برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه مهدویت

 

 

 

 

 

حکایت خورشید به روایت خورشید

او با مردم زندگی میکند(مهدویت در کلام رهبر فرزانه)

نقد فیلم «راه (The Road)»

ایجاد ایمان راسخ و آمادگی در دوران غیبت

علائم ظهور از دروغ تا واقعیت

دفتر شعرار زمزم ظهور

مهدویت از نگاه ابرار

جایگاه مهدویت در کتابهای درسی

دانش آموزان و جشن های میلاد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

مدیریت هوشمند

تربیت در دولت موعود

اسم مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در میان قبائل سرخ پوستان و توسل به آن حضرت

آشنایی با موسسه آینده روشن

مدیریت هستی در دستان حضرت ولی عصر

موج سواری استکبار از منجی باوری

اگر عمل به وظیفه بکنید خودش به سراغ شما می آید

 

 

حکايت خورشيد به روايت خورشيد

باز توضيح يک «مثال» در فوايد امام غايب

پژوهشگر و نویسنده: فاطمه نادم

اشاره

انديشه آدمي هر قدر که بلندتر باشد، اگر در قالب ساختاري مناسب، به گفتار يا نوشتار تبديل نشود، به مخاطب آگاهي لازم را نمي‌بخشد. از اين روست که قرآن کريم در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد و به اين جهت است که حضرت امير (عليه السلام) را امير سخن مي‌ناميم. استفاده از «مثال» در قرآن کريم و سخنان اهل بيت (عليهم السلام) در راستاي ارائه ساختاري مناسب به مخاطب صورت مي‌گيرد.

کارکاردهاي استفاده از مثال

استفاده از «مثال» در گفتار يا نوشتار، تأثيري اعجازگونه بر شنونده دارد و او را مدهوش مي‌کند و مرواريد درخشان حقيقت را بر سششاحل فهم ادراک او مي‌نشاند. هم‌چنین بيان رسا، مهم‌ترين اصلي است که بايد در اين زمينه به آن توجه کرد.

استفاده از «مثال» در نوشتار و گفتار، داراي چند ويژگي است که آن‌ها را برمی‌شماریم:

1. گفتار و نوشتار را زيبا و دلنشين مي‌سازد، و رهرو را بر سر نشاط مي‌آورد و شيفته همراهي مي‌سازد.

2. گفتار و نوشتار را منعطف و متنوع، و از يکنواختي دور مي‌سازد.

3. نزديک‌ترين مسير ممکن براي رسيدن به هدف خود را برمي‌گزيند و از درازپيمايي و حاشيه‌روي مي‌پرهيزد.

جالب است که در قرآن کريم، فراوان از «مثال» استفاده شده است. برای نمونه، قرآن کريم يهوديان مدينه را چون درازگوشي می‌داند، که کتاب‌هايي را حمل مي‌کند.(1) زيرا يهودیان مدينه ويژگي‌هاي پيامبر اسلام (ص) را در تورات مي‌خواندند و پيوسته از ظهور آن حضرت خبر مي‌دادند، ولي آن‌گاه که حضرت با آن ويژگي‌ها و نشانه‌ها برانگیخته شدند، به جاي اينکه در ايمان به وي پيشقدم باشند، نبوت حضرت را انکار، و تورات را پنهان کردند.

امير المؤمنين (عليه السلام) نيز در سخنان و نامه‌هاي خويش از «مثال» فراوان استفاده مي‌کردند. برای نمونه آن حضرت، دعوت‌کننده بدون عمل را چون تيرانداز بدون کمان مي‌داند(2) يا در جاي ديگر، مثال دنيا را چون مار سمّي مي‌داند که انسان جاهل از آن گريزي ندارد، ولي انسان قبل از دوري مي‌گزيند.(3)

مثال «ابر و خورشيد» در تبيين فوايد امام غايب

وجود مبارک حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در توقيع مبارکي که براي اسحاق بن يعقوب صادر کردند، فرمودند: «... و اما وجه الانتفاع بي في غيبتي فکا الانتفاع بالشمس انا غيبتها عن الابصار الحساب ...،(4) ... و اما چگونگي بهره‌مندي از من در عصر غيبتم، درست همانند بهره‌مندي از خورشيد است؛ هنگامي که ابرها آن را از چشم‌ها بپوشاند...».

هر پژوهنده باريک‌بين، پس از ژرف‌نگري، به زوايای پنهان اين «مثال» پي خواهد برد.

با وجود اين، صاحب اين قلم، برخي نکته‌هايي را که دانشوران شيعي درباره اين مثال ذکر کرده‌اند، بيان مي‌کند:

1. خورشيد در منظومه شمسي، محور و مرکز است. امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز در منظومه زندگي انسان‌ها، محور و اساس است.

2. ابري شدن از عوارض زمين و زمينيان است، نه خورشيد. غيبت نيز نتيجه رفتار انسان‌هاست.

3. ابر، فقط چهره خورشيد را بر زميني‌ها مي‌پوشاند، ولي هرگز زمين را ترک نمي‌کند. پرده غيبت نيز فقط انسان‌ها را از ديدار مستقيم حضرت محروم مي‌کند و هرگز مانعي بر نورافشاني او بر مردمان نخواهد شد.

4. خورشيد، داراي فوايد بي‌شماري است که يکي از آن‌ها نورافشاني است. امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز در نظام آفرينش فوايد بسیاري دارد که فقط فوايد اندکي از آن، وابسته به ظهور اوست.

5. در بهره‌مندي از خورشيد، ميان افرادي که خورشيد را باور کرده‌اند، با افرادي که منکر او هستند، تفاوتي نيست. در بهره‌مندي از فوايد تکويني امام نيز بين منکر و قائل به امام فرقي نيست.

6. ابر فقط براي کساني مانع است که بر روي زمين باشند. اگر کسي فراتر از ابرها رفت، ديگر ابر مانع ديدن خورشيد نخواهد بود. در غيبت نيز اگر کسي بر جاذبه‌هاي دنيايي چيره شد و آن سان که شايسته است، تعالي يافت، ممکن است که از پرده غيبت فراتر برود و به ديدار آن خورشيد پنهان نايل شود.

7. زمين عضو کوچکي از خانواده بزرگ منظومه خورشيدي است. اگر زمين از مدار خود خارج شود و در منظومه سرگردان باشد، در فضاي بيکران نابود خواهد شد.

این‌گونه مقدر شده که حيات معنوي انسان بر محور حق گردش، و از باطل دوري کند. امام، مظهر حق و راستي است و انسان سرگردان و حيران امروز، براي حيات خويش بايد در اين منظومه، حول امام و در پرتو نور وجود او حرکت کند تا پابرجا بماند.

8. در طلوع تاريخ علمي بشر، هر چه شناخت و آگاهی آدمي از پديده‌اي بيشتر شود، ميزان استفاده از آن افزایش می‌یابد. هر چه اهميت و ارزش خورشيد روشن‌تر شود، چگونگي بهره جستن از خورشيد پررنگ‌تر مي‌شود. ميزان بهره‌وري هر کس از وجود امام به اندازه وسعت روزنه‌هاي دل اوست. جذب نور هدايت، نيازمند دلي مهيا و قلبي گشاده است تا بتواند آن را در خود جاي دهد.

9. چشمان انسان تاب و توان نظاره مستقيم به خورشيد را ندارد. نگاه کردن به خورشيد نيازمند چشمي است که مسلح باشد. ديدن روي امام نيز چشمي پاک و ديده‌اي قابل مي‌خواهد.

10. گاهي وجود خورشيد در پس ابرهاي تيره، انسان‌ها را آماده مي کند تا قدر آفتاب را بشناسد. اگر چه نهاني بودن امام براي دوستانش دشوار است، اما آنان را آماده لحظه ظهور مي‌سازد.

11. ابرهايي که خورشيد را مي‌پوشانند، گاهي با نسيمي ملايم و گاه با طوفانی سخت، کنار مي‌روند و خورشيد را از پس ابرها، از روزنه‌هايي تنگ نمايان مي‌کنند. امام (عليه السلام) در عصر غیبت، گاهي جلوه‌گر می‌شود و از نيک‌بختان خوش‌اقبال دل مي‌برد.(6)

پي‌نوشت:

1. «مثل الذين حمّلوا التوراة ثم لم يحملوها کمثل الحمار يحمل اسفاراً». جمعه، آيه5.

2. «الداعي بلا عمل کرّامي بلاوتر». نهج البلاغه، حکمت 340.

3. «مثل الدنيا لمثل الحيه ليّن مسّها وسم الناقع في جوفيها، يهوي اليه العز الجاهل و يحذرها ذواللب العاقل».

4. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص483، ح4.

5. خدامراد سليميان، درس‌نامه مهدويت، ج2، ص69.

6. صمصام شريعت، حکايت خورشيد، صص18، 26، 34، 38.

 

او با مردم زندگی می‌کند

مهدویت در کلام رهبر فرزانه

گردآورنده: مجید فیاضی

مهدویت در اعتقاد شیعه

خصوصيت اعتقاد ما شيعيان اين است كه اين حقيقت را در مذهب تشيع از شكل يك آرزو، از شكل يك امر ذهنى محض، به صورت يك واقعيت موجود تبديل كرده است. حقيقت اين است كه شيعيان وقتى منتظر مهدى موعودند، منتظر آن دست نجات‌بخش هستند و در عالم ذهنيات غوطه نميخورند؛ يك واقعيتى را جستجو ميكنند كه اين واقعيت وجود دارد. حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مى‌بيند؛ با آن‌هاست؛ دردهاى آن‌ها، آلام آن‌ها را حس ميكند. انسان‌ها هم، آن‌هایی كه سعادت‌مند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آن‌ها زندگى ميكند. اين، خصوصيتِ عقيده‌ ما شيعيان است.

 

معنای انتظار

انتظار يعنى قانع نشدن، قبول نكردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسيدن به وضع مطلوب، كه مسلّم است اين وضع مطلوب با دست قدرت‌مند ولى خدا، حضرت حجت ‌بن ‌الحسن، مهدى صاحب زمان، صلوات اللَّه عليه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه، تحقق پيدا خواهد كرد. بايد خود را به عنوان يك سرباز، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آن‌چنان شرایطى مجاهدت كند، آماده كنيم... تشكيل نظام جمهورى اسلامى، يكى از مقدمات اين حركت عظيم تاريخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، يك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اين‌كه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست.

 

توجه محبوب

امروز بحمداللَّه ملت ما توجهشان به مقوله مهدويت و وجود مقدس حضرت مهدى سلام اللَّه عليه، از هميشه بيشتر است. روز به روز انسان احساس ميكند در دل جوانان، در ميان آحاد مردم، شوق و عشق و ارادت و تذكر نسبت به وجود مقدس حضرت حجت سلام اللَّه عليه بيشتر ميشود. اين هم از بركات خود آن بزرگوار است. نگاه آن بزرگوار، نظر رحيم آن بزرگوار به ملت ما، دل‌هاى آن‌ها را متوجه آن حقيقت تابناك كرده است. خودِ اين، نشانه توجه آن بزرگوار است. اين را بايد قدر دانست.

 

پیرایههای باطل

كسانى كه ادعاهاى خلاف واقع مي‌كنند - ادعاى رؤيت، ادعاى تشرف، حتى به صورت كاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز - كه حقيقتاً ادعاهاى شرم‌آورى است، اين‌ها همان پيرايه‌هاى باطلى است كه اين حقيقت روشن را در چشم و دل انسان‌هاى پاك‌نهاد ممكن است مشوب كند. نبايد گذاشت. همه آحاد مردم توجه داشته باشند اين ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هيچ كدام قابل تصديق نيست... ممكن است يك انسان سعادت‌مندى، چشمش، دلش اين ظرفيت را پيدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما يك چنين كسانى اهل ادعا نيستند؛ اهل گفتن نيستند؛ اهل دكان‌دارى نيستند. اين كسانى كه دكان‌دارى مي‌كنند به اين وسيله، انسان مي‌تواند به طور قطع و يقين بگويد اين‌ها دروغ‌گو هستند؛ مفترى هستند. اين عقيده‌ روشن و تابناك را بايستى از اين آفت اعتقادى دور نگه داشت.

 

وظیفه ما در قبال اعتقاداتمان

اين عقايد را بايستى اولاً درست فهميد، ثانياً آن‌ها را با تدبر و تأمل عمق بخشيد، ثالثاً آن‌ها را به درستى منتقل كرد. در همه‌ مجموعه‌هاى فرهنگى اين جور است. در آموزش و پرورش، يك معلم، يك مدير آموزشى يا پرورشى به بهترين وجهى مي‌تواند از اين فرصت طلایی عمر نوجوان ما كه در اختيار اوست، استفاده كند. عقايد دينى را نه فقط در زنگ تعليمات دينى، بلكه مي‌شود آن را در همه فرصت‌هاى تعليم با هوشيارى، با دقت، با سنجيدگى، در عمق ذهن و جان متعلم جايگزين كرد، تا او فرصت پيدا كند آن را در دل و مغز خود رشد بدهد.

 

پی نوشت:

گزیدهای از سخنان رهبر فرزانه انقلاب، در نیمه شعبان 1387.

 

نقد فیلم «راه (The Road)»

نویسنده: سید معین‌الدین ابطحی

کارگردان: جان هیلکوات

برگرفته از رمان «کورماک مک کارتی»

محصول 9..2 ميلادي/ امریکا

«زمین روزی خواهد مرد. روزی می‌رسد که دیگر گیاهی نمی‌روید. هسته زمین سرد می‌شود. حیوانات منقرض می‌شوند و انسان می­ماند و ترس از مرگ. راه زندگی روزی به پایان خواهد رسید، حتی اگر انسان‌ها هنوز به مقصدشان نرسیده باشند.»

این نگاهی است که از پایان جهان و مرگ موجودات در فیلم راه ترسیم می‌شود. در این فیلم برخلاف فیلم­های دیگری که سعی کرده­اند پایان دوران را به تصویر بکشند، خبری از انفجارهای مهیب نیست و آدم‌های داستان مدام در حال پرواز بر فراز شهرهای آتش گرفته یا رانندگی میان شهاب سنگ‌های گداخته نیستند. موجودات فضایی تصمیم به نابودی زمین نگرفته­اند. در این فیلم فضا کاملاً سرد است. زمین بدون سر و صدا مرده و انگار تنها انسان­ها توانسته‌اند تا آن زمان زنده بمانند.

داستان فیلم

ما داستان را از دیدگاه مردی دنبال می‌کنیم که در این وضعیت هم تسلیم نشده و هنوز به دنبال راهی است تا بتواند خودش و تنها فرزندش را از این مخمصه برهاند. همسرش سال‌ها قبل امیدش را از دست داده و شبانه راه جنگل را در پیش گرفته بود. در فیلم دیگر اشاره‌ای به سرنوشت زن نمی‌شود، ولی مرد باور دارد که همسرش در تاریکی‌های جنگل محو شده و دیگر بازگشتی در کار نیست. او بعد از رفتن زن، پسرش را با خود همراه می‌کند و به سمت جنوب به راه می‌افتند و هدفشان رسیدن به اقیانوس است. حتی نمی‌دانند که نزدیک اقیانوس چه در انتظارشان است. فقط خانه را ترک می‌کنند و هدفشان جنوب است.

در نهایت به اقیانوس می‌رسند و پدر که بر اثر رنج سفر بیمار شده، می­میرد. خانواده دیگری که در حال سفر هستند، پسر را می­یابند و با خود همراه می­کنند. در واقع تنها نقطه روشن فیلم، صحنه پایانی فيلم است که پسر با خانواده­ای روبه‌رو می­شود که نمی­خواهند او را بخورند. به جز این مورد، شخصیت­های اصلی داستان مدام با پرسش‌ها و تردیدهای بزرگی روبه‌رو هستند که برایشان هیچ جوابی ندارد. در صحنه­ای که پدر و پسر در نهایت به ساحل می‌رسند و کنار هم می‌نشینند، پسر از پدرش درباره آن سوی اقیانوس می­پرسد و پدر می‌گوید: «نمی­دانم. شاید پدر و پسری در آن سوی اقیانوس نشسته‌اند و به این فکر می‌کنند که این سوی اقیانوس چه خبر است».

بررسی محتوایی

در این فیلم ما با تصویری به شدت سیاه و ناامیدکننده روبه‌رو هستیم. داستان هیچ روزنه امیدی را باقی نگذاشته است. شخصیت اصلی داستان، پدر خانواده است که به دلیل تلاش و انگیزه‌اش برای زنده ماندن و زنده نگه داشتن خانواده‌اش، هم‌دلی بیشتری را بر می‌انگیزد. در واقع ما همانند او مي‌کوشيم راهی برای بیرون رفتن از این رؤیای پریشان بيابيم، اما درست در لحظه­ای که اوضاع کمی آرام است، تهدید جدیدی سر بر می­آورد و در مواقعی مجبور می­شویم چشم­مان را بر جنایت­های بزرگ و کوچکی ببندیم و جانمان را از مخمصه برهانیم. در بعضی صحنه­ها حتی خودمان هم مرتکب جنایت می­شویم و این موضوع ضربات سنگینی را به امید فروکشیده ما وارد می­کند.

پایان جهان در این فیلم نسبت به فیلم­های دیگری که با این مضمون ساخته شده، نامتعارف جلوه می­کند؛ اما از منظر علمی، یکی از احتمالاتی را نمايش مي‌دهد که دانشمندان برای پایان جهان ترسیم کرده‌اند. دیگر از دورانی که و اخطارهای کارشناسان زیست محیطی دربارة وضعیت بد محیط زیست، موضوع چندان مهمی به نظر نمی‌رسید، بسیار گذشته است. چند سالی است که اختلالات آب و هوایی و گرم­تر شدن زمین وضعیت زندگی مردم را تا حدودی تحت تأثیر قرار داده و حتی مجامع بین‌المللی هم نسبت به اصلاح ساختارهای صنعتی و ایجاد وضعیتی که آسیب کمتری را متوجه محیط زیست کند، دست به کار شده­اند. در این شرایط است که داستان فیلم از نظر اثرگذاری بر مخاطب بسیار قوی عمل، و این وضعیت را از احتمالي علمی به واقعه­ای ناگهاني تبدیل می­کند.

دراینجا می‌توان بحث قدیمی تضاد دین و علم را پیش بکشیم و این‌که دست­آوردهای علمی همیشه گفته­های مذهبی را دربارة مسايل جهان و چگونگی آن زیر سؤال برده است. اینک دربارة پایان جهان نیز چنین اتفاقی افتاده است. هر چند این ادعا به همان اندازه سطحی و نادرست است که ادعا کنیم چنین اتفاقی هرگز نمی­افتد و در واقع مرگ زمین نقیض آن چیزی است که در ادیان الهی به عنوان قیامت وعده داده شده است.

موعود از نگاه فیلم

موضوعی که می­توان در این حوزه به آن پرداخت، اشاره­ها و کنایه­هایی است که در فیلم به مقوله مذهب و به خصوص خدا وجود دارد. خدا در این فیلم، خدایی­ است که انسان­ها را در این وضعیت قرار داده و هیچ‌وقت حرف نمی­زند. وقتی در صحنه­های ابتدایی فیلم، مرد به صورت نریشن (صدا روی تصویر) می­گوید که چه بلایی بر سر زمین و موجوداتش آمده است، می‌گوید: «... شاید پسرم لطف خدا به من بوده، ولی به هر حال خدا هیچ‌وقت حرف نمی‌زند».

در واقع پدر داستان، نمادی از انسانی است که می‌خواهد فرزندان یا انسان‌های دیگر را از وضعیت بدی برهاند که در آن دست و پا می‌زنند آن‌گاه خودش هم گرفتار این مخمصه می‌شود و در نهایت جانش را از دست می‌دهد. تنها ارمغانی که او برای فرزندش دارد، توصیه‌ای است در مورد این‌که «آتش درونت را روشن نگه دار» و ناامیدی را کنار بگذار. این نکته در این فیلم نهفته است که مهم نیست چقدر یا چگونه تلاش کنند. هیچ منجی‌ای نمی‌تواند انسان‌ها را در این وضعیت یاری کند.

ایجاد ایمان راسخ و آمادگی در دوران غیبت

... باید زمینه را مساعد کنید که اگر غیبت، صد هزار سال هم طول بکشد عقاید مردم خراب نشود فردی بود هر روز می‌گفت: حضرت می‌آید، ظهور نزدیک شده، یک بار گفت: سه ماه دیگر حتما آقا می‌آید. سه ماه بعد گفتیم چه شد؟ گفت: بداء حاصل شد!!(این چیزها عقیدة مردم را خراب می‌کند.)

باید کاری کنیم که ایمان راسخ پیدا کنیم. خداوند داستان چهار پرنده را (در ماجرای حضرت ابراهیم علیه السلام) نقل می‌کند تا ایمان راسخ پیدا شود. طرح ادلة متقن در اثبات امامت و وجود حضرت‌عصر (ارواحنا فداه) به همراه نقل بعضی داستان‌های متقن که حاکی از عنایت، توجه و یاری حضرت است در قلوب تاثیر می‌کند و می‌رساند امام زمان الطاف خفیه دارد. البته مراقب باشید نه هر داستانی و از هر کسی (بلکه) داستان‌های متقن و مسلم از بزرگان و اشخاص مورد وثوق. علی ای حالٍ نظایر این قضایای متقن را به مردم و جوانان بگویید تا منقلب شوند. نوع جوانان بحمدالله خوب‌اند و از فطرت‌های پاکی برخوردارند.1

 

پی‌نوشت:

1. حضرت آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی، فصلنامه علمی- تخصصی انتظار(ویژه امام مهدی(عج))، شماره 5، پاییز 1381، ص17

 

علائم ظهور از دورغ تا واقعیت

آسيب‌شناسي تطبيق روايات علائم ظهور با اشخاص و حوادث معاصر

پژوهشگر و نویسنده: حمیدرضا وحیدی

ظهور منجي يکي از اساسي‌ترين اعتقادات اديان است تا جایی که تقريباً همة ادیان به پيروان خود نويد روزهاي شيرين حضور منجي را داده‌اند؛ «عيسي» در آيين مسيحيت،1 «ما شيح» منجي يهود2 و «سوشيانت» که منجي زرتشتي‌هاست. 3 بودايي‌ها نيز منتظر هستند روزي منجي آنها از راه برسد. 4 شايد بتوان گفت انتظار موعود فطرت بشر شده است و همه منتظرند روزي کسي بيايد و آنها را از مشکلات نجات دهد.

اين انتظار براي پيروان اديان ابراهيمي موضوع جديدي نيست؛ چرا که پيامبران گرامي خداوند پيش از بعثت حضرت محمد صلي الله عليه و آله، بشارت ظهور او را داده و براي شناسايي ايشان توسط پيروان خود نشانه‌هايي را ذکر کرده بودند، اين انتظار به گونه‌ای با پوست و خون بعضي از پيروان اديان عجین شده بود که براي پيدا کردن پيامبر خاتم و درک حضورش، ترک کاشانه کرده و ساکن حجاز شده بودند تا در هنگام ظهور پيامبر او را ياري کنند. حضور يهوديان در اطراف مدينه شاهد اين مدعاست. 5

پس از بعثت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله در همان سال‌هاي آغازين بعثت، سخن از ظهور «منجي» به ميان آمد. پيامبر اسلام نويد حضور مردي را مي‌دادند که از نوادگان ايشان است و بساط ظلم و جور را بر مي‌چيند و حکومت عدل جهاني را تشکيل مي‌دهد. 6

اولين سؤالي که در ذهن‌ها به وجود آمد اين بود که خصوصيات اين منجي و موعود چيست؟ کي، کجا و چگونه ظهور خواهد کرد؟ پيامبر گرامي اسلام و حضرات معصومين عليهم السلام به پرسش ذهن‌هاي جوياي حق پاسخ دادند و منجي را با نام و مشخصات فردي معرفي و شرايط ظهورش را ترسيم کردند. 7

علائم ظهور

در اين مجال کوتاه به دنبال تبيين آنچه از امامان معصوم به ما رسيده است نیستیم؛ فقط تلاش خواهيم کرد خاستگاه بحث علائم ظهور روشن شود تا بتوانيم در برخورد با اين دسته روايت و تطبيق‌هايي که صورت مي‌گيرد، بهترين رويکرد را داشته باشيم.

در طول تاريخ افراد زيادي پرچم به دست گرفته و خود را «مهدي» ناميدند. این افراد عده‌اي از مردمان پاک‌دل و منتظر منجي را با خود همراه می‌کردند و پس از چند صباحي که شکست می‌خوردند به گوشه‌اي می‌خزیدند. البته در اين ميان بيشتر از جان و مال مردم، اعتقاد منجي‌طلبان به ظهور مهدي سست می‌شد. 8 علائم ظهور و معرفي مهدي «شخصي» در مقابل مهدي «نوعي» براي جلوگيري از اين انحراف بزرگ بوده است. 9

زمانه‌شناسي صدور روايات علائم ظهور امري ضروري است که اگر فضاي صدور اين روايات شناخته شود، در برخورد با آنها مي‌توان موضعي عالمانه‌تر داشت. 10 لازم است بدانيم بیشتر روايات علائم ظهور در مقام مدعیان دروغین صادر شده است. 11 دوران قيام‌هاي «کيسانيه»، «زيديه»، «اسماعيليه»، «نفس زکيه»، «عباسيان» و... در هر کدام از اين قيام‌ها يا خود قيام‌کننده ادعاي مهديت داشته است و يا اطرافيانشان با اين اعتقاد با آنان همراهی می‌کردند. 12

امامان معصوم براي جلوگيري از انحراف و به هدر رفتن خون شيعيان، توجه همگان را به علائم ظهور جلب ‌می‌کردند. با نگاهي اجمالي به روايات در مي‌يابيم که اکثر روايات علائم ظهور از زبان امام باقر، امام صادق و امام کاظم عليهم السلام صادر شده است و در روايات امام جواد، امام هادي و امام حسن عسکري عليهم السلام، هيچ اثري از روايات علائم ظهور ديده نمي‌شود.

از آنجا که مردم سال‌هاي ابتداي اسلام هنوز شناخت کاملي از جايگاه امام معصوم پيدا نکرده‌ بودند، ممکن نبود با ارائه مشخصات امام آنها را از گمراهی نجات داد؛ بلکه بايد ملاک آسان‌تري ارائه می‌شد که همگان قدرت فهم و ارتباط برقرار کردن با آن را داشته باشند و آن ملاک که غالباً بعد از پرسش مردم از امامان در مقابل قيام‌هاي صورت گرفته مطرح می‌شد، علائم ظهور است. امامان شيعه فرموده‌اند قيامي صادق است که در کنار ادعاي مهديت اين علائم را نيز همراه داشته باشد.

موارد فراوانی از عدم درک جایگاه امامت توسط مردم در طول تاریخ وجود دارد از جمله مي‌توان به خانه‌نشيني بيست و پنج سالة اميرالمؤمنين اشاره کرد13 و يا اعتراض‌هايي که از طرف ياران نزديک گريبان امامان معصوم را مي‌گرفته است. سليمان بن صرد خزاعي در جريان صلح امام حسن عليه السلام بدترين جسارت‌ها را به امام کرد و نسبت‌هاي ناروایی به ايشان داد. همة اينها حاکي از عدم شناخت صحيح از جايگاه امامت است. 14

اين فضاي جهل‌آلود آهسته آهسته در پرتو تعاليم معصومين عوض مي‌شود. در زمان امام رضا عليه السلام و بعد از ايشان بستر لازم براي درک جايگاه امام به وجود می‌آید. روايات بي‌نظيري که در تبيين اين جايگاه خاص از حضرات معصومین نقل شده گواه اين مدعاست15 تا جايي که اوج اين معارف در زيارت جامعه کبيره از زبان امام هادي عليه السلام به مردم منتقل مي‌شود،16 مردمی که قبل از آن ظرفيت پذيرش اين معارف را نداشتند.

اين معرفت آن‌قدر رشد مي‌کند که امام جواد عليه السلام می‌فرمایند ظهور ممکن است بدون علائم گفته شده اتفاق بیفتد. 17

توجه به اصل موضوع مهدویت به جای توسل به تطبیق

نتيجه آنکه پرداختن به علائم ظهور و تطبيق آن بر بعضي از معاصرين يکي از بحث‌هاي انحرافي مهدويت است مهم‌ترين وظيفة شيعيان در زمان غيبت شناخت امام معصوم است. امام صادق عليه السلام در پاسخ به شخصي که پرسید در دوران غيبت چه بايد کرد، مي‌فرمايند: «تمسکوا بما في ايدکم حتي ليتضح لکم الامر»18 به آنچه در دست داريد (از علوم اهل بيت) عمل کنید تا ظهور اتفاق بيفتد. همچنین آن حضرت در کلام نوراني ديگر مي‌فرمايند: «اعرف امامک فانک اذا عرفته لم يضرک تقدم هذا الامر او تأخر»19 امام را بشناسيد که اگر اين شناخت صورت بگیرد حال ظهور نزديک باشد يا دير ضرری به شما نمی‌رسد. سؤال اساسي اين است که امروز بحث از علائم ظهور چه فايده‌اي دارد؟ جز اينکه بعد از آن باید به دنبال تطبيق باشيم و با تطبيق دچار توقيت شويم20 و در منتظران حضرت ايجاد يأس و نااميدي کنيم؟

امروز که خورشيد منجي‌گرايي در دنيا در حال طلوع است به جاي غبارآلود کردن فضا با بحث‌هاي انحرافي مناسب است امام زمان را خوب معرفي کنيم؛ چرا که معرفي درست حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بي‌شک همراهي خيلي عظيمي از پاک‌دلان جهان را درپی خواهد داشت.

پي‌نوشت:

1. روح الله شاکري، منجي در اديان، ص68.

2. همان، ص35.

3. علي اصغر رضواني، موعودشناسي و پاسخ به شبهات، ص108.

4. همان.

5. ر.ک: رسول جعفريان، تاريخ سياسي پيامبر اسلام.

6. قصص: 5؛ انبياء: 105 و صدوق، کمال الدين، ج1، ص257، باب 24، حديث2.

7. ر.ک: علي اصغر رضواني، موعودشناسي و پاسخ به شبهات، ص328-341.

8. ر.ک: رسول جعفريان، حيات فکري سياسي امامان ششم و تاريخ خلفا.

9. ر.ک: علي اصغر رضواني، موعودشناسي و پاسخ به شبهات، ص187-195.

10. به نظر مي‌رسد بسياري از تطبيق‌هاي نابه‌جا محصول عدم شناخت صحيح از زمانه‌شناسي صدور اين دسته از روايات است.

11. معجم احاديث الامام المهدي، مؤسسه المعارف الاسلاميه. کتاب مذکور در 8 جلد تألیف شده است که نویسندگان محترم سعي کرده‌اند تمام روايات مهدوي را در اين مجموعه جمع‌آوري کنند.

12. ر.ک: رسول جعفريان، حيات فکري سياسي امامان شيعه و مرتضي مطهري، سيري در سيرة ائمه اطهار.

13. جعفر سبحاني، فروغ ولايت، ص170.

14. رسول جعفريان، حيات فکري سياسي امامان شيعه، ص152.

15. کليني، کافي، باب الحجة.

16. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج99، ص209.

17. ابن ابي زينب نعماني، الغبية، ص302، باب18.

18. همان، ص160.

19. همان، ص351، باب25.

20. وقت مشخص کردن براي ظهور امام زمان عليه السلام يکي از گناهان بزرگ شمرده شده است که در روايت کساني را که وقت مشخص مي‌کنند را تکذيب کرده‌اند.

 

 

دفتر شعر از زمزم ظهور

به انتخاب: ابوذر کمال

اگر برگردي اي موعود!

يوسفعلي ميرشكّاك

 

تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو

ببين باقي است روي لحظه‏هايم، جاي پاي تو

اگر كافر، اگر مؤمن، به دنبال تو مي‏گردم

چرا دست از سر من برنمي‏دارد هواي تو؟

صدايم از تو خواهد بود، اگر برگردي اي موعود!

پر از داغ شقايق‏هاست، آوازم براي تو

تو را من با تمام انتظارم جست‏وجو كردم

كدامين جاده امشب مي‏گذارد سر به پاي تو؟

نشان خانه‏ات را از تمام شهر پرسيدم

مگر آن سوتر است از اين تمدُّن، روستاي تو؟

 

***

 

بهار نزديك است

ثابت محمودي (سهيل)

 

غروب عمر شب انتظار نزديك است

طلوع مشرقي آن سوار نزديك است

دلم قرار نمي‏گيرد از تلاطم عشق

مگو براي چه وقت قرار نزديك است

اگر كه در كف ديوارها گل و لاله است

عجيب نيست؛ كه ديدار يار نزديك است

بيا چو لاله، تنت را به زخم، آذين بند

بيا و زود بيا؛ روز بار نزديك است

بيا كه خانه‏تكاني كنيم دل‏ها را

از انجماد كسالت؛ بهار نزديك است

فريب خويش مده، تشنگي‏ات خواهد كشت

دو گام پيش بنه، چشمه‏سار نزديك است

در آسمان پگاه، آن پرنده را ديدي؟

اسير موج نگردي؛ كنار نزديك است

 

***

 

گفتي كه پشت ابر نمي‏ماني

مهدي اشرفي

 

آقا سلام، حال شما خوب است، اين هفته جمعه منتظرت باشيم؟

از دوري‏ات هميشه ملالي هست، تا كي عزيز! بي‏خبرت باشيم؟

دستي بكش به روي تمام شهر، اينجا هوا هميشه مه‏آلود است

حالا كه پشت اين همه ديواريم، آقا! چگونه در نظرت باشيم؟

مادر هميشه بعد نماز صبح، بعد از دعاي سبز فرج مي‏گفت:

مي‏شد كه جزء قافله سي‏صد، يا جزء سيزده نفرت باشيم؟

تهران ـ به سمت عشق، وليّ‏عصر، جاي شما دو مرتبه خالي‏تر

تو نيستي و دور و بر نامت، هستيم تا كه دور و برت باشيم

ما را ببخش ما كه مه‏آلوديم، ما را كه از گناه خود ابريم

ما را كه هيچ‏وقت نمي‏خواهيم از مايه‏هاي دردسرت باشيم

اين روزها هميشه كسي در باد، مي‏خواند آفتابي نامت را

گفتي كه پشت ابر نمي‏ماني، اين هفته جمعه منتظرت باشيم؟

 

***

 

غروب شد... نیامدی

مهدی جهاندار

 

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین‌سخن، تبر به دوش بت‌شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته‌ایم و دل شکسته‌ایم نه

ولی برای عده‌ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه‌ام

دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی

***

 

-----------

پی‌نوشت:

اشعار از کتاب «فردا صبح است»(مجموعة شعر مهدوی، به کوشش: مریم سقلاطونی، تهیه شده در مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما) انتخاب شده است.

 

 

مهدویت از نگاه ابرار

گرد‌آورنده: جعفر مروجی

 

در لابهلای سخنان عالمان و عارفان ربانی، نکته‌هاي ناب و دقیقی هست که توجه و عمل به آن‌ها، راه‌گشای انسان در امور معنوی است. در این میان سفارش و رهنمودهای آنان دربارة امام زمان (عج) جایگاهی ویژه دارد؛ چرا که از یک سو به شبهاتی مانند غیبت و چگونگی رابطة امام غايب با مردم پاسخ میگوید و از سوی دیگر، وظایف و تکالیف شیعیان را در عصر غبیت بازگو میکند. در این نوشته سعی شده با استفاده از سخنان عالمان و عارفان، به پرسشهایی که معمولاً ذهن افراد را به خود مشغول کرده است، جواب داده، همچنین به وظایف منتظران آن حضرت اشاره شود.    

بهرهمندی از امام غايب

علامه طباطبایی: امام معصوم وظیفة هدایتی خود را به دو گونه اعمال میکند: هدایت به معنای ارائه طریق و هدایت به معنای ایصال به مطلوب. امام برای اعمال هدایت نوع اول نیاز به حضور فیزیکی در میان مردم دارد، اما برای هدایت نوع دوم نیازی به حضور جسمانی و مراودة حضوری با مردم ندارد.

تمام امور عالم به دست ولی عصر

آیت‌الله شاه‌آبادی: همان‌طور که در حدیث شریف هم است که در هر عصری خداوند تمام امور را بر محوریت امام آن عصر قرار داده است [در این عصر نیز] تمام امور از حرکت و سکون افلاک گرفته تا حیات و رزق و روزی بشر، همه به دست حضرت ولی‌الله است.

آراستة بیمناک

آیت‌الله بهجت: در زیارت حضرت غايب وارد شده است: «السلام علیک ایها المهذب الخائف؛ سلام بر تو ای آراستة بیمناک!» با این‌که اگر انسان خائن باشد، باید خائف باشد و شخص مهذب و بی‌گناه و پاک از کسی بیم ندارد؛ ولی آن حضرت با آن حریم پاک، خائف است. بنابراین از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که آن حضرت هزار سال در بیابانها دربهدر و خائف است.

دعای حضرت برای شیعیان

سید بن طاووس چنین نقل میکند که سحرگاهی به سرداب مقدس وارد شدم. ناگاه صدای مولایم حضرت مهدی(عج) را شنیدم که برای شیعیان خود چنین دعا میفرمودند: «خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیة طینت ما خلق کردهای، آن‌ها گناهان زیادی با اتکا به محبت و ولایت ما انجام دادهاند. اگر گناهانشان در ارتباط با توست از آن‌ها بگذر، چرا که در این صورت ما را راضی کردهای و آنچه از گناهان آن‌ها در ارتباط با خودشان است، بین آ‌ن‌ها را اصلاح کن و از خمسی که حق ماست به آن‌ها بده تا راضی شوند و آنان را از آتش جهنم نجات ده...».

آداب انتظار و وظایف منتظران

آیت‌الله گلپایگانی: در بعضی روایات است که حضرت صاحبالعصر، گلایه از برخی مسلمین متقی و پرهیزکار میفرمایند که تنها برای خودشان خواهان رفع حاجات هستند و دعا میکنند و برای فرج آن حضرت دعا نمیکنند. حالا وظیفة شماست که ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهید.

آیت‌الله بهجت: مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی(عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او میباشد.

آیت‌الله انصاری همدانی :ظهور نزدیک است، ولی اگر دعا بکنید نزدیکتر میشود، چون دعا خیلی مؤثر است. هرچه میتوانید برای ظهور حضرت دعا کنید. زیارت آل یاسین هم حتماً بخوانید و از حضرت بخواهید مشکلات دنیا و آخرت شما را برطرف کند، چون الآن اختیارات با حضرت است.

راه تشرف

علامه طباطبایی: امام زمان(عج) خود فرموده است: شما خوب باشید. ما خودمان شما را پیدا میکنیم.
آیت‌الله کوهستانی: از آزار مردم بالاخص اولیای خدا و مراجع تقلید و افرادی که پناهی جز خدا ندارند به خصوص به وسیلة غیبت و تهمت بپرهیزید و در مجالسی که این گناهان انجام میشود، حضور پیدا نکنید.

آیت‌الله کشمیری: هر وقت متقی شدید [آن حضرت را میبینید].

آیت‌الله نجابت: این‌هایی که میخواهند خدمت امام زمان(عج) برسند [آیا میدانند] محبت ایشان با چه چیزی به دست میآید؟ با شرعیات و محبت و مراقبه.

زمان ظهور

آیت‌الله بهجت: علائمی اعم از حتمی و غیر حتمی برای ظهور آن حضرت گفتهاند، ولی اگر خبر دهند فردا ظهور میکند، هیچ استبعادی ندارد. لازمه این مطلب آن است که در بعضی علائم بدا صورت گیرد و بعضی دیگر از علائم حتمی هم مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق افتد.

عصر ظهور عصر ایثار

حاج اسماعیل دولابی: امام زمان(عج) که بیاید معاملات کم میشود. همه رو به ایثار میروند... آن وقت دیگر داد و ستد و من و تویی از بین میرود. همه آسوده میشوند.

 

پي‌نوشت:

حمزه کریمخانی، آداب انتظار عارفان، عطر یاس، 1389.

نشریه افق حوزه.

 

 

جایگاه مهدویت در کتاب‌هاي درسی

محقق: سید مهدی موسوی

مدرسه، کانون دانش و آموزش و مهم‌ترین نهاد تربیتی در شکل‌دهی شخصیت انسان است که نقش به‌سزایی در رشد، توسعه، تحولات اجتماعی، سیاسی و حرکت جامعه به سوی آرمان‌ها دارند. افلاطون می‌گوید: «دولت خوب، فقط با آدم‌های خوب به وجود می‌آید، اما انسان خوب، خود محصول دولت نیک است».(1)

امروزه تعليم و تربيت را يك ابزار نمي‌دانند، بلكه فرهنگي اثرگذار می‌شمارند. آموزش و پرورش می‌تواند به عنوان نهادي، براي رسيدن به پیشرو اهداف مدد رساند.(2)

نظام آموزش و پرورش، دارای دو کارکرد است که عبارت‌اند از: (3)

1. مهارت‌آموزی، انتقال و تولید دانش: این دسته معطوف به آموزش مهارت‌های افراد جامعه و انتقال میراث علمی بشر است.

2. ایجاد و انتقال هنجارها و ارزش‌های پیش نیاز تحول و تعبیه نظام شخصیتی متناسب با آن: این کارکردها، عاملی اساسی در جهت رشد شخصیت و کسب توانایی افراد برای حضور آگاهانه و فعال در جامعه است.

 

رویکرد آموزش و پرورش به انديشه مهدویت

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، راهی را که مراکز آموزش ما پیموده‌اند، طبق این رویکرد بوده که آموزه مهدویت و انتظار، همچون سایر مباحث دینی در مدارس، با اختصاص چند درس از متون، آموزش داده شود.

در نظام آموزشی جمهوری اسلامی، براساس اعتقادات اسلامی ملت و قوانین و لوایح موجود، اولویت و جهت‌گیری کلی تمام برنامه‌ها و فعالیت‌ها، تقویت ارزش‌های الهی و معنوی دانش‌آموزان است.(4) فقط در برخی متون درسی، فصل‌هایی به تبیین آموزه مهدویت اختصاص داده شده و معلم چون سایر دروس به توضیح آنچه در کتاب آمده است، اشتغال دارند و دانش‌آموز نیز موظف‌اند، در پایان سال امتحان دهد.

تحلیل وضع موجود و آسیب‌شناسی دقیق، نیازمند تعیین شاخص‌های عملکردی در حیطه‌ تربیت مهدوی و پژوهش‌های آماری است. متأسفانه پژوهش‌های آماری چندانی در باب اعتقاد به مهدویت وجود ندارد، اما با توجه به برخی کارکردهای تربیتی آموزه مهدویت و انتظار و میزان اثر‌پذیری دانش‌آموزان از آن می‌توان گفت که يكى از شاخص‏هايى كه نمايانگر سلامت يا بيمار بودن انديشه جامعه نسبت به مهدويت است، مسئله اهتمام جدى افراد در انجام تكاليف و وظايفى است كه يك فرد منتظر نسبت به امام زمان(عج) دارد. با چشم‌پوشی از کمیت مطالب ارائه شده در دروس مدارس و پیامد ناچیز بودن اطلاعات و ضعف معرفت دانش‌آموزان از آموزه مهدویت، نظام آموزشی در ساحت تربیت دینی و اخلاقی چندان موفق نبوده و اثرپذیری دانش‌آموزان در رفتارهای فردی و اجتماعی از معارف دینی و مباحث ارائه شده در مدارس بسیار ناچیز و حتی منفی بوده است.(5) براساس نتیجه بسیاری از تحقیقات، در عملکرد دینی و اخلاقی، هیچ برتری‌اي‌ را در گروه تحصیل‌کرده نسبت به گروه با تحصیلات پایین‌تر یا بی‌سواد نشان نمی‌دهد.

 

نگاه آماری به مباحث مهدویت در کتاب‌هاي درسی

فهرست مطالب قابل توجه درباره جنبه‌هاي مختلف آموزه مهدویت و انتظار در کلیه متون آموزشی مدارس ایران، از مهد کودک تا پیش دانشگاهی به این شرح است:

1. سال دوم دبستان: در کتاب هدیه‌های آسمانی (تعلیم و تربیت اسلامی)1387، در دو صفحه، پنج سطر(35 کلمه) به همراه یک نقاشی، به معرفی روز نیمه شعبان به عنوان جشن میلاد امام زمان(ع) پرداخته شده است.

2. سال دوم راهنمایی: در کتاب فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی، 1387، در درس سیزدهم، در چهار صفحه به این مباحث اشاره شده است: تولد، غیبت صغرا و کبرا، حدیث استفاده از نور خورشید از پشت ابر، ترسیم کوتاه از ظهور، فقیه عادل به عنوان جانشین حضرت در دوران غیبت.

3- سال سوم دبیرستان: در کتاب دین و زندگی، 1387، دو فصل به موضوع امام زمان(عج) و انتظار و دو فصل به موضوع وظایف دوران غیبت و ولایت فقیه، در پنجاه صفحه آمده است. فهرست مطالب عبارتند از: درس نهم در چهارده صفحه با عنوان خورشید پنهان: تاریخ حیات امام زمان(عج)، علت غیبت چیست، چگونگی امامت حضرت در عصر غیبت، زمان پایان غیبت، یاران راستین امام(عج)؛ درس دهم در 17 صفحه با عنوان در انتظار طلوع: ذکر چند آیه از آیات قرآن مربوط به مهدویت، آینده تاریخ، موعود و منجی در ادیان، موعود در اسلام، چگونگی عمر طولانی حضرت(ع)، انتظار فردی و جمعی موعود، بیان رهبر معظم انقلاب درباره ویژگی‌های منتظران، قسمتی از دعای عهد و دو شعر، مسئولیت منتظر، جهانی‌شدن، جهانی‌سازی و مهدویت؛ درس یازدهم در نه صفحه با عنوان تداوم امامت در عصر غیبت: ولایت معنوی امام در عصر غیبت کبرا، مرجعیت علمی در غیبت کبرا، حکومت اسلامی در غیبت کبرا، آیه نفر، روایت حضرت حجت درباره رجوع به روات حدیث، شرایط مراجع، راه‌های شناخت فقیه واجد شرایط؛ درس دوازدهم در یازده صفحه با عنوان ولایت فقیه شکل حکومت اسلامی در عصر غیبت: گزینش ولی فقیه، تفاوت انتخاب ولی فقیه و مرجع، جمه ولایت و مرجعیت، نظام اسلامی و دموکراسی، رابطه رهبر و مردم، نسبت مردم با حکومت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت، قسمتی از دعای عهد.

با توجه به آنچه ذکر شد، بر مسئولین امر است تا در افزايش سطح کیفی این آموزه، بيشتر بکوشند و با نگاهی نو به این موضوع،‌ کتاب‌های درسی را بازنگری کنند.

 

پي‌نوشت:

1. به نقل از: فاطمه زیبا کلام مفرد، مکتب فلسفی لیبرالیسم آموزشی و اسلام، انتشارات مجتمع آموزشی و پژوهشی تفرش، 1384، ص30.

2. عبدالعظیم کریمی، سازه‌های تربیت و دموکراسی، تهران، پژوهشکده تعلیم و تریت، 1380، ص22.

3. حسین دهقان، توسعه انسان محور و آموزش و پرورش به آفرین، منتشر شده در: آموزش و پرورش و گفتمان نوین، محمد علی محمدی و حسین دهقان، تهران، پژوهشکده تعلیم و تربیت، 1383، ص128.

4. مثلاً در اصل چهارم از اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش آمده است: «در آموزش و پرورش نه تنها تعلیمات دینی خاص، بلکه همه برنامه‌ها و آموزش‌ها باید به عنوان اجزای یک مجموعه هماهنگ اسلامی، برحسب اقتضاء و گنجایش، جنبه و جهت دینی داشته باشد. برنامه‌ریزان و معلمان باید در همه برنامه‌ها و فعالیت‌ها، بنا بر مقتضیات خاص هر موضوع، به جنبه‌های الهی و تقویت بینش دانش‌آموزان توجه کنند» ر.ک: اصول حاکم بر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، مصوّب ۱۳۶۸.

5. نگارنده و جمعی از دوستان، چندین سال با حضور در مدارس مقاطع مختلف شهرهای ايران ـ اعم از شهرهاي بزرگ و کوچک ـ به عنوان مربی و مبلغ دینی، این ضعف معرفتی و رفتاری را ديده و تجربه کرده‌ایم.

 

دانش‌آموزان و جشن‌های میلاد امام عصر(عج)

مقاله وارده: سیده آمنه میرهاشمی

جشن‌های نیمه شعبان و بزرگداشت میلاد با سعادت خاتم‌الاوصیا، حضرت بقیه‌الله(عج) از جمله فرصت‌های مغتنم در تقویت فرهنگ انتظار و معرفت حضرت ولی‌عصر(عج) است، اما در مدرسه چه برنامه‌هایی را می‌توان انجام داد که در عین تنوع از محتوای خوبی نیز برخوردار باشد؟

در اجرای برنامه‌های مهدویت، رعایت اين موارد اهمیت دارد:

- جشن‌های مهدوی صرفاً احساسی نباشد و به تناسب بين احساس و معرفت، توجه شود. بر این اساس، برنامه‌ریزان بايد به اهداف ایجاد احساس اضطرار به ولی خدا و اشتیاق معنوی به زندگی کردن برای آن حضرت قرار دهند.

- از ارائه برنامه‌هایی بپرهيزند که با فرهنگ اهل‌یت تنافی دارد.

- بیشتر از برنامه‌هایی استفاده شود که مشارکت دانش‌آموزان در آن نمود داشته باشد.

بر اساس تفکیک مقاطع تحصیلی برنامه‌هايي را براي دانش‌آموزان پیشنهاد می‌گردد.

دوره ابتدایی

- نواختن زنگ انتظار در مدارس سراسر کشور، در ساعتی مشخص

- مراسم پختن آش نذری برای سلامتی امام زمان (عج) در حیاط مدرسه. این مراسم بیشتر در مدارس دخترانه قابل اجراست. در این مراسم می‌توان از خانواده‌ها دعوت شود تا در تهیه آش به اولیاي مدرسه کمک کنند.

- مسابقه نامه‌ای به امام زمان (عج)، با عنوان پیشنهاد «سلام مهربان»، در زنگ انشا

- پیشنهاد به آموزگاران همه پایه‌های تحصیلی، نسبت به طرح موضوع مهدویت براي دانش‌آموزان

- مسابقه نقاشی با موضوع روز شادی

- حفظ ده حدیث درباره امام عصر(عج) در دهه مهدویه

- تقدیم هدایای علمی به دانش‌آموزان در دهه مهدویه

دوره راهنمایی

- اجرای تئاتر و نمایش‌نامه با درون‌مایه‌های مهدوي

- اردوی مسجد مقدس جمکران

- آذین‌بندی کلاس‌ها توسط دانش‌آموزان

- راه‌پیمایی به طرف نزدیک‌ترین مسجد به مدرسه، در گروه‌های 313 نفری، جهت تجدید عهد با حضرت صاحب(عج)

- آغاز هر کلاس با دعای فرج در دهه مهدویت. دهه مهدویت می‌تواند آغازی بر تکرار دعا در روز‌های دیگر سال باشد.

- حفظ پنج آیه دربارة امام زمان (عج) و برگزاری مسابقه همگانی با موضوع مفاهیم آیات

- تعبیه پارچه‌اي بلند در کنار مدرسه، با عنوان تجدید پیمان با امام عصر (عج). در این پیمان‌نامه، دانش‌آموزان با حضرت پیمان می‌بندند که به پدر و مادر خود احترام بگذارند، نماز و ارتباط هر روز با خدا را فراموش نکنند، هر روز چند دقیقه با امام زمان(عج) به درد‌دل کنند و... . این پارچه در قالب طوماري در کنار مدرسه نصب می‌شود و پس از انجام مراسمي معنوی، دانش‌آموزان را به امضاي طومار تشویق می‌کنند. این طومار به عنوان نماد پیمان با حضرت در سر در سالن اجتماعات یا نماز‌خانه نصب می‌شود مناسب است مفاد پیمان‌نامه در بروشوري زیبا چاپ شود و در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرد.

دوره دبیرستان

- برگزاری مسابقه وبلاگ‌نویسی با موضوع انتظار

- برگزاری مسابقه پیامک‌نویسی با موضوع مهدویت

- اجرای مسابقه کتاب‌خوانی براي دانش‌آموزان و خانواده‌ آنان

- اجرای مسابقه حفظ مفاهیم ادعیه مهدوی

- برگزاری اردوی جمکران

- آذین‌بندی کلاس‌ها توسط دانش‌آموزان

- انجام مسابقات فرهنگی ـ ورزشی

- برگزاری نمایشگاه کتاب با موضوع مهدویت

- عیادت از بیماران یا سالمندان، براي تبریک به مناسبت فرا رسيدن ایام مهدویه

- برپايي ایستگاه صلواتی، جلوی مدرسه و پخش شربت و شیرینی بین رهگذران

- برپايي ایستگا‌هی با نام پیشنهادی حرف‌های بی‌قراری، براي خطاطی عبارت‌هايي درباره حضرت ولی‌عصر(عج)، توسط دانش‌آموزان خوش‌خط روي شیشه اتومبیل‌ها

- فرستادن کارت تبریک میلاد حضرت قائم (عج) به همراه بروشوری درباره معرفت حضرت برای والدین دانش‌آموزان

- دیدار دانش‌آموزان با خانواده معظم شهدا و جانبازان

- برگزاری جلسات گفتگو و پرسش و پاسخ درباره موضوع مهدویت با حضور کارشناسان عرصه مهدویت.

 

 

مدیریت هوشمند

جامعه و شبکه ارتباطی حضرت ولی عصر(عج)

پژوهشگر و نویسنده: اميرمحسن عرفان

سخن آغازين

از دو منظر، دورة غيبت صغرا اهميت ويژه‌اي در تاریخ تشیع دارد؛ نخست آن‌که دورة مياني عصر حضور ائمه و دوره غيبت کبرا، و ظرف زماني، براي انتقال از موقعيت اجتماعي به موقعيتي جديد به شمار مي‌آيد دوم آن‌که در اين دوره، با وجود زمان کوتاه آن، تحولات بسياري در اوضاع سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعة شيعي پديد آمد و دستاوردهاي شگرفي نصيب شيعيان شد که زمينه‌ساز فعاليت‌هاي گستردة آنان در عصر غيبت کبرا گشت.

روزگار غيبت صغرا، روزگار حيرت و شک

دوران غيبت، تحول جديدي در امر مرجعيت و پيشوايي شيعيان پديد آورد. اين وضعيت در روايات معصومين و نيز سخنان عالمان اين عصر، به دوره «حيرت» تعبير، و در کتاب‌هايي که در اين دوره نوشته شد، به وقوع آن تصريح شد. شرايط خاص پيش آمده در اين زمان، اين وضعيت بحراني را دشوارتر مي‌سازد که عبارتند از:

1. امام حسن عسکري عليه السلام شش سال دورة امامتش را در تقيه و خفاي شديد گذرانده بود که طي آن مدت، فقط شمار اندکي از شيعيان امکان دسترسي مستقيم به حضرت را داشتند.

2. امام يازدهم عليه السلام به سبب اختناق‌ دوره عباسيان و خطري که جان ايشان را تهديد مي‌کرد، نسبت به اعلام عمومي ولادت آن حضرت جانب احتياط را رعايت کرد.

3. اقدامات حکومت عباسي، تعداد اندکي را که از ولادت آن حضرت مطلع بودند، بر آن داشت که شيوة تقيه را پيش گيرند.

4. عدم حضور آشکار امام دوازدهم (عليه السلام) در جامعة شيعي

اين مسائل دست به دست هم داد تا در کنار اموري چون جهالت، جاه‌طلبي و کسب شهرت، زمينه را براي ظهور مدعيان دروغين و طرح ادعاهاي بي‌اساس دربارة امامت و پيدايش فرقه‌هاي جديد فراهم کند. براي درک شرايط بحراني اين روزگار کافي است بدانيم که نوبختي(1) و شيخ مفيد (ره)(2) با وجود چهارده فرقة شيعي و مسعودي، به وجود بيست فرقة شيعي(3) در اين روزگار اشاره مي‌کنند. جعفريّه، واقفيه، محديه و نفيسيه، از مهم‌ترين انشعاب‌هاي فرقه‌اي در اين روزگارند.

نقش مديريتي حضرت ولي عصر (عجّ) در انسجام‌بخشي به جامعه شيعي

با وجود شرايط بحراني روزگار غيبت و پيدايش فرقه‌هاي گوناگون و با مراجعه به تاريخ و رؤيت باورمندان به آيين تشيع در روزگار کنوني، روشن مي‌شود که از ميان فرقه‌هاي شکل‌ گرفته در دوران غيبت صغرا، هيچ يک به جز شيعه اثني عشريه، حيات نيافتند و همگي به تاريخ پيوستند. اين انسجام شيعي و پايداري اصول و ارکان شيعه اثني عشري، مديون فعاليت‌ها و نقش حضرت ولي عصر (عج) در دوران غيبت صغرا است. هدايت‌گري‌هاي آن حضرت به گونه‌هاي زير تحقق مي‌پذيرفت:

الف: ديدارهاي مستقيم

امام عليه السلام از حضور فيزيکي و علني در ميان مردم پرهيز، و افرادي را به عنوان نايب و سفير خود براي ايجاد ارتباط با شيعيان تعيين مي‌کرد، ولي در برخي موارد، به طور مستقيم، با برخي شيعيان ارتباط داشت. مهم‌ترين جنبة اين ديدارها، معرفي حضرت مهدي (عج) به عنوان فرزند و جانشين امام يازدهم عليه السلام بود. ديدار آن حضرت با شيعيان قم در خانه‌اي در سامرا(4)، ديدار با ابوسعيد غانم هندي(5) و ابراهيم بن مهزيار و حسن بن وجنا، در مراسم حج، براي تثبيت امامت آن حضرت صورت پذيرفت.(6)

مسئله ديگري که در ديدارهاي امام مهدي(عج) با شيعيان مورد توجه بود، تعيين و معرفي نايبان و وکيلان حقيقي آن حضرت بود. امام زمان (عج) در ديدارهاي ديگر، با توجه به موقعيت و توان عملي شيعيان مطالبي به آن‌ها مي‌آموخت.

ب) مکاتبات

امام عليه السلام علاوه بر ارتباط‌هاي مستقيم، از طريق ارسال نامه‌، با شيعيان ارتباط داشت. اين نامه‌ها از طريق نايبان خاص و وکيلان يا فرستادگان امام عليه السلام به دست افراد مورد نظر مي‌رسيد. نامه‌ها در بردارنده اين نکات بود:

1. موضوع غيبت، اساسي‌ترين مشکل شيعيان در اين زمان محسوب مي‌شد که هم به لحاظ اعتقادي آنان را دچار مشکلاتي ساخته و هم از نظر مرجعيت ديني و علمي، شرايط سختي را براي ايشان پديد آورده بود.(7)

2. بخش ديگري از سؤالات به موضوعات اصولي و اعتقادي اختصاص داشت که اساسي‌ترين آن‌ها دربارة مسأله امامت و جانشيني امام عسکري عليه ‌السلام بود.(8)

3. در نامه‌هاي امام عليه السلام که به دست شيعيان مي‌رسيد، دربارة اموالي که به ناحية مقدسه مي‌فرستادند و کيفيت و کميت آن‌ها، مطالبي تذکر داده مي‌شد.(9)

4. در برخي نامه‌ها شيعيان را از اوضاع سياسي و خطراتي که آنان را تهديد مي‌کرد، آگاه مي‌ساخت.

5. در بخش ديگري از نامه‌ها به سؤالات فقهي و احکام شرعي شيعيان اشاره شده بود.(10)

بديهي است که ارتباط‌ها در کاهش تنش‌ها و مشکلات به وجود آمده از غيبت امام، نقش به‌سزايي داشت.

ج: نايبان خاص

وکالت ساختار در جامعة شيعه متداول بود. اين امر تحت تأثير عواملي بود که مهم‌ترين آن‌ها، گسترش و پراکندگي جامعة شيعي و مشکل دسترسي مستقيم همگان به امام و محدوديت عملکرد و روابط ائمه عليهم السلام با شيعيان محسوب مي‌شد.

با آغاز دوران غيبت، نظام وکالت در قالب جديد خود، يعني نيابت تکامل يافت. در اين دوران امام دوازدهم (عليه السلام) جامعة شيعي را به طور مستقيم و به ياري نايبان خاص رهبري مي‌کرد. در واقع نايبان خاص وظيفه داشتند اقدامات لازم را براي جامعه شيعه، با توجه به دستورات صادره از جانب امام (عج) انجام دهند. مهم‌ترين وظايف آنان عبارتند از:

1. مخفي نگاه داشتن نام و محل زندگي امام و مسئله ولادت و جانشين آن حضرت.

2. اثبات وجود امام دوازدهم براي شيعيان و افراد مورد اعتماد تا جامعه شيعه را از حيرت و سرگرداني و تمايل به انحراف‌ها و فرقه‌هاي ساختگي جديد باز دارند.

3. حل و فصل مشکلات و مسايل ديني مردم.

4. تحويل خمس و زکات و تحويل به ناحية مقدسه.(11)

فعاليت‌ نايبان و وکيلان، زير نظر امام عليه السلام انجام مي‌پذيرفت. امام عليه السلام با مراقبت دقيق بر عملکرد ايشان، از ايجاد دو گونه انحراف در جامعه شيعه جلوگيري مي‌کرد.

همچنين امام عليه السلام اوضاع سياسي و فعاليت‌هاي دستگاه حکومتي را به دقت تحت نظر داشت و از اين طريق براي حفظ و صيانت جامعه شيعه و مصون داشتن شيعيان، اقدامات پيشگيرانه‌اي را که شرايط خاص سياسي اقتضا مي‌کرد، به نايبان و وکيلان سفارش مي‌فرمود.

پي‌نوشت:

1. نوبختي، فرق الشيعه، ص79.

2. شيخ مفيد، الفصول المختاره، ص60 و258.

3. مسعودي، مروج الذهب، ج2، ص599.

4. شيخ صدوق، کمال‌الدين و تمام النعمة، ص478.

5. کليني، اصول کافي، ج2، ص454.

6. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمه، ص440-445.

7. طبرسي، الاحتجاج، ج2، ص281-284.

8. همان، ص277.

9. کمال الدين و تمام النعمه، همان، ص498.

10. اصول کافي، ج2، ص466.

11. حسن حسين‌زاده شانه‌چي، اوضاع سياسي، اجتماعي و فرهنگي شيعه در غيبت صغرا، ص213.

 

 

تربیت در دولت موعود

مصاحبه کننده: مهدی اخلاقی

یکی از مسائلی که حضرت حجت (ع) در زمان ظهور به آن خواهند پرداخت، تربیت انسان‌ها و قرار دادن آن‌ها در مسیر سعادت واقعی است و اساساً فلسفه وجودی انسان کامل نیز همین امر است. دراین‌باره با حجت‌الاسلام و المسلمین رحیم کارگر دانشجوی دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی و استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، هم‌کلام شدیم.

اندیشه معلم: بصیرت چیست و چه نقشی در زندگی انسان ایفا می‌کند؟ آیا می‌توان رابطه‌ای بین بصیرت و تعلیم و تربیت فرض کرد؟

بصيرت، روشن‌بيني، انديشمندي و دانايي حكيمانه و انساني است كه همچون چراغي پر نور در شب تاريك، راه او را روشن مي‌كند و مسير كمال و انسانيت را براي وي نمايان مي‌سازد و مانع از سقوط او در جهالت مي‌شود.

مهم‌ترين اصل زيربنايي تعليم و تربيت و برجسته‌ترين مؤلفه آن، «بصيرت اخلاقي» است. يعني تربيتي كه بتواند همه ابعاد و زواياي انسان را در برگيرد و او را به كمال نهايي برساند، تربيتي قدسي كه از دين سرچشمه گرفته است.

اندیشه معلم: لطفاً دربارة بصیرت اخلاقی توضیح دهید؟

«بصيرت اخلاقي» عبارت از تلفيق واقعي بين تعليم و تربيت الهي است؛ يعني خردورزي فاضله‌اي كه از اخلاق الهي و طهارت روح به دست مي‌آيد و بر روشن‌بيني و نيك‌انديشي او، اثري عميق دارد. بصيرت اخلاقي، در شناخت حق از باطل و عيوب فرد و جامعه، شناخت احكام الهي و موانع رشد و راه رستگاري، به انسان ياري مي‌رساند.

بصيرت اخلاقي يعني هم‌گامي تعليم و تربيت و برقراري پيوند بين جنبه‌هاي عقلي و فطري انسان در جهت رشد معنوي. در واقع انسان با دو بال عقل و اخلاق و در پرتو دانايي و پارسايي، قله‌هاي كمال را در مي‌نوردد و مشكلات و كاستي‌هاي ناشي از رشد رذايل اخلاقي را از خود و جامعه مي‌زدايد. او در ساية بصيرت اخلاقي، چنان به روشن‌بيني پارسايانه مي‌رسد كه دنيا براي او فقط دار امتحان و گذر مي‌شود و وظيفه و راه نجات خود را در فضيلت‌گرايي و پاك‌زيستي مي‌داند و با پي بردن به زشتي انحرافات، به فكر آباد كردن آخرت مي‌افتد. در واقع «بصيرت اخلاقي» هم راهبردي اساسي براي رفع مشكلات بشر است و هم ثمرة تعليم و تربيت واقعي امري كه متأسفانه در قاموس زندگي ما، بي‌معنا و ناموزون جلوه مي‌کند.

اندیشه معلم: تربیت فکری، اخلاقی و فرهنگی انسان در عصر ظهور به شکلی است؟ به عبارت دیگر، دوران غیبت آن‌چنان که می‌بینیم، دوران غلبه شهوات وغفلت‌ها بر اکثر جوامع است و انسان جنبه اصلی خود را فراموش کرده که گرایش به عقلانیت و ایمان است.‌ این موضوع در زمان حضور چه وضعیتی دارد؟ نقش حضرت (عج) در این زمينه چیست؟

عصر ظهور، دوران حيات طيبه و حيات معقول انسان است، عصر حاكميت عقلانيت و معنويت بر افراد و جوامع. دوره به‌زيستي و كمال‌گرايي است كه كمتر نظيري مي‌توان براي آن تصور كرد. در اين عصر، همه ظرفيت‌ها و استعدادهاي فطري و عقلي انسان، شكوفا، و با تربيت اخلاقي و عقلاني او، حيات تازه‌اي فرا روي او گشوده مي‌شود. به نوشته يكي از حكما:

«زمان ظهور دولت آن جناب ـ كه زمان ظاهر شدن دولت ثانية حق است ـ زمان ظهور و غلبة عقل است از روي باطني آن كه مقام ولايت است و به منزله روح است، از براي روح ظاهري آن كه مقام نبوت است.

در روايات مهدوي، به هماهنگي دو جنبه فكري و اخلاقي انسان اشاره‌اي صريح و به رشد و بالندگي همراه آن دو، به دست مهدي موعود (ع) تأكيد شده است. امام باقر (ع) مي‌فرمايد:

«اِذا ‌‌‌قامَ قائِمُنا وَضَع يَدَهُ عَلي رُؤوسِ العِبادِ فَجَمَعَ به عُقُولَهُم وَ اَكْمَلَ بِه اَخْلاقَهُم؛ چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مي‌گذارد و عقول و خرد‌هاي آن‌ها را متمركز مي‌سازد و اخلاقشان را به كمال مي‌رساند.»

بر اساس روايت امام باقر(ع)، عقول و افكار مردم در عصر ظهور، شكوفا و متمركز و اخلاق آنان كامل مي‌شود. اين يعني، پيوند عقلانيت و معنويت انسان و رسيدن به بصيرت اخلاقي.

در واقع براي تعليم و تربيت انسان، دو جنبه اثرگذار در او، تقويت و رشد مي‌يابد:

بُعد اخلاقي يعني تربيت و تزكيه انسان و بعد فكري يعني تعليم و حكمت‌آموزي انسان.

اندیشه معلم: برنامه حضرت مهدی (عج) برای رشد جوامع بشری و تعالی آن چیست؟ اصلی‌ترین فعالیتی که ایشان در این زمینه انجام می‌دهند، کدام است؟

در زمان ظهور حضرت مهدي (عج)، با آفت‌زدايي از درخت عقل و ايجاد بستر و زمينة مناسب براي رشد و شكوفايي عقول مردم، رحمت و نعمت خداوند بر مردم نازل مي‌شود و همة آنان هدايت مي‌شوند و به سر منزل مقصود مي‌رسند. خداوند در قرآن درباره يكي از حكمت‌هاي نبوت مي‌فرمايد:

« وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ؛ پيامبر زنجيرها و مشقت‌ها (جهالت و هواپرستي) را از آن‌ها (مردم) بر مي‌دارد.»

در اينجا منظور از زنجير و مشقّت، بندها و زنجيرهاي مادي نيست بلكه مقصود زنجيرهاي ناداني و فساد است كه پيامبر اكرم(ص) با هدايت‌ها و تلاش‌هاي فراوان فرهنگي، آن‌ها را از انسان‌ها بر طرف ساخت. در عين حال از هدايت‌هاي تكويني ويژه‌اي نيز استفاده كرد و در دل و جان مردم مشرك و فاسد نفوذ معنوي داشت و تأثيرات عميقي بر آنان گذاشت.

در عصر ظهور نيز امام مهدي (عج)، همه موانع و آفت‌هاي رشد و تعالي عقلاني انسان‌ها را از بين مي‌برد و عقول آنان را به حد بالايي از شكوفايي و رشد مي‌رساند. افزون بر آن‌كه تزكيه و تهذيب نفوس انساني و طهارت جامعة بشري را در رأس برنامه‌هاي خود قرار مي‌دهد.

اندیشه معلم: چه ارتباطی بین نقش تربیتی پیامبران و حضرت مهدی (عج) وجود دارد؟ آیا اصول و مبنای تربیتی هر دو یکی است؟

حضرت مهدي (عج) ادامه‌دهنده راه جنبه پيامبران و تكميل‌كننده برنامه‌هاي آنان، به خصوص پيامبر اسلام (ص) است. در واقع در اين عصر، به دو جنبة تعليم و تزكيه عموم مردم پرداخته مي‌شود؛ يعني هم بر بصيرت و دانايي آنان افزوده مي‌شود و هم پاكسازي و تزكيه نفوس در اولويت قرار مي‌گيرد. قرآن در اين باره مي‌فرمايد:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛ اوست كه در ميان قوم بي‌كتاب، پيامبري از ميان خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مي‌خواند و پاكيزة‌شان مي‌دارد و به آنان كتاب و حكمت مي‌آموزد».

 

 

اسم مهدی(عج) در میان قبایل سرخ‌پوستان و توسل به آن حضرت

در خبر‌نامه داخلی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شماره 137- 30/3/1366 ص6 ، خبر جالبی بدین شرح آمده است: سرخ‌پوستان سه قبیله از قبایل داکوتای شمالی و منطقه قطب در هنگام نیاز و نیز گم کردن راه در بین یخ‌های قطبی و جنگلی از فردی به نام «مهدی» کمک می‌طلبند، که تا همین اواخر از ارتباط این نام با اسلام و یا اصولا از مکتب اسلام نیز اطلاعی نداشتند و پس از اطلاع از این موضوع، تعدادی از دانشجویان سرخ‌پوست به دین اسلام مشرف شده‌اند.

توضیح این خبر‌نامه: زبان‌شناسان و محققین زبان‌های بومی آمریکای شمالی کشف کرده‌اند که ریشه ‌کلمه «مهدی» در زبان‌های بومی اولیه کشورها شمالی و جنوبی آمریکا، از جنبه بسیار مذهبی اسرار‌آمیزی برخوردار است.1

 

پی‌نوشت:

1. کتاب روزنه‌هایی از عالم غیب، حضرت آیت الله سید محسن خرازی، ص19

 

آشنایی با موسسه آینده روشن

 

مؤسسه آینده روشن بشریت (پژوهشکده مهدویت) با هدف گسترش و تعمیق فرهنگ انتظار و معارف و آموزه‌های بالنده مهدویت برای گروه­های مختلف به ویژه فرهیختگان، جوانان و نوجوانان در سطح داخلی و بین­المللی در اواخر سال 1383 تشکیل گردید.

حجت الاسلام و المسلمین سید مسعود پور سیدآقایی در تشریحی مختصر در مورد فعالیت های موسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت) اذعان داشتند:

اعتقاد به منجی جهانی از آموزه های همه ادیان ابراهیمی و برخی دیگر از ادیان و آیین های مطرح جهان است اعتقاد به امام مهدی از مسلمات درمیان همه مسلمانان است و همچنین مهدویت درشیعه از اصول مسلم اعتقادی است. برپایی جمهوری اسلامی که در دوران معاصر تحولات شگرفی را در عرصه های بین المللی ایجاد نمود محصول تفکر مهدوی شیعی است. ما معتقدیم که موضوع موعود جهانی به عنوان موضوع مشترک بین الادیانی می تواند محوری برای تعامل، گفتگو، صلح و همدلی در میان ادیان باشد.

موسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت) در سال 1383 به همت جمعی از اساتید حوزه علمیه قم تاسیس گردید تا با تبیین صحیح آموزه های مهدویت این بخش از آموزه های حیات بخش شیعه را با روش های اصولی تبیین، سوالات و شبهات را پاسخگو و محوری برای گفتگوی بین الادیانی باشد.

در این راستا موسسه آینده روشن با محوریت مهدویت و موعود گرایی به ارائه پژوهش و نظریه پردازی ، برگزاری همایش بین المللی و نشست های تخصصی و تولید محصولات فرهنگی اقدام نموده است.

موسسه آینده روشن دست پژوهشگرانی را که نیاز به همکاری ما داشته باشند و موسساتی که تمایل به همکاری با ما داشته باشند به گرمی می فشارد.

بخش های موسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت):

معاونت پژوهش(پژوهشکده مهدویت)

این معاونت هم اکنون با عنوان پژوهشکده مهدویت فعالیت می کند عمده فعالیت های پژوهشکده مهدویت در چارچوب 8 گروه پژوهشی شکل گرفته است که رویکردهای مختلف را در بر می گیرد. اسامی این گروه ها عبارت است از: قرآن و حدیث؛کلام و عرفان؛ تاریخ؛ حقوق و سیاست؛ جامعه شناسی؛روان شناسی؛ادیان و مذاهب و فرق؛ فرقه های انحرافی..

 

کتابخانه تخصصی

کتابخانه تخصصی مهدویت از ابتدای فعالیت موسسه شکل گرفته است. این کتابخانه با بیش از 100،000جلد کتاب، پایان نامه، نسخ خطی و کلیه نشریات مهدوی زیر نظر معاونت پژوهش فعالیت می کند.

معاونت آموزش

آموزش، تربیت متخصصان و کارشناسان مهدویت و ارائه معارف مهدوی در قالب دوره های کوتاه و بلند مدت و به شکل حضوری و غیر حضوری عمده فعالیت این معاونت است.

دوره بلند مدت با تربیت مدرس با هدف تربیت استاتید زبده از میان طلاب ممتاز سطح 4 حوزه(دکترا) و فارغ التحصیلان سطح 3 مراکز تخصصی حوزه (فوق لیسانس) در جریان است.پس از اتمام دوره به پذیرفته شدگان مدرک تربیت مدرس از موسسه داده می شود.

معاونت بین الملل

گسترش و تبیین فرهنگ و معارف مهدوی و رساندن این معارف به دست علاقه مندان در خارج از ایران از وظایف این معاونت است این معاونت با برقراری ارتباط با مراکز شیعه شناسی، ارتباط با مراکز بین المللی و رهبران ادیان، برپایی نشست ها و همایش های بین المللی و اعزام مبلغان و محققان؛ در صدد ایجاد زمینه گفت و گوی علمی-پژوهشی و تعامل فرهنگی جهت انتقال فرهنگ و معارف مهدویت و موعود گرایانه است.

معاونت فرهنگی- هنری

فرهنگ و هنر، دو عرصه مهم برای ارائه معارف مهدوی و تبیین ضرورت آن هستند. در این راستا معاونت فرهنگی ، هنری با بهره گیری از ابزارهای هنری شامل: شعر، موسیقی، هنرهای تجسمی، ادبیات داستانی، رسانه و سینما؛ کمک به تولید آثار ارزشمند مهدوی را هدف خود قرار داده است.

همایش بین المللی دکترین مهدویت

یکی از فعالیت های برجسته موسسه آینده روشن، برگزاری هر ساله همایش بین المللی دکترین مهدویت است.این همایش همه ساله در نیمه شعبان، در سالروز ولادت امام مهدی(عج) با شرکت اندیشمندان و محققان داخلی و خارجی و با سخن رانی شخصیت های علمی و دینی در عالی ترین سطح برگزار می شود.

از دیگر بخش های این موسسه می توان به خبرگزای آینده روشن اشاره کرد.

خبرگزاری آینده روشن در راستای انعکاس اخبار مهدوی در سطح بین الملل و داخلی در دو بخش فارسی و انگلیسی در حال فعالیت می باشد.

آدرس سایت خبرگزاری آینده روشن www.bfnews.ir می باشد که علاقه مندان به موضوع مهدویت می توانند با مراجعه به این سایت در جریان آخرین اخبار مربوط به حوزه مهدویت قرار بگیرند.

برخی از محصولات موسسه آینده روشن

-فصل نامه علمی- پژوهشی مشرق موعود( به زبان فارسی) حاوی مقالات پژوهشگران موسسه آینده روشن

- فصل نامه های الموعود و The Bright Future ( به زبان عربی و انگلیسی) حاوی مقالات برگزیده همایش.

- فصل نامه ادبی- هنری عصر آدینه( به زبان فارسی) حاوی مباحث نظری پیرامون هنر با گرایشات مهدوی

- نشریه الکترونیک ساعت صفر( به زبان فارسی) با موضوع انتظار و معارف مهدوی برای جوانان

- ماهنامه انتظار نوجوان(به زبان فارسی) با موضوع انتظار و معارف مهدوی برای نوجوانان

- ماهنامه ملیکا (به زبان فارسی) با موضوع انتظار و معارف به زبان کودکان

 

موسسه آینده روشن واقع در قم، خیابان شهداء، کوچه 23، پلاک 5 می باشد.

تلفکس: 02517840905

وب سایت های این موسسه عبارت اند از:

وب سایت همایش بین المللی دکترین مهدویت:

www.mahdaviat-conference.com

وب سایت خبرگزاری آینده روشن: www.bfnews.ir

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

مدیریت هستی در دستان حضرت ولی‌عصر (عج)

حجت الاسلام والمسلین استاد مسعود پورسیدآقایی

طلیعه

شاید برخی گمان کنند که امام زمان(عج) تا پیش از فرارسیدن زمان ظهورش، در جهت تحقق حکومت جهانی نقشی ندارد، اما ما بر این باوریم که امام در جهت ایجاد آن آرمان الهی، نقش‌‌آفرین است و خود نیز تکلیف دارد که زمینه‌های ظهورش را فراهم آورد و غیبت هم مانع نیست، چون غیبت پنهان بودن و پنهانی کار کردن است، نه بیکاری. امور در روزگار غیبت تعطیل نمی‌شوند، چون امامت تعطیل‌بردار نیست، بلکه چه بسا دست امام از جهاتی بازتر ‌شود و به دور از تنگناها و برخی مزاحمت‌ها، به تدبیر امور و آرایش نیرو بپردازد و بسیاری از توطئه‌ها بر ضد شیعه، مسلمانان یا جامعه جهانی را خنثی کند و شیعیان پراکنده را جمع سازد. او با حفظ شیعیان و دولت شیعی زمینه‌ساز دولت جهانی عدل خواهد بود.

چند نکته

1.‌ دلایل ارائه شده درباره مدیریت حضرت برای اثبات این قضیه به صورت کلی است، اما اثبات موارد و مصادیق آن نیاز به دلیل یقینی دارد و هر ادعایی پذیرفتنی نیست.

2.‌ مدیریت حضرت براساس سه اصل غیبت، حکمت و سنت است. حضرت هرگز کاری خلاف فلسفه غیبت یا خلاف حکمت و مصلحت انجام نمی‌دهد و در انجام آن نیز هرگز از سنت‌های الهی تخطی نمی‌کند.

3. بین مدیریت و نقش‌آفرینی تفاوت وجود دارد و هر نقشی مدیریت نیست، بلکه مدیریت باید براساس هدف و برنامه‌ای خاص باشد. در این‌جا مراد از مدیریت حضرت، همان معنای اصطلاحی آن و مجموعه فعالیت‌ها و اقداماتی است که امام برای رسیدن به اهداف غایی و میانی خود انجام می‌دهد.

4. مدیریت حضرت به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم اعمال می‌شود. یکی از نمونه‌های مدیریت غیرمستقیم امام زمان(عج)، اصل مترقی ولایت فقیه و انتصاب فقها به عنوان نایبان عام آن حضرت در عصر غیبت کبراست.

5. خواست و اراده حضرت در طول اراده الهی است ونه در عرض آن. او همان را می‌خواهد که خداوند می‌خواهد.

دلیل عقلی مدیریت امام زمان(عج)

شیعه براساس بینش مترقی و حکم عقل معتقد است که حاکمیت و رهبری، تنها حق امام معصوم است و اوست که محور این آسیاب است. هرگاه که زمینه فراهم باشد، به حکم عقل مکلف است آن را عهده‌دار ‌شود و آن‌جا که زمینه مهیا نباشد، باید آن را فراهم ‌سازد و با تقیه، کار را پیش ‌ببرد و با تربیت مهره‌های توان‌مند و کارساز و تحول در تلقی توده‌ها و بینش مردم ـ یعنی همان دو عنصر اساسی حکومت دینی ـ ، زمینه‌ها را فراهم آورد و اگر آن‌قدر مبارزه پیچیده شود که دیگر دشمن حضور آخرین حلقه امامت الهی را حتی در پوشش تقیه تاب نیاورد و وجود او را مزاحم اهداف پلید خود بیابد و به کمتر از مرگ او قانع نشود، حکمت، اقتضا می‌کند که مبارزه پنهانی باشد و این غیبت و فعالیت در خفا، چیزی جز استمرار حرکت ائمه شیعه و انبیای الهی نخواهد بود.

سیره امامان نیز گویای همین حقیقت است و در واقع ارشاد به همین حکم عقل است. مگر امامان شیعه در روزگار خود بی‌توجه به اوضاع بودند؟ مگر حضرت علی(ع) در دوران 25ساله سکوت خود با تقیه، زمینه حاکمیت خود را فراهم نساخت؟ سکوت، غیرسکون، و تقیه و پنهان‌کاری، غیر بیکاری و بی‌دردی است. مگر امامان بزرگ‌واری چون حسین و سجاد و صادق و عسکری(ع) آرام نشستند؟ آیا امام زمان(عج) در عصر غیبت صغرای خود آرام نشست و هیچ فعالیتی نداشت؟ آیا نهاد قدرتمند وکالت را رهبری نفرمود؟ آیا جامعه شیعه را مدیریت نکرد؟ مگر غیبت کبرا، ادامه غیبت صغرا و استمرار حرکت امامان شیعه نیست؟ آیا تغییر تاکتیک و شیوه مبارزه، به معنای بیکاری است؟ همان‌طور که اشاره شد، اصل تقیه به معنای پنهان‌کاری و زمینه‌سازی و یک شکل پیچیده از مبارزه و جهاد، عنصر اساسی در حیات امامان است و بدون آن تاریخ ائمه و مبارزه‌های آنان را نمی‌توان تحلیل کرد.

از طرف دیگر، چگونه می‌توان پذیرفت که منتظران به یاری و یاوری امام موظف باشند و در هر پگاه با آرزوی شهادت بر یاری و دفاع از او عهد و پیمان بندند و رسالت زمینه‌سازی حکومت او را بر دوش بگیرند، اما امام، خود در گوشه‌ای تنها به عبادت بپردازد و در جهت حاکمیتی که حق اوست و بدان مکلف است، هیچ تلاش نکند؟ آیا این خردمندانه است؛ «مَالَکُم کَیفَ تَحکُمُونَ؟»

دلیل نقلی مدیریت آن حضرت

الف) آیات

آیات متعددی از قرآن گواه بر این معناست که از میان آن‌ها به یکی بسنده می‌شود. خداوند در سوره قدر می‌فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ؛ ملائکه و روح که موجودی بزرگ‌تر از ملائکه است، همه شئونات و کارها را با اجازه پروردگار خود بر ولی امر نازل می‌کنند».

به راستی مهبط ملائکه کیست و آنان بر چه کسی نازل می‌شوند؟ فعل مضارع «تنزّل»، در اصل «تتنزّل» بوده و از حقیقتی مستمر خبر می‌دهد و بر استمرار دلالت دارد. آهنگ کش‌دار و طولانی آیه هم با استمرار آن تا قیامت کاملاً هم‌آهنگ است. اگر ملائکه مقدرات را در زمان رسول خدا(ص) بر او نازل می‌کردند، پس از پیامبر هم آن مقدرات را باید بر کسانی نازل کنند که از نظر روحی با او سنخیت دارند و آنان کسانی جز اوصیای او نیستند. از همین‌ رو، در روایت آمده که با این سوره با مخالفان ما احتجاج کنید تا پیروز شوید.

چرا ملائکه، روح همه شئونات و مقدرات سال آینده را از هر حادثه خیر و شر، طاعت و معصیت، سود و زیان، مرگ و زندگی و... در شب قدر بر امام نازل می‌کنند؟ در حقیقت، چنان‌که از خود آیه برمی‌آید و روایات نیز به آن اشاره دارند، مقدرات را بر امام نازل می‌کنند تا او بداند در سال آینده وظیفه‌اش چیست و چگونه باید مدیریت و نقش‌آفرینی کند و اراده پروردگار به چه چیزی تعلق گرفته است.

ب)روایات

در این‌باره روایات فراوانی وجود دارد که از این میان، به یکی از آن‌ها اشاره می‌شود. در برخی زیارت‌ها، حضرت مهدی(عج) را «صاحب تدبیر» دانسته‌اند: «السلام علیک یا صاحب التدبیر؛ سلام بر تو ای صاحب تدبیر.»

سلام‌ها و صفت‌های ائمه(ع)، بی‌‌حکمت نیستند. گزینش وصفی از بین اوصاف و القاب، نکته‌هایی دارد که نباید به سادگی و بی‌درنگ از آن‌ها گذشت. «سلام» در جامعه اسلامی و در جمع مسلمانان به معنای اعلام مسالمت و پیام‌آور صلح و دوستی است. گوینده با گفتن سلام، آفت و تهدید از جانب خود به دیگران را دور می‌خواند. در این سطح، سلام اعلام مسالمتی است که سلامت در روابط و امنیت اجتماعی را به دنبال دارد، اما در سطحی بالاتر و در رابطه میان امت و امام، علاوه بر این معنا، تسلیم و واگذاری امور به امام را نیز اعلام می‌دارد؛ تسلیمی که دشمني و دوستی و سلم و حرب سلام‌دهنده را مرزبندی می‌کند و سلامت در کل هستی را به دنبال می‌آورد.

در عبارت «السلام علیک یا صاحب التدبیر»، سلام با وصف صاحب تدبیر همراه شده است. شاید در نگاه نخست به نظر برسد که وصف مدبّر برای بیان تدبیر رساتر باشد، ولی با دقت در تفاوت این ‌دو، ظرافت‌های نهفته در این تعبیر بيشتر آشکار می‌شود. «صاحب» همراهی مستمر و زندگی با شخص یا چیزی را می‌رساند و «تدبیر» به معنای عمق و استمراربخشی به کار و گونه‌ای برنامه‌ریزی است که کار ابتر نماند و ادامه یابد. این معنا ریشه در بررسی پشت و پنهان حادثه‌ها و کارها و عاقبت آن‌ها دارد که معنای دیگر تدبیر است. بنابراین، «صاحب تدبیر» کسی را گویند که همیشه همراه هر تدبیر و هم‌نشین آن است.

 

موج سواری استکبار از منجی باوری

تحریف آخرالزمان، توطئه نوین استکبار

پژوهشگر و نویسنده: محمد جواد آهنگر

کارگردان فیلم هالیوودی 2012، رونالد آمریخ که فیلم وي در 35 هزار سینمای جهان به نمایش درآمد، در پاسخ به پرسشی درباره ویران‌سازی جهان در فیلم 2012 و عظمت وقایع به نمایش درآمده در فیلم می‌گوید: «وقتی شما بخواهید یک دروغ، واقعی به نظر برسد، باید سخت کار و تلاش کنید».

وی ادامه می‌دهد: «تماشاچی اصلا نباید احساس کند که دارد یک فیلم می‌بيند».

این سخنان، استراتژی پنهان استعمار و سران فراماسونری جهان دانست: واقعی جلوه دادن یک دروغ، و فریب مردم تا آن دروغ را واقعی بدانند.

رؤیای حکومت بر جهان

بر کسی پوشیده نیست که استکبار جهانی و به تعبیر مدرن آن، فراماسونری جهانی، سکان هدایت سیاست، فرهنگ و اقتصاد جهان را در اختیار دارد و می‌کوشد سکان مذاهب را نیز در دست بگیرد و با حادثه‌اي بزرگ و البته دست‌ساز، حکومت جهانی مذهب خویش که بی‌شک حکومتي یهودی و مبتنی بر اندیشه‌های صهیونیستی است، اعلام کند.

شتاب بسيار آنان برای رسیدن به این هدف، در همه حرکات و سکنات سیاسی، نظامی و اقتصادی آن‌ها و به ویژه در صنعت عظیم سینمای هالیوود می‌توان مشاهده کرد. به گمان آن ها، سیر تدریجی لیبرالیزه و سکولاریزه کردن فرهنگ و تمدن جهان که در واقع ترجمه توسعه لامذهبی و لاابالی گری است، چنان قوای باقی مانده فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را مضمحل می‌کند که به سرعت، حکومت جهانی خویش را آغاز می‌کنند. طی همین برنامه، ابتدا اروپا و جهان مسیحی را تباه ساختند و پس از آن با نیرویی بيشتر به جان جهان شرق افتادند تا دهکده جهانی را به رهبري یک کدخدا پديد آورند.

نه تنها حمله به عراق و افغانستان و پاکستان، تخریب چهره مذهب‌هاي مختلف با کاریکاتور‌ها و قرآن سوزی ها، قتل عام مسلمانان در بوسنی و هرزگوین، یوگسلاوی، چین و... که در حقیقت، جنگ‌های جهانی اول و دوم نیز بخشی از فیلمنامه‌ای بود که آنان برای این هدف نگاشته‌اند.

قرن بیستم را باید قرن تولید و توسعه فرهنگ غرب و تمدن الحادی آنان دانست؛ قرن همسان‌سازی ساکنان جهان در همه معاملات و معادلات و مناسبات. ازاین‌رو جهانيان در خوردن و پوشیدن و شهرسازی، و در یک کلام، در فرار از تمدن و فرهنگ خویش، هم‌گام شدند و عجولانه تاختند.

آنان به مدد وسایل مدرن قرن بیستم بود که اقتصاد و سیاست و فرهنگ جهان را به دست گرفتند و مردم را در غفلت هیجانات جنسی و برخورداری مادی سرگرم کردند و خواستند همه مردم به یک اندازه از اخبار آگاه شوند و همواره برای یک گوشه از جهان که سران استکبار می‌خواهند، گریه کنند، بخندند و دلهره داشته باشند. عدول از قوانین آسمانی انبیاء در این قرن تا آن‌جا پیش رفت که آزادی‌خواهی مردم، در کشور‌های مدعی مذاهب توحیدی نیز جرم شناخته شد، اما درست در شرایطی که بر سر قبر همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها شمع روشن، در کلاس‌های درس تاریخ و فرهنگ و ادبیات، آمریکا و اسرائیل را قوی‌ترین نیروی نظامی جهان معرفی می‌کردند و یهودیان را متدین‌ترین مردم می‌خواندند، موج‌های مهیب اندیشه ناب اسلامی، خوابشان را آشفته کرد.

نظام سلطه و آموزه مهدویت

جریان سلطه‌جو و استعمارگر که از آن به جریان فراماسونری تعبیر کردم، مخفیانه و با ابزار پول و قدرت و رسانه، تمام سد‌های فرهنگی و تمدنی را از پیش برداشت، اما پشت دروازه‌های مستحکم اسلام متوقف ماند. پرسش این جاست که چرا جریان عظیم سلطه با تمام قدرت و نفوذ خود و با تمام پیشرفت‌ها و موفقیت خود برای هم سو کردن اقوام و ملل و مذاهب، توان در هم شکستن اندیشه‌های اسلامی را نداشته است؟

بی‌تردید اصیل‌ترین، زیباترین و آرمانی‌ترین نگرش به آخرالزمان، آینده بشر و منجی موعود، در دین اسلام ترسیم گشته است. عمق اندیشه‌های مهدویت و آرمان‌شهر بی‌بدیل اسلامی است که غرب و شرق استعمارگر را در رویارویی با اسلام ناتوان ساخته است.

اگر فراماسونری جهانی باور نداشت که طبق طراحی الهی، رهبر حکومت آخرالزمان از میان نوادگان پیامبر اسلام(ص) برگزیده شده است یا اگر این احتمال را آن چنان حقیقی‌تر و جدی‌تر از نظریه‌ها و ایده‌پردازی‌های خام از جنس فوکوياما، مک لوهان، تافلر، پال کندي و هانتينگتونی نمی‌دانست، سپاه عظیم فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای خود را در مقابل اندیشه مهدویت به میدان نمی‌فرستاد.

تاریخ بلند استکبار، سرشار از تحریف واقعیت‌هاست؛ واقعیت‌هایی که منافع آنان را به خطر می‌انداخت و جریان اندیشه بشری را به دست می‌گرفت. از این رو، آنان انحراف این اندیشه و مبارزه آشکار با این باور را در رأس برنامه‌های خود قرار داده‌اند. آنان می‌کوشند یهود و منجی یهود را منجی حقیقی جهان معرفی کنند و در این مسیر، سینمای عظیم هالیوود را کارخانه توسعه اندیشه آخرالزمانی خویش بسازند و با هزینه‌های مالی فراوان، فراز‌هایي از انجیل و تورات را براي آرزوهای خویش، تفسیر و تحریف کنند.

امروز با شکست تمام ایدئولوژی‌های بشری، گرایش به آموزه منجی و نظام توحیدی آخرالزمانی، به خواسته اصلي انسان‌ها بدل گشته است. بنابراین نظام سلطه و سربازانش دریافته‌اند که ماندگاری و تقویت جبهه‌شان، بدون توجه به موضوع و اخبار آخرالزمانی ممکن نیست. در همین مرحله است که جایگاه و کارکرد این مباحث و مباحث مرتبط با فرهنگ انتظار، شناخته مي‌شود و برای آنان قدر می‌یابد.

اکنون می‌توان حقیقت سخن «برنارد شاو» را دريافت که مورد تمسخر و بی اعتنایی قرار گرفته بود. وي مدعی شده بود، روزی، مردم اروپا آیین اسلام را مي‌پذيرد و تنها اسلام است كه مى‌تواند مشكلات جهان را حل كند. مهم‌تر از هر کلامی، سخن پيامبر اكرم(ص) است که بر فراز منبر فرمود: «مهدى از عترت و اهل بيت من است. او در آخرالزمان ظهور مي كند.» (الغیبة، شیخ طوسی، ص111 و بحارالانوار، ج51، ص74)

در جاي ديگري فرمود: «مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار و فتنه و اختلاف و ناامني مى‌آيد و خداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى‌کند». (منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص 171)

 

اگر عمل به وظیفه بکنید خودش به سراغ شما می‌آید

تحقیقا، بالاترین و برترین بندة خاص خداوند، در این زمان، حضرت ولی‌عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. اگر ما، به رضای الهی عمل کنیم، خداوند، او را از ما مخفی نخواهد کرد. بعضی خیلی اصرار داشتند که خدمت حضرت برسند، اما حضرت علیه‌السلام به واسطة بعضی دیگر پیغام داده که هر وقت موقع آن رسید، خودم می‌آیم. در این‌باره، قضایایی نیز نقل شده است. راه تشرف به حضور حضرت خالصانه عمل کردن است. اگر خالصانه عمل کنیم، خود حضرت، به سراغ ما می‌آید.

اما این روزها، مسائل یک طور دیگری شده است! و حضرت ولی‌عصر (عج) تقریبا، باید گفت وسیله‌ای برای جمع کردن عده‌ای شده که بیایید ما می‌خواهیم شما را ببریم خدمت حضرت یا نه اینکه دسته جمعی برویم، خلاصه می‌خواهیم راه آن را نشان شما بدهیم تا موفق مؤید خدمت حضرت برسید و واقعیت آن هم خیلی برای من واضح نیست بلکه این کارها یک گرفتاری‌هایی را نیز ایجاد کرده. علی کل حال بعضی از این آقایان هم می‌آیند اینجا و بنده به آنها می‌گویم من راه آن را نمی‌دانم و برای آنها همین روایت را بیان می‌کنم که اگر عمل به وظیفه بکنید خودش به سراغ شما می‌آید.

 

پی‌نوشت:

1. حضرت آیت الله حاج میرزا‌علی‌آقای فلسفی، فصلنامه علمی- تخصصی انتظار(ویژه امام مهدی(عج))، شماره 5، پاییز 1381، ص33