرت فاطمه معصومه (س) می­خوانیم: «... السلام و علیک عرف­الله بیننا و بینکم فی الجنه و حشرنا فی زمرتکم و اوردنا حوض نبیکم...».

در قسمت دیگری از این زیارت­نامه­ها نیز چنین می­خوانیم: «... اللهم انی اسئلک ان تختم لی بالسعاده فلاتسلب منی ما انا فیه...».(ص509)

در بخشی که خطاب به حضرت معصومه (س) است، ضمایر جمع و در بخشی که خداوند مستقیم مخاطب قرار گرفته، ضمایر، مفرد است.

در نهایت می­توان گفت ادعیه­ای که از معصومین به ما رسیده است، نه تنها روش بهتر درخواست کردن از خدا را دربر­دارند، بلکه دستورها و توصیه­هایی دارند که برای اصلاح کار مسلمانان، ضروری است. به همین جهت، رعایت حال و هوای دعا در کیفیت خواندن آن می­تواند کمک کند تا به اهداف دعا نزدیک­تر شویم.

 

 

ناله مرغ سحر

نگاهی به اهمیت زمان، در استجابت دعا

پژوهشگر و نویسنده: یاسر شهامت

 

دعا از یک سو گفت‌وگويی عاشقانه است اما از سوی دیگر ـ و مهم‌تر ـ فرصتي است براي هم‌صحبتي بنده‌ي سرتاپا حقارت با خدای بزرگ. هر چه زيبا تر شدن اين هم‌صحبتي مرهون فراهم بودن مقدماتي است.«زمان ارتباط» از بزرگ‌ترينِ اين مقدمات به شمار مي‌آید. دلیل این مطلب را قرآن كريم از زبان حضرت يعقوب(ع)(پس از درخواست فرزندان برای توبه و بازگشت) اينگونه بیان می‌کند: «قال سوف أستغفر لكم ربي1» به همين زودي براي شما از پروردگارم طلب بخشش مي‌كنم.

در تفاسير آمده است زمان اين استغفار، شب جمعه بوده است. آيا حضرت يعقوب نمي‌توانست همان زمان كه از او درخواست شد براي بخشش فرزندانش دعا كند واساساً چه نيازي به موكول شدن زمان دعا به شب جمعه بود؟

درگاه حق تعالي تنها پناه‌گاهي است كه مراجعه‌ي به آن بدون وقت قبلي براي هر شخص در هر زمان و موقعيت با هر ميزان از اعتبار و عمل امكان‌پذير است و شاهد اين گفتار آيه شريفه‌ی قرآن است که «واذا سألك عبادی عني فإني قريب أجيب دعوة الداع اذا دعان»2 و زمانی كه بندگانم از تو در مورد من سوال کردند، من نزديك هستم و دعوت دعاكنندگان را اجابت می‌كنم.

مسأله‌ي مهم در ارتباط با خداوند مسأله‌ي توجه و حسّ نياز است چراكه اين حس نياز در هر زمان اتفاق افتد آن وقت مي‌تواند بهترين زمان براي ارتباط‌گيري با عالم بالا باشد. نكته‌اي كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه خداوند در طول سال و ماه و روزهاي مختلف به برخي زمان‌ها و ساعت‌ها اعتبار مي‌بخشد كه اين اعتبار براي بدست آوردن آن حسّ نياز و زمينه‌ي ارتباط‌گيري با خداوند متعال بسيار مؤثر است. پيامبرِ نيكي‌ها حضرت محمد(ص) مي‌فرمايند:«آگاه باشيد كه پروردگارتان در روز هاي مختلف زندگيِ شما، نسيم‌هاي رحمتي دارد. پس خودتان را در برابر اين نسيم رحمت قرار دهيد.»3 حس نياز كه از آن به‌عنوان اضطرار نيز ياد مي‌كنند از جمله اموري است كه نقش بي‌بديل آن در شكل و حالت و چگونگي اصرار در دعا قابل انكار نيست.چه اينكه فرمود:تا نگريد ابر كي خندد چمن/ تا نگريد طفل كي نوشد لبن4

شب‌هاي جمعه، ماه‌هاي رجب و شعبان و رمضان، ساعات انتهائي شب و لحظات سحر ،هنگام وزش باد،بارش باران، اذان ظهر و ريختن اولين قطره‌ی خون شهيد، اعياد فطر و قربان و غديرو موارد متعدد ديگري كه در روايات ما به آن اوقات اشاره ويژه براي دعا و مناجات شده است اين نسيم رحمت وزيدن مي‌گيرد كه دستان دعاكننده را زودتر به اجابت دعوتش مي‌رساند.

اكنون در مورد برخي از اين اوقات چند روايت را مرور كنيم:

ـ بانوي دوعالم حضرت زهرا (س) به خادمه‌ي خود جناب فضّه مكرراً مي‌فرمودند: «مرا از هنگام غروب آفتاب در ساعات انتهائي روز جمعه با خبر كن كه دعا در آن لحظه به اجابت نزديك و از دست‌دادن آن موجب خسارت و زيان است.»

 

ـ صاحب عدة الداعي در مورد روز شريف عرفه چنين مي‌گويد:«روزعرفه، روز دعا به درگاه الهي است. به همين خاطر هرچند روزه‌اش مستحب است، ولي اگرموجب ضعف دعا شود روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است.»5

 

ـ حضرت باقرالعلوم (ع) در مورد ساعتي كه به بين الطلوعين (ساعتي بين اذان صبح تا طلوع آفتاب)معروف است چنين مي‌فرمايند:«خداوند عزوجل دعا كردن بندگان را در هر وقتي دوست دارد پس بر شما باد دعا كردن در هنگام سحر تا طلوع آفتاب چرا كه در اين ساعت درهاي رحمت آسمان گشوده ورزق و روزي در آن تقسيم مي شودو در آن ساعت حاجات بزرگي برآورده مي گردد.»6

 

 

 

1. سوره مباركه يوسف آيه 98[1]

2. بقره/186[1]

إن لربّكم في أيام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها». وافي / 1 / 552

4. مولوي

5. عدة الداعي، 88

6.كافي شريف/2 / 478

 

دعاهای بی‌جواب!

چند پرسش و پاسخ پیرامون استجابت دعا1

 

پژوهشگر: روح‌الله راسل

 

 

ü     «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ»2

«و هنگامى كه بندگان من، از تو درباره من سؤال كنند، بگو: من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم».

ü     «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏»3

«پروردگارتان فرموده است: مرا بخوانید تا دعای شما را بپذیرم».

ü     «أَمَّن يجُِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»4

«آيا آن شريكانی که برای خداوند قرار داده­اید بهترند يا پروردگارتان که وقتى درمانده‏اى او را بخواند اجابت مى‏كند و گرفتاريش را دفع مى‏نمايد»؟

پرسش: از این آیات به روشنی استفاده می­شود که خداوند کریم دعای بنده­اش را مستجاب می­کند. پس چرا گاهی دعاهایمان مستجاب نمی­شود؟

پاسخ:

    • گاهی مستجاب شدن دعا ممکن نیست. مثل دانش­آموزی که در امتحان جغرافی به اشتباه نوشته بود که دریای خزر در جنوب ایران است و بعد از امتحان دعا می­کرد که خدایا دریای خزر را به جنوب ایران منتقل بفرما!
    • گاهی دعا می­کند که خدایا مرا در انجام فلان معصیت یاری بفرما! مسلماً اراده تشریعی خداوند این است که هیچ بنده­ای گناه نکند، لذا این دعا مستجاب نمی­شود.

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرمایند: «ای کسی که دعا می­کنی! آنچه را ناشدنی است و آنچه که حرام است از خدا مخواه»!5

    • گاهی کسی استحقاق ندارد که دعایش مستجاب شود. از منظر آیات و روایات، اهمّ عواملی که موجب بی لیاقتی شخص در استجابت دعاست عبارتند از:

1-   به هنگام دعا بی توجه بوده و حقیقتاً خدا را نمی­خواند و امید او به اسباب و علل مادی است. بار دیگر به آیاتی که در صدر بحث آمد مراجعه نموده و ترجمه آنها را با دقت ملاحظه نمایید. در این آیات تأکید شده است که بنده باید از اسباب ظاهری ناامید بوده و تمام امیدش به خداوند باشد(مضطر باشد). درست است که بنده می‌داند که بعد از دعا باید برای رسیدن به خواسته­اش به سراغ عوامل ظاهری و مادی برود اما در هنگام دعا باید تمام امیدش به پروردگار باشد، چراکه اگر او نخواهد هیچ عامل مادی و ظاهری ما را به خواسته­مان نمی‌رساند.

2-   دست کشیدن از تلاش و اکتفا به دعا. مانند کسی که در خانه بنشیند و برای رزق خود دعا کند و به دنبال کسب حلال نرود.

3-   برخی گناهان مانند عاق والدین، ترک صدقه، بدزبانی، شراب خواری و ... .

4-   لقمه حرام

5-   دعا به ضرر مؤمنین

 

پرسش: آیا دعا می­تواند قضا و تقدیر الهی را تغییر دهد؟

پاسخ: دعا قضا و تقدیر غیر حتمی الهی را تغییر می­دهد اما قضا و تقدیر امضاشده و حتمی با دعا دفع نمی­شود. امام کاظم علیه السلام می­فرمایند: «بر شما باد به دعا کردن، زیرا دعا به درگاه خدا بلایی را که قضا و قدر الهی به آن تعلق گرفته و فقط مانده که امضا شده و قطعی شود، دفع می­کند».6

لذا گاهی که دعا مستجاب نمی­شود به خاطر حتمی بودن تقدیر الهی است. مثلاً به طور حتمی مقدر شده که فلان بیمار بمیرد، در اینجا هرچقدر هم که دعا کنیم این دعا مستجاب نمی­شود.

 

پرسش: آیا در صورت اخیر دعای ما بیهوده و بی­فایده بوده است؟

پاسخ: مسلماً همین که انسان به دعا و راز و نیاز با خداوند می­پردازد، به سبب توفیق الهی است، چراکه هرکسی توفیق شرفیابی به بارگاه الهی و گفتگو با حضرت حق را ندارد، بنابراین چنین دعایی بی­ارزش نبوده است و عبادتی است که نزد خداوند پاداش دارد. ضمن آنکه خداوند به آن ترتیب اثر می­دهد و به جای این دعا، امر دیگری را که به صلاح آن بنده است برایش مقدر می­کند و یا در آخرت با پاداش بزرگی جبران می­نماید.

 

اصولاً باید بدانیم که گاهی ممکن است با اینکه تقدیر الهی غیرحتمی باشد اما باز همان دعا مستجاب نشود و به جای آن یکی از سه امر زیر اتفاق بیفتد:

    1. 1)چون استجابت آن دعا به صلاح بنده نیست خداوند امر دیگری که به صلاح اوست و از خدا طلب نکرده برای عبد مقدر می­کند، یا حادثه ناگواری را از او دفع می­نماید.

خداوند در قرآن کریم می­فرمایند: «چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خداوند مصلحت شما را مى‏داند، و شما نمى‏دانيد».7

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرمایند: «گاهی درخواست می­کنی اما پاسخ داده نمی­شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی، به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید، زیرا چه بسا خواسته­هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود».8

    1. 2)به مصلحت بنده است که آن دعا در همین دنیا به اجابت برسد ولی با تأخیر.

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرمایند: «هرگز از تأخیر اجابت دعا ناامید مباش... گاه در اجابت دعا تأخیر می­شود تا پاداش درخواست­کننده بیشتر و جزای آروزمند کامل­تر شود».9

    1. 3)خداوند استجابت آن دعا را تا قیامت به تأخیر می­اندازد برای آنکه چندین برابر آن را برای بنده­اش جبران نماید.

امام صادق علیه السلام می­فرمایند: «خداوند به حساب مؤمنی رسیدگی می­کند و به او می­فرماید: این حساب را می­شناسی؟ عرض می­کند: خیر، ای پروردگار من. خداوند می­فرماید: در فلان شب، آن دعا را کردی و من آن را برای آخرتت اندوختم. آن مؤمن چون عظمت پاداش خدا را می­بیند عرض می­کند: پروردگارا! کاش هیچ یک از دعاهای مرا در دنیا برآورده نمی­کردی و همه را برای آخرتم می­اندوختی».10

 

جمع بندی: اگر کسی کاری نکرده باشد که استحقاق استجابت دعا را از دست داده باشد و امر محال یا معصیتی را از خداوند طلب نکرده باشد، قطعاً دعایش مستجاب است به این معنی که به دعایش ترتیب اثر داده خواهد شد و بر اساس مصلحتش یا فوراً همان خواسته به اجابت می­رسد، یا با تأخیر به اجابت می­رسد، یا امر دیگری که به صلاح اوست به او داده می­شود، یا ضرری از او دفع می­شود و یا برای آخرتش ذخیره شده و خداوند آنقدر در سرای دیگر به او پاداش می­دهد که جبران این تأخیر را نموده و بنده به نهایت رضایت می­رسد. بنابراین دعا هرگز امری بی­فایده و بی­ثمر نخواهد بود.

 

 

1. جهت مطالعه‌ی بیشتر رجوع کنید به: علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ذیل آیه186 بقره؛ علامه جوادی آملی، حکمت عبادات، ص211-237؛ آیت الله ری شهری، میزان الحکمه، ج4، ص 13-63 مبحث «دعا»؛ آیت الله مکارم، مفاتیح نوین، ص 19-31.

2. سوره بقره، آیه186.

3. سوره غافر، آیه60.

4. سوره نمل، آیه62.

5. عدة الداعي، ص152

6. اصول الكافي، ج‌2، ص469

7. سوره بقره،آیه216.

8. نهج البلاغه، نامه31.

9همان.

10. بحارالأنوار، ج90، ص371.

 

 

 تفاوت دعا، مناجات و ذکر

پژوهشگر و نویسنده: مهدی کریمی

دین مبین اسلام، راه‌های متعددی را برای ارتباط با مبداء هستی و قرب به خداوند معرفی کرده است. ائمه اطهار (علیهم السلام) و پیشوایان دینی، با تبیین دستورات و احکام دین، برنامه‌ها و راه‌هایی بسیاری برای نیل به این هدف پیش‌پای سالکان و رهروان حقیقت نهاده‌اند، از جمله این راه‌ها به عبادات فردی و اجتماعی و همچنین ادعیه و زیارات می‌توان اشاره کرد، حال ممکن است برخی از این اعمال دینی به‌صورت آیینی خاص، مانند نماز و روزه تبیین شده باشد و عده‌ای دیگر به‌صورت آیین و برنامه‌ای خاص نباشد، بلکه حرکتی فردی و غیر واجب باشد که موجب انسجام و تقویت ارتباط با معبود می‌شوند، مانند دعا، مناجات و ذکر.

دعا و مناجات و ذکر، به جهت رهایی از قید و بندهای عبادات دیگر (نیاز به زمان، مکان یا شرایطی خاص)، شباهت‌ زیادی به هم دارند، ولی عبادتی مانند نماز، مشروط به وضو می‌باشد و بدون آن نمی‌توان وارد نماز شد و همچنین اوقات و زمان‌های خاصی برای ادای این فریضه وجود دارد که در غیر این اوقات نمی‌توان آن را ادا کرد و یا مکانی که در آن نماز برگزار می‌شود باید متحرک و غصبی نباشد. این شرایط و مقدمات برای بسیاری از عبادات وجود دارد، اما عباداتی نظیر دعا، مناجات و ذکر، مقید به هیچ گونه قید و شرطی نمی‌باشند و در هر جا و در همه حال می‌توان به آن پرداخت.

اما تفاوت‌های اساسی نیز میان دعا، مناجات و ذکر وجود دارد که با توجه به تعریف و معنی هر کدام این تفاوت‌ها مشخص می‌شود.

ریشه­یابی واژه­های دعا و مناجات

كلمه «دعا» از ریشه «دَعَوَ» و به معني خواندن و حاجت خواستن و استمداد، اخذ شده است. اين کلمه در علم لغت به معناي صدا زدن و به ياري طلبيدن و در اصطلاح اهل شرع، گفت ‌و گو با خداوند به منظور طلب حاجت و درخواست حل مشكلات از درگاه او است و به گفته برخی از محققین، دعا در لغت به معناي «ندا» است که در لغتنامه‌های عربی از کلماتی نظیر «صلاة،‌ صوت، ولاء و الدعا» برای آن استفاده شده است، به حسب اصطلاح و عرف نیز معنای دعا، «السؤال من البارى تعالى» توجه به سوي خدا و طلب رحمت از او به‌صورت خضوع است و بر سپاس و ستايش و تسبيح و تنزيه خداوند نيز اطلاق مي‏شود، زيرا سپاس و ستايش نيز نوعي درخواست و مسئلت عطا و موهبت است، بر این اساس، که دعا را به معنای ندا بدانیم، در عین نزدیک کردن بنده به معبود، نوعی بعد و فاصله نیز از آن مشاهده می‌شود می‌شود، زیرا از ندا معمولا با حرف ندا که نمایانگر دوری منادا از منادی است، استنباط می‌شود.

واژه مناجات نیز از ریشه «نجوی» به معنای درگوشى حرف زدن و سخن سرّى (یعنی سخن آرام و درگوشی و راز گفتن) می‌باشد. راغب اصفهانی در علّت اين تسميه گفته: اصل اين كلمه آن است كه در جاى مرتفعى با طرف راز خلوت كنى. راغب می‏گوید: وقتی به گوئی«ناجیته» معنایش این است که من با او مطلبی سری و بیخ‌گوشی در میان نهادم، و اصل این کلمه از ماده «نجوة» گرفته شده که به معنای زمین خلوتی است که تو با کسی در آنجا خلوت کنی. و بنا به گفته وی کلمه «نجوی» به معنای گفتگوی سری و پنهانی است، و چه بسا که این کلمه درباره شخص دو طرف صاحب «نجوی» نیز اطلاق گردد. یعنی به خود آن دو نیز نجوا گویند. چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «و اذ هم نجوی» (زمانی که ایشان نجوا بودند) یعنی با یکدیگر نجوا کردند. به قولى دیگر، اصل آن نجات است و اينكه به كسى در آنچه خلاص و نجات اوست يارى كنى، همچنین احمد بن فارس در معنای این واژه می‌گوید: راز بین دو نفر.

از تمامی معانی فوق این نکته به دست می‌آید که واژه نجوا در جایی به کار می‌رود که بحث از صحبت خصوصی و رازگونه و خلوت با یکدیگر مطرح باشد و هنگامی‌ که دو نفر با هم رابطه‌ای این‌چنین داشته باشند نشان از نزدیکی و صمیمیت آن‌هاست.

فرق دعا و مناجات

با این تعریف فرق بین دعا و مناجات روشن می‌شود و آن اینکه، هر چند دعا کردن موجب نزدیکی انسان به خداوند می‌شود اما در آن نوعی بعد و دوری وجود دارد، ولی مناجات حکایت از نزدیکی و قرب متکلم به مخاطب دارد.

«در آیه‌‌‌‌ٔ أدعوا ربکم تضرعا و خفیة، تضرع به معنای ناله کردن و خفیه مخفی و دور از حضور دیگران بودن است. حضور ذهنی در دعای علنی که همه حضور دارند، برای همگان میسر نیست. در جمع دیگران لازم نیست که انسان ندا کند. مناجات اولی از منادایت است. نجوا فضیلت دیگری دارد».

ریشه­یابی واژه ذکر

کلمه «ذکر» از ریشه « ذَكَرَ» می‌باشد که برای آن معانی مختلفی ذکر شده است از جمله حضور چيزي در ذهن (يادآوري) و یا به معني حفظ و نگهداري معارف و اعتقاداتِ حق در درون جان است. مراتب و تقسیماتی نیز برای ذکر وجود دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به ذکر لسانی و ذکر قلبی (معنوی و باطنی) اشاره کرد. «ذکر خداوند همانند بخش دیگر از عبادات به انحای متعدد قسمت می‌شود، مانند ذکر عام و ذکر خاص. تقسیم دیگر ذکر به لحاظ قلب و قالب است و این همان است که گاهی از او به ذکر قلبی و ذکر زبانی یاد می‌شود. ذکر گاهی در برابر غفلت، سهو، نسیان و مانند آن و زمانی در مقابل خمول و خمود به کار می‌رود.

تفاوت دعا و مناجات با ذکر

اما تفاوت دعا و مناجات با ذکر در این مطلب است که در دعا و مناجات بحث از راز و نیاز با خداوند و درخواست‌ و مسئلت او است ولی در ذکر بحث از تذکر و یادآوری معارف و اعتقادات حق و یادآوری خداوند در ذهن و روح و جان، ممکن است این حالات به صورت لسانی بیان شود و یا اینکه انسان سکوت کند که می‌فرمایند سکوت (صمت) برای خدا نیز عبادت بلکه از افصل آن به شمار می‌رود.

 

 

منابع

    1. حکمت عبادات، آیت الله جوادی آملی
    2. مفردات فی الفاظ قرآن، راغب اصفهانی
    3. مقاییس اللغه، احمد بن فارس
    4. لسان العرب، ابن منظور

 

 

 

حکایت "دعای ویژه"

محمد‌بن على‌ترمذى ـ از عالمان ربانى و دانشمندان عارف مسلك ـ در جوانى با دو تن از دوستانش، برای تحصیل علم تصمیم به خروج از شهر خود گرفتند. محمد به خانه آمد و مادرش را از این تصمیم باخبر کرد.

مادرش غمگين شد و گفت: «اى جان مادر! من ضعيفم و بى‌‏كس و تو حامى من هستى؛ اگر بروى، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به كه مى سپارى؟»

از اين سخن مادر، دردى به دل او فرود آمد. ترك سفر كرد و آن دو رفيق، به طلب علم از شهر بيرون رفتند. مدتى گذشت و محمد همچنان از ماندن در شهر حسرت مى‌خورد»
روزى در گورستان شهر نشسته بود و مى‌گريست و مى‌‏گفت: «من اين‌جا بى‌‏كار و جاهل ماندم و دوستانم به طلب علم رفتند. وقتى باز آيند، آنان عالم‏اند و من هنوز جاهل.»
ناگاه پيرى نورانى آمد و پس از شنیدن ماجرای محمد گفت: «می‌خواهى كه تو را هر روز درسى گويم تا به زودى از ايشان پیش‌افتاده و عالم‌‏تر از دوستانت شوى ؟»
محمد استقبال کرد و تا سه سال شاگردی آن پیر را کرد. بعد‌ها برایش روشن شد که این پیر، خضر‌نبی(علیه‌السلام) بوده و اين نعمت و توفيق، به بركت رضا و دعاى مادر برایش حاصل شده.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد